باسمه تعالی: سلام علیکم: به اندازهای که انسان در بیداری، ذهن و فکر خود را درست جلو ببرد در خواب، کمتر گرفتار رؤیاهای پریشان است. و به اندازهای که بدن را با نحوهی تغذیهی مناسب و ورزش در کنترل قرار دهد، اندازه و زمانِ خواب او منظم میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد در این تاریخ مصداق آزادی همان آزاداندیشی است که حضرت امام و رهبری بر آن تأکید دارند تا جایگاه سایر اندیشهها و سلائق دیده شود. در همین جلسهی اخیر روز چهارشنبه عرایضی در معنای درک آزادی در تاریخ پیش آمد. عنوان جلسه «باتلاق آرمانهای کوتاه و غفلت از جریان تاریخی انقلاب اسلامی» هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرّ به عنوان یک نظامیِ لشکر به اصطلاح اسلام در آن زمان به کلی در جریان امر نبود، و آرامآرام با آن خطبهی مشهور حضرت که فرمودند: «اِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ»؛ به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين لقلقه زبان آنهاست، تا جايى كه دين وسيله زندگى آنهاست، دين دارند و چون در معرض امتحان قرار گيرند، دينداران كم مى شوند. و ادامه دادند آیا مگر نمیبینید که به حق عمل نمیشود و باطل به جایِ حق مورد احترام است؟ اینجا بود که آرامآرام به جهت آن نورانیتی که محبت حضرت زهرای مرضیه «سلاماللّهعلیها» در او ایجاد کرده بود متوجهی دامی بود که عبیداللّه برای او قرار داده بود. لذا ابتدا تلاش کرد تا کار به مقاتله با امام حسین «علیهالسلام» نکشد[1]، ولی وقتی از این قضیه مأیوس شد، آن اقدام بزرگ را که بینهایت کارِ بزرگی بود؛ انجام داد، در آن حدّ که از صحنه کنار نکشید، بلکه وارد جبههی حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» شد در حالیکه یقین داشت کارش به شهادت ختم میشود. و این در آن شرایط برای کسی که نه با فرهنگ اهلالبیت«علیهمالسلام» آشنایی لازم را دارد و نه از جریان یزید باخبر است، کارِ فوقالعادهای است که در عرض چند روز به زیباترین شکل، جبههی حق و باطل را در آن حدّ تشخیص دهد که حاضر باشد در وفاداری نسبت به جبههی حق تا مرز شهادت به میان آید. امام حسین(ع) پیکرش را به خیمه گاه منتقل کرده، مقابل ابا عبدالله گذاشتند، در حالی که حرّ آخرین نفسهای زندگی را می کشید، حضرت خم شد و چهره اش را از گَرد و غبار پاک کرد و فرمود: أَنْتَ الحُرُّ کَما سَمَّتْکَ أُمُّکَ حُرَّاً فی الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ.تو حر و آزادهای همان گونه که مادرت بر تو نام نهاد، تو در دنیا و آخرت حر و آزاده ای. سپس امام (ع) سر حر را که زخمی شده بود با دستمالی بست
موفق باشید
[1] - بین امام حسین (علیه السلام) و عمرسعد گفتگوهایی شد. حر شاهد بود که عمرسعد، هیچ یک از خواست های امام حسین (علیه السلام) را نپذیرفت. نزد عمرسعد آمد و گفت: بنا داری با این مرد بجنگی؟! ابن سعد گفت: آری، با او جنگی خواهم کرد که کمترین اثر آن، جدا شدن سرها از بدن ها و قلم شدن دستها باشد.
حر گفت: آیا حاضر نیستی هیچ یک از خواست های امام حسین (علیه السلام) را بپذیری تا اینکه کار به مسالمت و صلح خاتمه یابد. عمرسعد گفت: اگر کار به دست من بود چنین می کردم ولی امیر تو، عبیدالله بن زیاد، به این امر راضی نخواهد شد.
حر از نتیجه این گفتگو بسیار ناراحت و نگران شد و به محل استقرار خود برگشت. یکی از عشیره او به نام قرة بن قیس که در کنار او مستقر بود می گوید: حر به من گفت: قره، اسب خود را آب داده ای. گفتم: نه، گفت: نمی خواهی او را آب بدهی؟ گفتم: چرا.
قره می گوید: سخنان حر چنان بود که فهمیدم گویا، حر می خواهد از جنگ کناره گیرد و نمی خواهد من به حال او آگاه شوم. گویا، نگران بود که در حق او سعایت کنم. بخدا قسم، اگر مرا از قصد خودآگاه کرده بود. من هم به راه او می رفتم و به حسین (علیه السلام) می پیوستم.
بهرحال، کم کم حر از مکان اصلی خود دور شد و اندک اندک به لشکرگاه امام حسین (علیه السلام) نزدیک می شد. یکی از مهاجرین اوس به او گفت: ای حر می خواهی چه کنی، می خواهی به لشکر امام حسین (علیه السلام) حمله کنی؟! حر به او پاسخی نداد. اما کم کم بدن حر به لرزه افتاد، آن مهاجر أوسی نزد حر آمد و گفت: حر تو ما را به شک و تردید انداخته ای، بخدا قسم، در هیچ جنگی ترا با این حال ندیده بودم. اگر از من می پرسیدند که شجاع ترین مردم کوفه کیست، تنها از تو نام می بردم این لرزه چیست که بر اندام تو افتاده است؟! حر گفت: بخدا قسم که من خود را میان بهشت و جهنم می بینم. به خدا سوگند که جز بهشت را اختیار نخواهم کرد. هرچند پاره پاره شوم و به آتش بسوزم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح کتاب «از برهان تا عرفان» روشن شد که چون وجود مخلوقات از خودشان نیست و از خدا است، باید خدا عین وجود باشد و چون نقصها از عدم است پس عین وجود عین کمال است. خوب است در شرح این موضوعات به کتاب مذکور و شرح صوتی آن رجوع فرمایید. http://lobolmizan.ir/sound/1130 موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نمیدانی قصّهی عشق و عاشقی از همهی عقلها بالاتر است؟!! چه میتوان گفت نسبت به واژههایی که آن مرد الهی در کلمهکلمهی آن حقایقی را در مقابل ما گشودهاند. انسانِ سرگشتهای که سالها در عرفانِ نظری و عملی قدمها جلو گذاشته است، به ما خبر میدهد که راهی را یافته و برای ما گشوده است که همهی آنچه ما در طلب آن هستیم، در آن نهفته است. یعنی دل آرام و قلب مطمئن و ضمیر امیدوار و روح شاد. حال آیا میتوان در این تقدم و تأخرها رازی را دنبال کرد یا یک حقیقت است با واژههای مختلف؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان با رعایت حلال و حرام الهی به نحوهای به نور عصمت نزدیک میشود و یکنوع همسنخی در جانِ خود با امامان معصوم پیدا میکند و این، مقصد اصلی است. حال در این مسیر هرچه پیش آید، همان خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی پدیدهها، حجابِ حق هستند و از این جهت میتوان گفت تکنولوژی حجابِ اسمِ قادر الهی است و مانع میشود تا ما با اسم قادر او در این عالم جلو رویم و دل به قدرت تکنیکی که عالم را اینچنین به بحران کشانده؛ ببندیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روحی که مخصوص ما است و بدن ما را انتخاب کرده، مربوط به چهارماهگی دورهی جنینی میباشد. ولی به صورت کلّی همهی ارواح در علم خدا از ابتدا هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینها دیگر مربوط به قواعد عالم است و اینکه رسول خدا نسبت به آن قواعد چه وظایفی دارند وگرنه میتوان هزاران هزار چرا و چرا در کار خدا ایجاد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود انسان باید به این نکته برسد که نیاز دارد با خداوند مرتبط باشد و متوجه شود نماز، زیباترین نوع ارتباط با خدا است و خداوند دوست دارد آنطور که خودش میخواهد، پرستیده شود تا برکات پرستیدنش را به بندگانش ارزانی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک تشخیص خطورات شیطانی از خطورات رحمانی، عبودیت است. چنانچه آن خطورات، ما را به عبودیت بیشتر راغب کرد، رحمانی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی واقعیتِ خارج از ذهن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف چندان مهمی که ارزش جوابگویی بدان باشد در آن سخن نبود. بنده در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» مبانی فکریِ آقای سروش را طرح نمودم. آن نوع مباحث باید مدّ نظر عزیزان باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانی که مبادرت به دزدی هم میکند با فطرت خود میفهمد که دزدی یعنی زیرپاگذاردنِ حقوق دیگران و آن یک کار ناپسند است و لذا با اختیار خود میتواند بین پیام فطرت و گرایشِ نفس امّاره، یکی را انتخاب کند و از این جهت مسئول عمل خود میباشد، زیرا مجبور به هیچکدام از طرفین نبود. موفق با...
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: لازم است قبل از کتاب مذکور، مقدماتی مثل مطالعهی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را همراه با شرح صوتی آنها دنبال بفرمایید. ثانیاً: کتاب مذکور را با شرح صوتی آن دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده همیشه در جواب کاربران محترم عرض کردهام که تعبیر خواب نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بهتر است در قضاوت، اینچنین به صراحت عجله نکنید. این احتمال را بدهید که موضوعات، غیر از اینها باشد. شاید پس از آزمون و خطاهایی به اینجا برسید که آقای احمدینژاد نشان داد این انقلاب ظرفیتهایی دارد که تنها با آن روحیه ظهور میکند و کشور از انجمادِ تاریخیاش نجات مییابد. البته این بدان معنا نیست که باید آقای احمدینژاد برگردد و رئیس جمهور شود، بلکه بدین معنا است که آقای احمدینژاد یک اشارهای بود به ما و به تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شد. فکر نمیکنید دفاعِ تمامقد و به صورت خاصِ مقام معظم رهبری تا آنجا که فرمودند: «من در مواردِ گوناگون با آقای هاشمی اختلاف نظر دارم و به آقای رئیس جمهور - آقای احمدینژاد - نزدیکترم»؛ نکتههایی برای ما و آیندگان دارد؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه خیر، نشانهی عزّت نفس است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوهی «انسان از دیدگاه اسلام» با ویرایش کامل و اضافهشدن نکات لازم به صورت کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» در آمده. موفق باشید
