باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- دقت بیشتر به رهنمودهای رهبری و شناخت هرچه عمیقتر جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و توجه به معارف بلند و عمیقی که حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» برای آیندهی بشر مدّ نظر ما قرار دادهاند 2- عنایت داشته باشید که بسیج یکی از شئون انقلاب اسلامی است و اولویت آن، درک درست زمانهای است که در آن قرار دارد که زمانهی حضور تاریخی انقلاب اسلامی در جهان سکولار است که در آن تقابل کیفیت الهی انقلاب اسلامی مقابل روح کمیتگرایِ دنیای مدرن قرار گرفته است 3- اینکه خواهران و برادران متدین با حفظ شئونات اسلامی جهت اهداف مقدس نظام اسلامی با هم ارتباط فکری داشته باشند، اختلاط بین زن و مرد محسوب نمیشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی دانم مسألهی شما در این موضوع از چه جهت است. زیرا که عارف سالک حقیقی جایگاه عارف سالک حقیقی را میشناسد و بدین لحاظ جناب صدرالدین قونوی متذکّر جایگاه مولانا میگردد و در محفلی در قونیه عکس این صحنه نیز اتفاق افتاد به آن معنا که جناب مولانا اکرامی تامّ از جناب صدرالدین نمود. بالاخره «المومن مرآة المومن». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رمانهای مهم دنیا توسط اندیشمندان بزرگ نوشته شده و در متن آنها متذکر روحِ زمانهی خود شدهاند و سخنهای مهمی را با زبان شخصیتهای رمان بیان کردهاند و لذا به نظر میرسد در این زمانه که مشکلات ما از مشکلات فرهنگ غربی جدا نیست، مطالعهی رمانهای اندیشمندان غرب مفید خواهد بود. البته فکر میکنم از آن مهمتر مطالعهی روح و احوال شهدا و اسرای دفاع مقدس است که متذکر روح انقلاب است آنطور که آنها را فرا گرفته بود و آیندهی ما را معنا میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به اشارات تاریخی که آن فراز از دعا بدان نظر دارد، توجه کنیم که حضرت به جناب کمیل یاد داداهاند که از خدا بخواهند آن شخص و شخصیتی که مانع رسالت تاریخیِ او میشود و یا نقشهها و مکرهایی را شکل میدهد که مانع بهثمررسیدنِ اهداف الهی اوست را از میان بردارد. مثل همان نحوه نیایشی که رزمندگان ما در شبهای حمله از طریق دعای کمیل از حضرت معبود تقاضا میکردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به ملکات ما در موقع بیداری دارد. برای معصومین «علیهمالسلام» که در بیداری کاملاً خیالاتشان در اختیارشان هست، در خواب نیز خیالاتشان قابل کنترل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار فقیه در این مورد ارائهی حکم خدا است که حجاب را واجب میداند و بر این مبنا نظام اسلامی قانون رعایت حجاب را مدوّن کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است به جهت حساسیت موضوع به اولین شرح صوتی کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مقابل ولایت الهی استکبار قرار دارد که گرفتار نفس امّاره است و مسلّم هیچ حقی را برای هیچکس قائل نخواهد بود و از این جهت مقابل با ولایت، بیعدالتی را به همراه میآورد 2- انسان در آینهی راهنمایِ ولیّ الهی راهِ زندگی را گم نمیکند. بنا نیست بر هر حکومتی به جهت آنکه مورد تأیید امام معصوم نیست، قیام شود. ولی در جامعهای که اکثر افراد آن شیعه هستند، این حقِ افراد آن جامعه است که حاکم آن جامعه، فقیهِ آگاه به احکام الهی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفایی مثل محیالدین را باید ماوراء نگاه کلامی به موضوعِ تشیع و تسنن مدّ نظر قرار داد و از این جهت آیت اللّه جوادی در شرح فصوص محیالدین روشن میکنند که محیالدین از نظر عقاید، شیعه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن حال و شور نمیرود، بلکه مقدمه میشود برای معارف و احوالات و شورهای دیگر. چرا که اگر فقط آن حال و شور بماند، کمالات بعدی ظهور نمیکند. میماند که باید تلاش کرد با داشتن برنامهی معرفتی و اخلاقی، بسترِ حالات روحانی و معرفتیِ بعدی را فراهم کنیم و إنشاءاللّه آنچه در آخر عمر و در قیامت سراغتان میآید جمعِ توحیدیِ همهی آن احوالات است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این مورد خیال انسان که این طرف و آن طرف میپرد، کنترل شود. در این مورد مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست توصیه میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس انسان به عنوان نفس ناطقه طالب قرب الهی است. ولی نفس امّاره طالب لذّاتِ دنیایی میباشد و از این جهت باید مطلوب این دو را یکی نپنداشت زیرا لذّات دنیایی وقتی به صورت افراطی در میان باشد، لذّات نفس امّاره در میان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن قیامتی از جنس اخلاق و عقاید است و نسبتی با این بدن دنیایی ندارد. در این مورد میتوانید به کتاب «معاد از دیدگاه امام خمینی» از انتشارات مرکز نشر آثار امام رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ما در شرایط تاریخی خاصی قرار داریم که هرچند، ایدهآل نیست، ولی نمیتوان از آن فرار کنیم. به همین جهت باید بدون آنکه شیفتهی این ابزارها باشیم در حال حاضر در نسبت به اهداف خود، از آن استفادهی کامل را بنماییم، وگرنه یکنوع، بیرونافتادگی از تاریخ را به خود تحمیل کردهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه نیاز نیست. اگر سیر مطالعاتی سایت را دنبال بفرمایید و از مباحث صوتی مکارم الاخلاق نیز غفلت نکنید، إنشاءاللّه گشایش لازم ظهور میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! مگر اخلاص چیزی است که یکشبه بهدست آید؟! به قول خواجه سعید ابوالخیر: «تو آمد رفته رفته/ رفت من، آهستهآهسته». آرامآرام خداوند خود را و تأثیرات مطلق خود را به ما نشان میدهد و ما نیز به لطف الهی آرامآرام خود را کمتر میبینیم و او را بیشتر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جناب آقای دکتر یامینپور نکات بسیار دقیق و خواندنی در رابطه با اندیشههای شهید آوینی مطرح میکنند و جرأت عبور از غرب را متذکر میشوند. تنها فکر میکنم شاید نتوان به راحتی گفت آقای دکتر داوری نسبت به گذشته به پروژهی عبور از توسعهی غربی پایبند نباشند، بلکه باید گفت دکتر داوری با زمانشناسی خاصی که دارد سعی میکند ما را متذکر مقدماتی نماید که برای عبور از توسعهی غربی بدان نیاز داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز عجیبی که در آقای نصیری به چشم میخورد آن است که از یک طرف نظر به دکتر فردید به عنوان فیلسوفی که نسبت به فلسفهی غرب آگاهی لازم را دارد؛ نگاهش مثبت است. ولی در نظر به فلسفهی صدرایی که حتی خود آقای فردید معتقد است نگاهی است پسفردایی، و بر خود عهد میکند که آن را بازخوانی کند؛ بیتوجه و بیالتفات است. در حالیکه اگر متوجهی مواجههی تاریخی جناب صدرا با مستشرقینی شویم که در آن زمان به اصفهان میآمدند و دائم دکارت دکارت میکردند و فلسفهی دکارت را به عنوان تاریخِ جدید غرب به رُخ میکشیدند؛ تأمل کنیم متوجه میشویم جناب صدرالمتألهین فلسفهی حکمت متعالیه و اصالت وجود را در مواجهه در آن زمان و زمانه و آن تاریخی که گشوده شده است، به میان آورد تا با اصالت وجود، خطرِ دوگانگیِ سوبژه و اُبژه در جملهی «من فکر میکنم پس هستم» را نهتنها متذکر بلکه راهِ عبور آن را به میان آورد و «وجود» آنچنان مدّ نظر قرار بگیرد که حتی فاعلِ شناسا در آغوش تجلیّات و نفحات وجود باشد و موضوعِ در دستی به مشکلِ فرا دستی تبدیل نشود و بشر از ایدهآلیسمی که بعد از کانت با هگل به اوج خود رسید را زودتر از دغدغهی هایدگر متوجه شود. و البته این بدین معنا نیست که بنده نگاه هایدگر به وجود را با نگاهِ صدرا به وجود منطبق بدانم، ولی سختْ معتقدم اگر بعد از سفر به سوی فلسفهی غرب بهخصوص بعد از کانت و هگل، به هایدگر و گادامر، به حکمت صدراییِ خود برگردیم متوجهی استعدادهایی خواهیم شد که بهخوبی ما را در این تاریخ تغذیه میکند و تفکری که سختْ برای این زمانه بدان نیاز داریم را به ما عطا مینماید. مشکل آقای نصیری در بدفهمیدنِ حکمت صدرایی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان، ذاتیِ ممکنالوجود است که نسبت به وجود، لا اقتضاء است و معلولیت نیز نسبت به علت معنا دارد و ذات وجود، خارج از معلولیت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً کانت هر گونه برهان عقلی را برای اثبات هر موضوعی قابل اعتماد نمیداند زیرا در نقد عقلِ محض چیزی را اصیل میداند که به نحوی بین نومن و فنومن رابطه برقرار کند. علت این امر هم آن است که او تحت تأثیر هیوم، ادراکاتِ حسی را اصیل میداند منتها سعی میکند گرفتار شکاکیت هیومی نشود و با طرح مفاهیم استعلایی، مفاهیمی مثل علیّت را که هیوم منکر است در جایگاه فنومنها قرار میدهد. موفق باشید
