بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوارم: خواب صادقه خوابی است که عین واقعه است. خوابی که معبر تعبیر می کند و بعدا به وقوع می پیوندد خواب صادقه نیست درست است؟ پس این خواب چه خوابی محسوب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته درست است ولی نمی‌توان گفت خواب معبر صادقانه نیست، بلکه به نحوی همان خواب نیز از قبل به همین صورت باید محقق می‌شده. موفق باشید

24685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من چند روزی قم هستم. لطفا بفرمایید در قم از کجا می توانم آثارتان را تهیه کنم؟ استاد پاساژ قدس کتاب هاتون رو داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قم نمایندگی‌های انتشارات لب‌المیزان به قرار زیر است: موفق باشید

 تلفن همراه: 09133057948

  • ۲) نشر معارف

(قـــــم)

تلفن: 02537735451

  • ۳) سوره مهر

(قـــــم)

تلفن: 02537839402

  • ۴) موسسه شهید ســـرلشکر کاظمی

(قـــــم)

تلفن: 6-02537840844 تلفن همراه: 09121501732

  • ۵) نشرمعارف

(قـــــم)

تلفن: 02533917727

  • ۶) فروشگاه قم

(قـــــم)

تلفن: 02537742757تلفن همراه: 09107755159

  • ۷) فرهنگ و اندیشه

(قـــــم)

تلفن: 02532110651تلفن همراه: 09107755161

  • ۸) پاتوق کتاب قم (فرهنگ و اندیشه) شعبه دوم

(قم)

تلفن : 02532110412 و 02132917727 و 02532904440*

  • ۹) پاتوق کتاب قم

(قم)

تلفن : 02537742757 و 02537735451 - موبایل : 09128518568 اسلامی*

  • ۱۰) پاتوق کتاب قم

(قم)

تلفن : 37742757 - موبایل : 09128518568 اسلامی فر*موبایل : 09361543580 آل ایوب*

  • ۱۱) کتاب فردا

(قم)

  • ۱۲) مجمع ناشران

(قم)

24391
متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: جناب استاد اگر خاطر شریفتون باشه سال نود و پنج در معیت شما مشرف به پیاده روی اربعین شدم و در حین سفر سفرنامه ای نوشتم که وقتی تقدیم شما کردم منت گذاشتید تقریظی بر اون نوشتید و فرمودید یا چاپش کنم و یا در فضای مجازی در معرض دید علاقمندان قرارش بدم. حقیقتش خیلی دنبال چاپش بودم منتها چون تمام هزینه اش بر عهده خودم بود توان مالی این کار را نداشتم. پارسال می خواستم قبل از اربعین در فضای مجازی نشرش بدم که به علت فوت مادرم روحیه این کار را نداشتم. اما اگه خود امام حسین قبول کنه با اجازه شما مدتیه در فضای اینستاگرتم و تلگرام با آدرس (hampayedel) همپای دل این سفرنامه را نشرش دادم. الان هم مزاحم وقت شریفتون شدم که اگه شما استاد تایید می فرمایید این پیام من در معرض دید سایر مشتاقین و عشاق حسین علیه السلام قرار بگیره شاید به این وسیله حتی یک نفر زائر به این جمعیت باشکوه و عاشق اضافه بشه. سایه لطف شما بر سر ما مستدام

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم سفرنامه‌هایی که رفقا در راستای عشق به مولایمان حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» به نگارش درآورده‌اند به یک معنا خودش نوعی زیارت به حساب می‌آید و ما را در فضای اُنس با امام می‌برد. به همین جهت خوب است که رفقا با آن سفرنامه‌ها مأنوس باشند. موفق باشید  

32984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خدا قوت. استاد در صلوات خاصه امام رئوف علیه السلام داریم «و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری» استاد منظور از «و من تحت الثری» چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «تحت الثری» به معنای زیر زمین است و در دعای مذکور سلام می‌دهیم بر امامی که در همه مراتب هستی حاضرند چه فوق زمین و چه مراتب مادون آن که بیشتر مربوط به افکار انسان‌هایی است که خود را از عوالم بالا محروم کرده‌اند. موفق باشید

31883
متن پرسش

یا مهدی ادرکنی: سلام علیکم. خدا بر توفیقاتتان بیفزاید ان شاءالله. استاد من سالهاست توفیق بهره گیری از مطالب حضرتعالی رو دارم بحمدالله. استاد، شوهر من شخص مومنی است نمازهاشونو با حال و شوق می خوانند قرآن رو دوست دارند و تلاوت می کنند و... اما در مواردی حق من رعایت نمیشه، چون ایشون هم نظرات حضرتعالی رو قبول دارند گفتیم به شما مراجعه کنیم. استاد عزیز، ما در خانه مان را که باز کنیم مسجد است، یعنی رو بروی خانه ما مسجد است و نماز جماعت هم برگزار می شود، همسر من که از صبح تا شب سر کار است و من چشم براه آمدنشان هستم، می‌گویند الا و لابد من باید بروم مسجد محله مادرم اینا، نماز بخوانم، چون از کودکی در آنجا خاطره دارم و....، محله زندگی ما منطقه ۴ است محله مادرشون منطقه ۱۵، فلذا از سر کار بدون این که بیان خونه_ معمولا_ می‌روند مسجد محله شون، ۳ ساعتی طول می کشد حدود ساعت ۱۰ شب میان خونه، آن موقعی که می آیند باید برنامه کاری فرداشون رو هماهنگ کنند و معمولا با من حرف نمیزنن. من از شدت کمبود محبت مانده ام چکار کنم. ببینید من هم به فضل خدا اهل دین و دیانتم، عاشق اهل بیتم، اما هر زنی نیازمند محبت شوهرش است این حس را خدا در نهادش گذاشته، ایشون به این موضوع دقت ندارند. تفریح ما هم فقط خانه مادرشان است که مرا می‌گذارند آنجا و می‌روند مسجد، و من باز هم تنها هستم، در مسجد هم فقط نماز نمی خوانند که، می روند بلندگو رو می‌گیرند یاسین، دعا کمیل و....وقتی سوار ماشین می شویم برویم خانه مادرشان چون در خانه فرصت حرف زدن نیست تا می آیم حرف بزنم بهم تشر میزنن که سوار ماشین شدیم باید قرآن بخوانی، شروع می کنن چهار قل، قدر ، کوثر و.....تا بیام حرف بزنم قرآن تمام شده رسیدیم، استاد من بهشون میگم پیغمبر صلوات الله می‌فرمایند ساعتی نزد همسرت بنشینی از اعتکاف در مسجد من بهتره و... زیر بار نمیرن. به هرکس میخواد ازدواج کنه میگم با یک آدم معمولی که دین معمولی داره ولی هوای زن رو داره و مسئولیت پذیره و به زنش محبت میکنه ازدواج کنید و با این مومنای این مدلی ازدواج نکنین. همیشه یاد مثال امام صادق علیه السلام می افتم و اون فرد تازه مسلمان مسیحی. استاد یعنی کار ایشون درسته؟ توقع من که میگم برو مسجد کوچه خودمون، که اتفاقا جوان‌ها هم می آیند و می شود کار فرهنگی هم کرد، به جای مسجد محله خودشان که فقط چند پیرمرد و پیرزن می آیند، اشتباه است؟ استاد شوهر من اهل کار خیر هم هست، بنده هم قبل از ازدواج اهل کار خیر بودم اما حالا اسم کار خیر میاد چهارستون بدنم میلرزه، همسر من بخش عمده همون یه کم وقتش که میمونه رو میره دنبال کار خیر: برای فامیل و دوست و آشنا و غریبه و... میرن مرغ قربونی می کنن و بعد دونه دونه توزیع میکنن بین فقرا. کلی لباس و... از اقصا نقاط جمع و توزیع می کنن، سبد غذایی درست میکنن بین فقرا توزیع می کنن، و هزار جور کار دیگه... که معمولا هر روز انجام میدن و وقتی برای من نمی‌ذارن. حالا اگر من بگم یه چیزی برای خونه بگیر معمولا چندین روز طول میدن که یا خودم باید برم بیرون بخرم یا با دعوا و تشر بخرن. حالا مثلا بگم پیاز بگیر میره تعمدا بدترین پیاز رو که جوانه زده و ریز و بیخوده می‌خره بعد که میگم آخه یک مقدار چیز بهتر بخر شروع به نفرین میکنه که خدا نعمت رو ازش بگیر و... تو قدر نعمت الهی رو نمی دونی و... حال آنکه برای دیگران که میخواد بخره چیزهای خوب میخره، استاد آیا اسلام این رو میگه؟ من خودم شاغلم، به راحتی هم میتونم دست ایشون رو از همه چیز قطع کنم و خودم رئیس خانه شوم اما شرع و اخلاق بهم این اجازه رو نمیده که همسرم رو از ریاست ساقط کنم حال آنکه ایشون اجازه تماشای تلویزیون رو نمیدن، آشپزخانه رو گرفته دستش، اگر خلاف میلش رفتار بشه بداخلاقی می کنه و... خلاصه من علیرغم میل باطنیم مجبور میشم داد بکشم تا دست برداره، خب چرا یک مرد مومن باید زنشو به اینجا برسونه؟ همیشه بهش میگم هرکسی جای من بود از دین و دیانت زده می شد. نه دلخوشی نه تفریح، شما فکر می کنید منظور من از تفریح رستوران و شهربازیه؟ من شخصا به اینجور جاها علقه و علاقه ندارم، من دلم میخواد یه جمعه غذا درست کنم بریم زیارت شهید حججی رحمت الله علیه، بیرون چای و غذامون رو بخوریم و بیاییم. بریم گلستان شهدا، باغ رضوان سر مزار پدرم. اما ایشون فقط فقرا. فقط مسجد. تازه معتقدند عقد موقت ثواب دارد! در حالیکه اینطور نیست و ثواب ندارد حتی رهبری هم فرمودند، بعد به دوستانشون که میگن همسرانشون سرد هستند و... از بین خانمهای فقیر یک مورد صیغه ای معرفی میکنن، و من بهشون میگم این راهش نیست و اون آقا باید همسرش رو درمان کنه و الان راههای نوین و سنتی فراوانی هست، به جای اینکه بنیاد خانواده بپاشه، چون روح زمانه ما اینه که چون خانمها غالبا و اکثر خانمهای مذهبی سعی میکنن حق همسر رو ادا کنن، نمی پذیرن که شوهرشون دنبال این برنامه ها باشه، فلذا خانواده میپاشه... در مجموع البته من نمیگم همسرم هیچ خوبی ندارن، اینطور نیست،خوبیهایی هم دارند، اما کلیت شخصیت ایشان و خیلی از آقایان متشرع با همسرشون، نوعی دگم بودن و احساس عقل کل بودن است، در حالی که زنانی که در دامان انقلاب اسلامی رشد کرده و بالنده شده اند، هیچ چيز از یک مرد کامل کم ندارند، اما برخی از مردان مذهبی به همسرشان به چشم کنیز نگاه می کنند، این باعث سرخوردگی شدید این بانوان میشه، استاد تصور و خواست همیشگی من از همسر مومن، کسی در افق سیره شهدا بود اما... استاد جان، تو رو خدا یه کم این مومنها رو نصیحت کنید، شاید به حرف شما گوش بدن، من میگم اگر ندیدید اون دنیا همین مرد خوش اخلاق و خوش خونه ها، که نصف شما هم دوندگی نکردن، ولی با خانوادشون خوبن، درجاتشون از شماها بالاتر نبود. استاد حق و حقوق زن چیه در زندگی؟ آیا این دین عمرگونه درسته؟ سپاس از لطف شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور که تشخیص داده‌اید این افراد بعضاً میدان عمل را و گشودگی نسبت به آن‌جایی که باید گشوده باشند را، فراموش می‌کنند. مسلّماً در تنهاییِ ابدی‌شان از این نوع خلأهایی که در این دنیا پر نکرده‌اند اذیت می‌شوند. انسان عاقل انسانی است که متوجه شود وظایف او در این صحنه و این زمان و این شرایط چیست. آقای قرائتی می‌فرمودند میهمان پدر شهیدی بودیم و برای تجدید وضو مجبور شدم پله‌های زیادی را پایین بروم. همین‌که وضو گرفتم دیدم پدر پیر آن شهید حوله‌ای را جهت خشکاندن دست و صورتم تقدیم کرد. به او گفتم مستحب است آب وضو را خشک نکنیم. و او گفت همان خدایی که گفته است آب وضو را خشک نکنید، نگفته است دست ردّ به عطایی که پدر شهیدی این‌همه پله را طی کرده و آورده است، نزنید؟!

قصه ما مذهبی‌ها همین‌طور است. یک‌جایی را در نظر می‌گیریم و جاهایی را در نظر نمی‌گیریم. خوشا به حال مؤمنینی که با گشودگی خود همه جوانب را در نظر می‌گیرند و به وسعت انسانی خود نسبت به همه انسان‌ها فکر می‌کنند. موفق باشید     

31826

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: برداشتم از جمله زیر رو نوشتم. آیا این برداشت درسته؟ بی زحمت یه مقدار این جمله رو توضیح می دهید؟ هستی یا خودش عین هستی است یا به عین هستی ختم می شود برداشت خودم: هر شیی یا همواره بوده یا اینکه یه چیزی که همواره بوده او را بوجود آورده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مورد هر ذاتی می‌توان چنین گفت مثل این‌که می‌گوییم هر تری یا باید تری‌اش از خودش باشد، مثل آب. و یا آن تری به چیزی که ذاتاً تر است، ختم شود. مثل تریِ پارچه مرطوب،تری همواره با آب هست ولی همواره باپارچه نیست. موفق باشید

31480

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ما در فرهنگ دینی خود دو باور داریم: ۱. هر چه نعمت و رفاه زندگی دنیایی شخص بیشتر باشد از حز و نعمت اخروی او کمتر می‌شود (و هم چنین احادیثی با این مضمون که هر چه مومن در نیاد بیشتر بلا ببیند اجر بیشتری در آخرت خواهد برد) ۲. زیاد شدن درآمد شخص می‌تواند نشانه ایی باشد از استدراج و محرومیت از مقامات قیامتی (این باور ان کی پول در آوردن و پولدار شدن را ترسناک جلوه می‌دهد) تا چه حد این باور ها صحیح است؟ و اگر این عقاید را در ذهن شخص ملکه کنیم باعث انفعال و عدم تلاش اقتصادی شخص نمی شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن دو روایت دو نوع تذکر مطرح است تا انسان‌ها خودشان به دنیاداری خود دامن نزنند. زیرا جهت اصلی جان انسان‌ها که قرب الهی است در آن صورت تقلیل می‌یابد. ولی اگر خود به خود زندگی طوری بود که آن نوع سختی‌ها را نداشت و یا بدون آن‌که انسان ثروت‌اندوزی پیشه کند امکاناتی برایش پیش آمد، موضوع فرق می‌کند. موفق باشید

31215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید مبحثی هست که میگن اسم افراد روی زندگی شون اثر میذاره و افرادی هستند که حروف ابجد اسم را محاسبه می‌کنند همراه اسم مادر و اسم مناسب را میگن و البته هزینه هم می‌گیرند و میگن باید این اسم بذارید و یا اسمتون را عوض کنید تا در زندگی شما گرفتاری و مشکل نباشه. آیا این نظر درست هست؟ و من که دخترم چند روزه دیگه دنیا میاد باید طبق این روش اسمش را بذارم یا اینکه هر اسمی که پسندیدم‌؟ یعنی در واقع این کار تایید شده هست یا یک نوع مثلا خرافه محسوب می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها، کارهای غلطی است و در سیره‌ی اهل‌البیت «علیهم‌السلام» ابداً چنین چیزهایی دیده نمی‌شود. نکاتی در این رابطه در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرض شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

30891

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بنده دانشجوی ارشد علوم حدیث گرایش نهج البلاغه هستم. برای موضوع پایان نامه دنبال موضوع نابی هستم که در حیطه اعتقادات باشه و دغدغه و نیاز روز باشه. به عنوان استاد جوانان چه مسئله ای الان در ذهن جوانان هست که نیاز به کار داشته باشه ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد پایان‌نامه به طور خاص فکر نکرده‌ام. ولی اگر بتوانید نگاه توحیدی خاصی که در نهج‌البلاغه هست از آن جهت که نگاه کلامی نیست، بلکه نگاه حضوری و وجودی است را با جوانان در میان بگذارید، جواب نیاز احساس حضور بیکرانه خود در عالم هستی را می‌توانند بیابند. عرایضی در این رابطه هرچند مختصر در شرح خطبه شماره 1 شده است. موفق باشید

30758
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه می فرمایید اول ماه رمضان خوف جلالی است و همین را بگیرید تا برسید به جوشن کبیر، آیا می توان گفت که خوف جلالی اول ماه رمضان برای نفی خودی ها اومده و بعد که به جوشن کبیر میرسه محل جان برای اسما الهی میشه؟ _ چون یه جا هم فرمودید یگانه شدن با خداوند و چون تو ما شدی برای آخر ماه رمضان هست ‌چون استاد ما قبلا ها می گفتند که باید من ها رو از قلب خارج کرد و بعد یه چیزی تو قلب گذاشت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی نکات که متذکر شدید، قابل فهم است و می‌توان در گردونه‌ی آن قرار گرفت تا به سوی دریا حرکت کرد و با انوار امواجِ اسماء در بستر دریا به جایی رسید که:

به دریا بنگرم دریا ته بینم

به صحرا بنگرم، صحرا تِه بینم

به هرجا بنگرم، کوه و در و دشت

نشان از قامت رعنا ته بینم

یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد

خوشا آنان که الله یارشان بی

به حمد و قل هو الله کارشان بی

موفق باشید    

30706
متن پرسش
سلام: در کتاب مقدس عبارت «هستم آنکه هستم» در معرفی خداوند آمده است در مورد آدم هم در کتاب مقدس آمده است که خداوند او را به صورت خویش آفریده است با توجه به اینکه دو رکن اساسی عرفان وحدت وجود و انسان کامل است و این دو در تورات آمده است و نیز قرآن مجید برتر از تورات است قاعدتا می بایست در این دو زمینه مطالبی فوق تورات آورده باشد بنابرین در کدام آیات قرآن این دو مبحث با عمق بیشتر نسبت به کتاب مقدس یا لااقل هم عرض آن مطرح شده است؟ و اگر مطرح نشده است کتاب مقدس لااقل از حیث بعد عرفانی برتر از قرآن نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین روایت که می‌فرماید: «خلق الإنسان علی صورته» و یا «علی صورة الرّحمن»، اگر به فصوص ابن‌عربی رجوع فرمایید، ملاحظه می‌کنید چه اندازه معارف فوق‌العاده‌ای جهت سیر از مفاهیم به تعیّنات اسماء و در نظر به عالی‌ترین مظاهر اسماء شده است. آری! جمله‌ی «هستم آن‌که هستم» حکایت از توحید وجودی حضرت ربّ العالمین می‌کند به اعتبار «لا رسم له و لا حدّ له» و این اولین گام در توحید است. موفق باشید

30551

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. من بیش از ۲۰ ساله که پای درس شما هستم. از مباحث کوتاه بعد از نماز که دوره لیسانس تو دانشگاه اصفهان برگزار می کردید شروع کردم تا الان که تک تک فایلهای صوتی کانال ایتا رو دنبال می کنم. استاد عزیز! من بیشتر از اون که سوال علمی داشته باشم مشاوره لازم دارم. راستش ۴۰ سالگی رو رد کردم و مجردم. از ازدواجم ناامیدم. من از ۲۰ سالگی با درسهای شما و آرمانهای معنوی بلند اومدم تا اینجا. ولی الان دو سه ساله که شرایط خانوادگی خیلی سختی دارم و خصوصاً این مجردی، در حد غیر قابل تحملی سخت و طاقت فرسا شده. جوری که کلاً امیدمو به زندگی از دست دادم. دیگه حتی نمی تونم به آرمانهای معنوی بلندم فکر کنم. جز مرگ خواسته ای در این دنیا ندارم. درک و باور مهربانی خدا برام خیلی سخت شده چون سالهاست که تو این وضعیت اسف بار ملتسانه و مضطرانه دعا می کنم ولی کوچکترین اثری از فرج نیس و زندگیم هر روز سخت تر و ناامیدکننده تر میشه. پیشنهاد شما به من چیه؟! چطوری از این وضعیت نجات پیدا کنم؟! لطفاً برام دعا کنید. کاملاً ناامیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده همان‌طور که مکرراً عرض کرده‌ام این نحوه تقدیر را نوعی زندگی می‌دانم و این اتفاقی نیست و در همین رابطه در جزوه‌ی «هویت قدسی زن و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» عرایضی شده است. در ضمن شرحی که بر «مناجات التّائبین» روی سایت هست، حضور در جهان کیفی را که در جزوه‌ی مذکور متذکر آن شده، تا حدّی معلوم می‌کند. موفق باشید

30095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده در مجموعه فرهنگی فعالیت می‌کنم ولی واقعا خسته شده ام. تو این مجموعه احساس تنگنا و ناگشودگی می‌کنم. چنتا مثال خدمتتون عرض می‌کنم: مجموعه ما در مقابل کسانی که با رهبری و انقلاب ذره ای زاویه دارن موضع گیری سخت میکنه و اونها رو به شدت محکوم میکنه و... درحالی که بنظرم با این موضع گیری های سخت نمیتونیم حقیقت انقلاب رو به اونا بشناسونیم. یا مثلا میگن که ما حق همکاری با مجموعه های دیگه رو نداریم و اینکه با برخی افراد که مشکلی هم ندارن نباید رابطه داشته باشیم و اگه کسی همفکر ما نیست و طبق اصول ما جلو نره از مجموعه باید اخراج بشه و... میگن هر سیر مطالعاتی که ما گفتیم باید خونده بشه و...انگار نوعی تحجر و منیت تو این مجموعه هست. آیا اینا همون دیوار ها و حجاب هایی نیستن که نمیزارن ما با خدا ارتباط داشته باشیم؟ احساس می‌کنم این موارد باعث میشه که ما حاج قاسم وجودمون رو کشف نکنیم و نتونیم به وسعت بشریت باشیم و به سعه صدر برسیم. به نظرتون این فعالیت ها ما رو از حقیقت انقلاب دور نمیکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مشکل بسیار بزرگی است که عملاً انقلاب اسلامی با این نگاه مقدس‌‌مآبانه‌ی تنگ‌نظرانه، بیشتر ضربه می‌خورد تا از دشمن. آنچه انقلاب را نگه می‌دارد، سعه‌ی صدری است که رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» قهرمان آن هستند. موفق باشید

30041

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱. حال خوشی ندارم نمی‌دانم به خاطر گناه است؛ یا به خاطر روحیه حاکم غربی (طمع؛ حرص و شهوت)؛ یا فضا حاکم بر جامعه است؟ نمی‌دانم چه باید کرد؛ امید ها هنوز به انقلاب و شهدا زنده است؛ اگر این امید هم کم رنگ شود به پوچی می‌رسی. چه باید کرد؟ ۲. زمانه عجیبی شده؛ فشار اقتصادی و ضعف فکری باعث شده هر کس برای خودش دکان باز کند و الهه آن شهر شود؛ این سطحی نگری چه برسر جامعه آورده؟ ۳. گویی دو جبهه باطل و حق با تمام قوا به میدان آمده و آنها که طالب حق نیستند پس کشیدند و به انزوا رفته اند؟ راه مشخص ولی غبار آلود برای عده ای، حاج قاسم آتش دلها را برافروخت ولی انگار نیاز به جرقه دیگر هم هست. تا راه عیان تر شود. عاقبت بخیری سخت شده استاد. استاد حرفی بزنید تا این آشوب درون به آرامش برسد و امید دو چندان بگیریم. خواهشا کمی شرح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده مقاومت در مسیری است که شروع شده است. نظری به جلسه‌ی ۸ سوره‌ی «فتح» بیندازید، خوب است. مطلب روی بنر سایت هست. موفق باشید

29953

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اینکه روحیات و صفات انسان ها با هم فرق داره، این فرق اختیاری هست یا خدا طبق صلاح دید خودش اجبارا افراد رو با اون روحیات آفریده؟ ممنون از اینکه وقت میزارید و جواب میدین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در مواردی روحیه‌ها با همدیگر متفاوت است و در اختیار انسان‌ها نیست. ولی در کسب تقوا، هرکس باید خودش تلاش کند. موفق باشید

29894

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عرض ادب: بنده طلبه پایه دهم و مشغول در سطح سه رشته کلام جدید موسسه امام صادق (ع) (آیت الله سبحانی) هستم. به شدت علاقه به خواندن فضای صدرا و بحث های کلامی روز رو دارم لکن نکته ای در ذهنم خودنمایی می کند. اینکه الان فرصت های شغلی مثل تدریس در آموزش و پرورش برایم پیش آمده و از طرفی علاقه و نیاز رو در ادامه دادن مطالعه و مباحثه و.. می بینم و سوی دیگر میگم نکنه بعدا فرصت شغلی پیش نیاد و جایی بکار نیایم و... . پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد. فعلاً به تدریس در آموزش و پرورش ورود کنید و در کنار آن کار مباحث صدرایی و کلام را ادامه دهید از آن جهت که کار در آموزش و پرورش، امکان این نوع مطالعات را از ما نمی‌گیرد. موفق باشید

29702

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ترسِ سالک از هیبت و جلال مکاشفه، باعث توقف سیر و از بین رفتن توفیقات میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ممکن است. مطالعه‌ی کتاب «مقالات» آیت الله شجاعی در این مورد مفید خواهد بود. موفق باشید

28534

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظرتان راجع به کتاب ملت عشق چیست؟ (در ذهنم بود که در یکی از پرسش و پاسخ ها نظرتان راجع به کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک گفته بودید و با کتاب پله پله تا ملاقات خدا مقایسه کرده بودید. اما هر چه گشتم در سایت آن سوال را پیدا نکردم.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ملت عشق» در این‌که یک رُمان خوبی است، ولی هیچ ربطی به جناب شمس تبریزیِ ما ندارد و سراسر یک کتاب لائیک است. البته کتاب «پله پله تا ملاقات خدا» آن ضعف‌ها را ندارد، رویهمرفته سالم‌تر است. ولی مولوی بزرگ‌تر از آنی است که در آن کتاب مطرح شده است. موفق باشید

28212

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: عذر خواهی می کنم از اینکه سوالم معرفتی نیست ولی بعد از دیدن فیلم غلامرضا تختی به کارگردانی بهرام توکلی (کارگردان فیلم تنگه ابوقریب) که در سال ۹۷ ساخته شد و در جشنواره فیلم فجر هم جایزه گرفت، برایم دغدغه شد. من قبل از دیدن این فیلم خیلی شناخت از غلامرضا تختی نداشتم. چیزی که در این فیلم به نمایش گذاشته این است که تختی خودکشی می کند. یک روز قبل از خودکشی وصیت نامه خودش را ثبت رسمی می کند و برای بچه اش سرپرست تعیین می کند و بعد به هتل محل اقامت خودش می رود و صبح جنازه اش را در آن اتاق پیدا می کنند. توی اینترنت سرچ کردم ظاهرا نظر پسرش و همچنین جمشید مشایخی و حتی خسرو معتضد هم این است که (بخاطر اختلافاتی که با همسر خودش داشته و ناکامی های ورزشی سالهای پایانی و فشارهایی که از طرف نظام بر روی او بوده) خودکشی کرده و هیچ مدرکی دال بر اینکه به دست ساواک کشته شده باشد در دسترس نیست. (حتی در فیلم اول جهان پهلوان تختی که در سال ۷۶ توسط بهروز افخمی ساخته می شود اشاره شده که هیچ پرونده ای از تختی در دفتر اسناد ملی کشور دال بر اینکه در ساواک پرونده ای به نام تختی وجود داشته نیست) البته در فروردین ۱۳۹۸، علیرضا زاکانی نمایندهٔ پیشین مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، خودکشی تختی را شایعه خواند و گفت تختی را به «شهادت» رسانده‌اند. با توجه به اینکه شما زمان شاه را درک کرده اید آن زمان درباره مرگ تختی چه نظریه ای وجود داشت خودکشی و یا کشته شدن توسط ساواک؟ (البته در فیلم نشان می دهد که تختی عضو حزب جبهه ملی و از طرفداران جدی دکتر مصدق هم بوده) آیا شخصی که روحیات جوانمردی زیادی ازش دیده شده که در خود فیلم هم نشان داده از جمله رسیدگی زیاد به فقرا و مردم توسط ایشان و نفرتی که از شاه داشته آیا به جهت اعتقادات دینی او بوده یا تمایلات ملی گرایی و یا سوسیالیستی؟) ممنون اگر پاسخ بدهید. چون شاید دغدغه خیلی های دیگر هم باشد، که آیا کسی که در ورزش کشور تبدیل به اسطوره شده و لقب «جهان پهلوان» به او داده شده خودکشی کرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان ما بحث از این قرار بود که رقابت شاهپور غلام‌رضا پهلوی و جناب تختی، کار را به قتل تختی کشاند. زیرا از نظر شخصیت، جناب تختی بسیار مورد توجه مردم بود. به عنوان مثال در صحنه‌ای که شاپور غلامرضا در ورزشگاهی بوده و وقتی حضور او اعلام می شود جمعیت حاضر واکنش استقبالی نشان نمی دهند ولی تا غلامرضا تختی که از سال های قهرمانی فاصله گرفته بود برای تماشا پا به سالن می گذارد جمعیت یک صدا او را تشویق می کنند به حدی که غلامرضا پهلوی ناگزیر از ترک سالن می شود. گوینده بار دیگر نام شاهپور غلامرضا را می آورد اما مردم فریاد می زنند غلامرضای تختی.

حتی وقتی روزنامه‌های رژیم، خبر خودکشی تختی را اعلام کردند، روزنامه‌ی «توفیق» نوشت: «تختی را خودکشی کردند». موفق باشید

28093

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برخی ائمه جمعه و بعضی سرپرستهای نهاد رهبری در دانشگاه ها و برخی دیگر از منتصبین به رهبر انقلاب در جایگاه های کشور، متاسفانه به سمت قانون شکنی و تخلفات و اقدامات ناشایستی رفته اند و حتی قوه قضاییه هم در برخی ورود کرده و متخلفین که از ائمه جمعه و سرپرستهای نهاد رهبری بوده اند را توبیخ کرده اند. چطور رهبری انقلاب و دفتر ایشان در این مسائل پیگیری و نظارت ندارند که خود این منتصبین مرتکب قانون شکنی و تخطی شوند و در سمت قرار می‌گیرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان آنچه می‌فرمایید به طور مشخص نیستم. ولی تجربه‌ی کار اجراییِ بنده این نکته را به بنده فهماند که برای حضور در امورات اجرایی، توحیدی بس بالاتر از توحیدی که عرفاً انسان‌ها با آن‌ها به‌سر می‌برند، نیاز است. گفت: «یا مکن با فیل بانان دوستی .. یا بنا کن خانه ای در خورد فیل»

موفق باشید

27728

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و قبولی طاعات و عبادات شما استاد گرامی: سوالی که برای بنده پیش آمده این هستش که چرا در دین مسیحیت که معتقدند حضرت عیسی (ع) که به صلیب کشیده شد کفاره گناهان آنها را تا قیامت بر عهده دارد و البته علماء ما می گویند این حرف آنها اشتباه ولی ما هم در زیارت جامعه کبیره عبارت کفارة لذنوبنا را داریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث کوتاهی‌های ما در حفظ دین و حفظ حقوق اولیای الهی و گرفتارِ کفاره‌ی آن شدن؛ یک بحث است، و بحث به صلیب‌رفتن حضرت مسیح «علیه‌السلام» به گمان مسیحیان به جهت گناه اولیه‌ی آدم؛ بحث دیگری است. بحث دوم است که عجیب است. موفق باشید

26441

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد: آیا این عقیده درستی است. اگر جایی اشتباه است و یا ناقص است بفرمایید. با عقل فهمیدیم که خدا کمال مطلق است و فقط به خدا نیاز داریم، حال قلب نمی تواند حق را انتخاب کند و متصل شود. اولاً چون نفس اماره بر ما حکومت می‌کند و چون  غیر از دنیا و باطل را نمی شناسد به آن امر می کند. دوماً قلب توجهش به دنیا است و چیز دیگری در منظرش نیست که آن را انتخاب کند. حال ما باید با ریاضات شرعی اولاً عقل را حاکم بر خود و نفس عماره کنیم و دوماً با ریاضت و رفع حجاب حق در منظر قلب قرار می‌گیرد و می تواند آن را انتخاب و با او انس بگیرد. خدا توفيقتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به همین جهت بر تقوا تکیه می‌شود. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۴۳۸ رجوع شود. موفق باشید

26247
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز در پرسشی به موضع علامه طباطبایی رحمت الله علیه نسبت به انقلاب اسلامی اشاره شده بود. استاد جان ما همیشه از شما می شنویم کسانی که در این تاریخ با انقلاب اسلامی همراهی نمی کنند بیرون از تاریخ هستند و به گذشته تعلق دارن و یک دین پویا ندارند، حتی اگر شبانه روز عبادت کنند. خب پس علامه طباطبایی که کاری به کار انقلاب نداشتند. _ حداقل _ و به قول شما در این زمانه معتقد بودند که رجوع به انقلاب در دنیای جدید فایده ندارد و... پس بی رو در بایستی باید گفت علامه طباطبایی بیرون از تاریخ بودند! طبق معیاری که خود شما به ما گفتید، حالا سوال من اینه که علامه که به قول دوستانشون باطن و برزخ چیزها رو می دیدن و حتی در روز عاشورا یک سنگ رو با دست مثل سیب دونیم میکنن و خون ازش جاری میشه و میگن زمین و زمان در رثای امام حسین علیه السلام خون می گریند و... وقتی علامه اینقدر باطن بین بودند، باطن انقلاب اسلامی رو ندیدن؟ و یا چون باطن رو دیدند گفتند: این انقلاب یک شهید داشت آن هم اسلام بود؟ ممنون میشم صریح بفرمایید. سایه تون مستدام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جمله‌ی اخیر را به راحتی نمی‌توان به علامه‌ای که آن المیزان را نوشته و آن هم با آن روحیه‌ی حماسی؛ نسبت داد. بحث حضور تاریخیِ اسلام در این دوران، چیزی نبود که حضرت علامه به دنبال آن نبودند و اساساً المیزان با توجه به همین رویکرد نوشته شده، بلکه معتقد به روش دیگری ممکن است بوده باشند ولی فراموش نکنید اولین دادستان جمهوری اسلامی، داماد ایشان یعنی شهید قدوسی بود و فرزند همان شهید یعنی نوه‌ی علامه، نیز یکی از شهدای این خانواده است. بنابراین نمی‌توان گفت حضرت علامه جدایِ از انقلاب اسلامی خود و خانواده را تعریف کرده‌اند. موفق باشید

25452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده و آرزوی توفیق: برخی اساتید تاریخ و یا مباحث انسان شناسی اینجانب، معتقدند در بررسی روندهای تاریخی باید بی طرف بود و رویکرد فقهی و دینی که بدنبال طرفداری از جبهه حق در طول تاریخ هست، در فلسفه تاریخ درست تدبر نکرده و گرنه مورخ باید خودش رو کاملا بیرون بکشه و مثلا در بررسی حتی پدیده ای مثل انقلاب اسلامی، در نظر گرفتن افق تمدنی را دیدگاه موافقین انقلاب میداند و سعی می کند بر اساس روشهای سایر انقلابها بر فرض حتی انقلاب های مذهبی اون رو بررسی کنند و اعتقاد دارند روح تاریخ در بیطرفی و نگاه کردن از بیرون صحنه است و به تعبیری کاملا نمی توان در تشخیص جبهه حق مطمئن بود و از آن طرفداری کرد و گفت این حادثه متمایز و مستحکم است مثل انقلاب خودمان. در مقابل ما در بینش قرآنی، سیر دیگری از تاریخ و زمان شناسی رو داریم که در این قائل بودن به اختیار افراد، روبروی نسبی بودن حقیقت ایستاده و میاد رودرویی جبهه انبیاء و اولیاء با جبهه طواغیت رو میگه و اینکه جریان هدایتگری انبیاء در راستای تذکر عهد الهی بشر با واجب الوجود و عالم قدس است. و در عین حال در حدیثی از امام سجاد (ع) داریم، افراد خنثی مقابل حق و باطل، خوک صفت هستند. آیا واقعاً روح تاریخ شناسی، با نسبیت گرایی و بی تفاوتی رقم خورده؟ در این صورت حتی ما در تحلیل حوادث سیره ائمه یا انقلاب هم باید بگیم این نظر دوستان و موافقین اونهاست و از جهت تاریخ شناسی ما کاملا نمیتونیم به اون متکی باشیم و بگیم مسیر انبیاء، تداومش انقلاب اسلامی است و زمینه ساز سعادت بشره و حقیقت راه انبیاء هم همچنین نسبی هست و نه مطلق؟ با تشکر و عذر خواهی از اینکه وقت شریفتون رو گرفتم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحثِ پدیدارشناسی که بحمداللّه امروزه به رشد خوبی رسیده است، بحث می‌شود که باید مجال داد تا پدیده، خود را با همه‌ی هویتش از جمله روحِ تاریخی‌اش بنمایاند. آیا می‌توان در نظر به انقلاب اسلامی روح دینی آن را نادیده گرفت و مدعی شد به عنوان یک استاد تاریخ پدیده را شناخته‌ایم؟ موفق باشید

25387
متن پرسش
با سلام: شما می فرمایید که عین وجود عین هستی فقط حضرت الله است. اما در کتاب خویشتن پنهان می فرمایید که بدن عین وجود نیست بلکه روح انسان عین وجود است. تفاوت دو عین وجود بالا در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان چیزی جز «وجود» نیست ولی نسبت به وجود مطلق در مرتبه‌ی نازله است ولی «عین‌الوجود» به معنایِ حقیقی آن در مرتبه‌ی مطلقِ وجود می‌باشد. موفق باشید

نمایش چاپی