بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی من دختری مجرد 23 ساله هستم دانشجوی ارشد مهندسی. خواهری دارم که از من بزرگتر است 25 ساله و او هم مجرد است و فارغ التحصیل مهندسی. پدرم فردی مذهبی است. مادرم هم همین طور. برادرم رو در سن 22 سالگی مجبور کردن که ازدواج کنه. یعنی با اصرار اونا زن گرفت. پس ببینید از اینکه دختراشون توی این سن ازدواج نکردن چقدر ناراحتن. خواستگار که برای خواهرم بیاد اگر پدر و مادرم در جریان نباشن و خواهرم خودش نپسنده رد می کنه. اما وای به حال روزی که پدر و مادر در جریان باشن. بدون توجه به هیچ چیزی ما رو مجبور می کنن جواب مثبت بدیم. مثلا همین چند وقت پیش کسی آمد که شرایط خوبی داشت. ولی خواهرم یه سری اشکالات دید می خواست جواب رد بده که با تهدیدهای پدرم مواجه شد. خدا رو شکر که مادر پسره تماس گرفت گفت استخاره کردیم بد اومده. نفر بعدی هم یه پسری بود اصلاح طلب شدید. حتی من خودم در جریان انتخابات 88 دیده بودم که جزء طرفداران موسویه. این رو به پدرم که به شدت اصولگراست گفتم. ولی اصلا براش مهم نبود. مهم اینه براش که دختراش نترشن. اون هم از جانب خانواده پسره منتفی شد خدا رو شکر. الان یک خواستگاری آمده که فکر کنم خودش در بین تمام قوم و فامیلشون تنها کسیه که لیسان مهندسی عمران داره. پدر و مادر تا دبستان خوندن. برادرا تا راهنمایی. و خلاصه شرایطی دارن که مطمئنم هم کفو نیستیم. اما کی می تونه اینو به پدرو مادرم بفهمونه؟ می دونم خواهرم راضی نیست. می دونم داره قربانی می شه. مادرم فقط منتظره که بابام چی می گه، تا دقیقا همونو تکرار کنه و به هیچ وجه اصلا به حرف ما گوش نمیده. مطمئنم که پدرم اصلا در مورد این آدم تحقیق نکرده. چون اهل یک شهرستان دیگه هستن. فقط و فقط و فقط و فقط دنبال این هست که ما رو دستش نمونیم. حتی برادرم هم که توی جلسه خواستگاری بوده مخالفت کرده. اما... پدرم میگه شما نمی فهمین. چند سال دیگه خود شماها به جون من غر می زنین که تو که بزرگتر ما بودی چرا ما رو مجبور نکردی که ازدواج کنیم!!!!!! پدرم به شدت به اینکه زنا ناقص العقلند اعتقاد داره. حالا من یک سوال دارم. در برابر چنین پدر و مادری که فکرشون اینقدر محدوده ما باید چه کار کنیم؟ آیا برای جلوگیری از اینکه ما رو عاق کنن به حرفاشون گوش بدیم و با کسی که هیچ علاقه ای بهش نداریم یا اصلا با هم هیچ گونه مشابهتی نداریم ازدواج کنیم؟ تو رو به خدا از حرف زدن باهاشون صحبت نکنید. که تا حالا هزار بار این کار رو کردیم. و هیچ نتیجه ای نگرفتیم. دقیقا برای هر حرفی که بهشون بزنیم جواب دارن. کاری می کنن که آدم لال بشه و هیچی نگه. از دستشون به کی باید پناه برد؟ درحالیکه هر دو مثلا تحصیل کرده هستن!!! شما رو به حق امام زمان (ع) قسم میدم برامون دعا کنید که خدا ما رو نجات بده. در پایان خواهشمندم این متن سوال رو در سایت به صورت عمومی منتشر نکنید و تنها جواب رو برای اینجانب ارسال کنید. با تشکر بسیار زیاد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اولاً: عنایت داشته باشید مسلمان کفو مسلمان است و نباید تفاوت‌های ریز را مانع کفوبودن دانست. ثانیاً: بالاخره عقل پدرتان را هم عقل بدانید و کمی از حساسیت‌های خودتان کم کنید تا شما هم به خواستگارهایی که برایتان می‌آیند علاقه‌مند شوید. موفق باشید
24050
متن پرسش
جناب استاد سلام: در سوال ۲۴۰۴۷ فرمودید که: سلام علیکم: حکما و فیلسوفان مکرر متذکر این امر شده‌اند. پس چرا برخی علوم تجربی را غیر یقینی دانسته اند؟ فکر کنم آیت الله مصباح هم علوم تجربی را غیر یقینی می دانند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی حکما علوم تجربی را غیرِ یقینی می‌دانند. به گفته‌ی ابن‌سینا، علوم تجربی «ظنون متراکمه» است یعنی به هر حال ما تجربه‌های مکرری را انجام می‌دهیم و بر اساس قاعده‌ی «حکم‌الامثال فی ما یجوز و لا یجوز واحد» به بقیه‌ی آن‌چه تجربه نکرده‌ایم، سرایت می‌دهیم. آری! آن حکم، یقینی است، ولی تجربه‌ی ما در هر حال بر اساس تکرارها به‌دست آمده است و این فرق می‌کند با آن نوع یقین عقلی که با استدلال حاصل می‌شود. موفق باشید

23636

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آقای صمدی می فرمایند خواب انسان نشسته است انسان اگر بخواهد شکارچی باشد باید نشسته بخوابد تا تمثل برایش اتفاق بیفتد ایشان می فرمایند آقای قاضی ۳۰ سال همینطور نشسته خوابیده نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم و تا حال هم نشنیده‌ام. موفق باشید

22973
متن پرسش
سلام: در تفسیر المیزان در تفسیر آیات ۱۵ تا ۱۹ مائده بحث مفصلی با موضوع «قرآن چه طریق ای را برای تفکر پیشنهاد کرده» دارد که در این نوع تفکر اثری از تفکری که در جلسات یکشنبه و چهارشنبه بحث می شود نیست و بیشتر تفکر فلسفی استدلالی برهانی عقلی و... می باشد. چرا در چنین بحث مفصلی هیچ حرفی از تفکر تاریخی و تفکر حقیقی حرفی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا علامه‌ی طباطبایی آن عارفِ زمان‌شناس را رحمت کند که متوجه بودند در آن زمان باید متذکر ابعاد استدلالی و عقلانیِ اسلام شد. زیرا شرایط طوری بود که می‌خواستند اسلام را متهم کنند که دین عقلانی و استدلالی نیست. بنده موقعی که آن سطور را که جنابعالی متذکر آن هستید مطالعه می‌کردم، از عمقِ جان برای ایشان طلب رحمت کردم. آری! بعد از آن‌که مبنای استدلالیِ اندیشه‌ی اسلامی روشن شد حال می‌توان از تفکر تاریخی سخن گفت، وگرنه ما متهم می‌شویم که مبنای عقلی برای سخن خود نداریم. موفق باشید

22082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام طاعات قبول: در مقاله فلسفه اسلامی و ارتباط ایران و اروپا از دکتر داوری چند سوال پیش آمده: 1. تفکر تاریخی چیست که در گذشته نبوده و امروز با آن مواجه هستیم و اصلا تفکر تاریخی یعنی چی (که شاید توضیح واضحات باشد) 2. منظور از هم سخنی با فلاسفه غرب چیست که بعضی از دانشمندان اسلامی معاصر از آن غافل هستند مثل هم سخنی با هایدگر 3. جمله ای در مقاله هست که فیلسوفان ایرانی فارسی فکر می کردند و عربی می نوشتند این یعنی چه که فارسی فکر می کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اطلاع جنابعالی می‌رسانم که سه‌شنبه‌ی گذشته بحث در مورد این نامه در مرکز «سُها» شروع شد و اتفاقاً بر روی همین نکات که می‌فرمایید بحث، شکل گرفت. می‌توانید با ارتباط با آن رفقا صوت جلسه را به دست آورید. موفق باشید

21545
متن پرسش
با سلام و عرض ادب لطفا بفرمایید طبق قاعده فلسفی که حمل ذاتی نیازی به دلیل ندارد چرا حمل وجود بر خدا نیازمند دلیل و برهان است؟ 2. طبق قاعده فلسفی که می گوید مثلا چون اثر علت تدریجی است پس خود علت هم باید زمانمند باشد نحوه تدبیر عالم جسمانی توسط ملائکه را چطور می توان تبیین نمود؟ ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ حمل اولی ذاتی، اساسا حمل بر موضوع بیرون از ذات نیست ولی حمل وجود بر خداوند به اعتبار معنای واجب الوجودیِ اوست؛‌ یعنی همو که خالق اشیاء است باید به اعتبار معلولیّت اشیاء، موجود باشد. آری اگر عین وجود را درست تصور کنیم نیاز به حمل «وجود» به متصور خود نداریم. 2ـ این قاعده در نظام مادّی جاری است و گرنه طبق آیه‌ی «و ما امرنا الا واحده» با یک اراده ی اولیه همه‌ی عالم اراده شده‌است. موفق باشید

20554

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در سوالاتی که راجع به علامه طهرانی پرسیده شده بعضا افراد با کج فهمی ها و عدم مطالعه و اطلاعات خود مواردی مانند مخالفت با نظام یا عدم انقلابی بودن را به ایشان نسبت داده اند این در حالی است که انقلابی تر از ایشان متصور نیست. آیا شما کتبی مانند وظیفه فرد مسلمان ایشان را مطالعه نکرده اید یا کتاب شریف نور مجرد خصوصا جلد سوم آن را مطالعه نکرده اید؟ آیا تعابیر رهبر معظم در مورد ایشان رو مطالعه نکرده اید؟ لطفا در پاسخ سوالاتتون به کلی گویی اکتفا نکنید و علمای ربانی و الهی رو صحیح به طالبان آن معرفی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده  ایشان را می‌شناسم و از کتاب‌های ایشان استفاده کرده‌ام و به همین جهت عرض شد ایشان یکی از علمای ارزشمند جهان اسلام هستند. مشکل، مریدانِ افراطی‌اند که می‌خواهند ایشان را در حدّ یک قطب بنگرند. موفق باشید

20242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عرض می کنم خدمت استاد گرامی: واقعا از وجودتان بهره می بریم. سوالی که چند وقتی است ذهن بنده رو به خودش مشغول کرده اینه که علی رغم اینکه کار کردن در فضای فرهنگی واقعا برکت و ثمرات خاص خودش را دارد ولی معنویت خاصی را می طلبد. در این مدت نیاز به معنویت در وجودم خیلی بیشتر از قبل احساس می شود. برای پاسخ گویی به این نیاز چه راهکاری را پیشنهاد می دهید؟ علاوه بر این موضوع چگونه می توان همیشه افقی که پیش روی خودمان متصور شدیم را در نظرداشته باشیم؟ یعنی چگونه می توان همیشه عظمت کار را در نظر داشت؟ از این موضوع نگران هستم که فقط صرف اینکه فعلا یک کاری واگذار شده و باید پیش رود به آن نگاه کنم! سپاس گزاری می کنم از اینکه نظراتتان را می فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از کسب معارفی چون معرفت نفس در همان وظیفه‌ای که برایتان پیش آمده است هرچند وظیفه‌ی کوچکی باشد، با تمام وجود انجامِ وظیفه کنید. باید از کسانی گِله کرد که کاری را به‌دست می‌گیرند ولی سهل‌انگارانه نسبت به آن برخورد می‌کنند. موفق باشید

19971
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد محترم: سوالی برام پیش آمده با توجه به اینکه در قرآن به کرامت انسانی و برابری انسانها اشاره شده در جایی دیگر در رابطه با غلام و کنیز احکامی آمده است که نشان دهنده ی این است که از نظر مادی انسانها با هم برابر نیستند یعنی زن آزاد با زن کنیز احکامش متفاوت است. آیا این تناقض در کلام الهی نیست و با توجه به رفتار پیامبر (ص) و ائمه (ع) در مبارزه با کنیزداری متناقض. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از نظر حقوقی و حقیقت انسانی همه‌ی انسان‌ها برابرند. ولی وقتی شرایط اجتماعی طوری شد که همه‌ی انسان‌ها نمی‌توانند در یک موقعیت باشند و از همه نمی‌توان یک انتظار را داشت، و اگر کنیز و غلام را فی‌الفور آزاد کنیم، هیچ پایگاه اقتصادی و اجتماعی برای ادامه‌ی حیات خود ندارند، پس باید بعد از ایجاد شرایط مناسب به روش فرهنگی آرام‌آرام توصیه به آزادکردن آن‌ها نمود. مثل این‌که کفاره‌ی ابطال روزه، آزادکردنِ یک برده است و یا این‌که اگر برده‌ای آماده شد که خود را از صاحبش خریداری کند، یعنی امکان فعالیت اقتصادی برای او بود، باید صاحب او تن به این کار بدهد و به عهده‌ی حکومت است آن برده را یاری کند. که بحث فقهی این موارد در کتب فقهی ما آمده است. موفق باشید

19144
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید، مکانیسم انصراف موقت نفس از بدن در بیهوشی چیه؟ یعنی با دارو چه چیزی سر بدن میاد که باعث انصراف نفس میشه؟ میدونم که دارو عامله و خاصیت نفس اینه، ولی میخوام اون مکانیسم رو که روی بدن انجام میشه و نفس رو منصرف میکنه بدونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گاهى ممكن است «بدن»، آمادگى فرمان پذيرى از نفس را داشته باشد ولى خود انسان كارى كند كه «بدن»، شرايط فرمان پذيرى از روح را از دست بدهد و «نفس» با روبه‏روشدن با آن شرايط، از «بدن» منصرف شود. به عنوان نمونه در جريان بیهوشى، ماده‏ اى را به «بدن» تزريق مى‏ كنند تا به طور مصنوعى شرايطى ايجاد كنند كه تحت آن شرايط، «بدن» آمادگى فرمان‏ پذيرى از «نفس» را نداشته باشد. اين‏جا هم «نفس» از «بدن» منصرف مى‏ شود، پيداست كه اين جريان با خواب تفاوت دارد. تفاوت اين دو در آن است كه خواب، عكس العمل طبيعى «بدن» است، اما انصراف «نفس» از «بدن» در بیهوشى، مصنوعى و تحميل شده به بدن است. بی‏هوش‏ بودن فرد تا موقعى ادامه دارد كه ماده تزريق شده، در «بدنِ» او وجود داشته باشد. معمولًا موادى كه براى بیهوش كردن، به «بدن» تزريق مى ‏كنند گازهايى هستند كه به مايع تبديل شده ‏اند و لذا پس از چند ساعت آن مواد از محيط بدن دفع مى‏ شوند و بدن توان فرمان‏پذيرى توسط نفس را پيدا مى‏ كند و فرد به هوش مى‏ آيد.

از نمونه‏هايى كه گواه است تن انسان در حقيقت انسان دخالت ندارد نكته‏اى است كه در هنگام بيهوش شدن انسان روشن مى‏گردد. چون در عمل بيهوش‏كردن، دارويى را به بدن تزريق مى‏كنند تا نفس ناطقه از تدبير كامل بدن در زمان مشخص و محدودى منصرف شود و در نتيجه انسان در اثر زخم‏ها و برش‏هايى كه جرّاح ايجاد مى‏كند دردى احساس نكند. از اين طريق معلوم مى‏شود احساس درد مثل هر ادراك ديگرى، مربوط به نفس است. عمل بيهوشى نشان مى‏دهد آن‏كه درد را احساس مى‏كند بدن نيست وگرنه بايد در هنگام بيهوشى، بدن دردِ ناشى از جراحى را احساس كند ولى چون با تزريق داروى بيهوشى توجه كاملِ نفسِ انسان به بدن را از بين برده‏اند، نفس انسان آنچه را بر بدن مى‏گذرد احساس نمى‏نمايد.

براى بيهوشى از موادى استفاده مى‏كنند كه زمينه‏ى تدبيرِ نفس را مشكل مى‏كند، در بى‏حسّى موضعى نيز ارتباط نفس را با قسمتى از تن كه محل جرّاحى است به طور موقت قطع مى‏كنند تا نفس نتواند نسبت به جرّاحى اعضاء حساسيت نشان دهد. سعى مى‏كنند ماده‏اى به بدن تزريق كنند كه پس از مدتى نه چندان طولانى آرام‏آرام از بدن دفع بشود، تا نفس دوباره زمينه‏ى تدبيرِ بدن را بيابد و كار خود را ادامه دهد. البته كار بسيار حساسى است زيرا اگر دارو از حدّ معمول بيشتر تزريق شود ممكن است نفس براى هميشه از بدن منصرف شود و بيمار ديگر به هوش نيايد، به همين جهت افراد سال‏خورده را بيهوش نمى‏كنند زيرا نفس ناطقه در افراد سالخورده آمادگى بيشترى جهت انصراف كامل از بدن را دارد.[1] موفق باشید

 


[1] ( 1)- در گذشته با گاز« اتر» و امثال آن بيهوش مى‏كردند كه درصد چشم‏گيرى از بيهوشى‏ها به مرگ مى‏انجاميد، چون آنچنان با استنشاق آن گاز به نفس فشار مى‏آمد كه ديگر به بدن بر نمى‏گشت.

18923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و فرزانه حفظه الله: حضرت علامه طباطبایی رحمه الله علیه در تفسیر آیه 6 در «یتم نعمته علیک و علی آل یعقوب»- تمام شدن نعمت بر آل یعقوب را اینچنین مطرح می فرماید که، تمام شدن آن بر آل یعقوب به این بود که چشم یعقوب را به داشتن چنین فرزندی روشن داشته او و اهل البیتش را از بیابان و زندگی صحرا نشینی به شهر بیاورد و در آنجا در کاخهای سلطنتی زندگی مرفهی را روزیشان کند. حال سوال این که با توجه به مباحث سختی ها و گریز از رفاه در کتاب گرانقدر «فرزندم اینچنین باید بود» مگر آمدن به شهر و زندگی مرفه در کاخهای سلطنتی نعمت است و آن قدر مهم است که خداوند به عنوان اتمام نعمت از زبان حضرت یعقوب علیه السلام مطرح نمایند؟ جزاکم الله خیرا و التماس دعای فراوان. خداوند را بر نعمت وجود شما سپاسگزاریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جهت که شرایط برای تبلیغ دین توحید برای آن عزیزان فراهم شده، می‌توان گفت اتمام نعمت گشته‌است در مقایسه با شرایطی که در آن شرایط گرفتار انواع سختی‌ها و قحطی‌ها بودند. موفق باشید

18032

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز می خواستم در مورد این حدیث از پیامبر (ص) که فرموده اند «هرگاه دل تو از کاری چرکین است آن را رها کن» اول اینکه آیا معتبر است و ثانیا کمی توضیح فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. زیرا بعضاً روح انسان طالب آن کار نیست و این غیر از تنبلی است. بالاخره روح‌ها همیشه آماده‌ی نوشیدن هر الهامی نیستند. موفق باشید

17525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام به استاد بزرگوارم: ببخشید من مشاور دبیرستان دخترانه هستم و با یک کلاس دهم درس پرورشی هم دارم. امروز توی کلاس نیازسنجی کردم و بچه ها، به ترتیب، آزادی دختران و جایگاه حجاب و نقش دختران در جامعه، فرقه های نوظهور چون شیطان پرستی و فضاها و شبکه های مجازی را مطرح کردند. می خواستم بدانم نظر شما معلم بزرگوارم چیست؟ آیا طبق همین اولویت کار کنیم؟ چه منابعی پیشنهاد می کنید؟ چه کار کنم که جذاب و موثر باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با هر بهانه‌ای سعی کنید مباحث انسان شناسی و معرفت نفس و معاد و نبوّت را برای آن‌ها به شکل حضوری تبیین کنید؛ چیزی که در دو کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» مطرح شده‌است. موفق باشید

17115
متن پرسش
سلام بر استاد: چند وقتی است سوالاتی در ذهنم می آید که پر از چرا هستند در این قبیل (چرا خداوند را به سرپرستی بپذیریم، چرا گناه نکنم، چرا کارهای زشت و بد انجام ندهیم و ...) که اینها نیاز به جواب ندارند، و خودم فکر می کنم به خاطر اصرار بر گناه دچار سیاهی و تغییر فطرت شده ام، حال برای برطرف کردن این حالت چه کاری باید انجام دهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر راه نوری اُنس خدا را در پیش گیرید و با حضرت حق مأنوس شوید، این چراها همه، جون گردی بر هوا می‌رود. گفت: «گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم / چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی». موفق باشید

16523
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: اینکه مشرکین از پیامبر (ص) می پرسیدند چرا بر ما ملک نازل نمی شود، آیا چون تصور مادی از ملک داشتند چنین تقاضایی می کردند یا نه آنها بر خلاف تمدن غرب که به کلی از غیب بی خبر است تا حدی با غیب مرتبط بوده اند و اصلا اینها الهه پرست بوده اند و این ارباب متفرق را شفیعانشان نزد رب الارباب می دانستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً قسمت اول سخن شما درست است. ولی آن‌جایی که می‌گفتند چرا به ما وَحی نمی‌شود، یک خودخواهی داشتند که خود را شایسته‌ی وحی می‌دانستند و حضرت حق در این مورد می‌فرماید: «وَ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى‏ رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبيراً» (21)/فرقان ؛ و كسانى كه اميدى به ديدار ما ندارند (و رستاخيز را انكار مى‏ كنند) گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و يا پروردگارمان را با چشم خود نمى ‏بينيم؟!» آنها درباره خود تكبّر ورزيدند و طغيان بزرگى كردند. موفق باشید

15181

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد دیگر خسته شدیم از بس شنیدیم این جا و آنجای دنیا اینقدر ادم کشته شدند. خسته شدیم از بس تبعیض و استضعاف در دنیا دیدیدم. دیگر از تدبیر های بشر دوپا برای بهبود زندگی (زندگی به معنای واقعی آن که می گویند تا ابد ادامه دارد) ناامیدیم. استاد ما عقیده داریم مصلحی خواهد آمد. پس کو؟ مگر نعوذ باالله او نمی بیند این همه بیچارگی ما را؟ مگر دست و پا زدن های ما را مشاهده نمی کند؟ استاد کجاست منبری یا کتابی یا شخصی که راه رسیدن به او را به ما نشان دهد؟ منبعی می خواهم که به صورت دقیق و با دلیل و سند به من بگوید اگر چنان می خواهی چنین کن. با تشکر از پاسخگویی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چند نفر مثل خودتان سراغ دارید که به این مطلب رسیده باشند که عقل بشری برای مدیریت خود کافی نیست؟! إن‌شاءاللّه کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که بر روی سایت هست، به عنوان چشم‌اندازی به موضوعِ مورد نظر، مفید خواهد بود. موفق باشید

15071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: شما در جواب سوال یک نفر درباره استخاره های شیخ جعفری تبار فرمودید همه آنها از شیطان بوده است. لطفا توضیح بفرمایید چگونه از طرف شیطان بوده؟ منظورم اینست که چطور می شود این اطلاعات دقیق از طرف شیطان باشد؟ در این زمینه به کدام یک از مباحث شما مراجعه کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و ملک» شده است. در ضمن جناب آقای قائنی در کتاب «سفینة الصادقین» نکات خوبی در این مورد دارند. موفق باشید

12971
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: در مورد معرفت النفس در نکته اول خواندیم که فرمودید ما یک تن داریم و یک من. و آن را پذیرفتیم. اما در جایی دیگر از مطالب دیدیم که فرموده بودید (نقل به مضمون) بین تن و من دوگانگی وجود ندارد و هر کس دوگانه ببیند به دوگانگی عین و ذهن دچار است. (اگر مطلب را درست ذکر کرده باشم) لطفا این تناقض را برایمان برطرف کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو درست است. آن‌جا که گفته می‌شود بین تن و نفس، دوگانگی نیست، بدین‌معنا است که نفس از طریق بدن ظهور می‌کند و شما عملاً وقتی به تن انسان زنده‌ای اشاره می‌کنید، با نفس روبه‌روئید و آن‌جایی که گفته می‌شود نفس، غیر از تن است، نظر به حقیقت نفس دارد خارج از آن‌که به مظهریت بدن توجه شود. موفق باشید

11812

وحدت وجودبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: لطفا در مورد وحدت وجود توضیح دهید، گیج شده ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وحدت وجود موضوع بسیار عمیق و مهمی است و فهم آن و لوازم آن به مباحث طولانی نیاز دارد. اگر شرح صوتی مباحث شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را از ابتدا و با دقت و بدون وقفه دنبال کنید إن‌شاءاللّه افقی از این نوع توحید برایتان گشوده می‌شود. موفق باشید

8642
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم جناب استاد: چند سالی است بنده دچار فکر آزار دهنده ای شده ام، اینکه میبینم بشر بسرعت در حال تخریب طبیعت است و با گرم کردن ناحق کره زمین و آب شدن وحشتناک یخهای قطبی و بالا آمدن سطح آب ها و تولید سرسام آور پلاستیک و غیره کم کم این کره خاکی غیر قابل سکونت یا لا اقل سکونت در آن مشکل میشود و این امر در سالهای اخیر سرعت گرفته و غذای انسانها صدر درصد آلوده به مواد شیمیایی و غیر طیب و طاهر شده بشکلی که هیچ غذای سالمی یافت نمیشود چون مستقیم یا غیر مستقیم با چند دست به مواد آلوده وصل است، مثال حتی گندم آلوده به کود شیمیایی است، علوفه دامها آلوده است، مصرف اسراف کارانه انسانها در انرژی و ذخایر طبیعی که دیوانه وار انرژی ها را به گرما تبدیل میکنند و لامپهای بیهوده و بیجهت و......... مرا به وحشت می اندازد و به خاط دارم در روایتی ظاهرا فرموده اند در آخر زمان حدود سه چهارم مردم کره زمین در اثر ابتلا به بیماریهای عفونی از بین رفته اند که احتمالا میتواند بدلیل از بین رفتن جنگلهای استوایی در اثر بالا آمدن سطح آب اقیانوسها و کمبود اکسیژن و بالنتیجه خفگی مزمن انسانها و متعاقب آن ضعف سیستم ایمنی و ابتلا به بیماریهای عفونی باشد حال با این اوضاع خطرناک واقعا فرزندان ما چگونه خواهند زیست و خدا را چگونه در این بستر آلوده بشناسند و در دامن کدام طبیعت سالم بزرگ شوند و واقعا چگونه میتوان آرام نشست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با همه‌ی این سخنان که کاملاً درست می‌فرمایید، اگر ما در حدّ توان خود درست عمل کنیم و در حدّ توان خود به جامعه‌ کمک نماییم که کمتر آلوده شود. حضرت حق که رب‌العالمین است آنچه باید برای ما و سعادت ما انجام دهد انجام می‌دهد. موفق باشید
8473
متن پرسش
باسلام خدمت استاد ارجمند: بنده خانمی 25 ساله و متاهل میباشم و 4 سال از زندگی مشترکم میگذرد.طلبه میباشم و فرزندی هم ندارم.در اصول اعتقادات دچار مشکل شده ام و بدنبال راه حلی برای محکم شدن پایه های اعتقادی ام میگردم.از طرفی نمیدانم از کجا باید شروع کنم.خواهشمندم دراین زمینه سیرمطالعاتی جامعی را به بنده پیشنهاد دهید.لطفا مرا از این سردرگمی و شک نجات دهید.کتابهایی از شما را خوانده ام مثل آشتی با خدا؛معرفت النفس؛روزه دریچه عالم معنا؛ماه رجب؛بصیرت حضرت فاطمه؛زیارت عاشورا؛و در جلسات هفتگیتان هم شرکت میکنم. در ضمن به شدت دچار پراکندگی مطالعات شده ام و اصلا نسبت به برنامه ریزی برای مطالعه توانایی ندارم.همین مسایل مرا بی انگیزه کرده و احساس میکنم کم کم دارم بی تفاوت می شوم نسبت به مسایل دینیم.خواهشمندم در همه این زمینه ها مرا راهنمایی بفرمایید.باتشکر فراوان.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بعید می‌دانم با توجه به مباحث معرفت نفس مشکل عقیدتی داشته باشید، احتمالاً معنایی که برای زندگی در این دنیا برای خود تعریف کرده‌اید به هم خورده و امورات طبق تصوری که کرده‌اید جلو نمی‌رود. لازمه‌ی به‌خودآمدن، بازخوانی معنای زندگی است و این‌که دوباره در شرایط جدیدی که دارید زندگی را معنا کنید و این حالت را بی‌انگیزگی نمی‌گویند، این تجلی نور جلال خدا است تا افق نگاه خود را به جایی عمیق‌تر از آنچه هستید بیندازید و با شخصیت خودتان در عمق‌بخشیدن به توحید، جدّی‌تر برخورد کنید. موفق باشید
24290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد سلوکی بزرگواری داریم که در گذشته به صورت اتفاقی با ایشان آشنا شده ایم ایشان روحانی نیستند و فیلسوف هستند و در گذشته از محضر آیت الله بهجت و برخی دیگر از بزرگان فیض برده اند اما ظاهرا به صورت عمومی. بسیار از ایشان کرامات دیده ایم و همیشه دعوت به عقل و دین کرده اند و شکی در حقانیت ایشان نداریم. اما دو موضوع ما را دچار وسواس و تشکیک نموده. اول اینکه از شاگرد آیت الله حسن زاده یعنی آیت الله شوشتری شنیدم که گفت استاد حتما باید روحانی باشد. دوم. با اینکه ایشان منتقل کننده پیام های خاص الهی به افراد مستعد هستند اما از روش مرسوم علمای اخلاق که مثلا چله ای با اذکار خاصی پیشنهاد می کرده اند و پی گیر داستان می شده اند و... پیروی نمی کنند و به صورت کلی تاکید به سنگین نبودن اعمال مستحب و ذکر عملی و تفکر و تعقل دارند و اگر ذکری پیشنهاد بدهند اذکار عمومی مانند صلوات و استغفار بدون تعداد است و اذکاری که اجازه به اذن استاد دارد مورد استفاده ایشان نیست و مثلا اگر دعوت به نماز شب کنند فقط به شفع و وتر و هنگامی که توصیه به قرآن خواندن می کنند یک یا دو صفحه در روز. ۱. آیا این روش هم مانند روش دیگر علمای اخلاق پاسخگو است؟ ۲. نشانه های یک استاد کامل چیست؟ آیا یک استاد کامل می توان روحانی نباشد؟ ۳. آیا اگر فردی در سلوک خود به جایی برسد که نیاز به اذکار خاص داشته باشد یا اعمال سنگین آیا چنین استادی از جانب خداوند به استادی بالاتر و قوی تر ارجاع می دهند؟ (نکته ی مهم این است که از بزرگواری همین آقا بس که حتی از شاگردان جوانشان هم کرامات دیده ایم) ۴. آیا درست است که بگوییم روش بعضی از عرفا با دیگرا متفاوت است مثلا بعضی از راه قرآن و علم رسیده اند مانند علامه طباطبایی بعضی از راه ریاضت ها و اعمال سنگین مانند آیات نخودکی و کمیلی و بعضی دیگر با تفکر و یاد خدا هر چند با اعمال کمتر رسیده اند و... ۵. و آیا کدام روش ترجیح دارد؟ ممنون از پاسخگویی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با توجه به نکاتی که از آن استاد محترم می‌فرمایید باید ایشان فردِ ره‌رفته‌ای باشند و اگر نسبت به حضور تاریخی انقلاب اسلامی حساسیت لازم را دارا باشند، نباید در مورد ایشان نسبت به خود نگران باشید. آری! مشرب عرفا متفاوت است ولی همه به سوی یک حقیقت رهنمایی می‌کنند. موفق باشید

23710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد من پرسش و پاسخ های سایتتان را خواندم. وقتی بحث به جای اخلاقی و عرفانی می رسید شما مباحث و کتب مرحوم آیت الله شجاعی ره را پیشنهاد می کردید خصوصا کتاب مقالات ایشان را. ببخشید چرا آنقدر روی اثار ایشان تاکید دارید؟ چه امتیازی در آثار ایشان نسبت به اثار سایر علما وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره بنده پس از مطالعه‌ی آثار ایشان متوجه‌ی گوهر وجود ایشان شده‌ام، به‌خصوص که بی سر و صدا از شاگردانِ خاص‌الخاص علامه‌ی طباطبایی «رحمت‌اللّه‌علیه» بوده‌اند. امتحان کنید ببینید آیا ذوق‌تان از طریق ایشان، راهی به سوی حقیقت می‌گشاید یا نه؟ بالاخره ذوق‌ها متفاوت است. موفق باشید

21743
متن پرسش
سلام استاد: فرمودید با این شیوه (توسل به ائمه (ع) نمی توان کار را تمام شده دانست؟ چرا؟ یعنی اگر به اهل بیت توسل کنیم و چله بگیریم که استاد واقعی رو به ما نشان بدهند آنها بلد نیستند یا انجام نمی دهند؟ یا بالاخره چرا نباید به نتیجه توسل کار را تمام شده دانست؟ مگر توسل از قدیم کار علما نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای اهل‌البیت شوم؛ آن‌ها راه‌اند و مقصد خداست، باید با تعقل و با کسب معارف لازم حرکت کرد و آن عزیزان راهِ رسیدن به خدا را در مقابل ما می‌گشایند. آیا توسل جز آن است که از آن‌ها کمک بگیریم که راهِ رسیدن به حقیقت را به ما نشان دهند وقتی که با معارف لازم، حقیقت را شناخته‌ایم؟ موفق باشید

21089

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چند وقت پیش با عده ای از دوستان در مورد هنر اسلامی بحث کردیم. سوالی که برای ما ایجاد شد این بود که یا هنر اسلامی داریم؟ یعنی هنری که توسط اسلام تولید شده باشه هست؟ مثلا سینما و عکاسی ساخته ی تمدن مدرن هستن و نقاشی و شعر و موسیقی و نمایش و... قبل اسلام هم بودند. کسی منکر هنر مسلمانان نیست ولی هنر اسلامی به نظرتون ساختگی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که هنر، ظهورِ حالات روحانی یک قوم است، اعم از هنرِ یونانی یا رومی و یا هنر مدرن، روحی که منجر به معماری اسلامی شده خبر از هنر اسلامی می‌دهد. در این رابطه جناب آقای دکتر شهرام پازوکی سخنانی تحت عنوان هنر و هنرهای اسلامی دارد. اگر بتوانید به‌دست آورید، تذکرات خوبی در آن هست. فراموش کردم آن صوت را از چه کانالی گرفتم. موفق باشید

نمایش چاپی