بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18968

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: مصدع اوقات نمی شوم. در طی یک جریان که تطویلش مایه ملالت است، با یکی از پسرهای همکلاسم وارد ارتباط شدم که به مرور علقه ای ایجاد شد و حتی حرف از رسیدن به ازدواج هم مطرح شد ولی ظاهرا فی الحال میسر نیست. و این میان بنده مانده ام و حجم اذییت کننده ای از احساسات. عقل عرفی می گوید ادامه ندادنش اولی است. ولی به این امر موفق نمی شوم. از توسلات و اربعین گرفتن هم در حد فهم و بضاعت خودم کمک گرفته ام تا هرچه خیر است بشود. ولی خب آنچه مدنظر فهم من بود نشد و البته که یقینا خاندان کرم صلوات الله علیهم اجمعین کسی را ناامید نمی کنند. حال شما اگر محبت کنید و بنده را راهنمایی کنید از این دل مشغولی رها شوم، حق را شاکر خواهم بود که تا هرچه باشد با آرامش و حکم عقل پذیرفته شود. از دانشجویان فلسفه هستم. اگر نصیحتی در باب وصول به معارف حقه مرحمت کنید مایه ابتهاج است. تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد. والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی در رابطه با این موضوع با شما در میان می‌گذارد. مطمئن باشید اگر کسی در مقابل خیال مقاومت کند و وقتی آن به سراغ انسان می‌آید، آن را دنبال ننماید پس از مدتی متوجه قدرت عظیم عبور از خیال می‌شود و این، یکی از پیروزی‌های سالکان در مسیر سلوک بوده و خواهد بود. موفق باشید

17928
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز تفسیر زیبای شما را از آیه نفوذ شیاطین به آسمان و دزدی اخبار توسط شیاطین و... خواندم ما این قسمت که شیاطین اخبار را می دزدند نفهمیدم، منظور از سرقت اخبار چه اخباری است؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر حادثه‌ای قبل از آن‌که در عالم ماده ظاهر شود، با نظر به مبادیِ غیرِ مادی آن، در عالم غیب محقق می‌شود و شیاطین بعضاً با صعود در آسمان اول، قبل از آن‌که آن حادثه در زمین ظاهر شود، متوجه‌ی آن می‌گردند و چون از طریق صحیح و سلوک لازم بدان دست نیافته‌اند از آن کار تحت عنوان استراق سمع یاد می‌شود. موفق باشید

17755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: استاد عزیز مدتی بود که سیر مطالعاتی شما را شروع کرده بودم ولی به دلیل اینکه کنکور دارم ترجیح دادم فعلا مطالعات غیر درسی را کنار گذاشته و خود را به توصیه مقام معظم رهبری از نظر علمی بالا کشیده و سپس به صورت جد از نظر محتوی سیاسی و فرهنگی و غیره نیز بسازم، لذا به نظر حضرتعالی کار درستی است؟ ثانیا برای مطالعه در این برهه زمانی برای حقیر چه کتابی رو پیشنهاد می کنید تا از فضای فکری و مطالعاتی دور نباشم؟ ثالثا از حضرتعالی برای موفقیت هرچه بهترم در کنکور توصیه ای می خواهم؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید فکر خوبی کرده‌اید که مطالعات غیر درسی را فعلاً ترک نموده‌اید. پیشنهاد می‌کنم تنها کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را در کنار خود داشته باشید و بعضاً سری به آن بزنید، زیرا تعادل‌بخش است. در مورد مطالعه‌ی دروس رسمی، متوجه باشید باید عمیقاً این دروس را فهمید تا اگر بعداً خواستید آن‌ها را نقد کنید، نقد عالمانه‌ای انجام دهید. موفق باشید

17126
متن پرسش
سلام: استاد طاهرزاده حضرتعالی پاسخ این پرسش را چه می دهید: علی رغم مطالعه بسیار در باب رزق و روزی (از جمله کتاب رزق شما)، هنوز این مبحث برایم حل نشده است، از طرفی می گویند رزق بستگی به تلاش فرد دارد از طرف دیگر می گویند: الرزق یسعی الی من لا یطلبه و می گویند: هر چه رزقت باشد به تو خواهد رسید و آنچه نباشد حتی با حرص ورزیدن هم به آن نمی رسی. و از طرفی در باب قضا و قدر روایت شنیده ام که ایمان بنده کامل نیست مگر آن که بداند آن چیزی که به او نرسیده، قرار نبوده برسد و الی آخر. از زندگی خودم یک مثال بزنم: مثلا بنده گاهی دنبال چیزی که مایل هستم نمی روم زیرا با خود می گویم اگر این چیز که خواهان آنم رزقم باشد، پس به من می رسد و اگر نرسید معلوم می شود که رزق من نبوده است. اما بعد که آن چیز از دسترس من خارج می شود، با خود می گویم کاش دنبالش می رفتم و چرا از دستش دادم. این گونه امور خاطر بنده را پریشان کرده است. توضیح کاملی بفرمائید تا مشکلم هم از لحاظ فکری و نظری و هم به لحاظ علمی حل شود و تکلیفم معلوم شود و حقیقت امر را برایم آشکار کنید تا برای همیشه صواب را از خطا خود تشخیص دهم و به بیراهه ای قدم نگذارم. ان شاءالله و بعونه
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: رزقِ مقسوم یعنی رزقی که در رابطه با مخلوقیتِ مخلوق از طرف حضرت حق اراده شده است؛ مسلّم به مخلوق می‌رسد. می‌ماند که اگر موجود مختاری مثل انسان درست عمل نکند، مثل بداخلاقی و یا ترک صله‌ی رحم، مسیر رسیدن رزق مقسوم را تنگ می‌کند. و وَجهِ دیگر از رزق که رزقِ مقسوم نیست، ممکن است به انسان برسد جهت امتحان انسان، و ممکن است که اراده‌ی خداوند در جهت دیگری برای امتحان چنین افرادی باشد. در این رابطه حضرت حق می‌فرماید: «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ» آنها كه كافر شدند، (و راه طغيان پيش گرفتند،) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مى‏ دهيم، به سودشان است! ما به آنان مهلت مى‏ دهيم فقط براى اينكه بر گناهان خود بيفزايند؛ و براى آنها، عذاب خواركننده‏اى(آماده شده) است! (178)/آل‌عمران). موفق باشید

13131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت حاج آقای عزیز: استاد اگر در این دنیا کسی یک چیزهایی را در عالم حضور درک کرد و بعدا آن ها را از دست داد، آن ها را در آخرت با خود دارد یا خیر؟ با تشکر التماس دعای بسیار داریم از استاد برای شاگرداشون چون می دانیم این دعا بعضی موقع ها از دعای یک پدر برای فرزندش بالاتر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً جنس این عالم این‌چنین است که اگر کشفی آمد برای آمدن کشف بعدی، آن از منظر سالک پنهان می‌شود تا إن‌شاءاللّه در آخر عمر و به‌خصوص در یوم‌التلاق که شدت توحیدی انسان بیشتر است، همه یک‌جا جمع می‌شود. موفق باشید

8442
متن پرسش
سلام علیکم ...عالم همه در تجلی است ونور حضور در همه جا پرتو افکنی می کند.ما تازمانی که به عبادات فردی خود وبه حالات روحانی خود توجه داریم نمی توانیم طلب حضور نور قدس را در کل عالم طلب کنیم وقتی به فسادهای جهان فکر می کنیم ونظاره گر مشکلات می شویم امید از قلب ها بیرون می رود ...جناب استاد انقلاب کبیر حضرت روح الله هدیه ای بود برای امید بخشیدن به دل های مردمان جهان برای رسیدن به نور و رهایی از ظلمت کفرومطمئنا ایت الله خامنه ای نیز همان راه ومسیر راه می روند وبه قول حضرتعالی تفصیل حضرت امام می باشند...در روایت داریم که اگر انسان کامل نبودند جهان کن فیکون می شد .بنابراین امام زمان یا بقیه الله کسی که به نور الله زنده است لحظه ای از یاد انسانهایی که رجوع به حضرت الله دارند نمی باشد ...اتحاد است دیگر!و ما اعتقاد داریم که حضرت امام خمینی با اتحاد کاملی که با آن مقام روحانی پیدا کرده بودند توانستند تجلی گر آن عالم قدس در حد خود بوده باشند ولی مطلبی که در این جا مطرح می شود اینکه آیا در این زمان فقط انقلاب اسلامی ایران می باشد که منادی آن عالم یعنی عالم حضرت مهدی خواهند بودیعنی اینکه امام کشور ایران را کشور اسلام می دانند را ما باید یک اصل در عالم تلقی کنیم یا غیر از این است ؟از کجا معلوم که در آینده در گوشه ای از جهان دوباره یک انقلابی بزرگتر از انقلاب امام خمینی اتفاق نیفتد ؟البته با شواهد موجود در جهان جایی از جهان در حال حاضر نیست که توان ظهور آن نور را داشته باشد ولی این هم موضوعی است .استاد یک مشکل دیگری که برای ما مذهبی ها پیش میاد اینکه در این سیر وسلوک عرفانی که همه اش در درون اتفاق می افتد بعد از مدتی می گوییم که برای چه ؟و یک نیست انگاری که شاید این هم نعمتی از طرف خدا بوده باشد برایمان پیش می آید با آمدن این حس وحال چه کنیم ؟استاد این دل نپخته ونرسیده امان به کدامین راه بسپاریم؟ خدا برای چه شیطان را آفرید؟برای تعالی؟استاد بعضی وقت ها در خواب هایمان یک بشارت هایی به ما ها می دهند این را چگونه ارزیابی کنیم ؟مثلا دائم در حال پروازیم در آسمان ها !استاد نظر دکنر داوری در مورد جریان دکتر احمدی نژاد چیست ؟چرا شما با تفکر امثال آقای هاشمی مخالفید؟آخرش ایشون از انقلابیون است .از پراکندگی سوالات ببخشید.ما شاگرد خوبی نیستیم .
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- امیدواریم در گوشه‌ی دیگر جهان نیز بانکی از توحید به گوش برسد و موجب تقویت نظام اسلامی در مقابل نظام استکباری باشد 2- سلوک عرفانی درونی است ولی اولاً: ما را از انجام اعمال خلاف کنترل می‌کند. ثانیاً: شخصیت ما را آماده می‌نماید که هرجا زمینه‌ی عمل به حق بود در میدان باشیم 3- جناب آقای دکتر داوری سعی دارند طوری موضع نگیرند که تقابلی با جریان های دیگر پیش آید 4- این حرف‌ها چیست پای ما می‌گذارید؟! ملاک دوستی و دشمنی ما نسبت به اشخاص در نسبت آن‌ها با اهداف انقلاب معنا پیدا می‌کند و جای هر کس را در رابطه با انقلاب تعیین می کنیم.موفق باشید
3697
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام استاد.عذر میخوام که با سوالاتم وقت شما را میگیرم. در صوت جلسات ده نکته از معرفت نفس شما میگویید: مرگ طبیعی انسانی و حیوانی: مگراین دو بعد دارای کمال هست که نفس بعد از رسیدن به مقصودش آن را رها کند؟ مثلا یک فرد کاملا پاک طینت چرا نفسش تن اورا چند هزار سال زنده نگه نمیدارد تا هر روز و هر روز به خدا نزدیک تر شود؟(اصلا اگر کمال باشد که باید تا قیامت زنده باشد چون همیشه نزدیک تر شدن امکان دارد)یا در مورد مرگ طبیعی حیوانی هم همینطور! در مورد بحث اینکه نفس آینده نگر است : اول اینکه بحث اینکه مژه هایش و.. را میسازد! پس ژنتیک این وسط چه میشود؟یعنی بحث ژن ها و... چه دخلی دارند؟و دوم اینکه چرا نفس تن خود را پایدار تر تشکیل نمیدهد؟مثلا با آینده نگری بفهمد فلان عضوش ممکن است در شرایط آلودگی های کنونی جهان زودتر خراب شود و آن را کاملا پایدار بسازد!یا مدلی دیگر بسازد!مگر آینده نگر نیست؟آیا این نشان از این ندارد که تن بر اساس ژنتیک ساخته میشود و روح فقط در آن دمیده میشود و نقشی در ساختن تنش ندارد؟ مورد سوم اینکه : شما میگویید نفس مایوس میشود، نفس که مجرد است و زمان و مکان نمیشناسد چرا این آینده نگری و بی نتیجه بودنش در کمال را همان ابتدای جوانی متوجه نشد؟و آن موقع ترک کردنش را عملی نکرد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر نفسی دارای قوه‌های محدودی در جنبه‌ی انسانی یا حیوانی است. در هرکدام از مسیرها که قرار گرفت وقتی مابالقوه‌های آن به فعلیت رسید بدن را رها می‌کند 2- ژنتیک ربطی به ساختن بدن ندارد ما در مباحث فیزیولوژیک به تجربه می‌بینیم که سلول‌های جنینی هر دم آمادگی خاصی برای دمیدن روح خاصی را دارند و همچنان این آمادگی ادامه می‌یابد تا شرایط نفخه‌ی روح انسانی در آن دمیده شود. ژنتیک مثل بستری است که روحِ دمیده‌شده در آن بستر حالات خاصی به خود می‌گیرد 3- نفس ناطقه بر اساس نظام عالم ماده و ظرفیتی که عالم ماده دارد می‌تواند بدن خود را بسازد و مدیریت کند با توجه به این امر نمی‌تواند بدنی بسازد که خراب نشود چون عالم ماده چنین ظرفیتی را ندارد 4- نفس در شرایط مختلف سعی می‌کند از ابزارها استفاده کند تا مابالقوه‌ی خود را به فعلیت در آورد بر این اساس به زودی مأیوس نمی‌شود چون امکاناتی را می‌شناسد که امکان استفاده از آن‌ها را تجربه نکرده است. آینده‌نگری او در امور کلی غیر از استفاده از امکاناتی است که هنوز تجربه نکرده. موفق باشید
1533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت ، مقام قرآن کریم بالاتر است یا ائمه علیهم السلام{یا مثلا امام علی انحصارا - یا شخص نبی مکرم اسلام صلوات الله علیهم اجمعین} ؟ لطفا دلایلتان را مستندا ذکر بفرمایید - با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در روایت داریم که قرآن ثقل اکبر است و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» ثقل کبیر هستند که حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» در ابتدای وصیت‌نامه‌ی خود به آن روایت اشاره می‌کنند و واژه‌ی «اکبر» شدیدتر است از «کبیر». موفق باشید
23865
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. آیا عارفان به دو گروه کامل و ناکامل تقسیم می شوند؟ مثلا اینکه می گویند مرحوم آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی عارف کاملی بود مگر عارف غیر کامل هم داریم؟ ۲. اگر عارف غیر کامل هم داریم بفرمایید که آیا عارف غیر کامل هم صلاحیت دستگیری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بلی. بعضی‌ها تنها سیر إلی اللّه دارند و بعضی سیر إلی اللّه و فی اللّه دارند. عارفی می‌تواند دستگیری کند که عارفِ کاملِ مکمّل باشد یعنی عارفی که سیر إلی اللّهِ فی اللّهِ باللّهِ إلی الخلق داشته باشد. ۲. نه. موفق باشید

22940
متن پرسش
سلام علیکم استاد: اینکه می گویید جن از جنس انرژی است. سوالاتی برایم به وجود آمده است. خواهش می کنم به آنها پاسخ بدهید. ۱. آیا منظورتان از اینکه می گویید یکی از انواع انرژی است همان انرژی های نورانی و گرمایی و جنبشی و....است؟ ۲. اگر از جنس انرژی باشد و انرژی هم یکی از خواص ماده است پس باید بگوییم تکنولوژی توانایی کشف این نوع انرژی یعنی دیدن جن را دارد؟ ۳. از کجا معلوم روح انسان هم از جنس انرژی نباشد؟ تشکر استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با توجه به این‌که جنّیان نیز مانند انسان‌ها روحی و جسمی دارند، مرحوم مطهری احتمال داده‌اند که جسم آن‌ها از جنس انرژی باشد. مگر ماده به خودی خود انرژیِ متراکم نیست؟ ۲. نمی‌دانم ولی فکر نمی‌کنم مهم باشد. ۳. روح، از جنس دیگری است و به‌کلّی فوق زمان و مکان است ولی انرژی از جنس ماده است و محدود به زمان و مکان می‌باشد. موفق باشید

22395
متن پرسش
سلام علیکم: پیشاپیش از توجه شما ممنونم. طلبه هستم. و ضمنا غالب کتاب های خودشناسی و غرب شناسی شما را مطالعه کرده ام. قدیم در اینستاگرام عضو بودم و به علت آسیب های روحی و معنوی ای که احساس می کردم آنجا را ترک کردم. اما جدیدا نگاهی کردم دیدم بسیاری از اقوام ما در شبکه مجازیِ اینستاگرام عضو هستند و آنجا مسحورِ صفحاتِ غفلت زا. با توجه به دور بودن بنده از اقوام (به علت تحصیل در شهر دیگر و همچنین کم شدن روابط فامیلی در حد سالی یک یا دو بار) و با توجه به تهاجمات شدید فرهنگی، برایم این ترس ایجاد شد که نکند وظیفه ام حضور در اینستاگرام باشد و این جدا شدن من از جمعِ ولو مجازی فامیل موجب شود که در این بمباران تبیغاتی بی دینی عقاید آن ها به ناکجا آباد کشیده شود و من مدیون شوم که چرا تبلیغات مثبتی در آنجا نکرده ام. علی ای حال ضمنِ آگاهی از ظرفِ آلوده ی اینستاگرام و محدودیت های باطنی این شبکه مدتی پیش مجدد در آن عضو شدم. اما گرچه نیتم الهی بود و با آگاهی و دقت وارد آن شدم لکن باز هم از آسیب های آن مصون نیستم، حضور قلبم دچار خدشه شده است و صفای باطنی ام کم شده. قبلا (نه همیشه) که غالب اوقات حضورِ خاص و نورانیتی را حس می کردم و با مسائل طبیعی دنیا ارتباط قلبی بر قرار می کردم. مثلا تا گل یا درختی را می دیدم (نه به صورت ذهنی) که قلبم حی بودن و زیبا بودن آن و وجه تجلی گونه ی آن را لمس می کرد و احساس خوبی به من دست می داد. اما الان تا چنین صحنه ای را می بینم منتقل می شوم به اینکه از آن عکس بگیرم و این موضوع را که گل جلوه ای از جمال الهی است را برای بقیه ی بازگو کنم تا آنها را به امور معنوی توجه بدهم! از حضورِ قلبی رسیده ام به خودنمایی و حرافی برای مردم و توجه ذهنی به اینکه «گل تجلی جمال الهی است.» مدتی تلاش کردم که این رفتار را تصحیح کنم و دچارش نشوم اما گویا باطنِ سرطانی و غیرعادیِ این تکنولوژی قوی تر از توانِ روحی من است و حس می کنم چیزهایی در روابط سنتی است که در این ابزار مدرن نیست. خلاصه حسابی در کلافگی و اذیت هستم، از طرفی ترسِ از وظیفه و تکلیف در قبال دیگران، از طرفی دور شدن از ارتباط با خدا... به نظر شما چه باید بکنم؟ آیا وظیفه در بودنِ در اینستاگرام است ولو اگر حضور قلبم کم شود و حرکتم در ذکر خدا ضعیف شود؟ یا بروم؟ آیا اینجا مصداقِ آن گفته ی حضرت علی علیه السلام نیست که: «بنا ندارم برای اصلاح امرِ شما مردم، خودم را فاسد کنم»؟ ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر کنم بتوانیم با در نظر به حضور تاریخی انقلاب و با توجه به آن نوری که از طریق انقلاب اسلامی شهداء را فراگرفت؛ به جای ترکِ این شبکه‌های مجازی، با خودآگاهیِ لازم از آن‌ها عبور کنیم و بر آن‌ها سلطه پیدا نماییم و رسالت خود را نسبت به آن‌ها در خنثی‌کردنِ اثر آن‌ها قرار دهیم. که البته کار آسانی نیست، شبیهِ در آتش‌رفتنِ حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» است و رسواکردن و خنثی‌نمودنِ آتش نمرودی. آری! «در تو نمرودی است در آتش مرو / ور روی، تو ، اولْ ابراهیم شو». انقلاب اسلامی با پروریدن بزرگانی همچون چمران‌ها و صیادها، ابراهیم‌هایی را پروریده است و این نسل، از نسلِ چمران‌ها و باکری‌ها و خرازی‌ها و آوینی‌ها هستند، چرا تو نباشی!! موفق باشید   

21586
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: سؤال: انسانها، مظهر خدای متعال و آینه رؤیت حق هستند پس قاعدتاً می بایست انسان با دیدن ایشان به خدا نزدیک تر بشود پس چگونه است ارتباط زیاد با آنها (خصوصاً اهل غفلت) موجب کدورت قلب و ظلمت می شود ولی سایر مخلوقات (تجلیات) مانند تماشای کوه و درخت و بارش باران طلوع خورشید و... موجب تفکر و تقرب می شوند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر واهمه در میان نباشد همه‌چیز مظهر انوار الهی است، ولی بعضاً ما گرفتار واهمه‌ایم که مخلوقات را آینه‌ی انوار الهی نمی‌بینیم و بعضاً انسان‌ها طوری در حرکات و ظاهر خود عمل می‌کنند که حجاب حقیقت می‌شوند به‌خصوص وقتی نامحرمی حرکاتی خلاف شرع از خود ظاهر کند و به همین جهت در شریعت الهی اصرار می‌شود مواظب نگاه به نامحرم باشید. موفق باشید

20518
متن پرسش
سلام استاد عزیز: در مساله جبر و اختیار گفته میشه که مثلا ابولهب به اختیار خود کافر می شود و خدا هم می داند که او به اختیار خود کافر خواهد شد. حال سوال اینه که پس چرا خلقش کرد؟ احساس می کنم این همون جبره منتها اسم و کلمات عوض شده. چون باز هم خدا در نهایت میدونه که مثلا من یا ابوجهل در آینده چه چیزی رو انتخاب خواهیم کرد و عاقبتمون چی میشه. حالا من اگر گزینه دیگه ای رو انتخاب کنم که غیر از اون چیزی بود که تو علم خدا بود (یعنی انتخاب اختیاری فعل روبروی این چیزی که من می خواهم انتخاب کنم) در این صورت دیگه خدا علم نداره و نداشته به این مساله و اگر علم داشته باز هم همین اشکال دوباره پیش میاد. ممنون میشم روشن بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم خداوند و این‌که ما در آینده چه می‌کنیم، چه ربطی به این دارد که ما تا چیزی را انتخاب نکنیم شخصیت ما و فعلیتِ ما ظهور نمی‌کند. و نظام الهی بستر امتحان انسان نخواهد بود تا هرکس آن‌چه باید بشود، بشود. موفق باشید  

20234
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به پرسش یکی از دوستان گفته بودید: انسان ها با دیگر انسان ها، انسان می شوند. لطفا توضیح بدهید چرا؟ دلیل پرسش چرایی بنده تنها این نیست که خواستگاه حرف شما را متوجه بشوم بلکه فهم خواستگاه یک گزاره، در روش و رفتار ما موثر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «واعتصموا بحبل‌اللّه جمیعا»، یعنی رجوع به حق با یافتنِ نسبتی که ما انسان‌ها در رابطه با همدیگر ایجاد می‌کنیم، محقق می‌شود. و اساساً با توجه به آموزه‌ی «المؤمن مرآت المؤمن» انسان‌ها، آینه‌های نمایش یکدیگر هستند و شما خود را در آینه‌ی دیگر انسان‌های مؤمن باید جستجو کنید و راز پنهانی وجود خود را با رویکرد و اُنس با دیگر انسان‌های مؤمن باید بیابید. عمده آن است که به چنین رویکردی برسیم تا معنای خدمت‌گذاری نسبت به همدیگر در این رابطه معنای خود را بیابد. موفق باشید.

19874
متن پرسش
سلام علیکم: دو سوال در مورد تفسیر المیزان داشتم: 1. مجموعه فایل های صوتی شما را کی باید گوش کنم قبل از نتیجه گیری علامه در انتهای آیه یا با دید شما وارد آن سوره شوم؟ در همین باب تفسیر علامه مطهری هم که شرحی بر المیزان زده اند نیز آمده من ماندم اول اینها را بخوانم و بعد با پس زمینه وارد المیزان شوم یا بدون آن؟ 2. نحوه نت برداری المیزان به طور ذوقی بهتر نیست که به صورت زیر باشد. اول آیه، بعد ترجمه مناسب از جامع التفاسیر، بعد تفسیر خود علامه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر ابتدا نظر علامه از هر سوره را با دقت مطالعه کنید و سپس صوت مربوط به شرح آن سوره را دنبال بفرمایید بهتر است. در جریان شرح مرحوم شهید مطهری نیستم. موفق باشید

19766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر: یه سؤالی داشتم در مورد توبه که با توجه با کتاب های خودتان بیان شده باشد. از مقدمه ی توبه تا راهکارهای ماندن در قول توبه ای که میکنی. و سؤال دیگه این است که من در روابط اجتماعی کسایی رو می بینم که دوست دارم اونارو جذب به مسجد و دین اسلام کنم و یا حتی اون ها رو امر به معروف و نهی از منکر کنم می خواستم ببینم در مورد این آیا کتابی دارید یا میتونید با توجه به سنم، کتابی رو معرفی کنید؟ خدا خیرتون بده...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر با مطالعه‌ی کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» کار را شروع کنید، گشایش‌هایی در مقابل شما جهت امر مطلوب‌تان بشود. موفق باشید

19261
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم گاهی پچ پچ ها شنیده می شوند اما فریادها هرگز! من از شنیدن صدایی سخن می گویم که تریبون ِ آن پلاسکو بود و روایتش ایثار. صدای آنان که روحشان زخمی ست. زخم هایی که در قساوت ِمدرنیته بر پیکره ی روحشان نشسته است. باید جای ما باشید، تنها چند روزی را جای ما نفس بکشید، جای ما قدم بردارید و زندگی کنید تا عمق ِ دردهای ما بر دلتان بنشیند آن وقت از منظر چشمان ما به نظاره نشینید تحلیل های پی در پی را. سخن من فارغ از هرگونه دربستی ِسیاسی دو کلام رنج نامه است. رنجی که ما از بی هویتی مان کشیده ایم. رنج سفر از خود به خود. رنج میان دو راه بودن. رنج نه این بودن نه آن بودن. رنج طلوع ِانسان انقلابی در پس ِسیاهی مدرن. اصرارهای شما وقتی برای ما لقمه می گیرید بسیار دیدنی ست. نه لقمه ی احمدی نژادی به ما می ساخت نه لقمه ی رئیسی سان وقتی اکنون سیاست ِشما حرکت اجتماعی ِما را سخت و پیچیده می کند. کمی آرامتر. بگذارید ما تازه به دوران رسیده ها کمر راست کنیم و در پس ِآوارهای پلاسکوی سفر تاریخی مان، هویتی در سایه سار انقلاب برای خودمان دست و پا کنیم. ما خسته تر از آنی هستیم که در کشمکش سیاست های شما بتوانیم در انقلاب تاب بیاوریم. شاید راز دو قطبی همین باشد، همین که شما یک طرف باشید و ما خستگان در مقابل ِشما. نه ما در انقلاب هویتی یافته ایم و نه شما در مدرنیته شکسته اید. راه آمده مان جداست اما انقلاب بشارت ِپیش روی ماست. بشارت خدا بر ما که این چنین منت نهاد و ولی خدا را بر احوال ما خستگان بیش از دیگران آگاه ساخت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حق را در هرجا و در هر آینه‌ای به همان اندازه که رُخ نموده، باید شناخت و به آن دل داد. و اگر حضرت محبوب را منحصر به آینه‌ی خود کردیم، عملاً او به‌کلّی از قلب ما محو می‌شود، به همان معنایی که حضرت حق فرمود: «يا أَيُّهَا الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها» (47)/ نساء) ای کسانی‌که به شما کتاب خدا داده شده است، به آن‌چه ما نازل کردیم و شما آن را از طریق خود می‌توانید تصدیق کنید ایمان بیاورید قبل از آن‌که چهره‌های جان که تا دیروز به سوی حق بود، محو شود و به گذشته‌ی غیر توحیدی‌تان برگردید. موفق باشید

17280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده حدود 5-6 سالی هست که متاسفانه در تصمیم گیری هایم نسبت به موضوعات نسبتا مهم زندگی و آینده ی پیش رویم دچار تردید می شوم و همیشه با یک اضطراب و پریشانی همراه می شوم که واقعا نمی دانم چیکار کنم، از چندین نفر مشورت می گیرم و به نتیجه نمی رسم و حتی گاهی وقت ها که کار را به استخاره موکول می کنم و کمی آرامش می یابم دوباره استرس و اضطراب همه وجودم را می گیرد و کلافه می شوم. استاد بزرگوار پیشاپیش بابت پاسخگویی تان تشکر می کنم، بی زحمت راهنمایی کنید و خواهش می کنم مرا از دعای خیرتان محروم نکنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابعاد مختلف این موضوع در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» مورد بررسی قرار گرفته است، خوب است به آن کتاب که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

17092
متن پرسش
با عرض سلام: بعضی مواقع هست که ما در اثر عبادت و تقوی حال خوب معنوی داریم و خدا را نزدیکتر احساس می کنیم و بعضی مواقع در اثر معاصی دل را از خدا خالی می بینیم حال اگر در همین لحظه مرگ به سراغمان بیاید در چه حالتی خود را در برزخ و قیامت می یابیم؟ آیا کیفیت نفسی که بسته به اعمال ما مرتب در تغیر نوسان است با رسیدن به لحظه مرگ هر چه در آن لحظه است حفظ می شود و یا اینکه همه اعمال و حال و هوای قلبی ما در تمام طول عمرمان برزخیت ما را بوجود می آورد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در برزخ و قیامت با ملکات خود که جمع‌بندیِ شخصیتش می‌باشد، روبه‌روست و از این جهت اهلِ دل سعی می‌کنند همواره در حالت معنوی خود را نگه دارند تا در آخرین قدم‌های حیات خود، با عالی‌ترین ملکات در برزخ و قیامت خود روبه‌رو شوند. موفق باشید

16931
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد وقتی انسان تجارب در آستانه مرگ را چه از خارجی ها و چه از داخلی ها که اخیرا تعدادی از آنها هم منتشر شده می خواند عموما از حال خوش و دیدن تونل نور و..... سخن می گویند این مطلب با بحث سکرات و سختی جان کندن که در روایات ما آمده چگونه قابل جمع است؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در این مورد عرض شد که این گزارش‌ها مربوط به روبه‌روشدن انسان است با حالت مجرد خود و این مربوط به قبل از روبه‌روشدن با ملکین نکیر و منکر است که انسان‌ها در محاسبه‌ای خاص قرار می‌گیرند و نسبت به جهت فطری و شرعی خود ارزیابی می‌شوند. موفق باشید

16143
متن پرسش
با عرض سلام و آرزوی طول عمر و توفیق حضرتعالی: استاد جوانی که سالها علی رغم میل باطنی اش با ضعف نفس مرتکب معصیت بوده اما شوق و اشتیاقش به امام زمان علیه السلام را از دست نداده و حالا توبه کرده آیا می تواند دلش را خوش کند که آقا او را بخشیده و از او متنفر نیست؟ این جوان تایب با چه استدلالی می تواند شیطان و نفسش را جواب دهد که با توبه می تواند آن رابطه صمیمی و گرم و پروازهای بلند با امام زمان علیه السلام را از سر بگیرد؟ آیا واقعا آقا این جوان تایب را پدرانه می پذیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ»؛ حسنات، سيئات و آثار آن‏ها را از بين مى ‏برند. بسيارى از نقص‏ ها و كوتاهى‏ هاى انسان از ميان مى‏ رود و به شخصيتى بزرگ تبديل مى‏ شود تا آن‏جايى كه مفتخر به وعده‏ اى مى‏ شود كه قرآن در رابطه با آن مى‏ فرمايد: «إلّا مَن‏ تَابَ‏ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا»؛ مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته كند پس خداوند بدى ‏هايشان را به نيكى‏ ها تبديل مى‏ كند و خدا همواره آمرزنده مهربان است. در رابطه با پذيرفتن سيره‏ ى بهترين مخلوقات، نه‏ تنها بسيارى از گناهان مى‏ ريزد بلكه آن گناهان تبديل به حسنه مى‏ شود. يا پیامبر (ص) در اين رابطه مى‏ فرمايند: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ‏ لَا ذَنْبَ‏ لَه» توبه‏ كننده از گناه مثل آن است كه گناهى براى او نيست. موفق باشید

15963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: 1. برای تقویت عزم و اراده و داشتن ارده قوی چه باید کرد؟ چون ما هر چه آسیب و عقب ماندگی داریم از نداشتن عزم قوی است. اینکه در موقع گناه کردن نمی‌توانیم بر خود غلبه کنیم یا برای نماز شب بلند می شویم و باز می خوابیم یا اصلا بلند نمی شویم یا از این هم بدتر نماز صبح قضا می شود و.... همه بدلیل نداشتن اراه قوی است. چه باید کرد تا بتوان اراده قوی داشت و بر نفس خود غلبه کرد؟ ۲)دعا یا اذکار یا نماز خاصی برای تقویت عزم و اراده توصیه بفرمایید لطفا کمی شرح دهید.باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بتوانید راهی به سوی خود بگشایید. موفق باشید

15961
متن پرسش
سلام: استاد بزرگوار مدتی هست به رغم مشکلات موجود با توکل بر حضرت حق تصمیم به ازدواج با یکی از آشنایان که به نظرم گزینه مناسبی از لحاظ شخصیت فردی و خانوادگی هست گرفتم، اما مادرم با ایشون مخالفت تقریبا شدید دارند به چهار علت عمده؛ پیشینه روابط با خانواده ایشون، به نظر مادر روحیات ما با هم سازگار نیست، فرد مورد نظر مطلقه هستند و آخر اینکه مادرم تا حدودی روی فرزندانشون احساس تملک و مالکیت دارند. با توجه به اینکه مادرم حق پدر و مادر گردن ما دارند، برای ادامه مسیر (هم از حیث ارتباط با این خانم برای شناخت بیشتر و هم جایگاه مادر و چگونگی مواجه با نظرشون) دچار سردرگمی شدم. سپاسگزارم اگر راهنمایی بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد با کسانی مشورت کنید که طرفین را می‌شناسند. موفق باشید

15901
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: آیا می توان گفت اسم جمال حق مربوط به اقبال قلب و اسم جلال حق مربوط به ادبار قلب است؟ رابطه ای میان اسم جمال و جلال حق-اقبال و ادبار قلب وجود دارد؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی بسیار خوبی است. آن‌چه در مورد «اقبال» و «ادبار» قلب فرموده‌اید. آری! با تجلیِ نور جمالش، عاشق او می‌شویم و با تجلی نور جلالش، حریمِ او را نگه می‌داریم و قلب توحیدی قدرت جمعِ آن دو را در یک لحظه دارد. موفق باشید

15492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: انسان ضمن رعایت حدود الهی برای تقرب الی الله و نایل شدن به مقامات عرفانی چه اقدامات یا بسترسازی های را باید در وجود خویش صورت دهد تا «سریع تر» و «بیشتر» به او کمالات و مقامات دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش معرفت نفس روش قابل اعتمادی است. اگر بعد از مباحث ده نکته و برهان صدیقین به «رسالة الولایة» رجوع فرمایید، إن‌شاءاللّه نتایج خوبی خواهید گرفت. هر سه بحث، همراه با شرح صوتی آن بر روی سایت هست. موفق باشید

نمایش چاپی