باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته درست است ولی نمیتوان گفت خواب معبر صادقانه نیست، بلکه به نحوی همان خواب نیز از قبل به همین صورت باید محقق میشده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قم نمایندگیهای انتشارات لبالمیزان به قرار زیر است: موفق باشید
تلفن همراه: 09133057948
(قـــــم)
تلفن: 02537735451
(قـــــم)
تلفن: 02537839402
(قـــــم)
تلفن: 6-02537840844 تلفن همراه: 09121501732
(قـــــم)
تلفن: 02533917727
(قـــــم)
تلفن: 02537742757تلفن همراه: 09107755159
(قـــــم)
تلفن: 02532110651تلفن همراه: 09107755161
(قم)
تلفن : 02532110412 و 02132917727 و 02532904440*
(قم)
تلفن : 02537742757 و 02537735451 - موبایل : 09128518568 اسلامی*
(قم)
تلفن : 37742757 - موبایل : 09128518568 اسلامی فر*موبایل : 09361543580 آل ایوب*
(قم)
(قم)
سلام علیکم استاد گرامی: جناب استاد اگر خاطر شریفتون باشه سال نود و پنج در معیت شما مشرف به پیاده روی اربعین شدم و در حین سفر سفرنامه ای نوشتم که وقتی تقدیم شما کردم منت گذاشتید تقریظی بر اون نوشتید و فرمودید یا چاپش کنم و یا در فضای مجازی در معرض دید علاقمندان قرارش بدم. حقیقتش خیلی دنبال چاپش بودم منتها چون تمام هزینه اش بر عهده خودم بود توان مالی این کار را نداشتم. پارسال می خواستم قبل از اربعین در فضای مجازی نشرش بدم که به علت فوت مادرم روحیه این کار را نداشتم. اما اگه خود امام حسین قبول کنه با اجازه شما مدتیه در فضای اینستاگرتم و تلگرام با آدرس (hampayedel) همپای دل این سفرنامه را نشرش دادم. الان هم مزاحم وقت شریفتون شدم که اگه شما استاد تایید می فرمایید این پیام من در معرض دید سایر مشتاقین و عشاق حسین علیه السلام قرار بگیره شاید به این وسیله حتی یک نفر زائر به این جمعیت باشکوه و عاشق اضافه بشه. سایه لطف شما بر سر ما مستدام
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم سفرنامههایی که رفقا در راستای عشق به مولایمان حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» به نگارش درآوردهاند به یک معنا خودش نوعی زیارت به حساب میآید و ما را در فضای اُنس با امام میبرد. به همین جهت خوب است که رفقا با آن سفرنامهها مأنوس باشند. موفق باشید
سلام استاد: خدا قوت. استاد در صلوات خاصه امام رئوف علیه السلام داریم «و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری» استاد منظور از «و من تحت الثری» چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: «تحت الثری» به معنای زیر زمین است و در دعای مذکور سلام میدهیم بر امامی که در همه مراتب هستی حاضرند چه فوق زمین و چه مراتب مادون آن که بیشتر مربوط به افکار انسانهایی است که خود را از عوالم بالا محروم کردهاند. موفق باشید
یا مهدی ادرکنی: سلام علیکم. خدا بر توفیقاتتان بیفزاید ان شاءالله. استاد من سالهاست توفیق بهره گیری از مطالب حضرتعالی رو دارم بحمدالله. استاد، شوهر من شخص مومنی است نمازهاشونو با حال و شوق می خوانند قرآن رو دوست دارند و تلاوت می کنند و... اما در مواردی حق من رعایت نمیشه، چون ایشون هم نظرات حضرتعالی رو قبول دارند گفتیم به شما مراجعه کنیم. استاد عزیز، ما در خانه مان را که باز کنیم مسجد است، یعنی رو بروی خانه ما مسجد است و نماز جماعت هم برگزار می شود، همسر من که از صبح تا شب سر کار است و من چشم براه آمدنشان هستم، میگویند الا و لابد من باید بروم مسجد محله مادرم اینا، نماز بخوانم، چون از کودکی در آنجا خاطره دارم و....، محله زندگی ما منطقه ۴ است محله مادرشون منطقه ۱۵، فلذا از سر کار بدون این که بیان خونه_ معمولا_ میروند مسجد محله شون، ۳ ساعتی طول می کشد حدود ساعت ۱۰ شب میان خونه، آن موقعی که می آیند باید برنامه کاری فرداشون رو هماهنگ کنند و معمولا با من حرف نمیزنن. من از شدت کمبود محبت مانده ام چکار کنم. ببینید من هم به فضل خدا اهل دین و دیانتم، عاشق اهل بیتم، اما هر زنی نیازمند محبت شوهرش است این حس را خدا در نهادش گذاشته، ایشون به این موضوع دقت ندارند. تفریح ما هم فقط خانه مادرشان است که مرا میگذارند آنجا و میروند مسجد، و من باز هم تنها هستم، در مسجد هم فقط نماز نمی خوانند که، می روند بلندگو رو میگیرند یاسین، دعا کمیل و....وقتی سوار ماشین می شویم برویم خانه مادرشان چون در خانه فرصت حرف زدن نیست تا می آیم حرف بزنم بهم تشر میزنن که سوار ماشین شدیم باید قرآن بخوانی، شروع می کنن چهار قل، قدر ، کوثر و.....تا بیام حرف بزنم قرآن تمام شده رسیدیم، استاد من بهشون میگم پیغمبر صلوات الله میفرمایند ساعتی نزد همسرت بنشینی از اعتکاف در مسجد من بهتره و... زیر بار نمیرن. به هرکس میخواد ازدواج کنه میگم با یک آدم معمولی که دین معمولی داره ولی هوای زن رو داره و مسئولیت پذیره و به زنش محبت میکنه ازدواج کنید و با این مومنای این مدلی ازدواج نکنین. همیشه یاد مثال امام صادق علیه السلام می افتم و اون فرد تازه مسلمان مسیحی. استاد یعنی کار ایشون درسته؟ توقع من که میگم برو مسجد کوچه خودمون، که اتفاقا جوانها هم می آیند و می شود کار فرهنگی هم کرد، به جای مسجد محله خودشان که فقط چند پیرمرد و پیرزن می آیند، اشتباه است؟ استاد شوهر من اهل کار خیر هم هست، بنده هم قبل از ازدواج اهل کار خیر بودم اما حالا اسم کار خیر میاد چهارستون بدنم میلرزه، همسر من بخش عمده همون یه کم وقتش که میمونه رو میره دنبال کار خیر: برای فامیل و دوست و آشنا و غریبه و... میرن مرغ قربونی می کنن و بعد دونه دونه توزیع میکنن بین فقرا. کلی لباس و... از اقصا نقاط جمع و توزیع می کنن، سبد غذایی درست میکنن بین فقرا توزیع می کنن، و هزار جور کار دیگه... که معمولا هر روز انجام میدن و وقتی برای من نمیذارن. حالا اگر من بگم یه چیزی برای خونه بگیر معمولا چندین روز طول میدن که یا خودم باید برم بیرون بخرم یا با دعوا و تشر بخرن. حالا مثلا بگم پیاز بگیر میره تعمدا بدترین پیاز رو که جوانه زده و ریز و بیخوده میخره بعد که میگم آخه یک مقدار چیز بهتر بخر شروع به نفرین میکنه که خدا نعمت رو ازش بگیر و... تو قدر نعمت الهی رو نمی دونی و... حال آنکه برای دیگران که میخواد بخره چیزهای خوب میخره، استاد آیا اسلام این رو میگه؟ من خودم شاغلم، به راحتی هم میتونم دست ایشون رو از همه چیز قطع کنم و خودم رئیس خانه شوم اما شرع و اخلاق بهم این اجازه رو نمیده که همسرم رو از ریاست ساقط کنم حال آنکه ایشون اجازه تماشای تلویزیون رو نمیدن، آشپزخانه رو گرفته دستش، اگر خلاف میلش رفتار بشه بداخلاقی می کنه و... خلاصه من علیرغم میل باطنیم مجبور میشم داد بکشم تا دست برداره، خب چرا یک مرد مومن باید زنشو به اینجا برسونه؟ همیشه بهش میگم هرکسی جای من بود از دین و دیانت زده می شد. نه دلخوشی نه تفریح، شما فکر می کنید منظور من از تفریح رستوران و شهربازیه؟ من شخصا به اینجور جاها علقه و علاقه ندارم، من دلم میخواد یه جمعه غذا درست کنم بریم زیارت شهید حججی رحمت الله علیه، بیرون چای و غذامون رو بخوریم و بیاییم. بریم گلستان شهدا، باغ رضوان سر مزار پدرم. اما ایشون فقط فقرا. فقط مسجد. تازه معتقدند عقد موقت ثواب دارد! در حالیکه اینطور نیست و ثواب ندارد حتی رهبری هم فرمودند، بعد به دوستانشون که میگن همسرانشون سرد هستند و... از بین خانمهای فقیر یک مورد صیغه ای معرفی میکنن، و من بهشون میگم این راهش نیست و اون آقا باید همسرش رو درمان کنه و الان راههای نوین و سنتی فراوانی هست، به جای اینکه بنیاد خانواده بپاشه، چون روح زمانه ما اینه که چون خانمها غالبا و اکثر خانمهای مذهبی سعی میکنن حق همسر رو ادا کنن، نمی پذیرن که شوهرشون دنبال این برنامه ها باشه، فلذا خانواده میپاشه... در مجموع البته من نمیگم همسرم هیچ خوبی ندارن، اینطور نیست،خوبیهایی هم دارند، اما کلیت شخصیت ایشان و خیلی از آقایان متشرع با همسرشون، نوعی دگم بودن و احساس عقل کل بودن است، در حالی که زنانی که در دامان انقلاب اسلامی رشد کرده و بالنده شده اند، هیچ چيز از یک مرد کامل کم ندارند، اما برخی از مردان مذهبی به همسرشان به چشم کنیز نگاه می کنند، این باعث سرخوردگی شدید این بانوان میشه، استاد تصور و خواست همیشگی من از همسر مومن، کسی در افق سیره شهدا بود اما... استاد جان، تو رو خدا یه کم این مومنها رو نصیحت کنید، شاید به حرف شما گوش بدن، من میگم اگر ندیدید اون دنیا همین مرد خوش اخلاق و خوش خونه ها، که نصف شما هم دوندگی نکردن، ولی با خانوادشون خوبن، درجاتشون از شماها بالاتر نبود. استاد حق و حقوق زن چیه در زندگی؟ آیا این دین عمرگونه درسته؟ سپاس از لطف شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور که تشخیص دادهاید این افراد بعضاً میدان عمل را و گشودگی نسبت به آنجایی که باید گشوده باشند را، فراموش میکنند. مسلّماً در تنهاییِ ابدیشان از این نوع خلأهایی که در این دنیا پر نکردهاند اذیت میشوند. انسان عاقل انسانی است که متوجه شود وظایف او در این صحنه و این زمان و این شرایط چیست. آقای قرائتی میفرمودند میهمان پدر شهیدی بودیم و برای تجدید وضو مجبور شدم پلههای زیادی را پایین بروم. همینکه وضو گرفتم دیدم پدر پیر آن شهید حولهای را جهت خشکاندن دست و صورتم تقدیم کرد. به او گفتم مستحب است آب وضو را خشک نکنیم. و او گفت همان خدایی که گفته است آب وضو را خشک نکنید، نگفته است دست ردّ به عطایی که پدر شهیدی اینهمه پله را طی کرده و آورده است، نزنید؟!
قصه ما مذهبیها همینطور است. یکجایی را در نظر میگیریم و جاهایی را در نظر نمیگیریم. خوشا به حال مؤمنینی که با گشودگی خود همه جوانب را در نظر میگیرند و به وسعت انسانی خود نسبت به همه انسانها فکر میکنند. موفق باشید
سلام استاد: برداشتم از جمله زیر رو نوشتم. آیا این برداشت درسته؟ بی زحمت یه مقدار این جمله رو توضیح می دهید؟ هستی یا خودش عین هستی است یا به عین هستی ختم می شود برداشت خودم: هر شیی یا همواره بوده یا اینکه یه چیزی که همواره بوده او را بوجود آورده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مورد هر ذاتی میتوان چنین گفت مثل اینکه میگوییم هر تری یا باید تریاش از خودش باشد، مثل آب. و یا آن تری به چیزی که ذاتاً تر است، ختم شود. مثل تریِ پارچه مرطوب،تری همواره با آب هست ولی همواره باپارچه نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن دو روایت دو نوع تذکر مطرح است تا انسانها خودشان به دنیاداری خود دامن نزنند. زیرا جهت اصلی جان انسانها که قرب الهی است در آن صورت تقلیل مییابد. ولی اگر خود به خود زندگی طوری بود که آن نوع سختیها را نداشت و یا بدون آنکه انسان ثروتاندوزی پیشه کند امکاناتی برایش پیش آمد، موضوع فرق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها، کارهای غلطی است و در سیرهی اهلالبیت «علیهمالسلام» ابداً چنین چیزهایی دیده نمیشود. نکاتی در این رابطه در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرض شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد پایاننامه به طور خاص فکر نکردهام. ولی اگر بتوانید نگاه توحیدی خاصی که در نهجالبلاغه هست از آن جهت که نگاه کلامی نیست، بلکه نگاه حضوری و وجودی است را با جوانان در میان بگذارید، جواب نیاز احساس حضور بیکرانه خود در عالم هستی را میتوانند بیابند. عرایضی در این رابطه هرچند مختصر در شرح خطبه شماره 1 شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی نکات که متذکر شدید، قابل فهم است و میتوان در گردونهی آن قرار گرفت تا به سوی دریا حرکت کرد و با انوار امواجِ اسماء در بستر دریا به جایی رسید که:
به دریا بنگرم دریا ته بینم
به صحرا بنگرم، صحرا تِه بینم
به هرجا بنگرم، کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بینم
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
خوشا آنان که الله یارشان بی
به حمد و قل هو الله کارشان بی
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین روایت که میفرماید: «خلق الإنسان علی صورته» و یا «علی صورة الرّحمن»، اگر به فصوص ابنعربی رجوع فرمایید، ملاحظه میکنید چه اندازه معارف فوقالعادهای جهت سیر از مفاهیم به تعیّنات اسماء و در نظر به عالیترین مظاهر اسماء شده است. آری! جملهی «هستم آنکه هستم» حکایت از توحید وجودی حضرت ربّ العالمین میکند به اعتبار «لا رسم له و لا حدّ له» و این اولین گام در توحید است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده همانطور که مکرراً عرض کردهام این نحوه تقدیر را نوعی زندگی میدانم و این اتفاقی نیست و در همین رابطه در جزوهی «هویت قدسی زن و حضور در جهان گستردهی امروز» عرایضی شده است. در ضمن شرحی که بر «مناجات التّائبین» روی سایت هست، حضور در جهان کیفی را که در جزوهی مذکور متذکر آن شده، تا حدّی معلوم میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مشکل بسیار بزرگی است که عملاً انقلاب اسلامی با این نگاه مقدسمآبانهی تنگنظرانه، بیشتر ضربه میخورد تا از دشمن. آنچه انقلاب را نگه میدارد، سعهی صدری است که رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» قهرمان آن هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده مقاومت در مسیری است که شروع شده است. نظری به جلسهی ۸ سورهی «فتح» بیندازید، خوب است. مطلب روی بنر سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در مواردی روحیهها با همدیگر متفاوت است و در اختیار انسانها نیست. ولی در کسب تقوا، هرکس باید خودش تلاش کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد. فعلاً به تدریس در آموزش و پرورش ورود کنید و در کنار آن کار مباحث صدرایی و کلام را ادامه دهید از آن جهت که کار در آموزش و پرورش، امکان این نوع مطالعات را از ما نمیگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ممکن است. مطالعهی کتاب «مقالات» آیت الله شجاعی در این مورد مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ملت عشق» در اینکه یک رُمان خوبی است، ولی هیچ ربطی به جناب شمس تبریزیِ ما ندارد و سراسر یک کتاب لائیک است. البته کتاب «پله پله تا ملاقات خدا» آن ضعفها را ندارد، رویهمرفته سالمتر است. ولی مولوی بزرگتر از آنی است که در آن کتاب مطرح شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان ما بحث از این قرار بود که رقابت شاهپور غلامرضا پهلوی و جناب تختی، کار را به قتل تختی کشاند. زیرا از نظر شخصیت، جناب تختی بسیار مورد توجه مردم بود. به عنوان مثال در صحنهای که شاپور غلامرضا در ورزشگاهی بوده و وقتی حضور او اعلام می شود جمعیت حاضر واکنش استقبالی نشان نمی دهند ولی تا غلامرضا تختی که از سال های قهرمانی فاصله گرفته بود برای تماشا پا به سالن می گذارد جمعیت یک صدا او را تشویق می کنند به حدی که غلامرضا پهلوی ناگزیر از ترک سالن می شود. گوینده بار دیگر نام شاهپور غلامرضا را می آورد اما مردم فریاد می زنند غلامرضای تختی.
حتی وقتی روزنامههای رژیم، خبر خودکشی تختی را اعلام کردند، روزنامهی «توفیق» نوشت: «تختی را خودکشی کردند». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان آنچه میفرمایید به طور مشخص نیستم. ولی تجربهی کار اجراییِ بنده این نکته را به بنده فهماند که برای حضور در امورات اجرایی، توحیدی بس بالاتر از توحیدی که عرفاً انسانها با آنها بهسر میبرند، نیاز است. گفت: «یا مکن با فیل بانان دوستی .. یا بنا کن خانه ای در خورد فیل»
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث کوتاهیهای ما در حفظ دین و حفظ حقوق اولیای الهی و گرفتارِ کفارهی آن شدن؛ یک بحث است، و بحث به صلیبرفتن حضرت مسیح «علیهالسلام» به گمان مسیحیان به جهت گناه اولیهی آدم؛ بحث دیگری است. بحث دوم است که عجیب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به همین جهت بر تقوا تکیه میشود. در این مورد خوب است به جواب سؤال شمارهی ۲۶۴۳۸ رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جملهی اخیر را به راحتی نمیتوان به علامهای که آن المیزان را نوشته و آن هم با آن روحیهی حماسی؛ نسبت داد. بحث حضور تاریخیِ اسلام در این دوران، چیزی نبود که حضرت علامه به دنبال آن نبودند و اساساً المیزان با توجه به همین رویکرد نوشته شده، بلکه معتقد به روش دیگری ممکن است بوده باشند ولی فراموش نکنید اولین دادستان جمهوری اسلامی، داماد ایشان یعنی شهید قدوسی بود و فرزند همان شهید یعنی نوهی علامه، نیز یکی از شهدای این خانواده است. بنابراین نمیتوان گفت حضرت علامه جدایِ از انقلاب اسلامی خود و خانواده را تعریف کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحثِ پدیدارشناسی که بحمداللّه امروزه به رشد خوبی رسیده است، بحث میشود که باید مجال داد تا پدیده، خود را با همهی هویتش از جمله روحِ تاریخیاش بنمایاند. آیا میتوان در نظر به انقلاب اسلامی روح دینی آن را نادیده گرفت و مدعی شد به عنوان یک استاد تاریخ پدیده را شناختهایم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان چیزی جز «وجود» نیست ولی نسبت به وجود مطلق در مرتبهی نازله است ولی «عینالوجود» به معنایِ حقیقی آن در مرتبهی مطلقِ وجود میباشد. موفق باشید