باسمه تعالی: سلام علیکم: این زمان، باید با مدارا و احترام به بقیه عمل کرد. انزوا و دوری از بقیه خوب نیست. انسانها با انسانها، انسان میشوند. محبت به دیگران، انسان را انسان میکند. چگونه انسان به خاطر چنین بهانههایی به خانهی خواهرش نرود؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خودم از رهبر انقلاب تقلید میکنم چون معتقدم همهی مراجعی را که جامعهی مدرسین تأیید کردهاند، از نظر فقهی اعلم هستند. که از جملهی آنها آیت اللّه خامنهای میباشند با این تفاوت که از نظرِ عالِم به زمانه نسبت به آن بزرگان، برتری مشخصی دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متن خوب و ارزشمندی بود. ما هم مثل همان جملهای که از آقای دکتر داوری آوردید که میفرمایند: «انقلاب را دوست میدارم و سالها فکر میکردم که در انقلاب و با انقلاب است که شاید بتوان از نیست انگاری و ستمی که با نظم جهان عجین شده است، گذشت». به آیندهی انقلاب اسلامی شدیداً امیدواریم زیرا تنها از طریق انقلاب اسلامی است که میتوان از نیستانگاری دوران و زندگیِ عرفی، به حیات قدسی و عالم معنا رجوع داشت. موفق باشید
سلام استاد: به مناسبت سالگرد شهید «راه هنر انقلاب»: «آئينه اي به نام آويني» : بسمه تعالي: قرار شد در مورد کسی سخن گفته شود، که گفتن از او جز به حجاب بردنش حاصلی ندارد، چرا که اینقدر بر امروزهی ما مشهورات و روزمرهگی ها استعلا پیدا کرده که دیدن چون اویی در این مشهورات و با عینک همین مشهورات که انگار ندیدن است. و بلکه باید گفت حضور حقیقی او را به حجاببردن است، بدبختی ماجرا اینجاست که ندیدنهای امروز، از جنس نادانی نیست بلکه ندیدنِ امروز از جنس داناییهاست. فرا گیرشدن دانایی ای که بشر امروز را از عالم معنا دور کرده و در زیر خروارها از حرفهای فلسفی دفن کرده و او را وادار کرده که امور غیر اصیل را اصیل پندارد. در این فضا سید شهیدان میفرماید: «.... «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمیشود، و حتی از این بالاتر، دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمیآید....» بنابر این به تبع در این وضع است که آدمی گرفتار تجربههای مادی میشود و از عالم معنا غافل ميشود و به تبع نسبتی با حقیقت در تاریخ خود پیدا نمیکند و دیگر طلبی در مسیر آن حقیقت اصیل نخواهد داشت. شهید آوینی نیز چنین می گوید: «باید در جست و جوی حقیقت بود و این متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.» حال وقتی وضع این دوران را میبینم از گفتن چیزی در وصف او ناامید میشویم. اما از طرفی چاره ای هم نیست جز این که به اشاره سخن بگوییم شاید اهل تامل و تذکر از این حجاب، خود به حضوری دست يابند. و یک نکته اینکه امیدوارم از این چیزی که می نویسم گمان مشتی شعارگویی نشود چرا که سخن از غیر عادات گفتن در امروز، به ظاهر مضحک و شعاري است اما چارهای هم جز تذکرش نداریم. فقط محدودکردن حقیقتی به نام آوینی در یک جسد شناسنامه ای به نام «سید مرتضی آوینی» جفایی است به این حقیقت. آوینی را فقط یک شخص نباید دانست او آیینهی نمایانگر تاریخ امروز ماست. او بشرِ امروز را خارج از روز مره گی های رایج امروز متذکر حقیقتی فراتر میکند شاعران در هر تاریخ آن هویت اصیل تاریخ خود را متذکر میشوند چرا که ایشان گرفتار هوای مسموم غیر ملموس زمان خود که از شدت آمیخته گی با محیط خود برای عموم بدیهی شده، نشده اند و باید گفت آوینی بیرون از لجنزار عادات تاریخ خود و با نفی هر "من" و تعینی برای خود، همان شاعرِ هویتیابی است که انسانِ گرفتار و غافل زمان خود را با آن شأن شاعرنهی خود متذکر اصالت هاي تاریخ خود ميكند. «... شاعر، هرگز دعوت به خاک نکرده است ... او به ترک عادات میخواند و عالم خلافِ عادات هم عالم وَهم است و هم عالم عشق... » آويني اگر از نفسانیت غرب و مدرنیته سخن میگفت همراه با یک نحوه خودآگاهی بوده است چرا که او خود سالکِ سیرِ از نفسانیت به سوي فناست. او جنس روشنفكري اي كه خود را در دخمه هاي فلسفيدنهای مملو از پز و ژست و کوری از حقیقت گم کرده به خوبی لمس کرده. اما با سلوکی عارفانه و ذیل حقیقتی به نام انقلاب که چشمان روشنفكريِ فلسفي امروز از ديدنش عاجزند به آن حضور اصيل نايل آمد و خود آيينه براي ديگری شده. شهید آوینی خود را چنین از زبان خود میشناساند: «تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم، خیر! من از یک راهِ طیشده با شما حرف میزنم. من هم سالهای سال در یکی از دانشکدههای هنری درس خواندهام، به شبهای شعر و گالریهای نقاشی رفته ام. موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده دربارهی چیزهایی که نمیدانستم گذراندهام. من هم سالها با جلوهفروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیستهام. ریش پروفسوری و سبیل نیچهای گذاشتهام و کتاب «انسان تکِ ساحتی» هربرتمارکوز را - بیآنکه آن زمان خوانده باشماش- طوری دست گرفتهام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: «عجب فلانی چه کتابهایی میخواند، معلوم است که خیلی میفهمد.»... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچار شدهام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم ...» پس اگر از انقلاب و حضرت روح الله با تمام جان دم میزند، نه اینکه دم از ایدئولوژی خاصی زده باشد و نه اینکه در فضای سیاست زدهای سخن گفته باشد، چراکه آخرِ خاستگاهِ ایدئولوژیها، قدرتخواهی و سیاست است و قدرت به درد کسی میخورد که مرگاندیش نباشد و به درد کسی میخورد که دچار نفسانیتهای خود باشد. او خود از مرگ اینگونه میگوید: «... حقیقت آن است که زندگی انسان با مرگ در آمیخته است و بقائش با فناست... مرگ، پایان زندگی نیست. مرگ، آغاز حیات دیگری است، حیاتی که دیگر با فنا درآمیخته نیست، حیاتی بیمرگ، مطلق...» آوینی همانطور که گفتم همان سالک راهیست که مرگاندیشانه دغدغهی حقیقت دارد و با این مشی و مرام خود را ذیل انقلاب و امام قرار میدهد و در این مسیر هم جان خود را میدهد تا ابدی شود، و چه زیبا بارها و بارها مستانه و شیدایی با شهادت عشقبازی میکند و فریاد حسرت دم میدهد: «ای شقایقهای آتشگرفته! دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد. آیا روزی خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟» آويني ذيل امام روح الله نفي همهي تعينات و تعلقات كرد، او هم شاعر و اديب و هنرمند بود، هم اهل تفكر و فلسفه بود، هم يك بسيجي جهادگر بود. ولی باز صدها توصیف دیگر نیز میشود از او گفت اما در عین حال هیچیک از اینها هم نبود، بلکه فراتر از هر "من"ی و فراتر از هر قید و قیودی،...«در یک کلام؛ آوینی، آوینی بود»اما ما مثلاً دوستداران سید مرتضی در فضای ایدئولوژیهای منفعتطلبانهی خود، او را به حجابِ تعاریفِ ناقص خود بردهایم. در پایان. امیدوارم هر چه کمتر ایشان را در این الفاظپراکنیهایم پنهان کرده باشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میدانید شهید آوینی از یک طرف با جان خود زهرِ کشندهی ظلمات دوران یعنی نیهیلیسم را تجربه کرده بود و از آن طرف، با عبور از سیطرهی روح متافیزیک و مفهومگرایی، گشودگی تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمد را احساس نمود. یعنی اشراقی که بر قلب حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» تجلی کرد را در سیره و سخن آن مرد الهی یافت و در قلم خود آن را منعکس و متذکر کرد. اگر عدهای با او درگیر شدند این اقتضای راه توحید است، زیرا این راه بدون دشمن نمیتواند باشد وگرنه باید بگوییم هیچگونه تفکرِ استکباری در جهان نیست. و البته این نوع درگیریها مثل درگیریهای دروغین ساختهشده توسط فرهنگ لیبرالیته نمیباشد که هر دو طرفِ دعوا ظلمت است. در تقابل دشمنانِ تفکر آوینی با او، تقابل جبههی نور با جبههی ظلمت است و قرار گرفتن در جبههی نور، انسان را تا اوج معراج جلو میبرد و زندگی در این تاریخ را که تنها زندگی حقیقی است به انسان ارزانی میدارد. و این مسلّم بسط مدرنیته نیست، این، گشودگیِ عبور از مدرنیته است و دیدن نور آزادی و آزادگی که در این انقلاب ظهور کرد. موفق باشید
قبلا به این صورت جواب داده شد. باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجهی این امر باشیم که همراه با تاریخِ غرب و حضور انسانِ اجتماعی در عالم اسلام و در فضای تمدنیِ صفویه نیز روحِ رجوع به انسان اجتماعی در هویت اسلامی شیعی نیز به میان آمده، معنا و جایگاه حکمت متعالیه را میتوانیم در این رابطه معنا کنیم. به این صورت که با حکمت متعالیه از نظر تفکر قدسی، تاریخ جدیدی شروع شد. و از این به بعد انسانها در معنایِ خاصی میتوانند زندگی خود را شکل دهند که از یک طرف از هویت اجتماعی بیرون نباشند، و از طرف دیگر گرفتار سکولاریسمِ غربی نباشند. و در این رابطه است که هر اندازه نگاهِ حکمت متعالیهی صدرائی را جلو ببریم و در آن کند و کاو کنیم، چهرهی تفصیلی انسانی ظهور خواهد کرد که در بطن آن حکمت معنا شده است و نمونهی این نحوه کند و کاو در کارِ ارزشمند برادر عزیزمان جناب آقای ابراهیم خانی در کتاب «سیر نظاممند مباحث در کتاب جامعهشناسی متعالیه» به ظهور آمده است تا اولاً: از تفکرِ دوران خود که نظر به «وجود» و عبور از «ماهیت» است، محروم نباشیم و ثانیاً: هویت اجتماعی را اعتباری بیرون از نفسالأمر ندانیم که این مهمترین مسئلهی دوران ما است وگرنه به هر معنایی ما گرفتارِ سوبژکتیویته خواهیم شد و معنای جامعهی توحیدی را که حاصل تلاش همهی اولیاء و انبیاء و شهداء است، از دست خواهیم داد. به امید آنکه کار برادرمان جناب آقای خانی، درست دیده شود إنشاءاللّه. طاهرزاده
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صفحات 81 و 82 کتاب «خرد سیاسی در زمانِ توسعهنیافتگی» از دکتر داوری رجوع فرمایید تا روشن شود چرا باید به هر دو موضوع پرداخت. چرا که در این تاریخ، نه متوقفشدن بر فلسفهی اسلامی، ما را به تفکر تاریخیمان میرساند، و نه متوقفشدن بر فلسفهی غرب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل موضوع را در دو جلسهی اخیر «شرح فصوص» دنبال فرمایید. وقتی انسانها بخواهند با گفتنهای خود، خود را قوام بخشند، به جای اینکه گفتنها، تنفس وجود باشد و اجمالِ روح و کشف انسان را به تفصیل آورد؛ مشکلِ مفهومزدگی پیش میآید و انسان در مسیر جستجوی وَجهِ متعالی خود باز میماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بفرمایید که مدرسه ی خوب کجاست!!! آیا این مدرسه هایی که اشراف برای چشم و هم چشمی انتخاب می کنند تا دردانه های متکبر به جامعه تحویل دهند مدرسه ی خوب است؟ یک مادر متفکر چگونه می تواند به این مدرسه های لوس پرور امید تربیت به فرزندش را داشته باشد؟! بالاخره از همه ی جهات مشکل داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید آنها را متوجه نقش بزرگ پدرانشان نسبت به بصیرتی که در رابطه با انقلاب داشتند، نمود تا احساس کنند خودشان نیز رسالت تاریخی نسبت به انقلاب و اسلام دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» و کتاب «عالَم انسان دینی» متذکر این امر هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه حقانیت انقلاب اسلامی شده باشند و مقابله کنند، عملاً با حق مقابله کردهاند. ولی در بسیاری موارد این افراد به ظاهرِ قضایا مینگرند و مخالفت مینمایند و نه به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به مرور در بستر رعایت دستورات شرع مقدس، این رذایل رفع میشود. به همین جهت در روایت داریم: «آخرین چیزی که از قلوب صدیقین خارج میشود، حبّ ریاست است». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید حرکت جوهری تنها در عالم ماده معنا دارد و تکامل عقلی مربوط به سلوک نفس ناطقه است در صورتیکه حجابهای بین خود و عالم را برطرف کنیم به همین جهت میبینید در عین اینکه همهی انسانها مشمول حرکت جوهری از نظر ابعاد مادی هستند، تکامل عقلی پیدا نمیکنند 2- حرکت جوهری وقتی مربوط به ذات عالم ماده بود دیگر برای قسمت خاصی از عالم مثل انواع موجودات زنده کمالی را در بر ندارد. تکامل انواع بر فرض صحت که بسیار بعید است، مربوط به تجلیات صوَر مختلف است در زمینهی مادی مستعد 3- در زمان ظهور نیز با رفع حجب، کمالات خاصی به عالم میرسد در حالیکه حرکت جوهری عالم ماده تا آخر با هویت مادی عالم ادامه دارد نه آنکه مثلاً اگر پنجاه در صد قوههای عالم تبایل به فعل شد عالم ماده پنجاه درصد از هویت مادی خارج شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده در این رابطه مطالعهی مباحث به صورت زیر است:
۱. کتاب «ده نکته در معرفت نفس» با شرح صوتی آن. ۲. کتاب «از برهان تا عرفان» با شرح صوتی آن. ۳. کتاب «خویشتن پنهان» ۴. کتاب «معاد» هوراه با شرح صوتی آن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که حتی در این دنیا راهی که الهی نیست چه اندازه بیثمر است و این بیچارگان چه چیزی از این دنیایی که تا این پایه برایش سر و دست شکستند، با خود بردند!! در برزخ که جایِ خود دارد. خدا میداند اگر یک لحظه از آن حالی که این بدبخت در برزخ و قیامت بر او حاکم شده است برای انسانهای دنیا تنها ظهور کند، همهی بشریت درجا سنکوپ میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که علامهی طباطبایی میفرمایند امتهایی که مسخ میشوند پس از مسخشدن میمیرند، نه اینکه این حیوانات، همان امتهای مسخشده میباشند. آری! آنهایی که مسخ میشوند به همان صورتی که روایت میفرماید، مسخ میشوند ولی بعداً میمیرند. این حیوانات که در طبیعت هستند از مادری از جنس خودشان متولد شدهاند.
اشکال ندارد که آیهی مذکور صورتِ غالب مسخِ آن قوم را متذکر شود، ولی نحوههای دیگری هم که در میان آن قوم بودهاند، به شکلهای دیگر مسخ شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید نگاه طب سنتی اگر درست انجام شود، نگاه به سنتهای جاری در عالم است نسبت به بدن انسان. لذا نیاز به نگاه جزئی که در طب سنتی جریان دارد نمیباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه بود که علاوه بر آنکه از نظر حسّی ما با مسائلی روبهرو هستیم، ابعادی از ما در نزد ماست که حضور تاریخی ما را هماکنون در ما ایجاد میکند و لذا با عهدبستن با انقلاب اسلامی آنچنان در حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی قرار میگیریم و به شعف میاییم که این از همهی گنجهای عالَم بالاتر و مسرتبخشتر است. چیزی که اصحاب حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» در شب عاشورا یافتند و در روز عاشورا همهی جان خود را برای رسیدن به آن فدا نمودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: راز توبه به آن معنا است که نظام الهی آنچنان گشوده است که خطاهای ما عالم هستی را بر سر ما خراب نمیکند و کافی است که بخواهیم از آن خطا عبور کنیم با عالمی روبهرو میشویم که سراسر گشودگی و استقبال است. لذا فرمودهاند: «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»(زمر/53) اى پیامبر به بندگانم كه زياده بر خويشتن ستم روا داشته اند، بگو از رحمت الهى نوميد مباشيد، چرا كه خداوند همهی گناهان را مى بخشد، كه او آمرزندهی مهربان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه انسان باید مایههای فکریِ لازم جهت کار فرهنگی را داشته باشد، حرفی نیست. ولی فراموش نکنید که قرآن میفرماید: «واعتصموا بحبلاللّه جمیعاً» یعنی برای رجوع به حضرت ربّ العالمین باید با هویت اجتماعی این کار انجام شود زیرا انسانها با انسانها، انسان میشوند و خداوند در صحنههای فعالیتهای فرهنگی توفیقات خاص خود را به انسان مرحمت میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ایمان کامل به آنچه از طرف خدا آمده، و ارزش خاص برای عبادات قائلبودن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در اختیار سایت هست تا امام هادی«علیهالسلام» است و از امام عسکری«علیهالسلام» هنوز چیزی به طور کامل تنظیم نشده است. نمیدانم شما کدام قسمت را نیاز دارید تا دقیقاً خدمتتان ارسال دارم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساتید بزرگ و صاحبنظر در امر حدیث همه متفقاند که آن حدیث نظر دارد به پرچمی که با ادعای مهدی امت برافراشته شود. در حالیکه انقلاب اسلامی در راستایِ انتظار برافراشتهشدن پرچم حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» تلاش میکند. و حضرت امام فرمودند ای کاش صاحب انقلاب بیاید و ما این انقلاب را تقدیم او کنیم. موفق باشید
