بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25341
متن پرسش
سلام استاد عزیز: در کتاب امام و مقام تعلیم به ملائکه آمده که پیامبر می فرماید اولین چیزی که خدا خلق کرد نور من بود که از نور خودش بیرون آورد و از جلال عظمتش جدا نمود. بعد می فرمایید حضرت در ادامه می‌فرمایند: نور مرا از نور خودش ظاهر کرد و از جلال عظمتش جدا نمود. توضیح فرمودید که حضرت رب العالمین تجلیات متعددی دارد، مثلا برای کسی‌که به نور اسم رزاق جلوه می‌کند، او دیگر نگران رزقش نیست. این تجلی اندکی است. یک وقت برای انسان به اسم جمال تجلی می‌کند. در آن حالت انسان در شعف و شیدایی و اُنس با حق قرار می‌گیرد. «اسم جلال» از همه‌ی اسماء به حضرت رب العالمین نزدیک‌تر است. نور رسول خدا (ص) از اسم جلال حضرت حق متجلی گشته و نمایش جلال و عظمت حق است. به همین جهت رسول خدا (ص) در طول تاریخ - از حضرت آدم (ع) تا امروز- نمایش جلال الهی‌ می‌باشند و اگر کسی به آخرین پیامبر نظر کند، متذکر جلال خداوند می‌شود. هیبت و بزرگی حضرتِ حق با ظهور رسول خدا (ص) بر قلب‌ها متجلی می شود. در ادامه می‌فرمایند: سپس آن نور، بدون آن‌که از جلال عظمت حق جدا شود، شروع کرد به طواف حول قدرت الهی تا این که در طول هشتاد هزار سال به جلال و عظمت رسید و سپس از روی تعظیم، به خدا سجده نمود. رسول خدا (ص) در ادامه‌ی روایت مورد بحث می‌فرمایند: پس نور من عظمت را فرا گرفته بود و نور علی (ع) قدرت را. این تعبیر حکایت از نحوه‌ی وجود آن دو نور دارد که یکی با عظمت الهی و دیگری با قدرت او مرتبط بوده‌ و با چنین صفاتی ظهور کرده‌اند. آیا طواف حول قدرت الهی همان طوات نور قدرتی است که از امام علی (ع) یاد شده؟ ببخشید این کتاب برای اولین بار هستش که مطالعه می کنم ولی درک درستی ندارم چون یک جا می فرمایید از نور جلالش جدا کرد و از طرفی فرمودید بدون آنکه از نور جلال جدا شود. لطفا کل این نوشتار را با یک مثال ملموس تر توضیح بفرمایید. اصلا متوجه این توضیحات نشدم. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به نظر بنده خوب است به سیرِ از اجمال به تفصیل فکر کنید. مثل آن‌که در شب قدر همه‌ی قرآن اجمالاً بر قلب پیامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» نازل شد ولی در سیرِ ۲۳ سال، آن اجمال به صورت تفصیل در آمد. موفق باشید.

32791

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: من در مورد کمال خداوند به مشکل برخوردم. نمی‌توانم برای خودم اثبات کنم و این مساله مدت زیادی است آزارم می‌دهد. اینگونه فکر می‌کنم که وقتی ما عموما به یک موجود می‌نگریم و آن را خدا (نمی‌دانیم) در ذهن برایش خصوصیاتی در نظر می‌گیریم که باعث تشخص آن موجود می‌شود لذا حد و حدود دارد. یعنی در ذهن این موجود را با یک کمال مطلقی مقایسه می‌کنیم که به محدود بودنش پی می‌بریم حال اگر ادعا کنیم که آن کمال مطلق که نامحدود است خداست از کجا معلوم که فقط در ذهن نباشد. یعنی ممکن است آن اختلافی و کمالاتی که موجب تمایز موجود محدود از آن کمال مطلق در ذهن میاید تحقق خارجی نداشته باشد و همان موجود محدود تحقق خارجی داشته باشد. ممکن است گفته شود اگر وجود نامحدود تحقق خارجی نداشته باشد پس بجایش چه چیزی تحقق دارد؟ عدم؟ و جواب دهیم چیزی بجایش تحقق ندارد و موجود محدود از ابتدا بدون دخالت چیزی محدود بوده . این شبه هایی که من عرض کردم مثل اینکه در بیانات آقای جوادی آملی هم آمده و ایشان لزوما وجود نامحدود و وجود صرف و بسیط را که در ذهن تصور می‌‌شود در عالم خارج دارای مصداق نمی‌دانند. اگر اینطور است به کسانی که قائل به پیدایش جهان از ذره اولیه هستند (بیگ بنگ) نباید خرده گرفت و اصولا توحید و کمال خدا را نمی‌توان اثبات کرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به نظر می‌آید بهترین راه  برای توجه به این مسئله «برهان صدیقین» جناب صدرالمتألهین باشد و موضوع «اصالت وجود». کتاب «از برهان تا عرفان»  https://lobolmizan.ir/book/240?mark=%D8%A7%D8%B2%20%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%AA%D8%A7%20%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86

همراه با شرح صوتی آن به آدرس زیر می‌تواند راه‌گشا باشد. امثال آیت الله جوادی که فرزند مکتب صدرایی هستند سخت متوجه «اصالت وجود» می‌باشند که واقعی‌ترین واقعیت عالم  یعنی همان کمال مطلق است. موفق باشید

nvhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%B5%D8%AF%DB%8C%D9%82%DB%8C%D9%86&tab=sounds

31588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه آقای رئیسی گفت: «بدون تردید کسانی به اربعین می‌روند که هر دو دوز واکسن را زده باشند" حال دو سوال دارم: ۱. آیا شما واکسن زده یا می‌زنید؟ ۲. اگر بنده با توجه به اینکه چندان علاقه و اعتقادی به واکسن زدن ندارم، اگر بخاطر اربعین بزنم مشکلی ندارد؟ و اگر واکسن زدن بخاطر رفتن به اربعین موجب مرگ بنده شود به چگونه مرگی از دنیا رفته ام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کربلا را عشق است حتی اگر با واکسن زدن به دیار باقی بشتابیم. دقیقاً بنده تنها به جهت تبعیت از مقام معظم رهبری و  برای آن‌که بهانه‌ای برای سفر به کربلا برای بهانه‌گیرها نباشد؛ آری! رفتم و هر دو دوز واکسن را زدم، علی الله. ما را و حسین، و لا غیر.

هست از هر مذهبی آگاهیم
اللّه اللّه من حسین اللهیم

بنده‌ی کس نیستم تا زنده‌ام
او خدای من، من او را بنده‌ام

نی شناسای نبیم نی ولی
من حسینی می‌شناسم بن علی

موفق باشید

30916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از دوستان از بنده خواستند که متنشون رو برای شما بفرستم و لطف کنید راهنمایی شون بفرمایید. سلام علیکم مدتی قبل خواب دیدم که مردم در جایی جمع شده و به دور یک نفر حلقه زده اند و من با فاصله از آن جمعیت در حال تماشای جمعیت بودم که یک دفعه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را دیدم که از داخل جمعیت مردم بیرون آمد و کسی ایشان را همراهی نکرد. در یک لحظه چهره ایشان را از بینی به بالا نگاه کردم صورت ایشان گندم گون با ابروهایی کشید و یه تار موی سفید در ابروی راست ایشان بود. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بعد از جدا شدن از جمعیت، یکه و تنها و پشت به مردم ایستادند و بر سر مردم فریاد می زدند که «پس علی در صفین چه کرد؟!» مثل اینکه مردم به ایشان گفته بودند که مثل امام علی (علیه سلام) عمل نمی کنید. و من در مکانی بین مردم و امام زمان (عجل الله) قرار گرفته بودم و متوجه شدم که موقع نماز عصر است و شروع به نماز کردم و در یک رکعت سوره قدر را خواندم و نمازم را تمام کردم. موقعی که از خواب بیدار شدم موقع نماز عصر بود. ممنون از کمک و راهنمایی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً رفقا در جریان هستند که بنده علم تعبیر خواب ندارم. و به همین جهت در جواب این نوع سؤال‌ها عذر خواهی می‌کنم. موفق باشید

30836

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر و آرزوی عمر طولانی: بنده در جایگاه شغل و فعالیت اقتصادی در سعادت اخروی انسان ها دچار چالش هستم که در دو مثال خدمتتان عرض می‌کنم: ۱. به عنوان مثال آیا می‌توانیم اینگونه ادعا کنیم یک کارخانه دار شغل اش همانقدری موجب سلوک فردی اوست که یک معلم معارف و این در حالیست که خداوند استعداد معلم شدن را به آن کارخانه دار نداده و استعداد کارخانه دار شدن را به آن معلم پس اگر آن کارخانه دار از لحاظ سلوک معنوی نسبت به آن معلم عقب بیوفتد این یک نوع بی عدالتیست در تخصیص استعداد ها به انسان ها؟ ۲. در یک مثال دیگر مثلا شخصی که برای گذران معاشش مثلا به او استعداد داد و ستد در بازار بورس داده شده و استعداد و علاقه ی دیگری به شغل دیگری ندارد آیا باید شخصیتش را تغییر دهد بطوریکه مثلا در نفس او علاقه و جدیت نسبت به شغلی مانند معلمی پدید آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است حتی ممکن است انواری به قلب آن کارخانه‌دار که به قصد کارآفرینی تلاش می‌کند، برسد که بسی برتر و پاک‌تر از آن الطافی است که به استاد معارف می‌رسد. ۲. در مسیر کسب معاش باید آنچه در بستر طبیعی به ما می‌رسد، ورود کرد و آن وقتی است که ما کاری انجام داده باشیم و حاصل کار خود را استفاده کنیم. مسئله بورس، از این جهت برای بنده حل نیست، والله اعلم. موفق باشید

30783

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد پناهیان میگه اگر همه مشکلات زندگی رو حل کنی باز هم خداوند برای آزمایش و رشد ما یا بعلت گناهانی که کردیم برایمان مشکل و سنگ جلوی پایمان می‌گذارد. اما من نمی‌فهمم که آیا این مشکل بخاطر ۱. گناهان و یا ۲. رشد خودمان و آزمایشات خدا یا ۳. بخاطر اشتباه محاسباتی در اسباب مادی و کم کاری و تنبلی خودمان برایم بوجود آمده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکلاتی که مشکلاتِ تکامل‌زا نامیده‌اند، برعکسِ مشکلات تکامل‌سوز که ریشه در گناهان دارد؛ هرگز منجر به بحران نمی‌شود. نمونه‌ی آن مشکلاتی که صدام حسین برای خود پیش آورد که در نهایت به آن سرنوشت دچار شد، و مشکلاتی که شیطان و دشمن برای حضرت امام و انقلاب اسلامی پیش آوردند که موجب تعالی و رشد انقلاب شد. موفق باشید

30387

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده در ماه رجب شبها چند دقیقه ای ذکر لااله الاالله را با توجه به قلب تکرار می کنم البته با توسل به امام زمان. چند دقیقه که می گذره به قلبم فشار می آورد. گاهی توجه زیاد می شود و گریه ام میگیره و حال عجیبی می شود. چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّی که فشار چندانی پیش نیاید خوب است ادامه دهید. موفق باشید

30352

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده: خوب هستین ان‌شاء الله! در فرهنگ های گذشته مشکلات روانی به شیطان نسبت داده می شده که امروزه ثابت شده است ناشی از مشکلات ژنتیکی و تربیتی و هورمونی و نسبت به شیطان امری غلط بوده! در قرآن هم فراموشی به شیطان نسبت داده شده!(داستان خضر و موسی علیه السلام) چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آنچه مربوط به شیطان است، همیشه مربوط به شیطان است، چه علت علمی آن معلوم باشد، چه نباشد. موفق باشید

30166

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از مطالبی که قرآن مجید مطرح می‌کند بخصوص اگر یک مطلب اخلاقی باشد یا هر مطلب دیگر علمی باشد فرهنگی و ... البته مقصودم امور اعتباری چون فقه نیست که بتوانیم امروز ادعا کنیم که اگر قرآن مطرح نمی کرد عقل بشر مستقلا امکان دستیابی به آن نکته مثلا اخلاقی را نمی یافت را بیان فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در اندیشه‌ی کلامی خود متوجه‌ی حُسن و قبح عقلی هستیم. بدان معنا که دستورات اخلاقی شرع را عقل، عقلانی می‌داند بر عکس اشاعره که معتقدند چون شرع فرموده است خوب است و نه چون عقل تشخیص داده، خوب است شرع فرموده. موفق باشید

29753
متن پرسش
سلام: استاد مدتیه این سوال ذهن من رو مشغول کرده: اگر مقام شهید از یک عارف که ۸۰ سال زحمت کشیده بالاتره پس چرا عرفای قدیم ما و حتی خیلی از علمای جدید ما این راه رو انتخاب نمیکنن؟ اگر واقعا به هر کسی شهید میگن و شهید شدن آسونتره خب چرا نمیرن شهید بشن و خلاص؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر دست خود انسان است. شهادت راهی است که برای بعضی گشوده می‌شود و هنر شهداء آن است که خود را معطل نمی‌کنند. حقیقتاً کمی به این جمله‌ی حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که رازهایِ این عالم را می‌شناختند، فکر کنید که فرمود: «شهادت، هنرِ مردان خداست». آری! هنر مردان خداست. موفق باشید

29353
متن پرسش
سلام استاد گرامی: ببخشید این سوالی که میخوام عرض کنم رو در فضای دانشگاهی مطمئنم کسی نمیتونه جواب بده. مستحضرید که در دانشگاه شیوه صحیح مطالعه بیان نشده و نظریاتی که در این زمینه هست خیلی پراکنده است. می‌خواستم ببینم آیا درست اینه که برای مطالعه کتب معرفتی باید مطابق حالمون عمل کنیم؟ مثلا یکی اینجور بیشتر ارتباط میگیره که در سطر سطر کلمات بزرگان تفکر کنه و حسابی نت برداری کنه و یکی هم اینجوریه که سریع و به شیوه تندخوانی میخونه و میره. می‌خواستم بدونم اولا در مورد خودتون چطوره و بعد اینکه در این باره در سیره علما چیزی سراغ دارید؟ ممنون میشم ازتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس مطابق ذوقش عمل می‌کند. بنده سعی می‌کنم اصل مطلب را پیدا کنم و آن را یادداشت نمایم. مشهور است که شپنهاور گفته است که بعضی‌ها لاکپشتی عمل می‌کنند و بعضی‌ها روباه‌گونه. لاکپشت، آهسته و آرام در هرجایی که قرار بگیرد با دقت همه‌ی جوانب را می‌سنجد و سپس قدم بعدی را برمی‌دارد و از این جهت خیلی نمی‌داند، ولی آنچه می‌داند را عمیقاً می‌فهمد. برعکس روباه. موفق باشید

27144
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز ۱. می خواستم بدانم که تاریخ طبری چقدر قابل استناد است؟ ۲. در مورد وحی بر پیامبر که طبق فرموده تان نزول حقیقت تا مرحله حس است، خواستم بدانم آیا اینطور است که در لحظه وحی بر پیامبر (ص)، عالَم پُر از وحی است؟ و اینکه در آن لحظه که عالم پر از وحی است اشخاصی مثل ابوجهل هست و اصحاب پیامبر هم هستند حال با توجه به اینکه شخصی مثل ابوجهل و.. که ظرفیت درک وحی و... را نداشتند، در مورد اصحاب پیامبر که ظرفیتی دارند در موقع نزول وحی آیاتغییری یا چیزی را در وجودشان احساس می کردند؟ ۳. در مورد برتری اسلام و حضرت محمد (ص) نسبت به دیگر ادیان و پیامبران که فرمودید شدت توحیدشان بیشتر است، خواستم لطف بفرمایید منظور از شدت توحید چیست؟ ۴. اگر برای این ظهورِ شدیدتر توحید، فرایندی از ابتدای تاریخ تا زمان پیامبر مکرم اسلام باید طی می شد تا زمینه هایی ایجاد شود این زمینه ها چه بود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بستگی دارد به نکاتی که جناب طبری می‌فرماید ولی نمی‌توان کلّی همه‌ی نکات آن کتاب را پذیرفت، هرچند او زحمت‌هایی کشیده است۱. باید مشغله‌های دنیایی و تکبّر در آن‌ها نباشد تا تذکرات پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را در جان خود احساس کند ۳. هر اندازه توحید شدیدتر باشد در جان خود حضور خدا را بیشتر احساس می‌کنیم در آن حدّ که مولایمان می‌فرمایند: «ما رَأيْتُ‏ شَيْئاً إلّا وَ رَأيْتُ اللّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَه»[1] نديدم چيزى را مگر آن‏كه قبل از آن چيز و با آن چيز و بعد از آن چيز، «الله» را ديدم. ۴. همین‌که امروز در ملت خود می‌بینیم که چگونه در مقابل اسلحه‌های مخوف ایستادگی کرده‌اند، نشانه‌ی اوج توحید آخرالزمانی است آقای سردار احمدیان نقل کرده‌اند، آن را عرض می‌کنم و بقیه را از خود ایشان بشنوید. جریان «شهید اکبرجزی» است که در گلستان شهدای اصفهان دفن است. آقای احمدیان می‌گفتند در یکی از عملیات­ها تیربار دشمن آنچنان بر روی سر نیروها بود که سرمان را نمی‌توانستیم بالا کنیم، از طرفی تعدادی از نیروها زخمی و زمین‌گیر شده بودند و نگران توقف عملیات بودیم، یک‌مرتبه متوجه شدیم تیربار به جای آن‌که نیروها را نشانه بگیرد، تیرها را سر بالا می‌زند، سرمان را بالا کردیم، دیدیم شهید جزی با آن شکم پاره­ اش، بلند شده و آن تیربار را که لوله­ اش مثل آتش سرخ‌شده بود، با دستش بالا برده، در حالی‌که دستش به تیربار چسبیده و همان‌جا شهید شده بود. بر روی این مطلب فکر کنید آیا جز یک عشق آتشین به انقلاب و امام، می‌تواند انسان را تا این‌جاها جلو ببرد؟! در عرفان بحثی داریم به نام «فنای ذات». فنای فعل داریم که هر فعلی را از خدا باید دانست، مثل آن‌که متوجه هستید این فعل خدا بود که ما را در چنین صبحگاهانی به هویزه آورده و گرنه ما خودمان بدون لطف خدا هرگز چنین توفیقی پیدا نمی‌کردیم. توحید صفاتی نیز یعنی هر صفت و کمالی را مربوط به خدا ببینیم و با نظر به معنای ذکر «الحمداللّه» متوجه این نوع توحید می‌شوید. اما توحید ذاتی چیز دیگری است، یعنی هر «بودنی» با تمام لوازم آن، «بودن» خداست و انسان در این مقام از توحید، هیچ بودنی از خود را در میان نمی‌یابد بلکه نحوه‌ای از «بودن» خدا می‌شود و فانی در اراده‌ی الهی می‌گردد و مرحوم شهید جزی به اراده‌ی الهیه در آن صحنه به میان می‌آید و بدون آن‌که به خود و به سوختن خود فکر کند، آن حماسه را می‌آفریند و ما در جبهه‌های دفاع مقدس چنین صحنه‌هایی که حکایت از توحید ذاتی و فنای رزمندگان در محضر حضرت حق باشد، داشتیم. موفق باشید 


[1] - ملا محسن فيض كاشانى، علم اليقين، ج 1، ص 49

26746
متن پرسش

سلام علیکم: در یادداشت «براستی همه ما حاج قاسم هستیم»، اشاره به حس حضور تاریخی خدا از طریق انقلاب اسلامی کردید و فرمودید، شهید سلیمانی در بستر این نهضت غرق در اراده الهی بود. در کتاب انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی نیز در این باب مطالبی دارید و نوشته اید «مشکل امروز ما اين است که جوانان ما دارند عالَم ديني شان را از دست مي دهد و گرنه از من و شما بهتر مي توانند خدا را ثابت کنند، ولی با علم به وجود خدا، وارد عالَمی نشده اند که منجر به اُنس با خدا گردد و به همين جهت در عالَم خود جايگاهی براي احکام الهی نمي شناسند.» در ادامه هم تبیین فرمودید علت اینکه خیلی افراد نسبت به تک تک احکام دینی سوال کرده و یا ابهام برایشان ایجاد می شود، همین وارد نشدن و نشناختن عالَم دینی است. فکر می کنم و برداشتم این است که منظور حضرتعالی این بود که اگر ما سعه وجودی مان را از طریق الفت با ذات اقدس رب العالمین بالا ببریم و به عمق جهانی کاری که در پرتو انقلاب اسلامی در حال شکل گیری است بیندیشیم و خود را در طرح بزرگ تمدن سازی توحیدی حاضر ببینیم، صبر و بصیرت پیشه می کنیم و دیگر سختی ها و مشقت های این مسیر ما را زمین گیر و ابن السبیل نمی کند و آن وقت حتی عباداتی مثل نماز یومیه را هم از دین دید می بینیم که این نماز، به ما عظمت روحی می دهد تا در کلان پروژه تاریخ خود ثابت قدم و استوار بمانیم و به واقعیت این جمله امام راحل برسیم که عالَم محضر خداست. نمی دانم تا چه حد این برداشت من از سخنان حضرتعالی درست بوده اما بواقع نکات عمیق و قابل تدبر و حکمت آمیز در یادداشت تان درباره شهادت حاج قاسم سلیمانی بود و ان شاء الله باب تدبر برای همه ما به برکت خون این شهید عزیز، باز شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. احساسِ بودنِ حقیقی، نه به بودنِ مفهوم، بلکه در بودنِ تاریخی محقق می‌شود و انقلاب اسلامی عطای الهی است به بودنِ تاریخی که همیشه انسان اصیل به دنبال آن است. علی «علیه‌السلام» مظهر کامل بودنِ تاریخیِ اسلام‌اند. عرایضی در این رابطه در بحث سوره‌ی «نبأ» شد. متن درس‌گفتارِ آن را در زیر خدمتتان می‌فرستم. البته تنها یک جلسه در شرح مفادّ آن متن بحث شده. عمری باشد ادامه خواهد یافت. موفق باشید

تعیّن تاریخی نباء عظیم

باسمه تعالی

در راستای به ظهور آمدن نباء عظیم که یوم الفصلی است وعده داده شده در تحقق شخصی که مصداق «وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً» است می توان گفت:

۱. انسان با نظر به «بودن»اش، حقیقت را در بستر تقدیرِ تاریخ احساس می‌کند، از آن جهت که «حقیقت» در افق زمان و تاریخ، در شخصیتی متعین فهمیده می‌شود.

۲. «بودنِ» انسان در گرو فهم «وجود» است تا با این فهم، انسان مانند سایر موجودات صرفاً در درون جهان قرار نگیرد بلکه چون فهمی از وجود دارد، در میان آینده و گذشته و آزاد از زمان، خود را احساس می‌کند و بر این اساس، یعنی بر اساسِ فهم «وجود»، موجودات از حیث وجودشان در افقِ فهم انسان به حضور در می‌آیند و معنا می‌شوند. یعنی انسان کامل جایگاه هر چیزی را به معنای واقعی‌اش درک می‌کند.

۳. وقتی انسان خود را در تاریخی که به اراده‌ی الهی ظهور آمده،  احساس کند، با نظر با وجه وجودی خود به موجودات، گشوده می‌شود. نحوه‌ی گشودگی و برون‌خویشیِ انسان اصیل، وجهی از همان ساختارِ در جهان‌بودنِ آن است.

۴. بودنِ در زمان و تاریخِ خود، بودنی است غیر ذهنی که می‌توانیم خود را بیش از آن‌که بفهمیم، حسّ کنیم. این است معنای «كَانَ أَكْثَرُ عِبَادَةِ أَبِي ذَرٍّ رَحْمَةُ اللَّه عَلَيْهِ التَّفَكُّرَ وَ الِاعْتِبَار» اكثر عبادت اباذر تفكر و عبرت گيرى بوده.

۵. انسان، موجودی است که باید در همان نحوه‌ی واقعیت و وجودش، عین روی‌آورندگی باشد. بودنِ انسان اساساً چیزی جز روی‌آورنده‌بودن نیست، وجودی که عین گشودگی است و به همین جهت، هویت اش تعلقی است. «ماهِيتُهُ انِيتُهُ»، چيستى او همان هستى اوست‏ و در این رابطه پرسش از آن‌که انسان چیست، پرسش بی ربطی است.

۶. انسان اصیل در عین آن‌که یک فرد است، به وسعت هستی است و درعین آن‌که متناهی است، مطلق است به جهت مقام فهم «وجود و بودن» خویش. این انسان از حیث وجودش سر و کارش از یک طرف با وجودِ خویش است و از طرف دیگر با تمام عالم وجود سر و کار و رابطه دارد.

۷. گشودگی انسان اصیل، ایجاب می‌کند تا همواره با امکان‌های بودن خویش و به تبع آن، با انحاء اتمام نا پذیر مواجهه با موجودات، روبرو باشد.

۸. اگر انسان خود را تنها یکی از موجوداتِ عالم بفهمد، غیر اصیل است ولی انسان اصیل باشد، بودن خود را در خواهد یافت و آن را مصممانه بر عهده خواهد گرفت.

۹. آینده‌ی آغازین و اصیل، حرکت به سوی خود است؛ به سوی خودی که عین ربط به بیکرانه وجود است برای تعالی یافتن.

۱۰. این که  انسان با موجود نسبت برقرار کند و موجود بما هو موجود را تجربه کند، به جهت آن است که  وجود به او عطا شده. و گرنه خود را یک وجود بیگانه از سایر موجودات می‌فهمد.

۱۱. رویداد های تاریخی در بستر اسلامی که شروع شد، انسان اصیل، خود را به واسطه‌ی روشنی‌گاه های وجود احساس می کند، اساسا به واسطه‌ی رویدادهای تاریخی است که انسان و حقیقت در تعلّق متقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. به همان معنایی که علی علیه السلام از طریق اسلام با حقیقت روبرو شدند و آن را در صحنه های نبرد دنبال کردند.

۱۲. انسان با آن گشوده شدن نسبت به انوار الهی در پرتو رخدادهای توحیدی به دست می‌آید.

۱۳. تاریخ هستی، همان تاریخ فرستادن‌ها و حوالت هستی است که موجودات را به نحوی آشکار و در عین حال پنهان می‌دارد.

۱۴. تاریخِ حقیقی، حال است. حال، آینده است از آن جهت که حال، چیزی است که انتظارِ وقوع لوازم تاریخ جدید را می‌کشد. آیا این همان بودن نیست که ذاتی است همواره در حال، آن چیزی که در برابر ما، منتظر ما است؟ همان آینده‌ای است که به درستی اندیشه شده.

۱۵. وقتی انسان عین نسبت با وجود باشد، وجود، صرفاً خود را در چنین نسبتی آشکار می‌سازد که همان حضور یافتن است که تعلّق متقابل میان انسان و خدا است.

۱۶. هستی یا وجود به مثابه‌ی رویداد، همواره ارتباطی متقابل میان انسان و وجود را بر قرار می‌کند و وجود به مثابه‌ی رویداد، همواره در پیوند با انسان است که همان «کلّ یومٍ هو فی شأن» است. یعنی تاریخ توحیدی ظرفیت رابطه‌ی متقابل بین خدا و ظرفیت تاریخی انسان است.

۱۷. احساسِ «بودن»، در مواجهه‌ی با حق، در تاریخ، یعنی خود را به صورت اصیل احساس‌کردن است و این نوع «بودن» همان رویداد مواجهه با جنبه‌ی وجودی هر موجود است و در این حالت، انسان بر عکس سایر موجودات، وجودش عین گشودگی خواهد بود که این، در واقع همان «هویت تعلقی» انسان می‌باشد. انسان در این حالت در زمان نیست، بلکه ماورای زمان، عین گشودگی با موجودات است و به موجودات، مجال می‌دهد تا در نسبت با زمان خاص‌شان آشکار شوند. معنای فراتاریخیِ اولیای الهی را باید در این نحوه بودن جستجو کرد.

۱۸. هویت تعلقیِ انسان یعنی در عینِ ربط‌بودن با کلّ هستی. این یعنی جمع بین تناهی و نامتناهی که در اولیای الهی محقق می‌شود.

۱۹. انسان از موطن «بودن»ِ خود در مقام نظر به رویدادهای تاریخی در فهمِ وجود قرار می‌گیرد و از این حیث، بر تمام موجودات تقدم می‌یابد. این نوع «بودن»، احساسِ انسان است نسبت به خود در بیکرانگیِ با وجود، نه موجودی در میان موجودات.

۲۰. انسان با فهمِ «بودن»ِ خود، فهمنده‌ی وجود است و با بودنِ صرف خویش مواجه می‌شود و این همان راز گشودگی انسان است یعنی درکِ اتحاد با خویشتن که منجر به درک وجودی همه‌ی موجودات می‌شود و همه‌ی عالَم را نزد خود احساس می‌کند به همان معنایی که مولایمان علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند:

اتَزْعَمُ انَّكَ جِرْمٌ صَغيرٌ             وَ فيِكَ انْطَوَى الْعالَمُ الاكْبَر

تو مى‏ پندارى كه همين جسم كوچك هستى، در حالى كه جهان بزرگى در نهاد تو پنهان است.

 با این‌همه، انسانِ اصیل نمی‌تواند وجود خود را به صورت تامّ و تمام تجربه کند. زیرا ذاتاً همواره در مقام «امکان» است یعنی بیشتر از آنچه واقع شده است می‌باشد و همین امر موجب می‌شود تا احساسِ «بودن» در عینِ حضور بیکرانه‌ی «وجود» را در خود احساس کند.

۲۱. آن‌چه آینده است، در اصل همان امکان است که به سوی انسان اصیل که با «بودن»ِ خود به‌سر می‌برد، می‌آید، وقتی که او گشودگی خویش را حفظ کرده باشد. پیشروی انسان در آینده به معنای بازگشتِ او به سوی خود است، به معنای آنچه همواره از پیش بوده است.

۲۲. انسانِ اصیل در «حال» قرار می‌گیرد و می‌تواند با موجودات، مواجه شود، به واسطه‌ی رابطه‌ی آینده و گذشته. و لذا نحوه‌ی ارتباط آینده‌بودگی و «حال» را در وحدت‌شان نشان می‌دهد.

۲۳. انسان اصیل در مواجهه با موجودات باید خود را در حدّ مطلقِ گشودگی دریافته باشد و این دریافت، همان حرکتی است که در نخست از آینده در مواجه با نهائی‌ترین امکان، آغاز می‌شود و به سوی «بودگی» می‌رود.

۲۴. انسان اصیل که خود را در گشودگی نسبت به همه چیز می‌یابد، به اطلاقی می‌رسد که در آن اطلاق، دیگر خود را به واسطه‌ی موجودات درون جهان نمی‌فهمد. بلکه «بودن» خویش را در خود جهان احساس می‌کند. 

26399
متن پرسش
سلام و عرض ادب: ما معتقدیم روح کلان و وادی اسلام و مدرنیته بصورت ریشه ای، جدا و متفاوت هستند و تعریفشان هم از انسان شناسی متمایز است و حتی لزوم تفکر دینی_معنوی در جامعه سازی، نیز تضاد دارد. معنویتی که به تعبیر حضرتعالی در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم، بیشتر مسکنی برای بشری است که درد جانکاه فرهنگ مدرنیته را تحمل می کند محسوب می شود لذا می بینیم دین منهای شریعت اعم از بودیسم و داعشی گری و عرفان های نوظهوری مثل قانون جذب و دیگر مکاتب، ترویج می گردد و خود سردمداران و متفکران کنونی جبهه مدرنیته هم نسبت به آنها چنان واکنش سلبی ندارند و حتی موج اروپایی های با گرایش به داعش یا همین مکاتب عرفانی نوظهور منهای شریعت، حجتی بر این مدعاست. چه شد که بشر مدرن پس از تجربه تلخ تفکر منهای عقل قدسی و حکمت توحیدی و لزوم وجود معنویتی که توسط برخی ها در غرب احساس شد، به چنین معنویتی رسیدند و به دین نظام ساز و با شاخص های کلان تمدنی برنگشتدند و همچنان با وجود گرایش های دینی، سکولاریسم و اومانیسم و همین لیبرال_دموکراسی غالب است و معنویت آنها، بیشتر مسکن زودگذرست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نفس امّاره‌ی بشر موتورِ پیش رانِ او گردد شیطان می‌تواند وعده‌های وَهم‌انگیز به انسان بدهد و در هر شکستی وعده‌ی دیگری را جایگزین کند تا آن‌که بالاخره مردم با نظر به جامعه‌ی توحیدی از آن نوع زندگی‌های پوچ عبرت بگیرند و این‌جا است که وظیفه‌ی ما در ساختن جامعه‌ای اخلاقی و توحیدی بسیار کارساز خواهد بود و آن تمدن را فرو می‌ریزد. موفق باشید

26391

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ما از یک طرف می گوییم نه شرقی و غربی و شعار مرگ بر آمریکا را ضروری می دانیم، از آن طرف بدنبال قرارداد با همان شرقی ها و غربی ها هستیم و انتظار داریم با وجود مرگ بر آمریکا گفتن، آنها به تعهدات برجام عمل کنند و به ما تنکولوژی بدهند یا حتی ساختار سیاسی ما در بسیاری بخشها و طرحها به سیاست های لیبرالی و کمونیستی نزدیک شده که ما مبنایش را نمی پذیریم. آیا این یک تناقض نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. ما باید از خود شروع کنیم. و بحمداللّه این تحریم‌ها و گران‌شدن دلار، گشایشی را فراهم می‌کند تا به دسترنج خود و به تفکر خود رجوع نماییم. موفق باشید

26277
متن پرسش
سلام علیکم وقتتون بخیر استاد: شما با اینگونه حرف زدن موافقین؟ آقای قدیانی در پاسخ به یاوه گوییهای خانم مهناز افشار نوشته اند. اولا عذرخواهم از حضرت مخاطب بابت انتشار این عکس! مسلماً شأن مردمکِ چشم مردم دنبال‌کننده‌ی این قلم، هرگز این نیست که به کج‌کاره‌ها بیفتد!ولی زینب هم که باشی، گاهی مجبوری چهره‌ی دختران تیله‌باز کاخ یزید را تحمل کنی! ثانیا وام می‌گیرم از آن جمله‌ی قصار سیدحسن نصرالله و آن تمثیل را این‌گونه تغییر می‌دهم. ارزش آدامسی که به کف کفش زینب_سلیمانی بچسبد، حتما از تمام زندگی حقیقتا کثیف، شیر خشکی و سرشار از حرام‌خواری مهناز افشار و امثالهم بالاتر است! ثالثا خانم افشار! این مردم، مشغول پرداختن هزینه‌ی رجزهای دختر حاج‌قاسم نیستند،! بلکه دارند کتک از تبلیغات بنفش شما می‌خورند در مدح حسن_روحانی، که تازه جمعه فهمید تغییر قیمت #بنزین را! ۴۰ سال است دارید علیه سپاه و سپاهی و رجزهای مقدسش، موضع می‌گیرید تا امثال سلیمانی و حاجی‌زاده را از چشم ملت بیندازید ولی کدام بازی‌گر پر فالوئر بمیرد یا کدام روشن‌فکر بمیرد یا کدام حرام‌خوار از تبار توی ننرپیشه بمیرد، مردم آن غوغا و قیامت را می‌کنند که برای «سردار دل‌ها» کردند؟! آری! درد شما و سوزش شما از همین است؛ از این‌که چرا حتی بدحجاب و بی‌حجاب هم، برای سپهبد شهید سپاه قدس، سنگ‌تمام گذاشت و اشک ریخت؟! فریب این فالوئرهای مجازی را نخور دخترک روی سن! باغ‌وحش هم که بروی، قفس میمون بیشترین مشتری را دارد! محبوبیت مجازی اسمش روی خودش است؛ «مجازی» است لیکن سال‌ها شعار «نه غزه، نه لبنان» سردادید ولی آن‌که جانش را فدای ایران کرد، هم سوریه زیاد می‌رفت و هم عراق! کجای اروپا نشسته‌ای خمار! که از دور، دخت زینبی سردار شهید ما را می‌زنی؟! بیا نزدیک و از فرجام شیر خشک‌هایی بگو که نوش‌جان کردی! و از این‌که عروس آدم نزدیک به احمدی‌نژاد بودی! از این چیزها با ما سخن بگو! این‌قدر زاویه داشتی با نظام، طمع کدام پول، تو را کشاند به این‌سو؟! پول را زدی به جیب و بعد هم طلاق؟! سلیمانی اگر نبود و اگر نبود که دخترش شب‌های بی‌شمار، حتی قبل از شهادت حاج‌قاسم، احساس یتیمی کند، تو عروس داعشی‌ها می‌شدی، نه مردمکان سیاست! سپاه را؛ هم تو می‌زنی و هم تکفیری‌ها! مزه‌ی آدامست بوی عرق زیربغل ابوبکرالبغدادی می‌دهد! سپاه اگر قرنی یک بار اشتباه می‌کند لیکن منتخب شماها عالیجناب خبط و خطاست و ما مردم داریم تقاص روحانی شما را پس می‌دهیم، نه سردار خودمان را! خیلی نگران جان و مال مردمی، اول بیا و تکلیف شیر خشک‌ها را روشن کن! بله! اول، شیرخشک و بعد شیر دختر حاج‌قاسم! رجز زینب ما علیه ترامپ بود ولی رجزهای انتخاباتی شما علیه شکم این ملت! کانال حسین قدیانی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان سخت بی‌تفاوت و سرد نسبت به قلب‌های جریحه‌دارِ این ملت ازشهادت آن سردار بزرگ که از آن سلبریتی که عملاً زبان دشمنان آن ملت شد؛ جانِ هر واقعیتی را به درد می‌آورد که از جمله فرزند شهید دوران مقدس آقای حسین قدیانی است. قلم آقای قدیانی حکایت از جانِ آتش‌گرفته‌ای است از دست این سلبریتی‌هایی که این‌همه جفا به ملت را نمی‌بینند و گویا در بستر عزاداریِ فریبکارانه‌ی ترامپ برای بعضی از مردم ما در حال عزاداریند. قلم آقای حسین قدیانی، قلمِ غضب است در بستر غیرت. موفق باشید

24945

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر استاد گرامی در رابطه با نظر آیت‌ الله گرامی قمی درباره استخاره که در ذیل آورده می شود چیست؟ ممنون از پاسخگویی استاد عزیز. نظر آیت‌ الله گرامی قمی: استخاره مثل فقه و اصول و پزشکی و فلسفه و امثال این‌ها نیست که فقط بحث علمی باشد؛ بحث استخاره، بحث اشراق است؛ یعنی ارتباط معنوی دل با عالم غیب. دستور استخاره عام و برای همه است؛ ولی استخاره کسانی عملاً به نتیجه مؤثر می‌رسد که در یک ارتباط باطنی در خواب یا بیداری به آن‌ها اجازه داده شده باشد؛ حتی ممکن است کسانی خیلی عالم باشند، ولی به آن‌ها دستور باطنی داده نشده باشد. استخاره یک حالت معنوی ناشی از ارتباط با عالم غیب است و انتظار نداریم هرکسی بتواند چنین ارتباطی برقرار کند. استخاره نظر خدا است و درست نیست که مخالف آن عمل شود استخاره مثل تعبیر خواب است؛ تأویل رؤیا را هر کسی بلد نیست. تعبیر خواب ربطی به سواد و علم ندارد. یک خانم بی‌سواد در نجف بوده که تعبیر خواب می‌دانسته است. یکی از علما از این خانم می‌پرسد که چطور توانستی تعبیر خواب یاد بگیری. این خانم گفته بود من فقیر بودم و به حضرت عباس (ع) متوسل شدم و در خواب به من گفتند که یک تسبیح بخر و ما به تو می‌گوییم که چه جوابی در تعبیر خواب مردم بگویی. می‌گفت کسی در گوش من می‌گوید! پس استخاره ربطی به علم ندارد و به عالم غیب مرتبط است. در روایات ما روش‌های متعددی برای آموزش استخاره گفته شده است که بعضاً در مفاتیح نیز آمده است؛ اما این‌ها ظاهر قضیه است و مهم آن اجازه باطنی و ارتباط معنوی است که ممکن است از طریق و راه دیگری به جز روش‌های نوشته شده به وی الهام شود. الهامات خدا راه‌های زیادی دارد؛ خداوند در قرآن فرموده که به زنبور عسل هم وحی می‌کنیم. تا حدودی. علم تفسیر به منزله مقدمه استخاره است و همه‌اش علم تفسیر نیست از یک آیه ممکن است هر بار در خصوص هر نیت برداشتی جداگانه به ذهن برسد که با برداشت از همان آیه در استخاره دیگری برای نیت شخص دیگر، متفاوت است. سرعت انتقال مطلب سبب شده است که بعضی‌ها درباره من بگویند فلانی حتی نگاه هم به متن قرآن نمی‌کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی‌هم رفته حرف درستی است. البته نباید طوری موضوع را مطرح کنیم که به وسواس بیفتیم و به استخاره‌ی افراد اعتماد نکنیم. با این همه استخاره مشورت با خدا نیست و پشت به استخاره نیز پشت به قرآن نمی‌باشد. موفق باشید

24772
متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: یک چیزی که برای بنده اشکال است اینه که چرا به ایده‌آلیست‌ها و سوفیست های کنونی غرب از زمان دکارت به حال میگید فیلسوف در صورتی اینها که شکاکند و ایده آلیست هستند فیلسوف نیستند و همچون سوفسطائیان سفسطه می کنند، چطور به آنها که در زمان ارسطو بودند سوفسطایی می گویید اما به اینها که از زمان دکارت تا کنون هستند می گویید فیلسوف غربی، در صورتی که همه می دانیم اینها فیلسوف نیستند و سوفیست و ایده آلیست هستند، آیا بهتر نیست با لقب در شأنشان خطابشان کنیم و بگوییم سوفیست؟ به جای فلسفه غرب بگوییم سفسطه غرب و...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع فلسفه‌ی غرب در عین این‌که به نوعی شکاکیت می‌انجامد ولی ابداً قابل مقایسه با شکاکیتی که در مقابل سقراط به ظهور آمد، نیست. مسئله، بسیار پیچیده‌تر از این حرف‌ها است. فکر می‌کنم اگر کسی بخواهد در این دنیا تفکر فلسفی داشته باشد، نمی‌تواند از کانت و هگل و هایدگر مستغنی گردد. موفق باشید

24250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما: کتاب ادب خیال عقل و قلب رو مطالعه کردم حالا خواستم از شما بپرسم که نقش کنترل خیال های بیهوده در کیفت زندگی برزخی ما چه تاثیری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما را متوجه‌ی عالم گشوده‌ی غیب و معنویت می‌کند. آن‌چه در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» مطرح است. موفق باشید

22783
متن پرسش
سلام علیکم: خیلی واضح است که دیدن و شناخت عیوب دیگران خیلی راحتر از شناخت عیوب خود است. بنده هم از این موضوع مستثنا نیستم همان قدر که خیلی راحت عیوب دیگران من رو درگیر می کند ولی اصلا نمی توانم شناختی از خودم بدست بیاورم. خودم برای خودم ناشناس تر از هر غیری هستم. می خواستم نظر حضرتعالی را در خصوص شناخت خود و پیدا کردن عیوب و ضعف ها و البته راهکارهای درمان و رفع آن ها بدانم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نسبت با خدا هرکس می‌تواند بفهمد در عالم چه جایگاهی دارد، آیا در رجوع به خداوند راه را گشوده می‌یابد یا با نظر به خود و خودبینی‌هایش نسبت درستی نمی‌تواند با خدا برقرار کند؟ موفق باشید

32908

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب محضر نورانی استاد محترم: ۱. در شرح خطبه ی سوم نهج البلاغه جلسه ی یک فرمودید یکی از عرفای بزرگ فرمودند برای رسیدن به حقیقت اسلام باید ابابکر و عمر درون خود را بشناسیم و زیر نظر استاد کامل برطرف کنیم و... امکانش هست بفرمایید اون عارف بزرگ کی بودند؟ ۲. استاد بزرگوار امکانش هست حضرتعالی مباحث خلیفه شناسی را برگزار بفرمایید و در سایت بارگزاری بفرمایید تا ما هم در شهرهای دیگر استفاده کنیم. آخر یک عمر است فقط گفتند فلانی و فلانی خلافت را غصب کردند و همیشه این سوال در جان ما بوده که مگر به همین راحتی است که انسان هر چند خوب به این راحتی به جای انسان کامل بنشیند؟! چطور امر مشتبه شده و چه شده که اینطور شده با اینکه همه مسلمان و پیامبر دیده و غدیر شنیده بودند. راستش استاد محترم من خیلی ترسیدم و لرزیدم که این عارف بزرگ این صحبت را کردند، چون عینا شاید در وجود ما هم باشد اینجور که فرمودید خلیفه ی اول بسیار زيبا بودند با چشمان رنگی، چهره ی موجه، ریش های سفید، مقید به آداب شرعی، اهل نماز و روزه و قرآن، اولین کسی که در مکه قرآن را بین مشرکین بلند خواندند و ورق را به نفع اسلام برگرداند، چیزی از بیت المال برای خود هرگز برنداشت و.... این فردی را که با همین چند جمله فرمودید که همه ی ما شاید براحتی بجای امیرالمومنین علی (ع) بنشانیم. اصلا بعید نیست شاید در اون شرایط خیلی هم منطقی هم بوده. نکند که ولی عصر (عج) تشریف بیاورند و امر بر ما مشتبه شود و... استاد عزیز چه کار کنیم، از این دست افراد که در جامعه زیاد هستند بخصوص به تعبیر امام (ره) در بین خر مقدس ها. آنهایی که آقا را یک آدم خوب می دانند نه ولی که اتفاقا خیلی هم نوچه های مقدس دارند یا معتقدند انقلاب یک جریان احساسی بوده که ظرفیت های ظهور را به هدر داده و موفق هم نشده و صراحتا این مسائل را در دروس به اصطلاح معرفت النفس و توحیدی خود بیان می کنند. ۳. استاد عزیز چطور می تونیم خلفا رو بشناسیم، و در درون خود کشف کنیم و ریشه ی اون رو بخشکانند تا به حقیقت قلب پیامبر (ص) ، یا همون انفسنا در آیه ی مباهله نزدیک شویم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به یاد ندارم ۲ و ۳. حقیقتاً مسئله همان‌طور که متوجه هستید بسیار حساس است تا انسان بین سقیفه و غدیر را بتواند تفکیک کند و این نیاز به بصیرت تاریخی دارد از آن جهت که غدیر، ادامه تاریخی است که با اسلام شروع شده، ولی سقیفه، ادامه همان جاهلیت است با آن تفاوت که تا دیروز افراد، بت می‌پرستیدند و حال، ظاهرِ عبادات‌شان تغییر کرده است که بحث آن مفصل است. کتاب‌های «بصیرت حضرت فاطمه «سلام‌الله‌علیها» و «راز شادی امام حسین «علیه‌السلام» در قتلگاه» و کتاب «الغدیر» از مرحوم امینی در این مورد کمک می‌کند. موفق باشید

32757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسمه تعالی. محضر استاد گرانقدر سلام علیکم: بنده حدود ۱۰ سال هست که با مباحث حضرتعالی مانوسم و خدا رو شاکرم بابت این موضوع. ان شاءالله به حق حضرت زهرا (س) خدا به عمر شما برکت بده. بنده در حال حاضر پس از مطالعه کتاب سلوک در تقدیر توحیدی و نیز عقل و ادب و در شرایطی که هنوز توان هضم کتاب ندای بی صدا رو ندارم، به این نتیجه رسیدم که به قول حضرتعالی یک راه داریم و آن هم زندگی در سایه ملکوت حضرت روح الله (رضوان الله). راه ورود به این زندگی هم معرفت النفس هست. پیش از این کتب ده نکته و نیز خویشتن پنهان رو هم مطالعه و مباحثه کردیم. اما الان در نقطه معرفت النفس شاید به ظاهر متوقف شدیم. برای ورود به وادی معرفت النفس چه کنیم حضرت استاد؟ بنده از فحوای یکی از جملات شما در یکی از کتب به این نتیجه رسیدم که باید در خلوت (به ویژه بین الطلوعین در وضعیت سجده) به هستِ خود بدون هرگونه چیست توجه و تمرکز کنیم. و با تمرین و ممارست این کار امید به گشودگی و ورود به وادی معرف النفس و سپس بهره مندی از ملکوت حضرت امام (ره) داشته باشیم. آیا اینطور هست؟ استدعا دارم راهنمایی بفرمایید. یک گلدسته ای به ما نشان بدهید تا راه را پیدا کنیم و وارد مسجد معرفت النفس شویم حضرت استاد‌. تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله به نکته خوبی رسیده‌اید. آری! راهی در پیش است که چندان هموار نیست ولی به لطف الهی نتایج آن امیدبخش است. در هر فرصتی مثل همان بین‌الطلوعین به بودن بیکرانه اکنون جاودانه خود نظر داشتن، برکات خاص خود را دارد. پیشنهاد می‌شود مباحث اخیر مربوط به سوره مرسلات را دنبال فرمایید.https://lobolmizan.ir/sound/984?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA  موفق باشید

30779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: بر اساس چه شاخصه هایی می‌توان دریافت که المیزان بر اساس یک جایگاه اشراقی و روح حاکم بر زمانه نوشته شده است حال آنکه شاگردان علامه در تفسیر هایی که پس از ایشان ارائه کرده اند و می‌کنند نظر به آن روح تاریخی ندارند؟ در واقع بر اساس چه شاخص هایی می‌توان دریافت که تفسیر تسنیم بر اساس یک روح زمانه و خود آگاهی تاریخی نوشته نشده است؟ اگر مصلحت نمیدانید به دلیل حفظ جایگاه استاد جوادی آملی پاسخ این سوال علنی شود مرحمت فرموده به ایمیل بنده ارسال فرمایید .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تفسیر شریف «تسنیم» سعی می‌شود مطالب علمی و معرفتیِ تفسیر المیزان، باز و گشوده شود. ولی به آن روحی که در المیزان در راستای عبور از جهان مدرن هست؛ چندان پرداخته نمی‌شود و این به معنای ضعف تفسیر تسنیم نیست، بلکه بدین معنا است که ما گمان نکنیم از تفسیر المیزان مستغنی می‌شویم. موفق باشید

30319

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: از آنجایی که فعالیت در رشته های رزمی شرقی تا حدودی باعث رویارویی بنده با تفکر شرقی شده برای شناخت بهتر معارف و مکاتب شرقی در حوزه فلسفه، عرفان و تاریخ و مقایسه با معارف ناب اسلامی از کجا میتونم شروع کنم که به باورها و اعتقادات اسلامی ام آسیبی وارد نشه و بتونم جامعه شرقی رو به درستی بشناسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد چندان حضور ذهن ندارم. آثار جناب ایزو تسو و یا اُپانیشادها و کتاب «آسیا در برابر غرب» آقای شایگان به نظر می‌آید خوب باشد. موفق باشید

29527

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. دیروز سخنگوی سازمان انتقال خون اعلام کرد: هم اینک ذخایر خون در کشور فقط برای ۵ روز است. اگر مردم دو روز خون اهدا نکنند شبکه خون‌رسانی دچار مشکل می‌شود. از همه اهدا‌کنندگان می‌خواهیم برای اهدای خون اقدام کنند. ‌اهدای خون پس از شیوع ویروس کرونا در کشور با کاهش روبرو شده اما مسئولان سازمان انتقال خون بارها عنوان کرده‌اند که تمام موارد بهداشتی در مراکز این سازمان بصورت کامل رعایت می‌شود و از این جهت نگرانی برای هموطنان وجود ندارد. استاد چنانچه صلاح می دانید از طریق کانال و سایت اطلاع رسانی کنید که دوستان متدین در این امر خیر شرکت کنند. التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله هر کدام از رفقا که آمادگی لازم را دارند، دریغ نمی‌فرمایند. موفق باشید

نمایش چاپی