باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم قسمت «من کو؟» در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیازی به نبی؟» افقهایی را در این امر بگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد منطق اطلاع ندارم. ولی شرح «بدایة الحکمه» جناب آقای امینینژاد را شرح خوبی میدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همهی علماء به دنبال کاری بودند که حضرت امام شروع کردند. گذشتگان مثل آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری و آیت اللّه بروجردی زمینهی آن کار را فراهم کردند و حضرت امام چون زمینه فراهم شد و دولت شاه مستقیماً لایحهی انجمنهای ایالتی و ولایتی را به مجلس برد، امام فرصت را غنیمت شمردند و قیام خود را شروع کردند 2- آیت اللّه بهجت و حضرت امام ارتباطِ تنگاتنگی داشتند در آن حدّ که مکرراً حضرت امام از آیت اللّه بهجت میخواستند که مثلاً برای فلان امر، توسلات و نذورات داشته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم لباس مردم پاکستان که رانهای مردان را میپوشاند، در مقابل شلوارهای اروپاییان به عفاف و حیا نزدیکتر است همانطور که قبای مردم گذشته به عفاف و حیا نزدیک بود. باید شرایط استفاده از چنین پوششهایی فراهم شود، وگرنه برای امثال ما حکم لباس شهرت را پیدا میکند ولی برای یک روحانی، پوشیدن لباس روحانیت در عرف چنین مشکلی را بهوجود نمیآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقدم اسلام پیامبر این سعه و وسعت را دارد که امثال آقای هاشمی را ما بیرون از اسلام ندانیم و گمان کنیم نگاه ایشان به اسلام، منجر به کشتهشدن پیامبر و امامان شده است. این مثل آن است که اسلامِ امویان را با اسلامِ خلفا یکی بدانیم، در حالیکه مولایمان علی«علیهالسلام» با اسلام خلفا کنار آمدند ولی با اسلامِ معاویه هرگز کنار نیامدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده عموماً برای صحبتهای خود از قبل مطالعه و یادداشتبرداری میکنم و بعضاً سرفصلِ یادداشتها به صورت برگهای چاپشده در اختیار حضار قرار میدهم و بر اساس آن صحبت میشود. 2- فکر نمیکنم بد باشد. باید خودتان ببینید با چه شخصیتی روحتان هماهنگی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثهای استدلالی در اینجا و در قالب سؤال و جواب ممکن نیست. حضرت آیت اللّه حسنزاده در کتاب «معرفت نفس» خود دلایل خوبی را مطرح کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بله چنین توانایی را دارند. البته این در صورتی است که خود افراد پای اجنهی منحرف و فاسد را به زندگی خود باز کنند. زیرا این نوع اجنه، به خودی خود ترسو هستند. در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» نکاتی در این مورد هست. کتاب بر روی سایت قرار دارد و میتوانید به آن رجوع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هم میتوان مخاطب متوسط باشد و جوابی متوسط به موضوع بدهد و هم میتواند مخاطب متوسط نباشد، ولی جواب متوسط بدهد. و هم میشود زبان ارائهی سؤال، ظرفیت جواب متعالی نداشته باشد. و این حالت اخیر به جهت شاعرانه و چندلایهنبودنِ سؤال خواهد بود. نمونهاش همین نوشته که جنبهی متافیزیکی آن بر جنبهی شاعرانهبودنِ آن غلبه دارد تا جایی که نمیدانم با چه عقلی آن را بفهمم؟ با عقل استدلالی و یا با عقلی که اشارات را درک میکند؟ قبول دارم دوران، دورانِ در عسرتبودنِ زبان شاعرانه است، ولی نه برای بنده و جنابعالی که موضوعاتمان برای ظهور در این تاریخ به صحنه آمده است، نه آنکه قصهی مفاهیم گذشته را بخواهد بیان کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خانم متدیّنتر باشد با خُلق و خوی بهتری زندگی را میگرداند و زندگی حکیمانهتر جلو میرود تا آنجایی که بدیهای مرد نیز کاهش مییابد. 2- اگر مورد قابل قبولی باشد، نباید موضوع همسنی را چندان مهم دانست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که استاد میفرمایند فطرت ممکن است غبار بگیرد و تضعیف شود در حدّی که انسان متذکر اشارات فطرت خود نشود؛ ولی از بین نمیرود. از طرفی همهی انسانها در داشتن فطرت مساویاند و فقرهی «لاتبدیل لخلقاللّه» در آیهی 30 سورهی روم به همین نکته اشاره دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امروزه موضوع مهریه جایگاه دیگری دارد یک نوع تضمین برای خانوادهی دختر است تا طرف مقابل فردا تصمیم نگیرد با اندک بهانهای مهریهی دخترشان را بدهد و او را رها کند. بنابراین نباید به معنای اینکه پرداخت مهریه باید در وسع و توانِ مرد باشد، مورد توجه قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید قرآن پس از طرح اینکه میفرماید زن و مرد از نفس واحدى خلق شده اند و هر دو داراى گوهر واحدى هستند، نکتهی دومى را مى توان مطرح كرد كه خداوند مى فرمايد: اگر هر كدام از آنها عمل صالحى را انجام دهند بدون هيچ تبعيضى نتيجه كار خود را مى برند، كه اين نشانه آن است كه در اصلِ شخصيت و فهم حقيقت مساوى اند. به عنوان مثال اگر يك آدم مست و يك آدم هوشيار پول به گدا بدهند هر دو يك ارزش ندارد، زيرا آدم مست اصلًا در حالت انتخاب طبيعى نيست و لذا بخشش او يك بخشش اختيارى به حساب نمى آيد. پس اگر آن دو يك عمل را انجام دهند چون در حين انجام بخشش يك شخصيت و يك انگيزه ندارند عمل آنها ارزش يكسان ندارد. حال اگر دو شخصيت يك عمل را انجام دهند و خداوند بفرمايد ارزشِ عملِ هر دوى آنها مساوى است نتيجه مى گيريم كه اين دو شخصيت در حقيقت و ذات خود، از نظر ارزش مساوى اند. خداوند در قرآن مى فرمايد: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»؛[1] هركس از زن و مرد عمل صالحى را انجام دهند، در حالى كه مؤمن باشند، به هر كدام حيات طيب و پاك مى دهيم. حياتى كه آلوده به خيالات دنيايى و اميال حيوانى نباشد. طبق اين آيه خداوند مى فرمايد: زن و مرد هر كدام كه باشند، در صورتى كه مؤمن بوده و عمل صالحى انجام دهند، عملشان براى ما يك اندازه ارزش دارد. نتيجه مى گيريم كه ارزش شخصيتشان نزد خداوند يكسان است و در ادامه مى فرمايد: «وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»؛[2] و حتماً با مقياس قرار دادن بهترين عمل، بقيه اعمالشان را نيز پاداش مى دهيم. پس با توجه به اين اصل از اين دو آيه اين را فهميديم كه زن و مرد در شخصيت و مقام، از نظر اسلام يك ميليارديم فرق ندارند. البته اگر كسى عكسِ آن را هم بگويد و بخواهد زن را برتر از مرد بداند به همان انحراف دچار است كه كسى بگويد مردان برتر از زناناند. با توجه به آیهی فوق؛ باید روایت مورد بحث را به عنوان زن در مقابل مرد قلمداد نکرد، بلکه به عنوان کسی که نقش فریبکاری دارد، مدّ نظر قرار داد. به همان معنایی که قرآن میفرماید: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» که «زن» را در عرضِ حبّ الشهوات آورده.
از طرفی وقتی خداوند وظایفی به عهدهی زنان گذارده مثل فرزندداری و همسرداری، به همان اندازه که او وظایف خود را انجام دهد مورد رضوان الهی قرار میگیرد. چه چیزی از این بهتر! نکتهی آخر اینکه فکر نمیکنم روحانیتِ زنان کمتر از مردان باشد. محیالدینبنعربی در عین آنکه از یکی از استادانش که زن بوده است، یاد میکند، معتقد است زمینهی سلوک عرفانی در زنان بیشتر است. البته اصل این مباحث را میتوانید در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» میتوانید دنبال کنید. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره نحل، آيه 97.
[2] ( 2)- سوره نحل، آيه 97.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتهی مهمی است که اگر علمِ کسی برای خودش نافع نباشد، برای دیگران نیز نافع نیست. ولی اگر مسیر ما برایمان مشخص شده باشد که آن مسیر سیر إلیاللّه است. مولایمان علی«علیهالسلام» به ما فرمودهاند: «خُذِ الْحِكْمَةَ مِمَّنْ أَتَاكَ بِهَا وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْهُ إِلَى مَنْ قَال» فراگير حكمت را از هر كه بياورد از براى تو آنرا، و نگاه كن به آن چه گفته است نه به آن كه گفته. لذا اساس را باید در حضور تاریخی دانست که در سیر إلی اللّه در متن انقلاب اسلامی محقق میشود. پیشنهاد میگردد کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» مطالعه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توحید مطرح در نهجالبلاغه سعی کنید هرچه بیشتر خدا را وارد زندگی خود کنید تا در ذیل نور توحید، انتخابهای اساسی داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع «زندگی پس از زندگی» نقش فطرت را در نشاندادن حق و باطل اعمال در آن حالت و نیز نقش فرشتگان و حتی ائمه «علیهمالسلام» را نباید نادیده گرفت. عمده آن است که این نحوه حضور و آگاهی غیر از آن نحوه عبور از دنیا به سوی برزخ است که اولاً: با سکرات همراه است و ثانیاً: بحث ملکین نکیر و منکر در میان است. ولی در این نوع مرگ و حیات، این ساحات برای افراد پیش نمیآید تا آن را حضور در برزخ بنامیم. موفق باشید
