بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15990
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: با توجه به سوال 15973 که فرموید شهید علم الهدی دارای 3 ویژگی خاص یعنی روحیه سلحشوری، تعمق و تدبر در دین و زمان شناسی بودند 1. روحیه سلحشوری چگونه روحیه ای است و چطور باید به آن رسید؟ 2. با توجه به جزوه جدال عقل و قلب در انقلاب اسلامی چطور می توان زمان شناس بود. و زمان شناسی امثال شهید علم الهدی چگونه بود؟ چون بعضی از علما بزرگ هم در عین عظمت و مقام والایی که داشتن ولی زمان شناس نبودند و نتوانستند نیاز آینده تاریخ بشر را تامین کنند و بشر را به جلو سیر دهند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سلحشوری واقعی با نظر به توحید افعالی و این‌که تنها خدا، همه‌کاره‌ی عالم است؛ به‌وجود می‌آید، در آن حدّ که در مقابله با جبهه‌ی کفر، هیچ ترسی به خود راه نمی‌دهد، بلکه حتی وقتی تانک‌های دشمن آن‌ها را محاصره کرده است، می‌داند خدا است که از این شهادت‌ها، بهترین نتیجه را به میان می‌آورد. و در همین راستا است که امام شهداء حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در سخنرانی مشهورشان در رابطه با کاپیتولاسیون فرمودند: «اگر من خدای نخواسته، یک وقتی دیدم که مصلحت اسلام اقتضا می‌کند که یک حرفی بزنم، می‌زنم و دنبالش راه می‌افتم و از هیچ چیز نمی‌ترسم بحمدالله تعالی. والله، تا حالا نترسیده‌ام [ابراز احساسات حضار]. آن روز هم که می‌بردندم، آنها می‌ترسیدند؛ من آنها را تسلیت می‌دادم که نترسید. [خنده حضار].». 2- زمان‌شناسی به این معنا است که بفهمیم فعلاً با توجه به شرایطی که در آن هستیم، خدا چه اراده‌ای کرده است که امثال امام و رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» عموماً متذکر این مسئله بوده و هستند و امثال شهید علم‌الهدی توانستند آن تذکر را بگیرند. آیا این هوشیاری کمی است؟!! موفق باشید

10920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: اگر یادتون باشه بنده و چند تا از دوستان در دانشگاه فرهنگیان سمنان کانونی زده بودیم به نام کانون فرهنگ، تمدن و انقلاب اسلامی، الان بعد از گذشت مدتی احساس می کنیم نیاز به یک استاد هم داریم آیا در سمنان کسی هست که به مباحث شما مسلط باشه؟ اگه هست لطفا برامون معرفی کنید تا استفاده کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض کردم بنده کسی را نمی‌شناسم شاید جناب حجت‌الاسلام آقای نجات‌بخش کسی را بشناسند. شماره‌ی ایشان 09133057948 می‌باشد. موفق باشید
9119
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید راه های ایجاد نشاط از نظر ائمه اطهار (ع) چی هست و ما جوون ها علاوه بر ورزش از چه راه دیگری میتونیم نشاط به دست بیاریم؟ اگر روایت ذکر کنید ممنون میشم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏» قلب خود را با برنامه‌ای که آرام آرام شما را با حق مأنوس می‌کند به نشاط و آرامش می‌رسد. به گفته‌ی مولوی «تو خوشی و خوب و کان هر خوشی .... پس چرا که منّت بادی کشی». موفق باشید
7135
متن پرسش
سلام شهید آوینی معتقد بودند که عالم امروز عالم اصالت ابزار و روش هاست و تکنولوِژی مولود همین عالم است؟اصالت روش ها و ابزار ها را لطفا توضیح دهید. اشکال اصالت به روش کجاست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مدرنیته و توهّم» بحث انسان ابزارساز در همین رابطه مطرح شده. در آن‌جا بحث بر سر آن است که داستان تغییر انسانِ حکیم به انسانِ ابزارساز با این غفلت شروع شد که انسان فراموش کرد براى چه هدفى در این دنیا هست و فراموش کرد باید خود را تغییر دهد، چراکه «ما آمده‏ایم در این جهان که بیشتر خود را تغییر دهیم تا شایسته قرب الهى گردیم»؛ حرف همه حکیمان دنیا این بوده و هست. بشر در طول تاریخ با این طرز فکر زندگى کرده است، دوره جدید دقیقاً به این حرف پشت کرد. چرا بشر حکیم مى‏گوید من باید بیشتر خود را تغییر دهم؟ چون معتقد است که ساختار این عالم حکیمانه است و سراسر عالم صنعِ صانعِ حکیم است. لذا مى‏گوید: من باید این‏قدر از نظر فکرى، خیالى و شکل زندگى، خودم را تغییر دهم تا مطابق عالَمى شوم که عالَم عقلى است. به گفته حکیمان، انسان باید آنچنان اندیشه و خیال خود را ادب کند که مطابق عالم عقل شود. پس طبق این سخن، ما آمده‏ایم در این جهان که بیشتر خود را تغییر دهیم تا شایسته قرب گردیم، اگر ابعادى از جهان مطابق میل‏هاى ما نیست، این گناه ماست که هوس‏هاى سرگردان را براى خود گزینش کرده‏ایم، ولى صنعِ خالقِ حکیم براى برآوردن آن هوس‏ها خلق نشده است. اشکال روش‌های تکنیکی را باید در محدودیت آن به داده‌های حسّ دانست که هیچ نگاهی به سنن الهی و جایگاه پدیده‌ها در متن هستی ندارد. موفق باشید
2746
متن پرسش
سلام باسمه تعالی حالا سلام اگر از مسئولین سایت سؤال داشته باشیم نه از استاد، کجا باید بنویسیم؟ چند پیشنهاد برای مسئولین: اولاً چنین جایگاهی قراردهید برای ارتباط با مسئولین اجرایی، نه فقط صرف خرید. ثانیاً سؤال 2635 کجاست؟ چند روز پیش توی سایت بود، ولی الآن هر چی دنبالش میگردم، نیستش! قابلیت سرچ طبق عدد سؤال هم وجود ندارد (البته طبیعی است؛ چون کمتر چنین نیازی پیدامیشود). ثالثاً آیا پاسخهای استاد را باید تنها در سایت جستجوکنیم؟ پاسخ اولین سؤالاتم را به ایمیلم فرستادید، اما سؤالات بعدی را که فرستادم...، شاید گفتید: این دیگه از خودمونه، توی سایت میگرده جوابشو پیدامیکنه! رابعاً پیشنهادمیکنم در این قسمت ارسال پرسش، قسمتی را به شمارة همراه اختصاص دهید و بعد، از طریق پیامک اطلاع دهید که استاد سؤال را پاسخ داده به ایمیل فرستاده اید یا در سایت گذاشته اید. به قول استاد: موفق باشید.
متن پاسخ
بسمه تعالی باسلام وتشکر از کاربران گرامی 1-"تماس باما" درمنوی بالای صفحه اصلی سایت این ارتباط رابرقرارکرده است. 2-سوال شما همان جای قبلی خودش میباشد واین تغییری را که میبینید ناشی ازاضافه شدن روزانه سوالات میباشد.میتوانید از دسته بندی سوالات که در سمت راست صفحه پرسش و پاسخ میباشد وباتوجه به موضوع های سوال،پرسش خودراپیدا کنید. 3-تمامی سوالاتی را که استاد پاسخ میدهند حتما برای کاربران ارسال میگردد بشرطی که ایمیل آنها درمشخصات ارسال شده سوال بوده باشد. 4-پیشنهاد شما باتوجه به مشکلات فنی و...فعلا مقدورنمی باشد. "مدیریت سایت"
1798
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام خدمت استاد محترم و تشکر از وقتی که در اختیار بنده قرار میدهید: سوال:آیا امکان دارد در مدرسه علمیه مدینه العلم شهر قم که قریب به 200 طلبه دانشجو دارد جلسه ای داشته باشید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: علیک السلام: متأسفانه برایم مقدور نیست. موفق باشید
31782
متن پرسش
با سلام به استاد عزیز: حتماً در جریان هستید که در هفته‌های اخیر اعلام شد دانشگاه آزاد آقای دکتر بیژن عبدالکریمی را اخراج کردند و البته بعداً آن حکم را به یک معنا لغو نمودند ولی عده‌ای از اساتید دانشگاه به آن اخراج اعتراض کردند. با توجه به این‌که بنده از سالها قبل در جریان مخالفت شما با نظرات آقای عبدالکریمی بودم، خواستم بدانم نظرتان در مورد اخراج ایشان از دانشگاه آزاد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید عرض کنم بنده نیز با اخراج ایشان از دانشگاه مخالف هستم و معتقدم به جای اخراج، باید سخنان ایشان نقد و بررسی شود زیرا نه نفیِ مطلق چاره‌ساز است و نه ارادت مطلق. و در همین رابطه از برنامه زاویه شبکه چهار تلویزیون گله‌مند هستم که چرا در بررسی موضوع اخراج آقای دکتر عبدالکریمی تنها دو نفر از مخالفان اخراج را دعوت کردند یعنی آقای دکتر سید جواد میری و آقای دکتر احمد راهدار. در حالی‌که انصاف آن بود از کسانی که تصمیم به اخراج ایشان گرفته‌اند نیز دعوت شود تا آن‌ها نیز دلایل اخراج را مطرح کنند که البته با سوابق فکری که بنده از آقای عبدالکریمی دارم، اخراج‌کنندگان نیز دلایل و سخنانی داشتند و این موجب می‌شد تا نقد دعوت شده ها به اخراج آقای عبدالکریمی در خلأ انجام نشود.

در این‌که آقای دکتر عبدالکریمی فردی دغدغه‌مند و عاطفی هستند، بحثی نیست. حتی ایشان در رحلت فرزند بنده تلاش کردند با بنده تماس بگیرند و تسلیت بگویند و از این جهت لطف کردند. پس انتقاد بنده از ایشان یک امر شخصی نیست، بلکه تفاوت در نگاه به تاریخی است که ما در آن قرار داریم، بدون هرگونه کینه‌ورزی و یا این‌که معتقد باشم نظام باید در نفی امثال ایشان عمل کند. حتماً می‌دانید که ایشان از سال‌های قبل، اصلِ انقلاب اسلامی را بسط مدرنیته و نیهیلیسم می‌دانند و در ابتدای سال 98 می‌فرمایند: «انقلابیون باید مؤلفه‌های بنیادهای جهان کنونی را به رسمیت بشناسند و صرف تکیه بر ارزش‌های معنوی کافی نیست چنانچه در مسئله حجاب و نابودی اسرائیل شکست خوردیم.» - فعلاً بحث در نقد این سخن نیست، بحث در آن است که گویا از نظر ایشان به رسمیت نشناختن اسرائیل، به رسمیت نشناختنِ بنیادهای جهان کنونی است-

ایشان معتقدند: حکومت دینی امری است پارادوکسیکال و خودْ متضاد، زیرا حکومت مربوط به مناسبات اجتماعی است و دین، رابطه‌اش با افراد است. - آیا از نظر آقای دکتر عبدالکریمی این‌همه دلایل قرآنی که حضرت امام در رابطه با اجتماعی‌بودن دین مطرح می‌کنند و می‌فرمایند: «والله، همه اسلام سیاست است» بی‌معنا است؟-

آقای دکتر عبدالکریمی معتقدند تعبیر انقلاب اسلامی ایران، یک برساختِ تاریخی است و تفسیر جریان حاکم است که به جنبش مردم ایران عنوان «انقلاب اسلامی» دادند. - آیا از نظر آقای دکتر عبدالکریمی شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که از اولین‌ شعارهای انقلابیون بود، برساخته جریان حاکم است؟-

آقای دکتر عبدالکریمی در توصیه به جریان‌های برانداز می‌فرمایند دیدید که در بهمن 57 هم کاری نشد. بنابراین اگر باز بخواهید انقلابی صورت دهید هیچ نتیجه‌ای نخواهید گرفت - آیا آقای دکتر عبدالکریمی برای چنین توصیه‌ای به جریان‌های برانداز حقیقتاً معتقدند در انقلاب اسلامی هیچ کاری نشد؟ و آن تعبیری را به کار بردند که البته بنده به خود اجازه نمی‌دهم از آن واژه استفاده کنم-

تعجب بنده از فرمایشات جناب آقای سید جواد میری در برنامه «زاویه» است، ایشان طوری صحبت کردند که گویا همه انتقادهای‌شان به آقای دکتر عبدالکریمی را از یاد برده بودند. در حالی‌که خود ایشان در جلسه رونمایی از کتاب «پرسش از امکان امر دینی» می‌فرمایند:

«در روایت عبدالکریمی اشکالات بنیادینی به چشم می‌آید که یکی از آن‌ها مترادف‌پنداشتنِ امر عرفی و امر سکولار است و دیگری عدم تمایز بین سنت عبری- یهودی و اسلامی- شیعی، و سر آخر التفات نکردن به میدان معنایی قرآن با عطف به مفاهیمی چون غیب و شهادت و در عوض، تأکیدکردن بر مفاهیمی همچون قدسی و سکولار که از مفهوم‌های محوری در سنت مسیحی هستند تا مبتنی بر بینش قرآنی».

و یا جناب آقای دکتر قاسم پورحسن با این‌که مخالف اخراج آقای دکتر عبدالکریمی هستند، در نقد نظریات ایشان می‌فرمایند:

«این‌که فقه یا شریعت را به سبب تکلیفی و اجتماعی بودن و این‌که انسان‌ها با آن نسبت عملی دارند، سکولار بنامیم و تمام دین را تجربه درونی فرد، بدون پیوند با بنیان‌های حقیقی دین ترسیم کنیم؛ حکایت از آن دارد که نه می‌دانیم شریعت چیست و نه التفاتی به گوهر دین داریم. این کژتابی‌ها در «فهم» سبب شد تا در نیابیم امر دینی چیست. بدون فهم صحیح از دین مدعی می‌شوند در دوره سلطه خرد جدید چیزی به نام دین وجود ندارد و در جوامع امروز انسانی با امر دینی مواجهه نیستیم... ریشه این تحلیل آن است که در درون مطالعات مغرب‌زمین در باب دین به‌سر می‌بریم.»

جناب آقای دکتر پور فرج در جلسه بررسی سه کتاب مربوط به «تأملاتی بر ساحت قدس، وجود و تاریخ» در رابطه با اندیشه آقای عبدالکریمی می‌فرمایند: آقای عبدالکریمی یک متفکر ناراضی و نگران است و با بحران مخاطب روبه‌رو می‌باشد، زیرا جامعه هدفش معلوم نیست. با خواندن این مطالب - منظور سه کتاب فوق- نه کسی به «دین» می‌پیوندد و نه کسی از آن بُریده می‌شود. مؤمنین برای به دین پیوستن نیاز به چنین نظریاتی ندارند، برای ایمان‌ورزیدن دانستنِ این نظریات نقشی ندارد. آنچه آقای عبدالکریمی گفته‌اند قدرت آن را ندارد که از یک نظریه فلسفی فراتر رود و به امر قدسی نظر کند. این نظریه امکان آن را ندارد تا از امکانات جان‌دارِ سنت استفاده کند.

و البته به نظر این حقیر که سال‌های متمادی نگاه آقای دکتر عبدالکریمی را دنبال می‌کردم، نظرات آقای پورفرج نظرات صائبی است و این بدان معنا نیست که فلسفی ‌بودن آقای عبدالکریمی نفی شود.

آقای دکتر عبدالکریمی در بحثی که اخیراً و بعد از مطرح شدن اخراج ایشان با پژوهشگاه «شهید صدر» « https://t.me/bijanabdolkarimi/5753» تحت عنوان «تفکر دینی در تمدن آینده» داشتند، در گفتگویی که با آقای بیگدلی انجام دادند معتقدند ((با انقلاب اسلامی چیز تازه‌ای اتفاق نیفتاده است و جریان‌های انقلابی آخرین پتانسیل‌های سنت تاریخی خود را به صحنه آورده‌اند، نه این‌که انقلاب اسلامی آغاز تاریخ جدیدی باشد.)) تقاضامندم باز به این جمله ایشان دقت بفرمایید که می‌گویند: ((با انقلاب اسلامی چیز تازه‌ای اتفاق نیفتاده است و جریان‌های انقلابی آخرین پتانسیل‌های سنت تاریخی خود را به صحنه آورده‌اند نه این‌که انقلاب اسلامی آغاز تاریخ جدیدی باشد.)) و در مورد رخداد سال‌های اخیر در رابطه با آن را نیز آخرین پتانسیل‌های سنت تاریخی جریان مذهبی می‌دانند که به صحنه آورده‌اند.

 می‌گویند جامعه من به جهت گفتمان انقلاب به شدت به دامن غرب پناه برده است.

بنده در مجموعه مناظرات و گفتگوهای ایشان با مخاطبان‌شان، هرگز آنچه که در یک گفتگوی متقابل باید صورت گیرد و طرفین گفتگو هر کدام آینه فهم دیگری باشند؛ ندیدم. ظاهراً برداشت های ایشان از نظرات هایدگر آنچنان بر ذهن و روان‌شان سیطره دارد که حالت کلیشه‌ای پیدا کرده و هر چند بعضاً مطالب خوبی از هایدگر را مطرح می‌کنند، ولی طوری آن‌ها را فهمیده‌اند که از ادغام افق‌های فکر که گادامر از هایدگر آموخته است در سخنان شان خبری نیست. به نظر می آید هیچ برداشتی جز برداشت خودشان از موضوعات را، فکر به حساب نمی‌آورند. و به همین جهت یا در نقد آقای دکتر پورحسن می‌فرمایند آنچه دکتر پورحسن می‌گوید مربوط به دوره تاریخی دیگری است و یا در نقد آقای بیگدلی می‌فرمایند این حرف‌ها داستان آرزومندی است. و این جمله را در مقابل بسیاری از منتقدان‌شان تکرار می‌کنند و یا اگر بگویید ملت ایران با انقلاب اسلامی رسالت تذکر به تاریخ سکولاریته را دارد تا در تاریخ مدرن بازگشت به عهد قدسی پیش آید؛ می‌فرمایند این یک نوع یهودی‌گری است که خود را ملت برگزیده می دانستند.

در سال 1396 که در دانشگاه تبریز بنا بود انقلاب اکتبر روسیه را نقد و بررسی کنند،[1] ملاحظه می‌کنید ملاک حقیقت یک انقلاب صحیح را انقلاب فرانسه گرفتند[2] و هر حُسنی که انقلاب بلشیویکی داشت را تحت تأثیر انقلاب فرانسه دانستند و هر عیبی که در آن انقلاب بود؛ آن را با انقلاب اسلامی مقایسه می‌کردند و می‌فرمودند مانند انقلاب ما. معتقدند انقلاب اکتبر روسیه بیشتر مبتنی بر ایدئولوژی است و انقلاب اسلامی ابتدا کنش کرده و سپس می‌خواهد ایدئولوژی‌اش را تدوین کند و به گفته ایشان ابتدا منار را دزدیده و به دنبال چاه می‌گردند. می‌فرمایند انقلابیون ایرانی می‌خواهندبه نوعی اراده‌گرایی در روزگاری بپردازند که زمانه با آن‌ها یار نیست و می‌فرمایند علت اصلی شکست اصول‌گرایی در انتخابات اخیر – منظور سال 96- تأکید بر اندیشه‌ها و ایده‌هایی است که تاریخ از آن‌ها حمایت نمی‌کند.

آقای دکتر عبدالکریمی طوری انقلاب اکتبر را با انقلاب اسلامی مقایسه می‌کنند که انقلاب اسلامی در نظر ایشان سراسر خطا و انحراف است و اگر بسیجیان و پاسداران و طلاب جوان را دوست دارند، نه به اعتبار تعلّق آن‌ها به انقلاب، بلکه به جهت آن‌که از نظر آقای دکتر عبدالکریمی آن‌ها فرزندان ایران‌اند.

حال مقایسه بفرمایید نظر آقای دکتر عبدالکریمی را در رابطه با انقلاب اسلامی و اسلامی‌بودن آن و نظر آقای دکتر رضا داوری را که آقای دکتر عبدالکریمی خود را شاگرد ایشان می‌دانند.

در نشستی که آقای دکتر رضا داوری در تاریخ پنجشنبه ۲۶ مرداد سال 1396در خانه مشروطه اصفهان داشتند، از ایشان ‌پرسیدند: «آیا انقلاب اسلامی راهی را برای ما باز کرده است؟ و آیا امکانات تازه‌ای به روی ایران گشوده است؟» ایشان در جواب می‌فرمایند: «چرا در بدیهیات شک می‌کنید؟ مگر می‌توان گفت که حرکت امام خمینی یک گشایش در تاریخ ما نبوده؟ انقلابی رخ داده و عهدِ دینی تجدید شده است، مهم آن است که ما چطور می‌خواهیم رونده‌ این راه باشیم. اکنون باید گشایش را فهمید و البته به آن دل‌خوش نشد، باید به امکانات و چگونگی این راه دقت کرد. ما قدم به قدم باید آن را بگشاییم.»

آقای دکتر داوری در آخرین کتاب خود یعنی کتاب «اخلاق در زندگی کنونی»[3] در صفحه 339 می‌فرمایند: «در این‌که دین اسلام و رهبری دینی - و نه هیچ نیروی دیگری- می‌توانست چنین نهضتی را به‌وجود آورد و راه ببرد، به دشواری می‌توان تردید کرد. پس در این‌که انقلاب صفت اسلامی داشت و دارد تردید نباید کرد.» و در صفحه 340 همان کتاب می‌فرمایند: «کار بزرگ، یعنی سرنگون کردن نظام سلطنتی، صورت گرفته بود. کار بزرگ دیگر هم، اسلامی کردن کشور بود که با توجه به مسلمان بودن مردم و حرمتی که روحانیت داشت، مشکل نمی‌نمود.»

آقای دکتر رضا داوری در مورد انقلاب اسلامی می‌گویند: «انقلاب را دنباله تاریخ توسعه‌نیافتگی نمی‌دانستم. انقلاب حادثه‌ای پیش‌بینی نشده بود... احساسم این بود که دری در تاریخ در حال گشودن است ... اکنون به این نتیجه رسیده‌ام که انقلاب ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.»[4] در ادامه می‌گویند: «انقلاب اسلامی حادثه بزرگی است و من همواره در سایه تفکر متفکران بزرگ به این حادثه و تجربه عظیم تاریخی اندیشیده‌ام»[5] و می‌گویند: «البته معتقدم که انقلاب باید بتواند در اساس جهان کنونی رخنه کند و اساس دیگری بگذارد.»[6] و در همین رابطه می‌فرمایند: «در هر صورت با نادیده‌گرفتن تجدد هیچ انقلابی صورت نمی‌گیرد. انقلاب بازگشت به گذشته و تجدید رسوم آن نیست. در انقلاب باید از غرب و از میان آن (و نه از کنارش) گذشت. غرب نمی‌گذارد هیچ قدرتی آسوده از کنارش بگذرد. من همچنان به انقلاب وفادارم به شرط این‌که آن را محدود به رعایت بعضی رسوم و ترک بعضی دیگر نکنیم و سودای حل همه‌ مسائل را از طریق إعمال قدرت سیاسی نداشته باشیم.»[7] و با توجه به این امر می‌فرمایند: «بنده اکنون هم از انقلاب دفاع می‌کنم و همچنان به غرب و تجدد با نظر انتقادی می‌نگرم.»[8] با توجه به سخنان چنین متفکری می‌توان به معنای «جهان بین دو جهان» فکر کرد، به‌خصوص آن‌جا که می‌فرماید: «انقلاب اسلامی ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.» امری که بنده عنوان آن را حضور بشر آخرالزمانی گذاشته‌ام.

به هر حال بحث در این جا نقد افکار آقای دکتر عبدالکریمی نیست که بنده بخواهم بدان ورود کنم. بحث در جایگاه ایشان در دانشگاه است که به نظر بنده ایشان به عنوان شخصیتی نقّاد باید در دانشگاه دارای کرسی نقد و نظریه باشند و در جمع اهل نظر، نظرات خود را مطرح نمایند تا نقد و بررسی شود و از این جهت وجود ایشان در کشور و در دانشگاه نیاز است از آن جهت که تضارب آراء موجب رشد فکری جامعه می‌شود. ولی آیا می‌توان روح و روان دانشجویان را در کلاس‌های دانشگاه در اختیار ایشان گذاشت تا انقلاب اسلامی را که یک ملت برای آن فداکاری کرده‌اند و خون داده‌اند؛ این‌چنین زیر سؤال ببرند و دانشجویانی را که باید افسران جنگ نرم در مقابل دشمنان این انقلاب باشند، به افرادی خنثی و بی‌تفاوت تبدیل کنند؟ چیزی که بنده ناظر بوده‌ام که چگونه بعضی از طلاب و دانشجویان در مواجهه با نظرات ایشان گرفتار نوعی پوچی و سرگردانی شده‌اند و از همان جا بود که بنده نسبت به افکار ایشان حساس شدم و مطالب ایشان را دنبال کردم. به نظر می‌آید هیچ نظامی چنین اجازه‌ای را نخواهد داد. زیرا با محوریت انقلاب اسلامی بر عامل بقاء و انسجام ملت تأکید کرده‌ایم. بنده منکر مسلمانی و دلسوزی ایشان نیستم، ولی همچنان که خودشان می‌فرمایند دین را امری فردی می‌دانند و این‌جا است که موضوع حق و باطل بودن جریان‌ها در گفتار ایشان به‌کلّی مورد غفلت است.

در سخنرانی اخیرشان تحت عنوان «تفکر دینی در تمدن آینده» از آقای مصطفی تاج‌زاده تجلیل می‌کنند که البته عیبی بر این کار نیست. ولی آیا ایشان از جایگاه استاد فلسفه در کنار آقای مصطفی تاج‌زاده هستند و یا از جایگاه یک کنش‌گر سیاسی با عقاید خاصی که آقای تاج‌زاده دارند؟ آیا نقد ما به آقای دکتر عبدالکریمی در نسبت ایشان با آقای تاج‌زاده، نقد به یک استاد دانشگاه است و یا یک کنش‌گر سیاسی؟ بالاخره آقای دکتر عبدالکریمی را یک روشنفکر بدانیم و یا یک استاد فلسفه؟ از آن جهت که خودشان به خوبی می‌دانند جایگاه هر کدام متفاوت است و نگاه پدیدارشناسانه به موضوعات با نگاه روشنفکران، زمین تا آسمان فرق دارد.

 با این همه همچنان معتقدم ایشان و امثال ایشان باید در مراکز علمی، کرسی آزاد اندیشی جهت ارائه اندیشه‌های خود داشته باشند و آن اندیشه‌ها در معرض نقد و بررسی قرار گیرد ولی به عنوان استاد با چنین اعتقادی ظلم به دانشجویان می باشد به دلایلی که عرض شد. موفق باشید.

 


[1] - می‌فرمایند: انقلاب فرانسه یک امر تاریخی است و فلسفه بیش از ایدئولوژی در آن نقش دارد و همسو با فرآیندهای تاریخی است و در بستر یک تقدیر تاریخی به إعمال اراده انسان می‌پردازد. همراه با اعمال اراده‌ای که متفکران می‌خواستند به معنای تغییر نظام فئودالی به بورژوازی داشته باشند.

[2] - https://t.me/bijanabdolkarimi/1468

[3] - انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی- 1399

[4] - کتاب «آفاق فلسفه در سپهر فرهنگ» مصاحبه «آقای زارع با آقای دکتر داوری». صفحات 72 و 73

[5] - همان- ص 109

[6] - همان- ص 141

[7] - همان- ص 142

[8] - همان- ص 145

22915

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت قلبی عروقی: نگرانی بی بی سی بابت اربعین بسادگی قابل درک، اما خوب نظر شما میتونه راهگشای شکاکان و دلسوزان انقلاب و اربعین و ظهور. قسمتهایی از مقاله بی بی سی که امروز 14 آبان منتشر شده. سپاس «این مراسم در خلال سالیان گذشته بدون شک آثار مثبت اجتماعی در جوامع شیعی داشته است. از جمله آن که زمینه نزدیکی شیعیان ایران و عراق را فراهم آورده و زنگار دهه‌ها جدایی و هشت سال جنگ ایران و عراق را تا اندازه زیادی زدوده و با افزایش تعاملات و مراودات اجتماعی دوستانه بین دو ملت آنها را به هم نزدیک ساخته است. به علاوه، میزان وسیع همبستگی اجتماعی از خلال میزبانی از زایران و محبت متبادل بین آنها آثار اجتماعی قابل توجهی در تحکیم روابط اجتماعی بین گروه‌های مختلف جوامع شیعی دارد. با این همه شیوه اجرای مراسم و حواشی آن، آثار زیانباری بر جامعه عراق دارد؛ جامعه‌ای که خود گریبانگیر مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی فراوان است و این مراسم به تشدید آنها می‌افزاید. در نگاهی کلی، مراسم پیاده‌روی از آفات زیانبار زیر برخوردار است: ۱. تضعیف حرکت کار و تولید در کشور عراق: همان‌گونه که آیت‌الله حیدری اشاره کرده‌اند، انجام مراسم پیاده‌روی اربعین به تعطیلی درازمدت کشور تا حدود سه ماه می‌انجامد. طی مسافت‌های دراز از جنوب و غرب عراق به سمت کربلا به همراه مقدمات و ملحقات آن، سبب اتلاف بخش عظیمی از انرژی نیروی کار عراق می‌کردد. این در حالی است که کشور عراق در وضع کنونی خود بیش از هر وقت دیگر نیازمند افزایش نیروی کار و تولید مضاعف برای بهبود وضع فعلی خود دارد. ۲. اتلاف منابع مالی هنگفت: مسیر پیاده‌روی تا کربلا به طور انبوه توسط ساکنان محلی هر منطقه تجهیز می‌شود تا از زایران استقبال و میزبانی رایگان شود. امکانات مختلف از محل خواب، انواع خوراکی‌ها، پوشاک، وسایل بهداشتی و حتی وسایل تفریحی و تجملی احیانا مانند ماساژ پا و بدن و غیره تجهیز می‌شود. میزبانان حتی در صورت نداشتن امکانات مادی مناسب به خود فشار وارد آورده و سعی می‌کنند بهترین کیفیت خدمات را به طور رایگان به زایران اختصاص دهند. در نتیجه، این مراسم زمینه اتلاف حجم وسیعی از منابع مالی را فراهم آورد؛ منابعی که باید صرف تولید مشاغل کوچک و پیشرفت اقتصادی کشور و مبارزه با موج وسیع بیکاری و غیره گردد. ۳. ظاهرگرایی: این مراسم با نگاهی ظاهرگرایانه به حرکت امام حسین، زمینه خالی کردن این جریان از معانی عمیق دینی آن شده و آن را به یک کارناوال سیاحتی تبدیل می‌کند. کارناوالی که خیلی‌ها با هدف تفریح و گذر وقت و به مثل معروف فارسی "هم زیارت است و هم سیاحت" به آن می‌پردازند. این مراسم در واقع تأثیر مشخصی بر بهبود سطح فرهنگی و یا حتی دینی افراد شرکت‌کننده در آن نداشته و نوعی اثر تخدیری در آنها می‌افریند. به نحوی که پس از اتمام آن احساس انجام کاری عظیمی به آنها دست می‌دهد اما در حقیقت تغییر مشخصی نه در سطح فردی و نه در سطح اجتماعی در وضع عراق ایجاد نمی‌کند. ۴. نگرانی‌های فرقه‌گرایانه: انجام این کارناوال نه به صورت کاملا مردمی، و بلکه با پشتیبانی ویژه و فراگیر از سوی دولت و مراکز حکومتی صورت می‌گیرد. نیروهای امنیتی از جمله ارتش و پلیس و غیره برای حمایت از شرکت‌کنندگان به طور آماده‌باش کامل در می‌آیند. مؤسسات دیگر دولتی از جمله بیمارستان‌ها و مراکز رسانه‌ای دولت و غیره نیز به طور کامل در اختیار این کارناوال قرار می‌گیرد. این در حالی است که عراق کشوری دارای مذاهب و ادیان و اقوام مختلف است. در نتیجه بکارگیری منابع دولتی برای مراسم مذهبی یک فرقه به طور طبیعی حساسیت فرق دیگر را بر می‌انگیزد. این در حالی است که وکلا و سخنگویان آیت‌الله سیستانی در گذشته بارها از استفاده از منابع دولتی در مراسم مذهبی منع کرده و دولت و منابع آن را متعلق به همه عراقی‌ها دانسته‌اند. اما آن چه که عملا توسط هر دو حکومت ایران و عراق صورت می‌گیرد، استفاده انبوه از منابع دولتی در این مراسم است. مشکلات این مراسم تا اندازه‌ای چشمگیر شده که حتی برخی از روحانیون اصلاح‌طلب نیز به انتقاد آن پرداختند. آیت‌الله کمال حیدری در یکی از جلسات درس اخیر خود در قم، تعطیلی دو تا سه ماه مملکت به بهانه پیاده‌روی اربعین را نادرست و از عوامل عقب‌ماندگی جوامع مشارکت کننده در آن دانست. وی این مراسم را بر خلاف اهداف مقدس نهضت امام حسین شمرد و از مراجع خواست که مقلدان خود را ارشاد کنند که وقت کمتری به این مراسم اختصاص داده و افراد وقت خود را به تولید و کار مفید اختصاص دهند.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم پیاده‌روی اربعین چهره‌ای و هویتی از عراق به صحنه می‌اورد که هزار برابر نتیجه‌ی آن بیشتر از هزاران مانور پر خرجی است که ارتش آن کشور برای تجهیز خود نیاز دارد. از طرفی، 18 میلیون از 20 میلیون زائر، مردمِ خود عراق هستند که با مسافرت خود، تحرک اقتصادی خوبی برای عراق ایجاد می‌کنند. کافی است که آن روزها سری به بازارهای کربلا و نجف بزنیم تا این تحرک را ملاحظه کنیم. مطمئناً کسی که متوجه‌ی چنین حرکتی نباشد نمی‌فهمد چه جریانی در حال وقوع است برای آن‌که کشور عراق را به کشوری تراز اول تبدیل کند و به همین جهت دولت عراق این‌همه از این جریان استقبال می‌کند. تازه از کجا گفته می‌شود کارها در چند ماه تعطیل می‌گردد؟!! هرگز چنین نیست. موفق باشید 

21990
متن پرسش
سلام استاد عزیز تر از جان: خیلی خیلی ارادت. روایتی که میگه توبه از گناه مثل انجام ندادن اون گناهه به نظر میرسه که اینطور نیست. چون آثار اون گناه هیچ وقت از لوح نفس پاک نمیشه مگر در برزخ و خطورات و تصاویر حاصل از اون گناه همیشه با ما هست. اگر توبه از گناه مثل انجام ندادن اون گناه بود. قائدتأ نمی بایست این خطورات و تصاویر هم در نفس موجود باشه. باید اینطور گفته می شد که انجام دادن یک گناه شما رو برای همیشه بدبخت میکنه و تکرارش بدبخت تر ولی توبه شما رو از یگانه شدن با اون گناه باز میداره. التماس دعا برای نجات همه ی جوونا از ظلمات آخر الزمان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات مذکور عزم انسان مورد نظر است که وقتی با توبه از گناهی به آن گناه پشت کرد، در بنیادِ جانش دیگر این انسان، آن انسان نیست و با پایداری بر توبه آن خطورات کم‌کم از بین می‌رود. موفق باشید

20841
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: پیروزی بر داعش که شاید به جهاتی مهمتر از پیروزی انقلاب بود (چونکه شاه لااقل شیعه بود و قابل قیاس با بغدادی که به خون شیعه تشنه بود نیست) چرا در کشور موجب شعف عمومی نشد؟ بنظر می رسد چنان اوضاع در داخل خرابست که بسیاری از مردم شاکی اند که چرا به جای رسیدگی به وضع داخل نظام در اندیشه خارج از مرزهاست، ترس من اینست که صفین باز تکرار شود و در حالیکه مالک در چند قدمی معاویه است اطرافیان علی چنان عرصه را تنگ کنند که از مالکها کاری برنیاید شکست های مطلق جریان انقلاب در چند انتخابات اخیر در تهران هشداری بر این پیش بینی است، کما اینکه دیدیم مردم تهران در 88 چنان شهد پیروزی را به زهر مبدل کردند و بعد که تصور شد آرام گرفتند و نظام چنین القا کرد که 9 دی پایان فتنه بوده و بسیاری از مردم به خاطر عدم شناخت دقیق موسوی هوادارش شدند لکن 92 و 94 و 96 نشان داد که نه خیر به کل تهران از خط انقلاب فاصله گرفته است در سال 94 در صحبت با یکی از روحانیون که گفته بود ایران تهران نیست گفتم ایران تهران خواهد شد و در 96 که با شکست دردناک جریان انقلاب روبرو شدیم آن مطلب را یادآوری کردم و ایشان هم تایید کرد که ایران تهران شده است و این نشان از اینست که غنی و فقیر در حال عبور از انقلابند کاش نظام به آن حرف که ظاهرا مرحوم هاشمی بدین مضمون زدند بیشتر می اندیشید که صدور انقلاب از طریق اصلاح داخل میسر است. فی امان الله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم انقلاب باید تأکیدش بر اصلاح امور مردم در داخل باشد. ولی دشمنان بستر این کار را به هم می‌زنند و تنها با تعالی شعور مردم کار جلو می‌رود. لذا همت خود را باید در راستای تعالیِ فهم مردم به‌کار گیریم تا به مرور نتیجه حاصل شود. زیرا رقابت دو حزب در میان نیست. موفق باشید

20429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرانقدر: ممنون می شم نظر شما رو در مورد روانشناسی و نظریات یونگ در باب خودشناسی و آرکیتایپ ها و سایه هایی که مطرح کرده بدونم. با توجه به اطلاعاتی که از نظریات ایشون و صحبت های شما من باب معرفت نفس داشتم دیدگاه های ایشون رو خیلی نزدیک به مباحث روح و روان در فلسفه اسلامی و معرفت نفس دیدم. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم که مختصر اطلاعاتی از نظریات جناب یونگ دارم، همین احساس را کردم. مهم آن است که نظرات او را با چه قرائت و رویکردی بخوانیم تا او را از آنِ خود کنیم. دغدغه‌های او، دغدغه‌های ارزشمندی است. موفق باشید

20063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزيز: نظرتان درباره استفاده علمي از استاد ديناني چيست؟ آيا نظرات ايشان تاييد شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده قابل استفاده است. موفق باشید

18462
متن پرسش
سلام خسته نباشید: بنده این کونه متوجه شدم که حرکت جوهر در عراض آن ظهور می کند پس جوهر داری حرکت است حرکت جوهر در خودش هست، یعنی جوهر که عین الحرکه است در حرکت حرکت می کند و سیر حرکت اش از عدم به وجود است، پس جوهر در مکان خودش که همان حرکت هست، حرکت می کند پس دارای حرکت مکانی است و چون دارای تقدم و تاخر هست دارای زمان نیز هست و چون از امکان موجود شدن به وجود حرکت می کند پس دارای حرکت کیفی هم هست اگر اینگونه نیست پس نوع حرکت جوهر چیست؟ ببخشید بنده به خاطر نداشتن استاد می ترسم دچار اشتباه فهم شوم به خاطر این مزاحم شدم با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است ولی عنایت داشته باشید مکان برای جوهرِ عالم ماده، همان حرکتِ ذاتی آن است. یعنی مکان‌مندی، اقتضایِ همان ذاتِ متحرک است، نه آن‌که جوهر در مکان یا در زمان باشد. خودِ جوهر عین زمان است زیرا زمان، مقدارِ حرکت است و جوهر که عین حرکت است، عین زمان می‌باشد و ذهن، آن زمان را از حرکت انتزاع می‌کند. موفق باشید

17816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزيز: لطفا پيرامون حكومت اسلامي، طبق سبك و سياق علامه در تفسير آيه 200 آل عمران اگر امكان داره منابعي رو به من معرفي كنيد. لطفا ما رو در عتبات عاليات از دعاي خير خودتون فراموش نكنيد. با تشكر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود تفسیر المیزان در ذیل آیه‌ی 200 آل‌عمران چنین موضوعی را مطرح فرموده و نیز در جزوه ای تحت عنوان «راز سقوط تمدن‌ها در المیزان» عرایضی مطرح شده. موفق باشید

17751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام فراوان: ملحدترین فیلسوف یا نظریه پرداز غربی کیست؟ بهترین فیلسوف یا نظریه پرداز غربی کیست؟ خیلی ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. مگر معنا می‌دهد این‌طور با اهل فکر برخوردکردن؟!!! موفق باشید

17546
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و احترام: چگونه می توان شفا بودن تربت سید الشدا را با عرفان نظری تبین نمود؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که نسبتی بین جسم انسان و روح او بر قرار است، نسبتی بین تربت حضرت امام حسین«علیه‌السلام» با وجود قدسی آن حضرت و محل دفن ایشان برقرار است. و در این رابطه خداوند در تربت آن حضرت شفا قرار داده است. موفق باشید

17324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چندی پیش سوالی در رابطه با منشا و علت یابی خطای انسان و انجام دادن بعضی اعمال که گناه شمرده می شود پرسیده شد که بدین شرح است: سوال شما پاسخ داده شد: سوال شما: با سلام: انسان ناقص آفریده شده پس اجبارا خطا می کند و در نهایت به صورت گناه ظاهر می شود. وقتی علت را جویا می شوی انسان را مقصر می کنند. این حرف زمانی صحیح است که من همه چیزم یا درصدی از وجودم از خودم باشد من که جسم از خداست، روحم از خداست و حتی ابعاد دیگر از وجودم که از آن بی اطلاعم از خداست حتی بی اطلاعی من از خداست، پیچیدگی های من از خداست و کل کار های من اعم از ثواب و گناه با خط کد خداست همه وجودم با عامل های محیطی و محاطی در ارتباط است. آقا اصلا برای چه من باید گناه کنم من دلم نمی خواهد گناه کنم من دوست دارم دائما ثواب کنم از پیامبر بهتر باشم از خدا جلوتر روم و موجوداتی بیافرینم که هیچ عیب و نقصی نداشته باشد. براستی خدا از عمد انسان را ناقص آفرید. اگر کامل می آفرید باید چگونه می بود، مثل پیامبر یا مثل خود حق تعالی می بینید به چه سوالات بر می خوریم به هر حال سوال من پیرامون گناه ماست و ریشه یابی آن و بر طرف کردن این کشمش ها تا ابدیت است رسیدن به جواب این سوال مثل دست یافتن به بزرگترین اصرار عالم است در این صورت. پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که برای جوابگویی به سوالاتتان ابتدا کتاب «آشتی با خدا» و سپس کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را تا آخر مظالعه فرمایید. موفق باشید به هر حال من این دو کتاب را خواندم ولی جوابم را پیدا نکردم. توجه داشته باشید جواب من یک کلمه و یا یک اسم است نه یک کتاب این گونه کتاب ها برای انسان های مستعد خودش است و اگر همه انسان ها مستعد بودند دیگر نیازی به کتاب هم نبود مثل خود پیامبر اینگونه کتابها برای کسانی است به راحتی تسلیم حق می شوند نه کسانی مثل یزید و... در واقع جواب را در آفرینش می توان دنبال کرد و اینکه خداوند در مقام کن فیکون که کل نظام هستی را در خارج از زمان برنامه ریزی کرده چه هدفی را دنبال کرده اینکه دائما انسان را دعوت کنیم و نتیجه نگریم کاری از پیش برده نمی شود بنابراین پیش گیری بهتر از درمان است و انسان از صفر و اول و مبدا باید خوب و پاک باشد مگر اینکه در آفرینش ضعفی در کار باشد یا عمدی در کار باشد (اشاره به تعداد شماره های اسم اعظم) آخر مگر می شود مسئله به این مهمی مباحثه و جواب قاطع نداشته باشد یعنی اسلام با این همه شهرت نتوانسته به این سوال که منشا تمام درد سر ها و نفاق هاست پاسخ شفاف بدهد؟ اگر این مسئله درمان نگردد هزاران هزار پیامبر هم نمی توانند بشریت را در این کره خاکی به راه بیاورند. بنابراین مسئله باید از بیخ و بن و بالا یعنی اراده خداوند حل گردد نه از پایین و در مقام انزال که یا نیرویی نیست یا کم است حال اگر این نیرو بقدری ضعیف باشد که لحظه ای به فکر حرکت نباشد آن موقع چه پیشنهادی است، براستی علت کیست و چیست که خود را پنهان کرده (جواب سوال بطور ریشه دار برای ریشه یابی رصد می شود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود مختار است و حضرت حق تنها هادی انسان است. حال این انسان است که: «اِمّا شاکراً و اِمّا کفورا» می‌باشد. و در این رابطه پیامبران موفق بوده‌اند تا هدایت الهی را در معرض دید آن‌هایی که طالب هدایت الهی بوده‌اند، قرار دهند. موفق باشید

16233
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خدا قوت خدمت شما لطفا در زمینه بر طرف کردن حسادت کمکم کنید. احساس می کنم که نسبت به کسانی که با آنها در ارتباط هستم و در یک رده هستیم حسادت دارم هم در مسائل معنی و سیر و هم در درس و گاها کینه می گیرم. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود در این مورد کتاب شریف «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام را دنبال کنید. حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در آن‌جا روشن می‌کنند که وقتی حضرت حق آن‌چه نیاز حقیقیِ ما بوده است حقیقتاً از ما دریغ ننموده، پس اگر چنین امکاناتی که در دست بقیه است، نیاز ما بود حتماً خداوند به ما می‌داد. چه اندازه خداوند به ما رحم کرده و آن‌چه را که نیاز نداشته‌ایم، به ما نداده است وگرنه وبال گردن ما می‌شد. موفق باشید    

15904
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر از پاسخگویی شما: استاد اینکه بعضی می گویند در هنگام احتضار و عارض شدن سکرات مرگ دیگر توبه پذیرفته نیست آیا صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌گویند. زیرا «توبه» باید در مقابل جذبه‌های نفس امّاره باشد تا با عبور از آن جذبه‌ها و رجوع به حق، «توبه» صورت بگیرد. در سکرات مرگ، دیگر نفس امّاره‌ای در میان نیست تا عبور از آن معنا دهد. موفق باشید

15256
متن پرسش
با سلام: با نظر به سوالی از استاد محترم من باب مطالعه فلسفه غرب، فرمودید برای مطالعه فلسفه غرب باید بعد از فهم حکمتِ بومی خود، یک دوره‌ی کامل فلسفه‌ی غرب را دنبال کرد. در حالی که بعض اساتید بر این باورند که حکمت و فسفه اسلامی ای که برخی متفکرین و فلاسفه اسلامی ارائه نموده اند اگر ریشه یابی شود ریشه هایش در فلسفه و عقل غرب پیدا می شود. این طور که حقیر متوجه شده ام باید ابتدا همان ریشه ها را که شروعش از فلسفه و فکر غرب هست مورد بررسی قرار دهیم تا هنگامی که سراغ فلسفه و حمکت اسلامی هم می رویم بتوانیم تشخیص دهیم فلان نظر متفکر اسلامی ریشه غربی دارد یا خیر. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز بحث بر سر فلسفه‌ای است که از دکارت شروع شد و با کانت و هگل ادامه یافت. از آن‌جایی که برای فهم و تفکر فلسفیِ ملت دیگر، راهی جز مقایسه و تطبیق نیست، باید ابتدا فلسفه‌ای که در این سرزمین شکل گرفته است را در دست داشته باشیم تا مقایسه و تطبیق، عملی شود. موفق باشید

15092
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: آیا حیوانات که بعضی وقتها از احوالات برزخیان اگاه می شوند مثلا رم می کنند طبق روایت. آیا کسی که گاو پرست هست می تواند با این کار با روح گاو متحد شود و از احوال برزخیان مطلع شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعضاً بعضی از حیوانات از احوال برزخیان آگاه می‌شوند ولی گاوپرستان که در حجاب کامل‌اند، از اطراف خود هم آگاهی ندارند. موفق باشید 

14632
متن پرسش
با سلام: استاد در مورد مصرع «الا يا ايُّها الساقی اَدِر کَاساً و ناوِلْها» که گفته می شود از یزید می باشد، نظرات موافق و مخالفی وجود دارد. اما به طور کل دیدگاه من را نسبت به حافظ در تردید برده است. نظر شما استاد گرامی در مورد استفاده حافظ در یک شعر عرفانی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد قزوینی می فرمایند نه تنها تمام  اشعاری که منسوب به یزید بود همه را گشتم، حتی تمام اشعاری که احتمال داده می شد از یزید باشد را، نیز جستجو کردم ابداً چنین بیتی پیدا نکردم. در دوران پهلوی روشنفکران غربی برای این که جناب حافظ را که تماماً فضای روح سکولاریته را زیر سوال می برد از چشمها بیندازند، این شایعه را ساختند. موفق باشید

14276

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: منظور شما از آشتی کردن با خود کدوم خوده؟ من واقعا گیج شدم. یعنی چی ما از خودمون غافل شدیم؟ چطوری میتونیم با خودمون آشتی کنیم تا بعد با خدا آشتی کنیم؟ تو رو به خدا جواب بدید. آشفتگی ذهنی همه چیزم را ریخته بهم. اصلا نمیتونم درس بخونم. من خیلی دوس دارم به خدا نزدیک بشم ولی هیچ امیدی ندارم چون خیلی گناه کردم همش تو خیالم و تضاد فکری توی حرفام مشخصه اضطراب و ....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد کتاب «آشتی با خدا» را تا آخر به‌خصوص جلسه‌ی نهم را درست از نظر نگذرانده‌اید! موفق باشید

13803
متن پرسش
سلام: چرا دشمنان اسلام در دشمنی و رسیدن به اهداف خود مصمم و جدی هستند ولی ما در رسیدن به اهدافمان مصمم و جدی نیستیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دشمنان اسلام همیشه تحت تأثیر نفس امّاره‌ی خود عمل می‌کنند که برای نزدیکی به نفس امّاره هیچ تلاش و سلوکی نیاز نیست. ولی مسلمانان باید به نور نفس مطمئنه نزدیک شوند تا ذیل آن عمل کنند و این نیاز به تلاش دارد و از این جهت دشمن در تبعیت از نفس امّاره جدّی است زیرا بدون تلاش در اختیار آن قرار دارد. موفق باشید

12908
متن پرسش
سلام خدمت استاد: فکر می کنم باید بین «غرب زدگی» و «غرب گرایی» تفاوت قایل شد و همین طور شباهت های آنها را دید - استاد آیا می توان گفت غرب زدگی منتهی به بنیاد گرایی و غرب گرایی منتهی به روشنفکری می شود و در آخر چون هر دو  قشری هستند به هم می رسند - لطفا روی تفاوت و شباهت غرب زدگی و غرب گرایی بیشتر توضیح دهید و {اینکه} روشنفکری غرب‌زده‌ی ما با سلفی‌گریِ وهابّی‌صفت، همان حس‌گراییِ غربی خواهد شد و طالبانیسم منتهی به غرب گرایی بشود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نتوانسته‌ام در تفاوت این دو واژه فکر کنم. زیرا در هرصورت غرب‌گرایی یک نحوه اصالت‌دادن به نگاه فرهنگ مدرنیته به عالم و آدم است، از این جهت همان غرب‌زدگی است. ولی این‌که متوجه هستید روشنفکری غرب‌زده‌ی ما با سلفی‌گریِ وهابّی‌صفت، همان حس‌گراییِ غربی خواهد شد، نکته‌ی بسیار دقیقی است. نمونه‌ی روشن دوری از فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را چه در روشنفکری و چه در سلفی‌گری به‌خوبی می‌توانید به تماشا بنشینید. موفق باشید

نمایش چاپی