بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: نظر شما در مورد نظریه ایرانشهری که توسط دکتر سید جواد طباطبایی ارائه شده، و به طور کل تفکرات ایشان از جمله کتاب زوال اندیشه سیاسی در ایران چیست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشتباهاتی در سخنان ایشان هست که به نظرم با سلسله مباحث آقای دکتر پورحسن می‌توانید متوجه‌ی نقد اندیشه‌ی آقای سید جواد طباطبایی باشید. آدرس کانال آقای دکتر پورحسن @ghpourhasan_ir  می‌باشد. موفق باشید

23394

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: معنی این ابیات مثنوی رو می خواستم این همه گفتیم لیک اندر بسیچ بی‌عنایات خدا هیچیم هیچ بی عنایات حق و خاصان حق گر ملک باشد سیاهستش ورق ای خدا ای فضل تو حاجت روا با تو یاد هیچ کس نبود روا تکیه بر لزوم عنایات خاصان حق در کنار عنایات حق و اینکه با یاد حق یاد هیچکس روا نیست. لطفا به این موضوع هم اشاره کنید که آیا کسی می تواند عنایات حق را بدون مسیر خاصان حق دریافت کند یا الزاما و همه باید از این مسیر بروند و راهی جز این وجود ندارد و هیچ انسان متعالی وجود نخواهد داشت الا اینکه عنایات خود را از حضرات معصومین (ع) و حضرت صاحب الزمان (عج) گرفته باشد و اینکه شیعه به معنای واقعی کلمه باشد. و نتیجه اینکه از عرفا هیچکدام نمی توانند اهل سنت باشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای شعر روشن است. آری! در مسیر رسیدن به حقیقت، سنتی باید در مقابل ما باشد، انگیزه‌ی رجوع به حضرت حق کافی نیست. لذا با نظر به سنت اولیاء الهی که تعیّن سیر إلی اللّه هستند، می‌توان مسیر رجوع به حق را به درستی طی کرد. موفق باشید

22267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان! نمی دانم آیا اقدامات دستگاه قضاء نسبت به آقای بقایی را کماکان دنبال می کنید، یا خیر! اجمالا عرض کنم که وضعیت جسمانی آقای بقایی به شدت وخیم هست! و کما فی سابق دستگاه قضاء نسبت به این مسئله بی تفاوت می باشد، اگر تصمیم قضایی را ناجوانمردانه و ظالمانه می دانید، پس چرا مقام معظم رهبری ورود پیدا نمی کنند؟ آقای طائب اخیرا فرمودند که مجازات آقای بقایی اعدام هست، نظر مبارکتان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش از پشت پرده خبر ندارم. ولی این برخوردها که به امثال آقای بقایی و آقای مشایی می‌شود برای بنده قابل حل نیست. حال، رهبری چه اقدامی باید بکنند که نحوه‌ای از جانبداری برای آقای بقایی و مشایی پیش نیاید، نمی دانم؟!! موفق باشید

21270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: بنده دانشجو هستم، چنانچه بخواهم در مباحث دینی و معرفتی که عمدتا جنبه ی تمدن سازی دارد مثل سبک زندگی ورود پیدا کنم و در این مقولات مختلف به تحقیق و تدبر در قرآن و روایات بپردازم، که ان شاءالله آن را به مردم ارائه بدم، اما آثار و دروس حوزوی را اصلا مطالعه نکردم! با این حال موافقید که آن را به مردم ارائه بدم یا تنها برای تعالی معنوی خود ورود پیدا کنم؟ آیا برای ارائه معارف الهی در اجتماع بایستی فرد سطوح حوزه راپشت سرگذاشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان حدّی که مطالب حقی در اختیارتان هست، می‌توانید با اهلش در میان بگذارید. ولی خوب است دروس حوزوی را در حدّ ادبیات عرب شروع کنید تا بتوانید با قرآن و روایات ارتباط برقرار نمایید. موفق باشید

20914

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: لطفا بفرمایید نظر ملاصدرا در مورد زنها چگونه است؟ چندی پیش مطلبی شنیدم حاکی از اینکه ایشان زنان را حیواناتی در اختیار مردان می داند و جایگاه سخیفی برایشان قائل است بنده با توجه به مبانی ایشان نتوانستم باور کنم. لطفا شما راهنمایی بفرمایید. ممنون و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد: «ابداً این‌طور نیست. در این مورد خوب است به کتاب «سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابن سینا تا ملاصدرا» از آقای دکتر مهدی امامی جمعه رجوع شود. موفق باشید

20713

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد چند وقتیه میخوام با بچه مسجدیا و کلا بچه مذهبیا یه کاری رو شروع کنم حتی در بسیاری از موارد خودشون پیشنهاد میدن ولی کلا در حد حرفه و اصلا انگار اراده ای برای عمل ندارن این در صورتیه که بچه های غیر مذهبی پای کار ترند و در کل بیشتر میشه رو حرف و قولشون حساب کرد دل زده شدم ازشون و گاهی میخوام قید کار با مذهبیارو بزنم و برم سراغ مردم عادی براچی اینطورین؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید کار مشخص و تعریف‌شده‌ای را با آن‌ها در میان بگذارید تا هرکس نسبت به وظیفه و تکلیفی که دارد با آن ارتباط برقرار کند. موفق باشید

20515
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: از این جهت که ان شاءالله قرار است فلسفه بخوانیم و نیز جامعه چه از بعضی از علماء و چه از دیگران این شبه مطرح می شود که: می گویند که اصلا چیزی به نام فلسفه اسلامی نداریم. چه جوابی می توان به این داد تا هم خودمان که ان شاءالله می خواهیم فلسفه بخوانیم قانع شویم و هم دیگران. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه نوعی از تفکر است که نظر به جایگاه وجودی موضوعات دارد. حال اگر به موضوعاتی نظر شود که اسلام مدّ نظر بشریت قرار داده آن فلسفه، فلسفه‌ی اسلامی است مثل کاری که از فارابی شروع شد تا ملاصدرا. موفق باشید

19601
متن پرسش
سلام استاد عزیز: نمی دانم چگونه بگویم و چگونه راز دل خود را افشا کنم که حرفم را گفته باشم؛ ای کاش به جای گفتن ناقصم، چشم نافذ و بینای شما بود تا اعماق دل مرا می دید و از زبان شما می شنیدم که چه شده است این دل شیدای من. که چه اتفاقی در حال رخ دادن است و چه باید بکنم. استاد عزیزتر از جان، دلم حیاتی جدید یافته است از جنس مرگ؛ مرگ را چنان حس می کنم که گویی در حال جان کندن هستم و با جان کندن در حال جدایی از دنیا. می دانم که می دانید چقدر لذت بخش است؛ این قدر لذت دارد که حاضر نیستم دنیایی را بگیریم و این حضور را به کسی بدهم. اما استاد وحشتناک نیز هست، گویا میان جلال و جمال در تکاپو هستم. حاضر نیستم جان خود را تقدیم کنم و حاضر هم نیستم مرا از این خواسته دور کنند. این قدر دنیا برایم کوچک شده است که هیچ چیز مرا قانع نمی کند که نگاه غفلت آمیز به این حیات بیفکنم و این قدر هراسانم از دنیای دیگر که زانوهایم یاری نمی کند قدم از قدم بردارم. گویی مرگ دقیقا کنار من نشسته است و به خود نهیب می زنم مگر صادق نیستی پس «فتمنوا الموت» اما نمی شود و لبیک نمی گویم. گویی پای بند چیزی هستم که هستم ولی اگر پای بند بوده ام پس چرا مرا وارد این حضور کرده اند؟ شک کردن به این حضور مترادف با شک کردن در وجود خودم شده است. چقدر مرگ شیرین است و چقدر هراسناک. نمی توانم استاد از زن و فرزند و عشق به جهاد دل بکنم و لبیکی بگویم و کامل وارد این جنت شوم. جایی نخوانده بودم و نشنیده بودم که عشق به جهاد هم حجاب می شود و گمان می کردم جهاد را با مرگ عجین است ولی استاد بیش از زن و فرزند پای بند جهاد شده ام. نمی توانم وارد شوم و می ترسم این حضور را بدون درک کمال و تمام از دست بدهم. باورم نمی شود این چنین ضعفی داشته ام و خبر نداشته ام؛ ای وای از تزیین و تسویل نفس. استاد عزیز، نکند بعد از قبول این حضور و قبول مرگی روح افزا، نتوانم در آن جهان پر ابهام قدمی بردارم؟ مگر بعد از مرگ توشه ای از دنیا نمی خواهند؟ توشه ای ندارم... آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ، وَ طُولِ الطَّرِيقِ، وَ بُعْدِ السَّفَرِ، ... نکند در آنجا پایم در جایی بماند و از طی طریق بمانم؟ می ترسم استاد کسی دست مرا نگیرد و تا ابدیت در فراق یار بمانم. نکند به من تشر بزنند که با دست خالی آمده ای و ادعایی به بلندای عرش داری؟ ترس وجودم را می گیرد وقتی به آن سوی مرز دنیا می نگرم و بهجت تمامی ارکان وجودم را به شور می آورد وقتی خود این حضور را لمس می کنم؛ چنان که گویی زمزمه می کنند « مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ» آه چقدر زمزمه ی شیرینی است ولی مگر می شود این زمزمه را کنار نهاد ولی چگونه عهد من خود مانع تصدیق من گشته است؟ چرا عهد خود بر جهاد را نمی گذارم و تصدیقی در خور آن انجام نمی دهم؟ ولی استاد هر چه می کنم نمی شود... وا مانده ام چه کنم این حضور غریب را؟ گویی هزاران سال است منتظر این لحظه بوده ام و حال جرات پریدن در آغوش آن را ندارم. باورم نمی شود این قدر ضعیف و حقیرم. گمان می کردم شهامتی صدها برابر داشته باشم ولی به عینه دیدم که هیچ ندارم. نه این که استاد گمان کنید به لطف و کرم حضرت دوست ایمان ندارم... ایمان دارم ... و شاید هم نداشته باشم. دیگر تمامی سخنان خودم را تکذیب می کنم و شاید این هم دروغ دیگری باشد و در عمق جانم خبری از ایمان نیست. اگر نروم و اگر این حضور را از دست بدهم هیچ گاه خودم را نخواهم بخشید. احساس می کنم که این حضور را آن چنان نگه نمی دارند که هر گاه خواستم تصمیم بگیرم ولی با علم به این حقیقت باز هم نمی توانم. استاد ای کاش عشق به جهاد نبود تا چنان تنگ تنگ در آغوشش می گرفتم که تمامی وجودم از حس داشتنش سیراب شود ولی نمی شود. می شود از خود گذشت ولی از شوق به جهاد نه؟ این چه حیاتی است که این قدر زیبایی دارد و این قدر ترس؟ گمان می کردم خوف فقط در این جهان است و هنگامی که به مرگ رسیدی دیگر ترسی نیست ولی گویا خوف عجین بشر است. ای کاش دستگیری داشتم از جنس اولیاء الله که مرا به مرکز این حضور پرتاپ می کرد و به جانم می فهماند «الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» چرا حضرت صاحب الزمان به بالین چنین شکسته بالی نمی آید؛ نمی توانم بی حضور آنها این چنین تصمیمی بگیرم. اصلا چرا همچون وجود حقیری را تا به این جا آورده اند؟ مگر می شود این چنین مسکینی را به این حضور دعوت کنند؟ اگر دعوت کرده اند چرا شهامت ورود را ندارم... این سرگردانی کشنده تر از نبودن حضور است؛ چقدر عشق آسان می نمود و چقدر مشکل در پیش رو دارد. گاهی اوقات شیطان وسوسه می کند که برگرد، راه از آنی که فکر می کردی سخت تر است و به خود امید می دهم که «ان الراحل الیک قریب المسافه» استاد به فریادم برسید. می خواهم وارد طریق شوم ولی نمی شود...چه کنم؟ مانده ام میان خودم و این حضور و نزدیک است که دیگری چیزی برای از دست دادن نداشته باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با جمع بین عقل و قلب، این حضور را به جامعیت برسانید تا اولاً: برایتان با استحکام لازم پایدار بماند، ثانیاً: وسعت یابد. توصیه‌ی بنده در این مورد شرح مبحث «ده نکته در معرفت نفس» و حمد حضرت امام است. از این جهت قلب، به جهت‌گیری خوبی می‌رسد. در این مورد سبک سلوکی حضرت امام که جمع بین عقل و قلب است، به‌خصوص در این تاریخ، بیشتر مؤثر می‌باشد. موفق باشید

18674
متن پرسش
چرا؟ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ» المائده (101) پس چرا آن حضرت این کلام را بر زبان جاری کردند؟ «اللهم ارنی الاشیاء کما هی» پروردگارا، اشیاء را آنچنان که هستند به من بنمایان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه در آیه‌ی مذکور متذکر می‌شود طلب و درخواست چیزهایی است که نیاز نیست انسان آن‌ها را بداند و یا برایش روشن شود مثل آن‌که بخواهیم بدانیم در درون مردم چه می‌گذرد. ولی در آن دعا رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» از خدا می‌خواهند آن‌چه که خداوند خلق کرده است و خواسته است که ما آن را درست بشناسیم، خودش کمک کند تا آن‌طور که آن مخلوق هست ما آن را بشناسیم و تحت تأثیر پیش‌فرض‌ها و توهّمات خود نباشیم. موفق باشید

17702
متن پرسش
سلام استاد: جواب سوال 17693 متناسب با بحث سوال نيست. نگارنده ميخواد بگه امام خميني قبل تحقق انقلاب يك وعده اي داده بعد اون يچيز ديگه از آب دراومد انقلاب. شبهه اي شبيه آنچه علي دشتي در 23 سال براي حضرت رسول مطرح ميكنه كه در موضع ضعف نبي خدا چجوري بوده و بعد اون در دوران اوج قدرت چجوري شده (به زعم خودش البته) ممنون ميشم اگر دقيق تر جواب بدين فارغ از كلي گويي. بنظرم بايد در اين مبحث به محكم و متشابه سخن امام توجه كرد و همچنين عدم تقطيع حرفا. نظر شما چيه؟ تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم متوجه موضوع شدم. به همین جهت معتقدم یک تمدنی مثل انقلاب اسلامی وقتی بخواهد ظهور کند طی یک فرایندی ما از تمدن قبلی یعنی تمدن غرب عبور می‌کنیم. و این چیزی نیست که خلق‌الساعه واقع شود. و لذا آن‌چه را امروز در روبه‌روی خود داریم به ظهورآمدنِ عهدِ غربی ما است که شدت گرفته تا بلکه محفوظ بماند. ولی این تلاش غروب است که در عین آن‌که نورش گسترده است، ولی خبر از به‌انتهارسیدنش در میان است. موفق باشید

16285

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: داشتم سخنرانی آقای ظریف در موسسه سیپری سوئد را می خواندم. آنچه که خیلی نمود داره متاسفانه نگاه آقای ظریف (و هم فکران آقای ظریف) به مسائل جهان با غفلت از نگاه قرآن است. متاسفانه مساله حق و باطل در نگاه اینها یا نیست و یا بسیار کمرنگ است. به نظر می رسد آنچه که غدیر، عاشورا، واقعه 15 خرداد 42، بهمن 57 ، دفاع مقدس، و تمام یوم الله هایی که اتفاق می افتد را داشتن نگاه حقانی به عالم دانست که در عالم سیاست هم باید این جلوه کنه و خمینی عزیز این را به ما یاد داد و به نظر می رسه راهی غیر از این یعنی دفن حقیقت، زیبایی، شور و حماسه
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: البته در گفتمان‌های بین‌المللی و در فضای دیپلماسی باید عرف جهانی را رعایت کرد، در عین روحیه‌ای که مختص نظام اسلامی است به همان معنایی که رهبری عزیز تأکید می‌کنند. به همین جهت نمی‌توان راحت با در نظرگرفت آن سخنان، قضاوت کرد که آقایان از اهداف انقلاب اسلامی عدول کرده‌اند. موفق باشید

14038

رجعتبازدید:

متن پرسش
سلام: در برخی منابع مساله رجعت رو به این صورت طرح کردن که رجعت با جسم مثالی اتفاق میوفته آیا بنابر این نظر اون بدن مثالی در نفس ناطقه و قوه خیال انسان های زنده در دنیا ظهور میکنه که انسان ها اون رجعت کنندگان رو میبینن و یا در عالم خارج واقعا با جسم مثالی میشه حاضر بشن؟ و تمثل ملائک به حضرت ابراهیم به کدوم نوع بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رجعت در این دنیا صورت می‌گیرد و باید با همین بدن مادی باشد. جزوه‌ای در این رابطه بر روی سایت هست. موفق باشید

13629

صدق در نیّتبازدید:

متن پرسش
با سلام و درود: با عرض تسلیت به مناسبت تاسوعا و عاشورای حسینی خدمت شما استاد گرامی: کتاب یا جزوه ای از خودتان یا تالیف شخص دیگری در رابطه با بحث «نیت، اخلاص در نیت و صدق در نیت» جهت مطالعه شخصی خودم لطفا معرفی کنید. خدا طول عمر با برکت بهتون بدهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند عمر طولانی و حوصله‌ی زیاد به جنابعالی مرحمت کند تا با مطالعه‌ی کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی آرام‌آرام آن چیزی که همه و همه و از جمله شما به دنبال آن هستید، یعنی صدق در نیّت، نصیب‌تان بشود. موفق باشید

8084
متن پرسش
باسلام 1.در جواب سئوال بنده فرموده بودید که امام خمینی از حیث عرفان اجتماعی همان است که رهبری فرمودند اما در سلوک فردی آقای قاضی منحصر بودند، الان بنده سوالی که دارم این است که یعنی در امور فردی به آقای قاضی و علامه طهرانی رجوع کنیم جلوتر میفتیم؟ و دیگر اینکه مگر امام در سلوک فردی کار نکرده اند و خروجی اش سرالصلوه و چهل حدیث نشده که ما بگوییم از آقای قاضی چیزی کم دارد؟ و دیگر اینکه پس معنای سلوک ذیل اندیشه امام چه می شود؟ 2.اینکه روایت می فرماید برای مردم آخرالزمان سوره توحید را نازل کردیم، از کجا معلوم که ما امت آخرالزمانیم؟ 3. بالاخره اینکه امام می فرماید شهدا راه صدساله را یک شبه طی کردند و اینکه شهید آوینی می فرمایند ما در شب عملیات به چیزهایی رسیدیم که حتی عرفای دلسوخته بر سر دار هم به آن نرسیدند-عرفای دلسوخته- این یعنی چه؟ شهدا چون در جبهه رفتند به قول آوینی کرامت انسانی را در مبارزه به آن رسیدند، واقعا این چگونه جمع می شود با سلوک عرفا، آیا در مقام و مرتبه یکی اند، پس اگر شهدا همان راه عرفا را رفتند مدادالعلما افضل من دما الشهدا چگونه جمع می شود با این جمله امام که یک شبه راه صدساله را رفتند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- مرحوم قاضی در زمان خودشان که بیشتر باید جنبه‌های فردی عرفان پروریده می‌شد منحصر به فرد بودند، ولی حضرت امام جمع آن عرفان و عرفان اجتماعی است و به همین جهت شما در عین اراده به مرحوم قاضی و استفاده از ایشان در ذیل شخصیت حضرت امام می‌توانید سلوک خود را به نتیجه‌ی نهایی برسانید 2- شاید از این‌که امروز شرایط طرح معارف عمیق سوره‌ی توحید فراهم است بتوان چنین حرفی زد ولی با این‌همه نمی‌توان قسم خورد که امت آخرالزمان مائیم 3- هرکدام طی راهی که خداوند در مقابلشان گشود کوتاهی نکردند، چه آن راه ده‌ها ساله و چه این راه یک شبه. موفق باشید
7141
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز 1- شما در جلسه‌ی 35 معرفت النفس والحشر فرمودیدکه روح همیشه احتیاج به یک "بدن مبهم" یا «بدنٌ مّا» دارد. آیا این همیشه، همیشه‌ی ابد است یا همیشه‌ی دنیا؟ یعنی بدن اخروی ما هم بدنی مبهم است؟ این مبهم بودن یعنی چه؟ 2- آیا عوالمی غیر از ماده هم هر لحظه ایجاد می‌شوند، یا فقط عالم ماده به دلیل عین حرکت بودنش هر لحظه ایجاد می‌شود؟ اگر عوالم غیب هر لحظه ایجاد نمی‌شوند، بودنشان چه طور است؟ ممنون حلال کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- روح در مرتبه‌ی خودش به صورت بدن ظهور دارد چه در دنیا و چه در قیامت، منتها در دنیا بدن او که غیر از جسم مادی‌اش می‌باشد، با انتخاب‌ها و اراده‌هایش همواره در حال تغییر و یا تکمیل است و بدین لحاظ گفته می‌شود «بدنٌ مّا» 2- آری از آن‌جایی که جز خدا همه‌چیز در ذات خودشان در مقام امکان هستند چنانچه موجود شوند و وجوب بالغیر یابند همواره باید برای باقی‌ماندن در وجوب بالغیر ایجاد شوند وگرنه در حالت امکان ذاتی خود می‌مانند که وجود خارجی ندارند. پس اگر هر عالَمی اعم از عالم غیب و یا شهادت به تجلی الهی ایجاد نشوند وجود ندارند. موفق باشید
1295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام اگر ما در یک مکان مذهبی مشاهده بکنیم که یک سری افراد حال چه خانم و آقایان بحث حیا و حجاب را رعایت نمی کنند ،وظیفه ما چیست ؟آیا ما باید امر به معروف کنیم یا اینکه دخالت نکنیم بالاخص اگر ما به گلزار شهدا برویم و یک خانم بد حجاب در آن مکان باشد ما باید تذکر بدهیم یا نه چون خود شهدا آنها را دعوت کردند بالاخره آن ها را به راه مستقیم هدایت می کند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر هست نباید کوتاهی کنید، از خداوند توفیق ان کار را بخواهید. موفق باشید
28283
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بدون مقدمه برم سر اصل مطلب: بله استاد عزیز حرف شما کاملا درسته و ما باید به نوعی از احمدی نژاد عبور کنیم ، چون به فرموده شما احمدی نژاد دیگر اون احمدی نژادی نیست که بتواند با متذکر شدن افق های انقلاب بستری برای تعالی انسان ها به وجود بیاره و آرزو و امیدواری حضرت آقا مبنی بر به صحنه آوردن دولت اسلامی را برآورده کنه و ظاهراً احمدی نژاد به قول جنابعالی تاریخ خود را گم کرده است و دیگر نسبت عالیه با مبانی ، اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی را ندارد. اما استاد عزیز این حق را به ما بدید که ما برای عبور از احمدی نژاد گرفتار نقض غرض نشویم! چون ظاهراً برادران نابرادر قصد دارند برای انتخابات هزار و چهارصد کسانی را به عنوان کاندید انقلابی عَلَم کنند که از همون اول نه تنها احمدی نژاد اول که هیچ حتی احمدی نژاد دوم هم نیستند بلکه اساسا نسبت دقیقی با مبانی و اهداف انقلاب اسلامی ندارند! پس نخواهید از احمدی نژاد عبور کنیم و به امثال ولایتی ها و فتاح ها روی بیاریم! مگر اینکه برادران بخواهند در حق ما برادری کنند و امثال جلیلی ها را عَلَم کنند. حق را به ما می‌دهید استاد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فدای شما باشم با این‌همه هوشیاری و دلسوزی و تعهد. تصور بنده آن است که قاصدک خبرهایی می‌آورد از پشت کوه‌های بلند بنا بر آن است تا شخصی به ظهور آید که تمامیتِ بیشتری نسبت به قبلی‌ها دارد. باید منتظر ماند. موفق باشید

27889

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طاعات و عبادات مقبول درگاه حق. تو برنامه زندگی پس از زندگی با افرادی که فوت کردن و دوباره زنده شدن مصاحبه میکنن، حالا سوال من اینجاست که مگه تو قرآن نداریم که اصرار میکنن که من رو به دنیا برگردون تا کارهامو اصلاح کنم ولی خداوند می‌فرمایند که بهشون این اجازه داده نمیشه. پس چطور اونها برگشتن؟! یا اگه این مهلت داده میشه پس چرا فقط شامل حال بعضیا شده؟! آیا اونها از برزخ برگشتن؟! ملتمس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که قبلا عرض شده‌است، این افراد تنها با نحوه‌ی تجرد روح خود روبرو شده‌اند و اساسا به مرحله‌ی سکرات و نکیر و منکر و حضور در برزخ نرسیده‌اند که با اعمال خلاف خود روبرو شوند و تقاضا کنند «رب ارجعون لعلی اعمل صالحا» موفق باشید

23848
متن پرسش
سلام استاد روزتون بخیر: من در مورد حجاب سوالاتی داشتم. امیدوارم شما بتونید کمکم کنید. بنده حدود حجاب رو متوجه هستم و پوشش بنده در محیط بیرون چادر هست. بنده تفاوت بین خوش پوش بودن و خوش سلیقگی در پوشش و زیبا و آراسته بودن با جلب توجه نکردن را متوجه نمی‌شوم. می‌گویند نباید دوخت یا رنگ پوشش به گونه ای باشد که موجب جلب توجه نامحرم شود. اما بنده می‌گویم هر چیز زیبایی باعث جلب توجه می‌شود و بنده آدم خوش سلیقه‌ای هستم و سخت پسند و نمی‌توانم آن چیزی که زیبا نیست رو انتخاب کنم و یا بپوشم. و اغلب هم آن چیزهایی که بنده می‌پسندم گران قیمت و جنس خوب و خاص و ساده هستند. لطفا واضح‌تر بفرمایید که چه پوششی و چه جلب توجهی مذموم است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرایضی در جواب سؤال‌ شماره‌ی ۱۶۶۴۸ بدین مضمون داشتم: مؤمن باید در عین رعایت حجاب با ظاهری آراسته در بین مردم ظاهر گردد و لذا داشتن روسری‌های رنگی چنان‌چه جلف و زننده نباشد، نه‌تنها نمی‌تواند اشکال داشته باشد بلکه یک نحوه خوش‌سلیقگی از خواهران مؤمن را تداعی می‌کند. در ضمن بد نیست به جواب سؤال‌ شماره‌ی ۱۱۳۳۱ و جواب شماره‌ی ۵۶۱۹ تحت عنوان «زن ایرانی زیبایی را در رنگ و طرح پوشش جستجو می کرد، نه در نمایش تن» رجوع فرمایید. موفق باشید

22034
متن پرسش
سلام استاد: به این مغالطه چطور پاسخ بدیم؟ اگر ظلمت عدم است و نور وجود پس این تاریکی که می بینیم چیه و همانطور که اتاق روشن داریم اتاق تاریک هم داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که در تاریکی کافی است که نوری نباشد؟ مگر برای ایجاد تاریکی کاری جز رفع نور انجام می‌دهیم؟ موفق باشید

22033
متن پرسش
سلام استاد: عبادت قبول، بهشت برزخی که مورد قبول عرفا و فلاسفه بوده و در قوس نزول قرار می گیرد، از سنخ عالم مثال است. با توجه به این که فلاسفه عالم مثال را مجرد می دانند و ظاهر آیات و روایات، به جسمانی بودن بهشت حضرت آدم اشاره دارند، چگونه می توان از این دیدگاه دفاع کرد؟ از طرف دیگر این عالم مثال همان عالمی است که در قوس صعود هم حرکت به سوی آن صورت می گیرد. در اینجا هم این سوال مطرح می شود که چگونه معاد جسمانی با عالم مثال که عالمی مجرد است، سازگاری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد معنای معاد جسمانی کمی فکر کنید. زیرا منظور از جسم، جسمِ مثالی است و نه جسم مادی. در جزوه‌ی «چگونگی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست شواهدی در این مورد مطرح شده است 2- چرا بهشت آدم را بهشت عالم مثالِ نزولی ندانیم؟ 3- آن‌چه در قوس نزول هست مابإزاء آن در قوس صعود می‌باشد منتها قوس صعود را انسان با اختیار خود طی می‌کند. موفق باشید

21976
متن پرسش
استاد گرامی سلام: با عرض ادب و احترام در حوزه مباحث معرفت نفس سوالاتی داشتم: 1. عاداتی که فراتر از نیاز جسمانی انسان است و جنبه نفسانی و وهمی دارد مثل اعتیاد به مواد مخدر و سیگار، اعتیاد به خوردن و آشامیدن و پرخوری، اعتیاد به تماشای تلوزیون، اعتیاد به گوش دادن به موسیقی و ... هنگام مرگ چه بر سر انسان می آورد؟ (چون میل و نیاز باقی است ولی جواب داده نمی شود). چه مدت پس از مرگ طول می کشد تا این هوس ها از یاد انسان برود؟ 2. اینکه گفته می شود جنسیت و نسب امور اعتباری و مربوط به بدن مادی انسان است و در قرآن کریم نیز عبارت «لا انساب بینهم آمده» .آیا پس از مرگ، انسان فراموش می کند که خانواده و خویشانی داشته و دیگر آنها را نمی شناسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که متوجه هستید اگر انسان به‌کلی جهت توحیدی نداشته باشد و دنیا مقصد او شده باشد، که در برزخ و قیامت به جهت نیافتن آن‌چه بدان مشغول بود؛ دائم معذب است. ولی اگر در عین جهت توحیدی، تعلقاتی به دنیا داشت تا آن حدی که به خود آید، گرفتار عذاب‌های مربوطه است 2- نسبت‌های اعتباری از آن جهت که اعتباری است و مربوط به دنیا و بدن است، در قیامت بی‌معنا می‌شود. ولی اگر با خانواده رابطه‌ای توحیدی و حقیقی برقرار باشد، آن رابطه محفوظ می‌ماند. موفق باشید

21940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مورد سکوت که از لازمه های سلوک است آیا افرادی مثل مبلغین یا معلمان که مجبور به صحبت های طولانی هستند حتی گاهی صحبتهایی که عمیقا با جان آنها امیخته نیست نظیر مباحث معرفت النفس آیا باز گو کردن این مسایل و دیگر مسایل اخلاقی در این حال که از جان انها سرچشمه نمی گیرد اشکال دارد و مانع سلوک است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید سعی کرد سخن حق را بگویید و از پرحرفی خودداری کنید. موفق باشید

21876
متن پرسش
سلام: مرحوم علامه تهرانی در کتاب معاد شناسی خود می نویسد: «از شخص موثقی شنیدم که می گفت: روزی یکی از معممین برای عیادت مرحوم علامه امینی در منزل موقت ایشان که در منطقه پیچ شمیران تهران بود رفته بود. علامه امینی ( ره) سخت مریض و به پشت خوابیده بودند. آن شخص ضمن احوالپرسی و صحبت از آقا سؤال کرده بود: اگر انسان به حضرت عباس علیه السلام علاقه و محبت نداشته باشد به ایمان او صدمه می خورد؟ علامه متغیر شده و با آن حال نقاهت نشستند و گفتند: به حضرت ابوالفضل علیه السلام که سهل است. اگر به بند کفش من که نوکری از نوکران حضرت ابوالفضلم علاقه و محبت نداشته باشد از این جهت که نوکرم، والله به رو در آتش خواهد افتاد!» نظر استاد درباره ی جمله علامه امینی رحمه الله چیست؟ ممنون میشم اگر از روایات و سیره بزرگان مطالبی در تایید ایشان سراغ دارید بیان فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «شاخه گل هرجا که می‌روید گل است» بالاخره اگر انسان نظر به حقیقت دارد هرجا حقیقت ظهور کند، به همان اندازه نسبت به آن دلبسته است. مشکل آن است که بعضی از دینداران بر مبنای نظر به حقیقت، دینداری نمی‌کنند و بیشتر دینداری‌شان شبیه عضوِ یک حزب‌بودن است. موفق باشید

21833
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. چرا واسطه فیض حتما باید زنده باشد و نمی شود که انسان کاملی که رحلت کرده اند واسطه فیض باشند؟ می شود گفت که با توجه به اینکه امام 4 مرتبه وجودی: وجود لاهوتی، جبروتی، مثالی و مادی دارند و امام در هر مرتبه مظهر اسم الله هستند پس وجود عقلی ایشان چون بالاترین مرتبه را در عالم عقل دارد فیض از طریق وجود عقلی ایشان به مجردات تامه می رسد. همینطور عالم مثال تا می رسیم به علم مادی که در اینجا هم وجودی مادی امام که مظهر اسم الله است و بالاترین درجه وجود مادی را دارد از مجرای این وجود فیض به عالم ماده می رسد پس درخت که مظهر حی است باید از مظهر اتم اسم حی در عالم ماده پس از عبور از همه مراتب وجودی دریافت کند و چون انسان کاملی که رحلت کرده اند فاقد وجود مادی هستند نمی توانند مجرای فیض به عالم ماده باشند ضمن اینکه دیگر کون جامع هم نیستند. 2. اینکه می گویند با توسل به هر یک از معصومین (ع) باز هم حاجت به امام عصر (عج) می برند و این یعنی امام (عج) تشریعا از پیامبر (ص) بالاترند چون ایشان فاقد وجود مادیند؟ 3. اینکه به عالم مقام شفاعت داده می شود بزرگی این نعمت چقدر است؟ چقدر رتبه ایمانی سالک تغییر می کند؟ 4. و اینکه این مقام اینجا داده می شود و قیامت ظهور می کند اگر درست است می توان گفت اثرش را در دنیا به صورت بخشش بقیه مردم به حرمت عالم دانست؟ 5. اینکه روایت داریم فاصله عالم و مومن هفتصد درجه است که بین هر درجه 500 سال راه هست می توان گفت فاصله عالم بی عمل با جاهل در جهنم همین مقدار است؟ جناب استاد، بنده دنبال اثبات برتری عالم و نسبت بین علم و ایمان در بین کسانی هستم که با این تفکر که مجازات عالم سنگین تر از جاهل است دست از یاد گرفتن واجب و حرام برداشته اند دلایل زیادی آورده ام اما می خواهم با ملموس کردن فاصله اثر گذاری بیشتر شود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر حال واسطه‌ی فیض باید حضورش در عالم تامّ و تمام باشد و بدین لحاظ در تمام عوالم از جمله عالم ناسوت حاضر است و از این جهت واسطه‌ی فیض در هر زمانی چه پیامبر باشد و چه امام، به عنوان واسطه‌ی فیض در قید حیات است هرچند امامی که واسطه‌ی فیض است هویت و شریعت خود را از پیامبر گرفته باشد، پس بالاتر از پیامبر نیست بلکه مظهر کمالات و شریعت پیامبر به صورت متعیّن است 2- بقیه‌ی سؤالات را به صورت جداگانه در فرصتی دیگر بفرستید، إن‌شاءاللّه در خدمت هستم. موفق باشید

نمایش چاپی