بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18739

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اگر ما بخواهیم معارف معرفت نفس رو با کودکان کار کنیم باید چطوری شروع و با چه سیری ادامه بدیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم قسمت «من کو؟» در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیازی به نبی؟» افق‌هایی را در این امر بگشاید. موفق باشید

18652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار لطف بفرمایید و کتاب یا صوتی را درباره ی فلسفه و منطق که در سطح مبتدی و مختصر و مفید باشد و برای کسی که علاقه مند باشد برای اولین بار وارد این زمینه شود، مناسب باشد را معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد منطق اطلاع ندارم. ولی شرح «بدایة الحکمه» جناب آقای امینی‌نژاد را شرح خوبی می‌دانم. موفق باشید

18382
متن پرسش
سلام: استاد عزیز ان شاء الله که در سلامت کامل باشید. استاد چند تا سوال داشتم. 1. چرا تا قبل از حضرت امام رضوان الله علیه هیچ یک از علما (چون آیت الله بروجردی که قطعا در جامعه معروف تر از امام بود، آیت الله بهجت و و...) علیه نظام ظالم قیام نکردند؟ چرا قبل از امام کسی از ولایت فقیه و حکومت یک فقیه بر مردم سخن نگفت! 2. آیا آیت الله بهجت رحمه الله با حضرت امام ارتباط داشتند؟ اگر آری پس چرا اسمی از ایشان در جریان انقلاب نیست؟ خیلی ممنونم. التماس دعا یا علی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همه‌ی علماء به دنبال کاری بودند که حضرت امام شروع کردند. گذشتگان مثل آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری و آیت اللّه بروجردی زمینه‌ی آن کار را فراهم کردند و حضرت امام چون زمینه فراهم شد و دولت شاه مستقیماً لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به مجلس برد، امام فرصت را غنیمت شمردند و قیام خود را شروع کردند 2- آیت اللّه بهجت و حضرت امام ارتباطِ تنگاتنگی داشتند در آن حدّ که مکرراً حضرت امام از آیت اللّه بهجت می‌خواستند که مثلاً برای فلان امر، توسلات و نذورات داشته باشند. موفق باشید

18364
متن پرسش
با سلام استاد: لطفا این قسمت از جوابتان را شرح بیشتری بفرمایید: «مگر همین کت و شلواری که بنده و امثال بنده می‌پوشیم خوب است؟ امید است که بتوانیم از این نوع لباس‌ها که لباس‌های روح و روحیه‌ی ما نیست و تشبه به فرهنگ کفر است، آزاد شویم.» اگر این لباس خوب نیست پس چرا می پوشید؟! خب لباس های دیگری هم هست. این که فرمودید آزاد شویم چگونه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم لباس مردم پاکستان که ران‌های مردان را می‌پوشاند، در مقابل شلوارهای اروپاییان به عفاف و حیا نزدیک‌تر است همان‌طور که قبای مردم گذشته به عفاف و حیا نزدیک بود. باید شرایط استفاده از چنین پوشش‌هایی فراهم شود، وگرنه برای امثال ما حکم لباس شهرت را پیدا می‌کند ولی برای یک روحانی، پوشیدن لباس روحانیت در عرف چنین مشکلی را به‌وجود نمی‌آورد. موفق باشید

18334
متن پرسش
سلام اسناد عزیز: استاد پیرو سوال 18312 وقتی اجتهاد یک مجتهد آخرش شد لیبرالیسم آیا به عنوان یک مجتهد قابل احترامه؟ اگه مجتهد هم باشه مجتهد در لیبرالیسمه نه اسلام. پس به هیچ عنوان تفکر و اعمال هاشمی قابل دفاع نیست حداقل شما نرمالیزاسیون نکنید که مثلا هاشمی یه تفکری داشته و متفاوت با تفکر انقلابیه. من حرفم اینه مگه همین تفکر منجر به کشته شدن پیامبرا و امامان نشده؟ پس این تفکر شیطانیه پس باید نابود بشه. البته طریقه پیام حضرت آقا رو من کاملا قبول دارم و مطابق روش اهل بیته و متناسب با زمان و بصیرت مردم. ولی شما چرا این طوری موضع می گیرید؟ آیا موضع صریح شما ضرری به اسلام میزنه؟ یا اصلا من اشتباه می کنم و متوجه حرفای شما نشدم؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقدم اسلام پیامبر این سعه و وسعت را دارد که امثال آقای هاشمی را ما بیرون از اسلام ندانیم و گمان کنیم نگاه ایشان به اسلام، منجر به کشته‌شدن پیامبر و امامان شده است. این مثل آن است که اسلامِ امویان را با اسلامِ خلفا یکی بدانیم، در حالی‌که مولایمان علی«علیه‌السلام» با اسلام خلفا کنار آمدند ولی با اسلامِ معاویه هرگز کنار نیامدند.  موفق باشید   

17876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد حضرتعالی برای بیان مطالب خودتان پیرامون موضوعات مختلف که با سلسله جلسات انجام می گیرد و منجر به یک کتاب یا جزوه می شود، اولا بفرمایید قبل از بیان مطالب خودتان اندیشه می کنید و ذهن خودتان را برای هر جلسه معطوف به یک موضوع می کنید یا فی البداحه صحبت می کنید؟ ثانیا برای اثر گذاری در جان مستمع باید از شیوه خاصی و مهارت ویژه برخوردار بود؟ ثالثا اگر عنایت کرده باشید وقتی انسان به یک سخنران توجه خاصی به کیفیت و چگونگی سخنوری اش می کند بعد از مدتی نوع صحبت کردنش مثل آن شخص می گردد، به نظر شما آیا اساسا چنین رویکردی خوب هست؟ و بفرمایید ما چه شخصیتی را مد نظر قرار دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده عموماً برای صحبت‌های خود از قبل مطالعه و یادداشت‌برداری می‌کنم و بعضاً سرفصلِ یادداشت‌ها به صورت برگه‌ای چاپ‌شده در اختیار حضار قرار می‌دهم و بر اساس آن صحبت می‌شود.  2- فکر نمی‌کنم بد باشد. باید خودتان ببینید با چه شخصیتی روح‌تان هماهنگی دارد. موفق باشید

17777

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: افرادی هستند که می گویند ما اصلا به وجود رو اعتقادی نداریم و هر چه هست آن ذهن آدمیست و اگر انسان حتی در آینده چیزی را می بیند که برایش آشناست آن تشابهات است. در کل اثبات وجود روح را می طلبد بدون استدلال دینی و مذهبی. لذا خواهشمندم جدا از پاسخ این سوال منبعی هم به بنده معرفی کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث‌های استدلالی در این‌جا و در قالب سؤال و جواب ممکن نیست. حضرت آیت اللّه حسن‌زاده در کتاب «معرفت نفس» خود دلایل خوبی را مطرح کرده‌اند. موفق باشید

17267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می خواستم بدونم آیا اجنه می توانند از خانه کسی دزدی کنند چیزهایی مثل طلا یا لوازم خانگی و اگر می توانند جنسیت فردی که از او دزدی می کنند فرق می کند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بله چنین توانایی را دارند. البته این در صورتی است که خود افراد پای اجنه‌ی منحرف و فاسد را به زندگی خود باز کنند. زیرا این نوع اجنه، به خودی خود ترسو هستند. در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» نکاتی در این مورد هست. کتاب بر روی سایت قرار دارد و می‌توانید به آن رجوع کنید. موفق باشید

17237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به خاطر مزاحمتم عذر خواهم: اینکه فرمودید سوالی که پرسیدم یک سوال جدی متوسط است به جهت نارسا بودن سخن و نقص در نوع نوشتار فرمودید یا به جهت محتوای سوال؟ اگر در نوع نوشتار نقص هست آیا می فرمایید این به خاطر همان متوسط بودن سطح تفکر است؟ و اگر هم این پرسش صرفا در محتوا متوسط است برایم سوالی پیش آمد: استاد بنده این پرسش خود را که قبلا نسبت به آن صرفا اطلاعاتی به جهت مطالعه داشتم و بعدا هم که نسبت به آن دردمندانه خودآگاهی داشتم زبان بیان نداشتم و وقتی حس کردم زبانی برای بیانش برایم پیدا شد شروع کردم به نوشتنش که خدمتتان ارسال کردم و استاد بنده این پرسش و یافتم را در حالات مختلف از زبان شما و استاد داوری و... آن هم به عنوان اساسی ترین پرسشهایتان شنیدم (نمونه اش نوشته های شما و دکتر داوری و عبد الجواد موسوی) اما حال که خود به صورتی دیگر و دردمندانه این سوال برایم پیش آمده و آن را بیان کردم و اتفاقات دیگری را در مواجه با این پرسش پیش روی خود دیدم که واقعا حیرت مرا نسبت به زبان، انحطاط این دوران نسبت به زبان و دفن شدن معانی در پیش مخاطب نسبت به آن چیزی که ارده کرده بودیم؟؟؟؟ و به این خودآگاهیم شدید تر شد که «بنده هرآن چه در آن متن گفتم هیچ کدام آن نبود که گفتم»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هم می‌توان مخاطب متوسط باشد و جوابی متوسط به موضوع بدهد و هم می‌تواند مخاطب متوسط نباشد، ولی جواب متوسط بدهد. و هم می‌شود زبان ارائه‌ی سؤال، ظرفیت جواب متعالی نداشته باشد. و این حالت اخیر به جهت شاعرانه و چندلایه‌نبودنِ سؤال خواهد بود. نمونه‌اش همین نوشته که جنبه‌ی متافیزیکی آن بر جنبه‌ی شاعرانه‌بودنِ آن غلبه دارد تا جایی که نمی‌دانم با چه عقلی آن را بفهمم؟ با عقل استدلالی و یا با عقلی که اشارات را درک می‌کند؟ قبول دارم دوران، دورانِ در عسرت‌بودنِ زبان شاعرانه است، ولی نه برای بنده و جنابعالی که موضوعات‌مان برای ظهور در این تاریخ به صحنه آمده است، نه آن‌که قصه‌ی مفاهیم گذشته را بخواهد بیان کند. موفق باشید

16958
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر خدمت استاد بزرگوار:می خواستم بدونم از نظر شما در زمینه ی ازدواج اگر خانم معتقدتر و مذهبی تر باشند مشکلی پیش میاد؟ چون شنیدم که آقایون باید اعتقادشون قوی تر باشه مثلا اگر خانم اهل موسیقی نباشند و آقا پسر باشند یا اهل مسجد رفتن و هیئت رفتن و... سوال دیگرم این هست که اگر این دو نفر هم سن باشند، آیا خانم می تونه تاثیرگذار باشه در مورد مسائل مذهبی آقا پسر؟ اصلا اختلاف سنی چقدر مهمه تو مقوله ی ازدواج؟ (منظور هم سن بودن هست نه بزرگتر بودن خانم از آقا پسر)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خانم متدیّن‌تر باشد با خُلق و خوی بهتری زندگی را می‌گرداند و زندگی حکیمانه‌تر جلو می‌رود تا آن‌جایی که بدی‌های مرد نیز کاهش می‌یابد. 2- اگر مورد قابل قبولی باشد، نباید موضوع همسنی را چندان مهم دانست. موفق باشید

16754

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: حضرت آیت الله جوادی آملی در کتاب حیات حقیقی انسان در قرآن ص 18 ذیل بحث تغییر نعمت ها و آیه «ان الله لایغیرما بقوم حتی یغیروا مابانفسهم» این تعبیر را بکار می برند که: «در همه موارد که از تغییر خلقت سخن به میان می آید، تضعیف فطرت مراد است نه اعدام و تبدیل آن.» لطف می فرمائید با عنایت به آیه مزبور و آیه «لاتبدیل لخلق الله»، مقصود استاد از «تضعیف فطرت» و «اعدام فطرت» را بفرمائید. اعدام فطرت به چه معناست و آیا امکان پذیر است؟ با تشکر از زحمات
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که استاد می‌فرمایند فطرت ممکن است غبار بگیرد و تضعیف شود در حدّی که انسان متذکر اشارات فطرت خود نشود؛ ولی از بین نمی‌رود. از طرفی همه‌ی انسان‌ها در داشتن فطرت مساوی‌اند و فقره‌ی «لاتبدیل لخلق‌اللّه» در آیه‌ی 30 سوره‌ی روم به همین نکته اشاره دارد. موفق باشید

16404
متن پرسش
سلام استاد: اگر دختر مورد مناسبی بود آیا به عنوان یک پسر، قبول کردن مهریه ای که در توانم نیست، کار درستی است؟ دانشجو هستیم و حتی اگر 110 سکه هم مهریه باشد نمی توانیم بپردازیم وعند المطالبه هم که هست. واقعا چه کنیم؟ مهریه 14 سکه ای هم که حتی در مذهبی ها به راحتی پیدا نمیشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروزه موضوع مهریه جایگاه دیگری دارد یک نوع تضمین برای خانواده‌ی دختر است تا طرف مقابل فردا تصمیم نگیرد با اندک بهانه‌ای مهریه‌ی دخترشان را بدهد و او را رها کند. بنابراین نباید به معنای این‌که پرداخت مهریه باید در وسع و توانِ مرد باشد، مورد توجه قرار گیرد. موفق باشید

15956
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: در جلسه ای یک روحانی فرمودند که حدیث هست که بیشتر زنان دوزخی هستند. اینقدر که ما مردانی داریم که به مراتب بالای عرفان رسیدند زن نداریم، بنابراین زنان از نظر معنوی هم از مردان ضعیف تر هستند. برای من این سوال مطرح شد که چرا اینقدر باید طی کردن مراحل معنوی برای یک خانوم مشکل باشه اما برای یک مرد اینطور نیست؟ اگر مسائلی مثل مدگرایی، حسادت، چشم و همچشمی که بیشتر در خانم ها هست را کنار بذاریم شما در نظر بگیرید که مثلا با بچه دار شدن دیگه واقعا خانم نمیتونه برای مدت زمان زیادی نماز با حضور قلب بخونه چرا که در نماز هم همواره در این فکر هست که بچه مثلا داره گریه میکنه. یا مثلا روضه ای میره اما نمیتونه اونجور که باید بهره ببرد و مثال های دیگه. میخوام بگم که انگار موانعی که بر سر راه یک خانم هست بیشتر از موانع بر سر راه یک آقاست، بنابراین خیلی سخت تر و دیرتر میتونه درک کنه که ارتباط با غیب یعنی چه. این را چطور با عدالت خداوند میشه جمع کرد؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید قرآن پس از طرح این‌که می‌فرماید زن و مرد از نفس واحدى خلق شده ‏اند و هر دو داراى گوهر واحدى هستند، نکته‌ی دومى را مى‏ توان مطرح كرد كه خداوند مى‏ فرمايد: اگر هر كدام از آن‏ها عمل صالحى را انجام دهند بدون هيچ تبعيضى نتيجه كار خود را مى برند، كه اين نشانه آن است كه در اصلِ شخصيت و فهم حقيقت مساوى‏ اند. به عنوان مثال اگر يك آدم مست و يك آدم هوشيار پول به گدا بدهند هر دو يك ارزش ندارد، زيرا آدم مست اصلًا در حالت انتخاب طبيعى نيست و لذا بخشش او يك بخشش اختيارى به حساب نمى‏ آيد. پس اگر آن دو يك عمل را انجام دهند چون در حين انجام بخشش يك شخصيت و يك انگيزه ندارند عمل آن‏ها ارزش يكسان ندارد. حال اگر دو شخصيت يك عمل را انجام دهند و خداوند بفرمايد ارزشِ عملِ هر دوى آن‏ها مساوى است نتيجه مى‏ گيريم كه اين دو شخصيت در حقيقت و ذات خود، از نظر ارزش مساوى ‏اند. خداوند در قرآن مى ‏فرمايد: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»؛[1] هركس از زن و مرد عمل صالحى را انجام دهند، در حالى كه مؤمن باشند، به هر كدام حيات طيب و پاك مى‏ دهيم. حياتى كه آلوده به خيالات دنيايى و اميال حيوانى نباشد. طبق اين آيه خداوند مى‏ فرمايد: زن و مرد هر كدام كه باشند، در صورتى كه مؤمن بوده و عمل صالحى انجام دهند، عملشان براى ما يك اندازه ارزش دارد. نتيجه مى‏ گيريم كه ارزش شخصيتشان نزد خداوند يكسان است و در ادامه مى‏ فرمايد: «وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»؛[2] و حتماً با مقياس قرار دادن بهترين عمل، بقيه اعمالشان را نيز پاداش مى ‏دهيم. پس با توجه به اين اصل از اين دو آيه اين را فهميديم كه زن و مرد در شخصيت و مقام، از نظر اسلام يك ميليارديم فرق ندارند. البته اگر كسى عكسِ آن را هم بگويد و بخواهد زن را برتر از مرد بداند به همان انحراف دچار است كه كسى بگويد مردان برتر از زنان‏اند. با توجه به آیه‌ی فوق؛ باید روایت مورد بحث را به عنوان زن در مقابل مرد قلمداد نکرد، بلکه به عنوان کسی که نقش فریب‌کاری دارد، مدّ نظر قرار داد. به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» که «زن» را در عرضِ حبّ الشهوات آورده.

از طرفی وقتی خداوند وظایفی به عهده‌ی زنان گذارده مثل فرزندداری و همسرداری، به همان اندازه که او وظایف خود را انجام دهد مورد رضوان الهی قرار می‌گیرد. چه چیزی از این بهتر! نکته‌ی آخر این‌که فکر نمی‌کنم روحانیتِ زنان کم‌تر از مردان باشد. محی‌الدین‌بن‌عربی در عین آن‌که از یکی از استادانش که زن بوده است، یاد می‌کند، معتقد است زمینه‌ی سلوک عرفانی در زنان بیشتر است. البته اصل این مباحث را می‌توانید در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید


[1] ( 1)- سوره نحل، آيه 97.

[2] ( 2)- سوره نحل، آيه 97.

15184
متن پرسش
سلام علیکم: استاد اگر امکان اش هست یک چند تا شاخصه برای انتخاب استاد به ما بدهید. منظورم استاد سلوک و عرفان نیست، منظورم استادی است که انسان بتواند در نزدش درس بگیرد و یا مطالب اخلاقی را کار کند. بنده طلبه هستم و در شهر ما کمتر کسی پیدا می شود که فلسفه و عرفان را به خوبی کار کرده باشد لذا ناچاریم برای استفاده از مطالب حکمی، اخلاقی، عرفانی به صوت بعضی از اساتید روبیاوریم. بطور مثال صوت های استاد عزیز و گرانقدر آیت الله صمدی آملی که الحق و الانصاف مطالب عرشی عرض می کنند، نفس تأثیر گذاری دارند. ما با ایشان ادب و آداب یاد گرفتیم، مبانی طهارت را آموختیم. و یا صوت های خود شما. بنده در زمان تحصیل ام در دانشگاه حدود یک سال و نیم با صوت ها و فضاهای مباحث شما زندگی کردم خصوصا نامه 31 نهج البلاغه که به اراده ی خداوند زندگی ام را به جلو حرکت داد. یا گاها خود صوت های آیت الله جوادی آملی و ... اما گاهی به صوت های بعضی از اساتید برمی خوریم که با اینکه مطالب خوبی هم می گویند و از حیث حکمت و عرفان هم قوی هستند از حرف هایشان و ناخود آگاههای ذهنی شان متوجه می شوی که علم ایشان برای خودشان نافع نبوده است با اینکه شاید مطالبی بگویند که از حیث علمی قوت داشته باشد. امروزه در بعضی نهاد ها و دانشگاه های ما همایش های مفصلی برای بزرگان فلسفه و عرفان برگزار می کنند، و مطالب علمی خوبی هم بیان می شود، ولی هدف از این علوم حصولی این است که انسان توسط این علوم برای سیر و سلوک الهی رفع حُجُب کند. اما به کلیت فضای این همایش ها و جلسات عمومی که نگاه می اندازی می بینی این فضا شاید ایجاد حُجُب هم بکند تا رفع حُجُب. امروزه دیگر فضاهایی نداریم یا شاید خیلی کم داریم که شخصی مثل ملاحسینقلی همدانی بیاید و هم مطلب علمی بگوید و هم نفس ایشان چنان تأثیری داشته باشد که مستمع و حاضرین شوق به حضرت پروردگار پیدا کنند. خواستم یک سری ملاک و شاخص برای انتخاب استاد به ما بدهید. حال چه از زبان بزرگان و چه از زبان روایات، و اگر این ملاک ها رعایت نشود آیا آن علم لاینفع خواهد بود؟ چون در حدیثی دیده ام که مضمون روایت این بود که علم کسی اگر برای خودش نافع نباشد برای دیگری چگونه نافع است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ی مهمی است که اگر علمِ کسی برای خودش نافع نباشد، برای دیگران نیز نافع نیست. ولی اگر مسیر ما برایمان مشخص شده باشد که آن مسیر سیر إلی‌اللّه است. مولایمان علی«علیه‌السلام» به ما فرموده‌‌اند: «خُذِ الْحِكْمَةَ مِمَّنْ أَتَاكَ بِهَا وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْهُ إِلَى مَنْ قَال‏» فراگير حكمت را از هر كه بياورد از براى تو آنرا، و نگاه كن به آن چه گفته است نه به آن كه گفته. لذا اساس را باید در حضور تاریخی دانست که در سیر إلی اللّه در متن انقلاب اسلامی محقق می‌شود. پیشنهاد می‌گردد کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مطالعه شود. موفق باشید‏

13451
متن پرسش
سلام علیکم استاد: یکی از معضلات زندگی بنده ضعیف بودن توکل و توسل است که خیلی توی این دو موضوع ضعیف هستم الان هم از شما درخواست دارم که کمکم کنید این دو تا رو قوی کنم. اگه از ابتدا و صفر شروع کنید ممنون میشم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توحید مطرح در نهج‌البلاغه سعی کنید هرچه بیشتر خدا را وارد زندگی خود کنید تا در ذیل نور توحید، انتخاب‌های اساسی داشته باشید. موفق باشید

10950
متن پرسش
سلام علیکم: استاد من دارم سیر مطالعاتی شما رو دنبال می کنم. من تفسیر المیزان ندارم ولی دارم مباحث قرآنی و تفسیر شما رو گوش میدم به نظرتون این گوش دادن کافیه یا حتما باید به تفسیر المیزان هم رجوع کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مدتی سعی کنید با تفسیر المیزان مأنوس شوید به روشی که در جزوه‌ی «چگونگی کار با المیزان» پیشنهاد شده. موفق باشید
8719
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز با عرض معذرت ایمیلم را دفعه قبلی اشتباه دادم و جوابی برایم نیامد لطفا مرحمت کنید و جواب بنده را بدهید. سوالی در مورد هیات های عزاداری مدتیست ذهن مرا مشغول کرده ما اعتقاد داریم که قیامت الان حاضر است چون زمان نیست بلکه عالم است و به همین ترتیب جهنم و بهشت هم موجود است و افراد بهشتی نشانه ها و رفتارهای اهل بهشت و افراد جهنمی نشانه ها و رفتارهای اهل جهنم را در دنیا دارند. حال اگر در باب گریه برای اباعبدالله الحسین (علیه السلام) داریم که کسی که گریه کند بهشت بر او واجب میشود، بر این اساس کسانی که در هیات های عزاداری شرکت میکنند اهل بهشت هستند؟ حال اینکه مشاهده میکنم معمولا افراد بعضی از هیات ها اصلا مشخصات و خصوصیات اهل بهشت را ندارند و بعضا با مبانی دینی هم مشکل دارند از طرفی وقتی برای آنها اهمیت این مبانی را هم بازگو میکنم پذیرش ندارند یعنی پذیرش حق ندارند و معمولا مسخره هم میکنند از طرفی بعضا با جمهوری اسلامی و مبانی حکومت دینی هم مشکل دارند حال سوال اینجاست که اگر به روایت نگاه کنیم میگوید بهشت واجب است بر گریه کن اباعبدالله(علیه السلام) و اگر اثار و نتایخ و خروجی این هیات ها را ببینیم خلاف جهت بهشت و بهشتیان را مشاهده میکنیم؟ کدام درست است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عنایت داشته باشید این نوع روایات با نظر به سایر مقتضیات مدّ نظر بوده است. یعنی اگر سایر شرایط فراهم بود آن گریه تا آن حدّ برای انسان کارساز خواهد بود. موفق باشید
8449
متن پرسش
آیا گناه و توبه پس از ظهور وجود دارد ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری تا انسان در این دنیا است و اختیار دارد امکان گناه و توبه برای او هست منتها در فضایی که نور حضرت ظهور کند و حقایق برای مردم روشن شود ظلمات و کفر بر جامعه‌ی بشری غلبه ندارد. موفق باشید
7958
متن پرسش
سلام علیکم تفاسیر متعددی از قرآن کریم موجود است، به نظر شما کدام تفسیر قرآن روان تر است؟ در کتب حدیث چطور؟ قویترین و مستند ترین کتب حدیث شیعی کدامند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تفسیر المیزان خیلی متین و دقیق است و همین ترجمه‌ای که از آقای موسوی همدانی در بازار هست خوب است. اصول کافی و تحف‌العقول برای شروع کار خیلی خوب است. خیلی گیر ترجمه‌ها نباشید با هر ترجمه‌ای شروع کنید نتیجه می‌گیرید. موفق باشید
7647
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر در پرسش و پاسخ های سایت آمده است (سبک زندگی غربی ( 3113 ) س: سلام آیا انسان با استفاده کردن از ابزار و رویه ی غربی و سبک زندگی آن پذیرنده ی فرهنگ مدرنیته و اندیشه ی سکولار می شود؟ آیا همین، پذیرش ولایت طاغوت نیست؟ ج: باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر درست تبیین شود همین است که می‌فرمایید ولی همه با این نیت سبک زندگی غربی را اراده نکرده‌اند. موفق باشید) 1-چگونه کسی با پذیرش سیک زندگی غزبی ولایت طاغوت را می پذیرد مگر می شود چنین کسی که شیعه ومحب اهل البیت است به فرض هم سبک زندگی غرب را انخاب کند ولایت طاغوت را پذیرفته باشد؟ 2-ما در زندگی شخصی مان سایل زندگی مان مثل ماشین و دوچرخه و یا کامپیوتر را دوست داریم آیا این به معنی سکولار بودن و پذیرش ولایت طاغوت است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- یک شیعه‌ی محبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» هیچ‌وقت با اراده‌ی خود زندگی طاغوتی را انتخاب نمی‌کند ولی شیطانِ خنّاس خود را به صورت ناصح ظاهر می‌کند و در انتها ما را به شجره‌ی ممنوعه نزدیک می‌نماید و ما از آن تناول می‌کنیم و آن می‌شود که باید نمی‌شد 2- ما در حال حاضر در شرایطی زندگی می‌کنیم که نمی‌توانیم برای ادامه‌ی زندگی از این ابزارها استفاد نکنیم ولی اگر إن‌شاءاللّه به خودآگاهی لازم برسیم ابزارهایی مناسب اهدافی که زندگی ایمانی پیش می‌آورد می‌سازیم که بحمداللّه در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» به آن متذکر شده‌ایم. موفق باشید
4209
متن پرسش
سلام من می خواهم در رشته علوم سیاسی تحصیل کنم به نظرتان چه مطالعات مذهبی و حوزوی خوب است در کنارش داشته باشم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیر قرآن و تاریخ اسلام کمک می‌کنند. موفق باشید
4039
متن پرسش
بسمه تعالی سلام خسته نباشید . از این که وقت گذاشتید و پاسخ سوال را دادید بسیار ممنون و متشکر هستم . حالا می خواستم سوال کنم که : چطور باید حجاب‌های ماهیت برطرف شود تا انسان متوجه شود ؟ و چطور باید به هست‏ها رسید ؟ و سوال دیگری در مورد روش مطالعه کردن داشتم که بهترین روش مطالعه از نظر شما چیست ؟ منظورم از روش مطالعه ، چطور خواندن کتاب است ؟ از این که وقت می گذارید و پاسخ می دهید واقعاً تعجب می کنم . زیرا افرادی چون شما مسلماً خیلی باید سرشان شلوغ باشد ولی با این حال به سوالات ما افرادی که کوچک هستیم و شاید وقت شما را می گیریم ، پاسخ می دهید و این باعث تعجب است چون افرادی را که با آن ها در ارتباط بودم می دیدم که با کمی کار دیگر نمی توانستند به موارد دیگر رسیدگی کنند و یا حتی خیلی از کارها را فراموش می کردند . این کار شما باعث می شود انگیزه زیادی حداقل در خود من بوجود بیاید . باز هم تشکر می کنم . انشاالله خداوند خیر عظیمی نصیب تان بفرماید . موفق باشید .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سراسر کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» با شرح آن را برای عبور از ماهیت عرض کرده‌ام مگر کار ساده‌ای است ؟ گفت: «تا خون‏ نکنى دیده و دل پنجه سال‏.........از قال تو را ره ننمایند به حال‏» 2 - بحث روش مطالعه که در قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شده إن‌شاءالله جوابگوست. امیدوارم بنده بتوانم از این طریق در این شرایط وظیفه‌ی تاریخی خود را انجانم دهم و تلاش نمایم تا افقی که انقلاب اسلامی در مقابل بشر امروز گشوده است با دسسیه‌ی دشمنان اسلام مکدر و تیره نشود. موفق باشید
1386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز در یکی از مباحث شما فرمودید که روایتی که می فرماید اصحاب پیامبر جبرئیل علیه السلام را دیدند به معنی این است که در مقام خیال آنها جبرئیل علیه السلام تمثل پیدا کردند می خواهم ببینم درست فهمیدم یا نه واصلا حقیقت مطلب به چه شکل است. بسیار ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: موطن ملائکه عالم ملکوت است که به تعبیر فلسفی به آن عالم مثال یا عالم خیال منفصل می‌گویند. رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» جبرائیل«علیه‌السلام» را در موطن ملکوت یا خیال منفصل ملاقات می‌کنند، حال چنانچه در نفس ناطقه‌ی اصحاب تصرف کنند ان‌ها نیز می‌توانند در آن موطن جبرائیل را ملاقات کنند و تنها آن‌هایی جبرائیل«علیه‌السلام» را می‌بینند که در نفس آن‌ها تصرف شده، البته این مانع از آن نیست که جبرائیل«علیه‌السلام» آنقدر نازل شود که در موطن عالم ارض ظهور یابد، در آن صورت هرکس می‌تواند او را ملاقات کند. در موضوع مورد بحث شرایط طوری بود که فقط تعدادی از اصحاب حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» را می‌دیدند. موفق باشید
1321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام لطفا این که یک دانشجوی فلسفه چگونه بتواندنیاز روزش رابشناسدومتناسب باآن پایان نامه یامقاله بنویسدواصلا چطورنسبت خودرابامفهومات بعضا گنگ فلسفی بفهمد،توضیح دهید درضمن بنده به پیشنهاددوستم بحث چگونه فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود شمارا پیگیری کردم روحیام به سلسله بحثهای شمانزدیک بود راستش ازوجود وماهیت خسته شدم دلم میخاد موضوعات فلسفی اخلاقی کارکنم منتها درفیلسوفش مرددم اصلاتوفیلسوفان اسلامی کسی هم پیدامیشه که ازکارکردهای اجتماعی دین ،اززبان دین ازمعناوسبک زندگی درجهان معاصر یادرزمان مربوط به خودش حرف زده باشه؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام با دقت در نوشته‌های حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» روشن می‌شود که مکتب ملاصدرا توان تمدن‌سازی دارد و زندگی امروز بشر را معنا و جهت می‌دهد و حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» با چنین تفکری انقلاب کردند و نظام‌سازی نمودند و تأکید رهبری بر فلسفه‌ی صدرایی نیز در همین راستا باید باشد. موفق باشید
30901
متن پرسش
سلام و عرض ارادت خدمت استاد عزیز آقای طاهرزاده: ببخشید استاد از اینکه سوالم در مورد موضوعی هست که به نوعی تکرار هست سوالم در مورد برنامه ی زندگی پس از زندگی هست. استاد این کاملا درسته و قبول داریم که این تجربه گران هنوز با حضرت عزرائیل روبه رو نشدن که به کلی از بدن و دنیا جدا بشن و وارد عالم برزخ بشن ولی چیزی که هست موارد عجیبی هست که مطرح میکنن مثلا یه تجربه گر به نام آقای گمرکی وقتی تجربه ی خودش رو بیان می کرد بجز مواردی که ذکر کردن و طبق شاهدهایی که وجود داشت گفته هاش حقیقت بود مثلا گفت وقتی داشتم تو تونل بالا می‌رفتم که احتمالا بلکل از بدن و دنیا جدا بشم یه آقای نورانی اومد دست به سینم گذاشت و گفت امیر باید برگرده چون مادرش خیلی دعا کرده و اون روزی که ایشون زنده میشن همزمان بوده با روز عاشورا و مادرش به شدت همون روز از امام حسین علیه‌السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها درخواست شفای پسرش رو میکنه. یا اینکه یه آقایی از رشت چون اخلاق بدی با همسرش داشته بعد از انقطاعی که از بدن پیدا میکنه با یه موجودی روبه رو میشه که از بس وحشتناک بوده هنوز بعد از ۵ سال از ترس اینکه اون موجود رو ببینه به آسمان نگاه نمیکنه و اونجا متوجهش کردن که این موجود وحشتناک صورت اعمال و غضب این مرد نسبت به همسرش هست و موقعی که میخواد برگرده به بدن اون موجود بهش میگه اجازه دادن که بزاریم برگردی به یک شرط که وقتی برگشتی بگی که دنیای دیگه و حسابرسی وجود داره این دو مورد مثال بود. استاد مثلا همه ی تجربه گران کل زندگی این دنیایی رو تا لحظه ی مرگ در کمتر از ثانیه دیدن یا استاد یکی دیگه از تجربه گران برگشتش رو اینطور می‌گفت که وقتی در تونل نور بالا می‌رفته امیرالمؤمنین فرموده که برشرگردونن چون وقتش نیست و می‌گفت لازم نبود کسی بهم حضرت رو معرفی کنه همونطوری که الان مطمئن هستم من یاسر هستم همونطور هم بهم اگه بشه اسمش رو بزاری مثل حالت تله پاتی بهم گفتن که این شخص امیرالمؤمنین هست. استاد نجات این اشخاص واقعا به دست حضرات معصومین علیهم السلام بوده یا اینکه اینها با خیال شون چنین تصوری کردن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع «زندگی پس از زندگی» نقش فطرت را در نشان‌دادن حق و باطل اعمال در آن حالت و نیز نقش فرشتگان و حتی ائمه «علیهم‌السلام» را نباید نادیده گرفت. عمده آن است که این نحوه حضور و آگاهی غیر از آن نحوه عبور از دنیا به سوی برزخ است که اولاً: با سکرات همراه است و ثانیاً: بحث ملکین نکیر و منکر در میان است. ولی در این نوع مرگ و حیات، این ساحات برای افراد پیش نمی‌آید تا آن را حضور در برزخ بنامیم. موفق باشید

نمایش چاپی