بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده: چگونه است که شق القمر رخ داد ولی ما اسناد تاریخی بر آن نداریم صدها هزار نفر از افرادی که بودند در کشورهای مختلف هیچ یک گزارش نکردند و اگر بگوییم مسلمانان برای تقویت نبوت پیامبر این واقعه را جعل کردند باید بپذیریم بسیاری از معجزات دیگری هم که به حضرت نسبت دادند ولو متواتر باشد همه جعلیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست در آن زمان سایر ملل متوجه‌ی غیرعادی‌بودن آن صحنه نسبت به «ماه» شده باشند. لذا وقتی همان حرکات را هم، حرکات عادی ماه بدانند، چیزی را ثبت نمی‌کنند. در این زمان است که این حساسیت‌ها پیدا شده. موفق باشید

21522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده چند وقتی هست در اقامه نماز کاهل شده ام و خیلی وقت ها نماز نمی خوانم و در ضمن می دانم این نمازهایی که نمی خوانم را بدهکارم و بالاخره باید بخوانم و می دانم که اگر الان بمیرم در جهنم عذاب خواهم دید و همچنین درک می کنم که نوعی مرض در نفس من به وجود آمده که نخواندن نماز برای من سهل و آسان شده، این مرض را می فهم اما دلیل به وجود آمدنش را نمی دانم، لطفا به بنده بفرمایید چطور این مرض نفسانی را درمان کنم و از این حالت خلاص بشوم؟ راه و روشی روشن جلوی پای بنده بگذارید، با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که با تقویت معارف الهیه این مشکل رفع می‌شود. پیشنهاد اولیه‌ی بنده مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است. هر دو بر روی سایت هست. موفق باشید

21264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید: نظرتون در مورد کتاب شش جلدی نور هدایت آقای سعادت پرور برای فهمیدن دعاها چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا ایشان را رحمت کند. به نظر بنده مطالب ارزشمندی را در آن آثار مطرح کرده‌اند. موفق باشید

19997
متن پرسش
سلام: پرسش و پاسخ های موجود در سایت را خوانده ام و جزوه جبر و اختیار را نیز خوانده ام و این رو هم بگم که نه با جبر کامل موافقم نه با اختیار مطلق انسان. واقعا این موضوع برایم مبهم است. در رابطه با جبر و اختیار روایت الشقی شقی فی بطن امه 3 تا سوال دارم: 1. منظور این است که اگر کسی مادرش شقی و بدکار باشد، خدا علم دارد که او نیز شقی و بدکار می شود؟ در این صورت یعنی می توانسته خوب باشد ولی راه هدایت را انتخاب نکرده؟ با توجه به این، یعنی خداوند در مسیرهای 2 راهی، نخواسته که او بخواهد که راه راست را انتخاب کند. که یعنی از لحاظ لغوی، اختیار داشته ولی در باطن ماجرا میشه گفت یه جورایی خدا نخواسته که در اون 2 راهی به راه راست برود یا خدا می توانسته با الهام و تاثیر در قلب او، مسیر راست و درست را به دل او بیندازد ولی نینداخته؟ 2. در مورد پسر نوح چه طور؟ مگر مادر پسر نوح (همسر نوح) شقی و بدکار بوده که پسرش هم شقی باشد؟ 3. در سخنرانی هایتان گفته اید که «لا موثر فی الوجود الا الله».این عبارت و تمامی روایات دیگر اختیار انسان را نفی نمی کند بلکه انسان اختیار دارد ولی الهامی که خدا در قلب او می کند و چیزی که به اصطلاح به دلش می اندازد، نتیجه عمل او را مشخص می کند. مثل این می ماند که شخصی به من بگوید خورشید بزرگ تر از زمین است و اگر این عبارت را بر زبان بیاوری، 10 میلیون تومان به تو می دهم. پس در این جا من اختیار دارم که جمله ی خورشید بزرگ تر از زمین است را بگویم و محال است که نگویم چون 10 میلیون تومان را از دست می دهم. ولی در اصل شخصی که به من این جمله را گفته نیز موثر اصلی است و یه جورایی چون واضحه که من از این کار سود می برم، پس در لغت اختیار دارم ولی همه چی تعیین شده است. و برای همین مثال اگر کسی نداند که اگر جمله خورشید بزرگ تر از زمین است را بگوید به او 10 میلیون تومان می دهند، پس در نتیجه در دانستن این که اگر جمله خورشید بزرگ تر از زمین است را بگوید به او 10 میلیون تومان می دهند اختیار نداشته و در مورد خدا هم همین است که به بعضی ها بعضی چیزها را الهام می کند و اسباب هدایت آن ها را مهیا می کند و می خواهد که آن ها بخواهند هدایت شوند پس در نتیجه وقتی می خواهند هدایت شوند و اراده ی هدایت می کنند، با اختیار خود هدایت می شوند و همچنین می توان این را گفت که نمی خواهد که بعضی ها بخواهند هدایت شوند چون اگر که بخواهد که بعضی ها بخواهند هدایت شوند، قطعا هدایت می شوند پس چون خدا نمی خواهد که بعضی ها بخواهند هدایت شوند، این با عدل خدا سازگار است؟ آیا این طور است که برای بعضی اسباب هدایت را فراهم می کند ولی آنها با خواستن خودشان، هدایت را نمی پذیرند؟ که در این صورت باز هم خدا نخواسته که آن ها بخواهند که هدایت را بپذیرند، پس ما فقط بازیگرانی هستیم که اختیار داریم ولی هر چه خدا بخواهد که ما بخواهیم رخ می دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت: «السّعيد سعيد فى بطن امّه و الشّقى‏ شقى‏ فى بطن امّه» ربطی به مادرِ فرد ندارد. می‌فرماید انسان سعید یا انسان شقی از همان ابتدا، خودش آن نوع شخصیت را برای خود انتخاب کرده و به دلیل همان روح انتخاب‌گرش می‌تواند آن را ادامه بدهد یا نحوه‌ی دیگری از شخصیت، برای خود انتخاب کند. و این نوع روایات، جبری را در انتخاب انسان تعیین نمی‌کند. همچنان‌که در روایات داریم: «کلّ مولود یولد علی الفطره» یعنی در بنیادِ هرکس فطرت توحیدی‌اش همواره با اوست و اوست که باید آن بنیاد را انتخاب کند و یا به نفس امّاره‌اش جواب مثبت دهد. موفق باشید 

19715

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بعد از کار کردن کتاب مقالات با صوت چه چیز را باید کار کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث معاد و شرح صوتی آن مباحث ان شاءاللّه جمعی بین سلوک علمی و عملی را برایتان پیش خواهد آورد. موفق باشید

19555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در خصوص اسم ممیت حضرت حق پرسیده بودم به کتاب اسماء حسناء ارجاع فرمودید که با جستجویی که انجام دادم در کتاب یاد شده در خصوص این اسم مطلبی یافت نگردید سوال بنده صرفا در مورد این اسم است لذا مجددا سوال را ارسال می نمایم امیدوارم منت نهاده پاسخ بفرمایید. با تشکر «با سلام و آرزوی قبولی طاعات استاد گرامی 1- در چه جاهایی اسم ممیت حضرت حق در صحنه است ؟ 2- با تکرار اسم ممیت و توجه به آن به چه خواسته هایی می توان رسید؟ با تشکر»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن جهت پیشنهاد شد آن کتاب را مطالعه فرمایید تا جایگاه اسماء الهی برایتان روشن شود زیرا با سؤال و جواب، چنین موضوعی قابل تبیین نیست زیرا اسم ممیت به یک معنا ذیل اسم جلال است و از جهت دیگر، ذیل اسمِ قابض می‌باشد. و ذکر اسم ممیت معمول نیست که کسی حضرت حق را به عنوان یکی از اذکار خود با چنین اسمی مورد خطاب قرار دهد. موفق باشید  

18645
متن پرسش
سلام: خدا قوت و روز خوش. دهه فجر را تبریک عرض می کنم. سوال بر اساس مطلب پاراگراف بعدی، نگاشته شده: این که آقا می فرمایند«وحدت نیاز»، این یعنی چه؟ چطور بر این اساس می شود با کمونیست هم بست و نگذاشت فاصله بیافتد؟ این غیر از یک تاکتیک برای غلبه به دشمن مشترک هست؟ صدر انقلاب انواع فکر ها برای غلبه به شاه وارد میدان شدند. اما بعد از انقلاب، هر دفعه بخشی از آنها از جامعه تصفیه شد و از قطار انقلاب پیاده شد هزینه هایی متوجه انقلاب گشت. با این وجود این نوع وحدت چه توجیهی داره؟ لطفا ذیل بحث عقل و ادب ادامه انقلاب، پاسخ بفرمایید. مطلب یاد شده در فوق: آیت الله خامنه ای: سزاوار نیست دین، بین من و تو جدایی بیندازد. بر اساس آنچه در کتاب شرح اسم از گفتگوی میان آیت الله خامنه ای و یک زندانی کمونیست در سال 1354 آمده است، آیت الله خامنه ای خطاب به آن کمونیست می گوید: «ملاک اتحاد ملت‌ها»، «وحدت دینی» نیست، بلکه «وحدت نیاز» است؛ و آنچه که اکنون ما را به یکدیگر نسبت می‌دهد همین «وحدت نیاز» است. مصائب‌مان یکی است و سرنوشت‌مان نیز نامعلوم. سزاوار نیست دین، بین من و تو جدایی بیندازد." منبع: http://l1l.ir/czg
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در بستر انقلاب اسلامی خود را تعریف کرده‌باشیم و با ملاک‌های انقلاب اسلامی در این تاریخ، خود را نشان دهیم، دیگر با هرکس می‌توان تعامل کرد، ولی نه به معنای آن‌که مبانی خود را تغییر دهیم، بلکه بر اساس مبانی خود. و لذا ملاحظه می‌کنید که تعامل ما با روسیه با حفظ هویتی است که جبهه‌ی مقاومت در منطقه برای خود شکل داده است. در این‌جا دیگر ما در جاده‌ای که روسیه برای خود تعریف کرده است، قرار نمی‌گیریم. در این فضا که روحِ ضد استکباری بر آن حاکم است اگر با کشور دیگری هم تعامل داشته باشیم، عملاً او را از اردوگاهِ استکبار فاصله می‌دهیم. موفق باشید

17853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: به نظر شما دلایل مخالفت با زبان عربی چیست و چه باید کرد؟ بنده چند مورد با افرادی از همکاران برخورد کرده ام که وقتی به آنها سلام کرده ام عنوان نمودند چرا وقتی کلمه درود هست از کلمه سلام استفاده می کنی؟ آیا اینها فراموش کرده اند که قرآن هم به زبان عربی است؟ البته ردپای شبکه های مجازی نیز در این زبان ستیزی و تقابل مشاهده می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان عربی، زبان معارفی است که تنها به کمک آن زبان به‌خوبی درک می‌شود و دنیای استکبار نگران آن است که جهان بشری به آن زبان و آن معارف دست یابد. موفق باشید

17742
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: می بخشید استاد اگه امکان داره 1. در مورد اینکه روح یا نفس انسان قبل از بدن وجود نداشته و همزمان با حدوث بدن حادث شده توضیحی بفرمایید یا اگه کتابی در این باره دارید معرفی کنید معرفت النفس و الحشر (اگه اسمشو اشتباه نگم) دیدم چیزی نبود. 2. استاد در حماسه حسینی شهید مطهری خواندم که چرا ما می گوییم بعد از هزار و چند سال هنوز حضرت زهرا (س) عزادار امام حسین (ع) است آیا این سخن ایشان درست است. اینکه از مداحان می شنویم مثلا سوریه می روید زیارت حضرت رقیه (س) کودکانتان را نوازش نکنید او یتیم است، درست است؟ ایشون الآن تو بهشت نزد پدرشون متنعم از نعم بهشتی نیستند و این حرفا....
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این یک موضوع عقلی و استدلالی است که ملاصدرا در بحث «حرکت جوهری» بدان می‌پردازد و شواهد قرآنی آن نیز در آیه‌ی 29 سوره‌ی حجر می‌باشد که می‌فرماید: «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ» چون جسم انسان در تعادل خاص قرار گرفت و ما در او از روح خود دمیدیم پس شما ای ملائکة اللّه به او سجده کنید. آیه نشان می‌دهد که ابتدا بدن به تعادل لازم رسیده است و سپس روح بر آن دمیده شده است. یعنی این روحِ خاص، با تعادلِ بدن ظهور کرده است، جدایِ آن‌که روح، به طور کلّی در قبل بوده ولی به طور خاص با بدن و در دوره‌ی جنینی شروع شده 2- این حرف‌ها نیست که این افراد می‌گویند! این‌ها بیشتر می‌خواهند احساسات مخاطبان را نسبت به آن مصیبت بزرگ تحریک کنند که کار بدی هم نیست. موفق باشید

16576
متن پرسش
سلام: در جلسه هفتم کتاب «آشتی با خدا» قسمت چگونگی نیل به مقام نبوت آورده اید که (پیامبر 20 سال در غار حرا جهت آزاد شدن از دنیا و اتصال به حقایق خدا تزکیه می‌کردند و این در حالی است که هنوز پیامبر نبودند و پاداششان این بود که بعد از 20 سال وحی بر ایشان نازل شد و به نبوت رسیدند تازه آنگاه تحمل آن برایشان بسیار سنگین بود) این مطلب را چگونه با بحث خلقت نوری پیامبر (ص) و اینکه بر عوالم دیگر نیز پیامبر (ص) بوده اند و خلاصه معارفی که در جامعه کبیره می خوانیم تطبیق می دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» عرض شده که باید بین نفس ناطقه‌ی حضرت رسول«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» با مقام نوری آن حضرت تفاوت قائل شد. آن‌که نماز می‌خواند و اشک می‌ریزد و روزه می‌گیرد، مقامِ نفس ناطقه‌ی حضرت است تا حضرت در این مقام، با مقامِ نوری خود متحد بمانند و نبوت نیز مربوط به نفس ناطقه‌ی حضرت می‌باشد. موفق باشید

15842

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. من حدود دو سالیست که آشنایی پیدا کردم با هدف خلقتم، با نفس اماره ام، با بدی هایم و به انجام تکالیفم نسبت به خودم، حوزه نمیرم به طور اتفاقی با صحبتهای آقای پناهیان با اینها آشنا شدم. همیشه در عذابی بودم که چرا به وجود آمدم و هدف زندگیم چیه. اما استاد حال که مقداری با این هدف و راهی که باید طی کنم و اگر سعادت بخوام جز با مبارزه با هوای نفس نمیشه، اما کم آوردم. راه مبارزه و غلبه بر نفسم را گاهی گم می کنم. گاهی دل به دلش میدم گاهی جلوش سرسختانه می ایستم. نمیدونم چطور باید عزمم رو جزم کنم. از اینکه دو هوا هستم خسته شدم. البته بیشتر سعیم روی اینه که جلوش وایسم اما همیشه نه، دلم می خواهد پرواز کنم از این نفسی که من رو اسیر خودش کرده، رهاشم. استاد خیلی دچار خشم و دلخوری میشم، از اینکه چیزی طبق میلم نباشه ناراحتم میکنه، از این عصبانت خودم و اینکه نمیتونم کنترلش کنم بیزارم، به خواب خیلی اهمیت میدم به طوری که اگر چیزی مانع یا باعث تاخیر در آن بشه عصبانیتمو به نقطه آخر میبره. استاد خواهش می کنم برای همه مشکلاتم راهکاری بگید. باور کنید از هیچ کدوم این اتفاقات راضی نیستم و خیلی در رنج هستم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر با کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شروع فرمایید و بعد با دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» ادامه دهید، گشایشی حاصل شود. موفق باشید

15567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار چرا خداوند جبرا من را به این دنیا آورد و خلق کرد؟ این عدالت است که کسی را جبرا به این دنیا بیاورند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جلسات اول کتاب «آشتی با خدا» تحت عنوان «چرا خدا ما را خلق کرد؟» شده است. خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید

14614
متن پرسش
سلام.1-من چند وقتی است که برای این که بتوانم مسائل جامعه را تحلیل کنم شروع کردم به خواندن تاریخ انقلاب و در حال حاضر دارم کتاب 3 جلدی اقای حمید روحانی را می خوانم و همچنین صحبت های حضرت اقا را بررسی میکنم و این وقت زیادی می برد ایا برای اگاهی یافتن از مسائل جامعه نیازی هست که به خبر گزاری ها و روزنامه ها مراجعه کنم با این وقت کم یا همین ها کافی است؟نظر خودم این است که وقت برای این روزنامه ها و خبر ها نگذارم چون من تا الان مطالعه ی درست روی تاریخ انقلاب نداشتم برای همین اگر خبری هم به دستم برسد نمی توانم درست ان را تحلیل کنم برای همین گفتم فعلا وقت خود را صرف مطالعه ی کتاب بکنم نظر شما چیست؟2-تا اینجا که من صحبت های شما و حضرت اقا را پیگیری کردم به این نتیجه رسیدم که برای مبارزه با غرب و تکنولوژی باید دروس دانشگاهی را خوب بخوانم با توجه به این که دانشجو هستم ولی من خیلی ها را دیدم که خوب درس می خوانند اما اخرش شیفته ی غرب می شوند ایا با چه دیدی باید درس خواند که به این مصیبت گرفتار نشویم؟من خودم تو این فکر بودم که فقط وقتم را بگذارم روی در اوردن قوانین نظام طبیعی عالم از دل این دروس دانشگاهی تا اینکه وقتم را برای جزییات و اثبات فرمول ها هدر بدهم چون مثلا قانون جاذبه در عالم هست چه نیوتن بهش برسد چه خواجه نصیر اما این مهم است که ما از این قانون استفاده کنیم برای تمدن اسلامی خودمان و مشکل من این جاست که اگر این قوانین را پیدا کردم چه جوری از این ها برای تمدن سازی استفاده کنم من که از موقعی که به دنیا امدم در نظام تکنولوژی غربی و با تفکرات انها بزرگ شدم؟3-من چند وقتی هست که در راستای مبارزه با هوای نفس دچار تردید شدم چون یک مدت با هوای نفس مبارزه کردم و برنامه داشتم بعد یک مرتبه سقوط کردم دوباره شروع کردم ولی باز بعد یک مدت سقوط کردم و این مساله هنوز هم ادامه دارد یعنی یک درجه بهم میدن ولی دوباره ازم می گیرن و دفعه ی بعد درجه ی بهتر از قبل را می دهند ولی باز میگیرن ولی چون در این مدت درجه ام بالا نبود این سقوط ها مشکل چندانی برای من درست نکرد برای همین میترسم با هوای نفس مبارزه کنم. چون به خاطر این مبارزه ممکنه درجه ام زیاد بالا بره و بعد که ازم میگیرنش یک سقوط بدی برام پیش بیاد که نتونم از جایم بلند شوم نمی دونم چه کار کنم که این مشکل حل بشه ایا بذارم از چهل سالگی شروع کنم؟چون به نظرم این مشکل به دلیل عدم علم کافی نسبت به نفس است ولی از طرفی هم نمیشود دست روی دست گذاشت و هی علم کسب کرد چون اگر عالمی به علمش عمل نکند قساوت قلب می گیرد لطفا کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جلد اول کتاب «تحلیلی از نهضت امام خمینی» کافی است در کنار آن سعی کنید فضای رسانه‌ای را نیز دنبال بفرمایید 2- اگر در کنار دروس دانشگاهی سعی کنید با تفسیر «المیزان» مرتبط باشید از آن طریق؛ قرآن راه‌کارهای خوبی را در مقابل شما قرار می‌دهد 3- مبارزه با نفس چیزی بیش از رعایت حرام و حلال الهی و رعایت اخلاق اسلامی نیست و نیاز به سخت‌گیری‌هایی که نفس را به زحمت بیندازد، نمی‌باشیم. موفق باشید

13011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برای دانشجویان رشته ی حقوق جهت نیل به اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی از منظر پزوهشی و اجرایی چه فعالیتی را پیشنهاد می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد خاص رشته‌ی حقوق پژوهشی را نمی‌شناسم و در تخصص بنده نیست. منتها عرایضی در رابطه با انقلاب اسلامی در کتاب‌هایی مثل «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی» عرایضی داشته‌ام که می‌تواند افقی را در مقابل شما بگشاید، إن‌شاءاللّه. موفق باشید

8206

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . آیا در قرآن آیه ای هست که به حشر موجودات دیگر جز انسان دلالت داشته باشد . مثل حشر جمادات و نباتات و حیوانات . با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: قرآن می‌فرماید: «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» و آن‌گاه که وحوش حشر می‌یابند. ولی در مورد جماد و نبات صراحت ندارد. موفق باشید
7936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی باعرض سلام و ادب آیا می توانم به پسر شانزده ساله خودم که می دانم از روی تنبلی و لجبازی نماز نمی خواند ،بگویم تو دیگر از خانواده من نیستی(لیس من اهلی قرآن)تا یا حکم خدا را بپذیرد یا از مسیر زندگی من خارج شود؟باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: خیر؛ به او در آن حدّ سخت‌گیری نکنید که با دست خودتان راه بیرون‌رفتن از زیر سایه‌ی خود را به او پیشنهاد کنید. با تهدید و تطمیع و از این طریق که والدین یکی پاره کند و دیگر بدوزد و با هزاران فنی که خدا به قلبتان می‌اندازد، او را وارد انجام واجبات کنید و در این راه بعضاً لازم است تغافل کنید. موفق باشید
7616
متن پرسش
سلام علیکم. مدتی است که قبل از خواب مسبحات میخوانم و حالات خاصی برای بنده رخ میدهد ( البته نمیدانم این حالات برای خواندن مسبحات هست یا خیر ولی این اتفاقات بعد از خواندن سوره مسبحات رخ داده است). اولین حالاتی که برای بنده رخ داد این بود که هنگام خواب وقتی که چشم خود را بستم نورهایی که پرشدت و کم شدت میشدند مشاهد کردم ( در حالی که چشمم رو بسته بودم و تازه میخواستم بخوابم) نگها احساس کردم نیرویی دارد دستم را حرکت میدهد، ناگهان دستم بلند شد و دوباره به سر جای اولش برگشت ، بعد ان دستم ، بعد پاهام و سپس چشم هام حرکت کردند و باز و بسته میشدند. اولش ترسیدم ولی بعد برایم عادی شده است. تا وقتی که بخواهم اختیار بدنم در دست خودم بود اما وقتی بدنم رو شل میکردم و اختیار را بر میداشتم خودش کم کم شروع به تکان خوردن میخورد و حرکت میکرد. الان مدتی است که کنترلم بیشتر شده و دیگر بدنم بدون اختیار تکان نمیخورد بلکه مثلا اختیار میکنم دست بلند شوم دستم با نیروی دیگری غیر از نیروی بدنی بلند میشود. ( البته فشار زیادی به دستم وارد میشود) خواستم بدانم این حالت ها آیا خوب است یا بد؟ اگر خوب است چکار کنم تا کامل ترش کنم و اگر ناقص است چگونه درمانش کنم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نباید وارد این حالات شوید وگرنه راه برای شیطان باز می‌شود و در بدن‌تان تصرف می‌کند. با اراده‌ای که از طرف خدا به شما داده شده است و در ذیل نور عقل و شرع عمل کنید و بدن‌تان را در اختیار هیچ اراده‌ای قرار ندهید. موفق باشید
6736

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد با عرض ادب و احترام و دعا برای سلامتی حضرتعالی. سؤال بنده در باره اختلاف مراتب انبیا و اولیاء و به طور خاص امامان معصوم صلوات الله علیهم است. آیا این عرض بنده قابل قبول است؟ امامان معصوم علیهم السلام همه نور واحد، همه در عالیترین مرتبه عصمت و همه مبرای از هر نقص و رجس به عنوان انسان کامل هستند. اما این به معنی تساوی در همه مراتب و عدم برتری یکی بر دیگری نیست. در هر صورت این حضرات نیز در سیر الی الله سلوک فردی خود را دارند و هر کدام هر اندازه که مراتبی را فتح کند به همان میزان بر آن عزیزی که آن مرتبه را فتح نکرده است برتری دارد. ولی این ناقض کمال انسانی و نور واحد بودن ایشان نیست. وجه جمع این دو مطلب به این صورت است که امامان معصوم علیهم السلام به عنوان امام انسان کامل بوده، در مقام امامت و هدایتگری انسانها هیچ کاستی ندارند. در مقام مثال می توان اینطور فرض کرد که اگر امام برای هدایت کامل انسانها باید به درجه 100 رسیده باشد هر دوازده امام این 100 درجه را فتح کرده اند و در این بعد هیچ فرقی با هم ندارند. اما در ابعاد دیگر که هیچ ربطی به هدایت مردم ندارد و به سلوک شخصی خود ایشان مرتبط است، مقام امام امیرالمؤمنین علیه السلام یک مقام است و مقام امام حسین علیه السلام مقام دیگر و ... و برای هر کدام این امکان است که در سیر به سوی خدا بر دیگر عزیزان درگاه خدا سبقت گیرد. نظیر افضلیت مقام حضرت ابراهیم علیه السلام بر بقیه انبیا با اینکه بخش هدایتگری ایشان نسبت به مثلا حضرت موسی علیه السلام - با توجه به تعالیم ارائه شده در کتابهایشان - اگر نگوییم کمتر نیست لااقل مساوی است و این به خاطر اختلاف فهم مردم زمانشان است ولی بازهم اعتقاد داریم مقام ابراهیم بالاتر است. یا تفاوت بین موسی و خضر علیهماالسلام که موسی صاحب دین و شریعت است اما پیش خضر شاگردی می کند. استاد آیا این مطلب صحیح است؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم همین‌طور فکر می‌کنم و این‌که معتقدیم امامان با هم از جهاتی متفاوت‌اند را از خود امامان داریم وگرنه این چیزی نیست که ما تشخیص دهیم. مثلاً حضرت باقر«علیه‌السلام» می‌فرمایند حضرت علی«علیه‌السلام» افضل از سایر ائمه«علیهم‌السلام» هستند و این شاید به همین معنایی است که شما فرموده‌اید. موفق باشید
24517
متن پرسش
سلام ببخشید در این شرایط این سوال رو می کنم ولی حقیقاتا ظرفیت پرسیدن این سوال را در شما دیدم. شخصی در مورد پوشیدن لباس سیاه پرسیده بود و شما در پاسخ گفتید «به نظرم بهتر است فقط جهت عزاداری ائمه در روز شهادتشان و برای امام حسین هفته اول محرم کافیست». حال چرا شما چند روزی است که برای از دست دادن فرزندتان لباس مشکی پوشیدید آن هم در هفته کرامت؟ جواب این سوال خیلی برای بنده مهم است. ضمن عذرخواهی مجدد تشکر می کنم پاسخ بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آن بود که چرا در تمام طول دو ماه محرم و صفر لباس سیاه به تن می‌کنند، نه آن‌که در موسم عزاداری یعنی دهه‌ی ماه محرم نباید ظاهرِ عزادار به خود گرفت. در مورد رحلت فرزند هم باید طوری عمل کرد که از نظر عرف مشخص باشد که انسان، عزادار رحلت فرزندش می‌باشد ولی نه آن‌که بخواهد همچنان در آن عزاداری متوقف شود. موفق باشید

23587

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد منظور حصرت آقا (حفظه الله تعالی) از این کلام در مورد عرفان نظری چیست!؟ «حالا شما از قول مرحوم آقای فاضل، از امام (رضوان الله علیه) خاطره‌ای نقل کردید؛ خود من هم یک خاطره‌ای دارم که آن را هم بگویم. من از ایشان پرسیدم که شما درس مرحوم حاج میرزا جواد آقا را درک کردید یا نه؟ ایشان گفتند که نه، افسوس، افسوس، نشد. البته در برخی کتابها می نویسند که امام جزو شاگردهای آ میرزا جواد آقا بودند؛ در حالی که نخیر، قطعاً ایشان نبودند. ایشان گفتند که آقای آ شیخ محمدعلی اراکی آمد من را دو جلسه برد درس ایشان. ظاهراً شبهای جمعه جلسه داشتند. ایشان گفتند دو جلسه رفتم، اما نپسندیدم. می گفتند آن وقتها ذهن ما پر بود از آن حرفها. یعنی همان حرفهای عرفان نظری. امام در سن هشتاد و چند سالگی افسوس می خورد که درس آ میرزا جواد آقا نرفته؛ با اینکه ایشان شاگرد و مرید و عاشق مرحوم شاه‌آبادی بوده. یک خاطره‌ی دیگر هم به مناسبت عرفان نقل کنم. گفتند اوّلی که ایشان مرحوم آقای شاه‌آبادی را در قم دیده بودند، یک کسی گفته بود آن که شما دنبالش می گردید، این است. مرحوم شاه‌آبادی چند سالی هم در قم مانده بودند. ایشان گفتند که من و فلانی - یک کس دیگری را اسم آوردند، که من حالا یادم نیست - دو نفری رفتیم پیش ایشان و گفتیم یک درسی برای ما شروع کنید. ایشان اول امتناع می کرد، اما بعد با اصرار زیاد ما گفت: خب، حالا چه می خواهید؟ منظومه، اسفار، فلان؟ گفتیم نه، ما از این چیزها گذشته‌ایم؛ «مصباح الانس» می خواهیم. ایشان گفت: اِ، «مصباح الانس»!؟ خانه‌ی ایشان ظاهراً گذر جدّا بود. امام می گفتند از مدرسه‌ی دارالشفاء یا فیضیه تا گذر جدّا با ایشان همین طور رفتیم، تا اینکه بالاخره ایشان را وادار کردیم که برای ما «مصباح الانس» بگوید. امام از اول هم از «مصباح الانس» شروع کرده. ایشان خیلی هم به عرفان علاقه‌مند بودند. می دانید تبحر امام بیشتر در عرفان بود، بیش از فلسفه - یعنی امام متبحر و منغمر در عرفان بودند - خب، در فلسفه هم که ایشان بلاشک استاد بودند؛ لیکن حالا بعد از سن هشتاد سالگی به بالا، که یادم نیست چه سالی بود، ایشان به من اینجوری می گفتند: افسوس؛ نه، ذهن ما آن وقتها پر بود از آن حرفها. خب، حرفهای عرفان نظری، حرفهای پر زرق و برقی هم هست؛ اما آن چیز دیگری است، راه دیگری است، حرف دیگری است. من حرفم این است؛ والّا نخیر، بنده هیچ مخالفتی به این معنا با این مسئله ندارم،۱۳۹۱/۱۱/۲۳»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم افسوس حضرت امام به جهت آن بود که چرا در مجلس آن عارفِ عامل که متذکر امور اخلاقی ناب می‌شده است، به طور مستمر حاضر نشده‌اند. چیزی که همه‌ی ما نیازمند آن هستیم. موفق باشید

22993

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: یکی از دوستان بنده مسئله ازدواج کردنش به تاخیر افتاده و اخیرا یکی از آشنایان به او گفته که شخصی او رو طلسم کرده و یک روزی دم خونه اونها آب ریخته. می خواستم ببینم این دوست ما در این شرایط و برای از بین رفتن طلسم چیکار باید بکنه؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با مطالعه‌ی کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که بر روی سایت در قسمت نوشتارها هست، بتوانند مسائل‌شان را تحلیل کنند. موفق باشید

22742

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تشکر فراوان از شما که فرصت پرسیدن و پاسخ گرفتن را به ما دادید. سوال من در مورد ملاک و معیار قصد و میانه روی است. چگونه در امور مختلف مانند عبادت، حجاب، سکوت و کلام، تفریح و ... می توانیم مطمئن باشیم که میانه رو هستیم و دچار افراط و تفریط نشده ایم؟ ملاک چیست؟ از پاسخگویی شما متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک در این امور، سیره‌ی رسول خدا و ائمه‌ی هدی «علیهم‌السلام» و زعیمِ دوران است که در نهایت تعادل سیرِ إلی اللّه را به ما متذکر می‌شوند. موفق باشید

22399
متن پرسش
سلام علیکم: بابت پاسخ به سوال ۲۲۳۸۳ کمال تشکر دارم استاد عزیز. اما ما چطور باید سخنان میرزای قمی را تاویل و توجیه کنیم!؟ آیا ایشان در این مساله کوتاهی کرده اند!؟ و چگونه باید این مطلب را هضم کرد که فقها و مراجع تقلید در قم مخالف عرفان هستند!!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آن بزرگان به جهت تعمق در فقه و مسائل اخلاقی، اساساً متوجه‌ی اشارات عرفا نمی‌شوند. حضرت امام روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در نامه‌ای که تحت عنوان نقطه‌ی عطف به احمدآقا می‌نویسند، در آن‌جا می‌فرمایند: به جان دوست قسم! سخن عرفا همان سخن اولیاء الهی است و اگر آن‌ها را درک نکردی، لااقل انکار نکن». موفق باشید

21829
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: لطفا بفرمایید اینکه مادر گرامی امام علی سلام الله علیه از شکاف دیوار کعبه وارد شدند نکته ای هست؟ چرا از درب خانه کعبه وارد نشدند؟ ممنون و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است خداوند با این کار خواسته باشد غیرِ عادی‌بودنِ عطای خود را و این‌که به آن مولود عنایت خاصی دارد؛ نشان دهد. در حالی‌که اگر از درِ کعبه وارد می‌شدند چنین تذکری واقع نمی‌شد. موفق باشید

21797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: استاد گرانقدر بنده نظرات و صحبتهایی دارم فکر می کنم گوش شنوایی که به آن اهمیت دهد نیست و فکر می کنم مطالبی که به ذهنم می رسد به درد می خورد لاکن بهتر دیدم برای شما بگویم ولی می ترسم گاه وقت ارزشمند شما را بگیرم از طرفی حس مسیولیت نسبت به انقلاب اسلامی نمی گذارد آروم بگیرم. بنابر این تصمیم گرفتم مطالب را به افرادی که تو این فضا هستند بگویم که به حمدالله مورد اطمینان ترین برایم شما هستید٬ اضافه بر اینکه به این واسطه در پاسخهای شما ذهنم چکش کاری میشه و مسیر رو بهتر می فهمم. تو زندگی حس می کنم فکر و تفکر هست که مسایل و مشکلات رو حل میکنه مدرک تحصیلی به زور گرفتم چون گمان می کنم عقل بکار نگیرم نمیتونم خودم باشم. اما مطالبی که گاه اونها را دیدم اینکه؛ حاج آقا فکر و ادراک می کنم انقلاب یه وجوده یه چیز که ما را در بر میگیره اما شدت بخشیدن به این حالت به نظرم دست مسیولین فرهنگیه٬ محبت و عشق افراد نسبت به هم کمه یه زمانی حس می کردم ما آدمها «ببخشید عامیانه میگم» اگر قربون هم نریم قربانی میشیم این نوع تربیت از خانواده اگر شروع بشه بهتره٬ مادران قدیم که روی فطرت بودن بیشتر این عاطفه را خرج می کردن٬ مادر خودم هم هنوز همینطور اند. بنده سعی کردم ضمن مباحث سلوک از فضای انس و ارتباط با وجود بخصوص خانواده جدا نشم. نمی دونم صحیحه یا خیر ولی ملاکم این بوده از آن خصوصیات خوب نسل گذشته جدا نشم خیلی سخته ولی... و اما راجع به تعقل فرموده بودید راجع به آیه قلوب که تعقل میکنن قلوبی که تفکر میکنن این آیات ذهنم رو درگیر کرده٬ در متون روانشناسی غربی خیلی بحث همدلی مطرح میشه اگر به نظرم رو این مطلب کار نکنیم عقب می افتیم. خیلی وقته دنبال آیه ای برای ایجاد همدلی می گردم٬ راستش یه وقتی حالتی نسبت به فردی پیدا کردم که عشق نبود یک نوع حرارت و محبت قلبی بود انگار چیزی در ته دلم داغ می شد و این حالت باعث شد من حس کنم باید یک نوع از این نوع محبت بین افراد پیدا بشه و از این حالت دلم می خواهد استفاده کنم برای اون نوع همدلی٬ به عبارتی دنبال آیه ای از قران هستم که این طور محبت و همدلی و دوست داشتن را در فرد ایجاد کنه همانطور که قلب یعقل قلب ایطوری با چنین محبت از ته دل فکر می کنم این نوع محبت افراد را به هم میچسبونه و شاید یه راه مبارزه با گسستگی تکنیک همین باشه. حاج آقا لطفا مثل همیشه بنده را از نظرات خود بهره مند و نسبت به صحبتم نظر خودتون رو بفرمایید. امیدوارم فرصت های من وقتتونون را نگرفته باشه چون گاه که میخام چنین مباحثی را بفرستم ترسم از اینه که نکنه مغرورم و خودم را دارم به عبارتی همصحبت شما می کنم ولی وقتی می بینم شما نسبت به انقلاب اسلامی و انسجام اون بحث می کنید نسبت به انقلاب و خون شهدا احساس تکلیف می کنم. ممنون اگر راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بر روی نکته‌ی خوبی دست گذاشته‌اید و در این مورد دعای «مکارم الاخلاق» حضرت سجاد «علیه‌السلام» غوغا می‌کند. بنده نیز شرحی بر آن داشته‌ام و صوت آن موجود است. آدرس آن بر روی سایت این است:    http://lobolmizan.ir/sound/1113 . موفق باشید

نمایش چاپی