بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: چرا خداوند در قرآن توصیف هایی از بهشت داشته است که در بسیاری از موارد جنسی است؟ مثلاً: «و کواعب اترابا» خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در شرح و تبیین سوره‌ی واقعه در این مورد شده است، مبنی بر آن‌که این صورت‌ها، صورت‌های عقاید و اعمال انسان‌ها است که به جهت ظرائف خاصّ صورت‌ها و اُنسی که با روح و روان ما دارند به این شکل جلوه می‌کنند. موفق باشید

13253
متن پرسش
سلام علیکم: در مورد سوال ۱۳۲۱۳ پیرامون این جریانی که دارد شکل می گیرد توضیح می دهید؟ آیا ما هم می توانیم بخشی از این جریان باشیم؟ چطور؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جریانی که در ذیل انقلاب اسلامی در حال شکل‌گیری است، جریانی است که از یک‌طرف متوجه نقص‌های زندگی غربی است و از طرف دیگر نظر به تحقق زندگی معنوی دارد و همین‌که جنابعالی خود را در اردوگاه انقلاب اسلامی و در ذیل ولایت مقام معظم رهبری قرار دهید و در این فضا عمل کنید، در این تاریخ زندگی کرده‌اید. موفق باشید

13209
متن پرسش
سلام جناب استاد: اگر استناد ما به مجردی روح رویای صادقه باشد می توان گفت که رویای صادقه را خداوند در خیال انسان ایجاد می کند. در واقع استناد به رویای صادقه احساس می کنم یک خورده ناجور است یا آدم در خود به خوبی نمی یابد چنان که در آنجایی که در خواب پراکنده هم خود من می بینم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رؤیای صادقه در مورد تجرد نفس یک شاهد است. اصل مطلب در آن‌جا ظهور می‌کند که هرکس خود را بدون بدن می‌یابد و لذا می‌فهمد که او غیر از بدنش است. به همین جهت این موضوع در طول تاریخ و برای همه‌ی ملل یک موضوع پذیرفته شده است. آری! در رؤیای صادقه و غیر صادقه نکته‌ی اصلی نیز همین است که انسان بدون بدن خود را احساس می‌کند و می‌فهمد آن کسی که خود را احساس می‌کند، خودِ او است. موفق باشید

9621

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من دختری ۱۵ ساله هستم و رشته تحصیلی ام ریاضی است. تشنه دین شناسی ام و دغدغه دین دارم و کمی نسبت به دروس خودم بی میل شدم. به نظر شما با توجه به شرایط سنی و موقعیت تحصیلی ام که باید تمام تلاشم برای کنکور باشد، چه مباحث و کتبی را مطالعه کنم تا تفکر صحیحی راجع به دین و عقایدم داشته باشم؟ و به نظر شما حوزه انتخاب مناسبی برای من هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً اگر استعدادتان اجازه می‌دهد خوب درس‌تان را بخوانید و در کنار درس، مباحثی مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» را نیز دنبال کنید. ولی اگر مباحث ریاضیات برایتان مشکل است باید ادامه ندهید تا به‌کلّی استعدادتان فرسایش یابد. موفق باشید
9044
متن پرسش
سیر و سلوک فقط ذیل نور امام به نتیجه میرسد و هر راهی غیر از آن بیراهه است. حضرت ابراهیم (ع) به امامت رساندند و گفت آیا به ذریه ام تعلق میگیرد که خدا جواب داد به ذریه ی ظالمت خیر. آیا ابراهیم (ع) از حضور ائمه (ع) در همه شئون موجودات با خبر نبودند که این سوال را کردند؟ یا اینکه وجود این مقام در بین ذریه ایشان یکنوع افتخار محسوب میشود؟ مگر نه اینکه امامت مقامی است که آن مقام در نشئه همه ی موجودات هست و قبل از آنکه آن موجود موجود باشد نور امامت حضور دارد، پس اینکه حضرت ابراهیم (ع) نمیدانند این مقام کجا و در چه کسانی ظهور میابد چه معنایی میدهد؟ ضمن اینکه مگر در این مقام دنیای فرد برایش مهم است که سریعا میپرسد «ذریه ام»... اگر نه اینکه دغدغه ی این مقام فقط هدایت است و بنظر میرسد شایسته ی این مقام و این نور سوالی جامع تر از این باشد؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتداى امر چهار احتمال‏ براى ظالم بودن افراد مى‏رود: 1- کسانى که تمام عمر ظالم باشند. 2- کسانى که تمام عمر پاک باشند. 3- کسانى که اول عمر ظالم و در آخر عمر پاک باشند. 4- کسانى که اول عمر پاک و آخر عمر گناهکار باشند. بعد مى‏فرمایند: شأن حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» اجلّ از آن است که امامت را از خدا براى قسم اول و چهارم بخواهد. پس تقاضاى حضرت مى‏ماند براى دو گروه دیگر که حضرت ممکن است از آن دو سؤال کند و خداوند مى‏فرماید: از آن دو - یعنى آن‏هایى که تمام عمر پاک باشند و کسانى که اول عمر ظالم و در آخر عمر پاک باشند - عهد خود را به ظالمین از آن دو نمى‏دهم. پس مى‏ماند آن‏هایى که همواره در عصمت بوده‏اند و این‏ها مى‏توانند مقام امامت را داشته باشند. بر این اساس ما مى‏گوییم امامان از ابتداى عمر تا آخر عمر معصوم هستند. موفق باشید
4939
متن پرسش
در سؤال قبل از شما پرسیدم که: «آن شخصی که کروی‌بودن زمین را حدس زد، یک استدلال‌های خفی‌ای پشت حدسش بوده. آیا آن استدلال‌ها، آن حدس را از حدس‌بودن خارج نمی‌کند؟» و شما پذیرفتید که خارج نمی‌کند. آیا می‌توان این سه نتیجه را گرفت؟ اولاً حدس هم خارج از مقدمات مفهومی نیست. مقدمات مفهومی در این مثال، همین است که اولاً یا نور کج شده یا زمین باید منحنی باشد، ثانیاً نور کج نمی‌شود و ثالثاً همة سطح زمین باید یکسان باشد. ثانیاً حدس، در علم حصولی هم راه دارد. و ثالثاً این مطلب کلیت ندارد که: «آنچه بدون مقدمات و استدلال به دست می‌آید، پس باید معلوم به علم حضوری باشد.»؛ چرا که یک مثال نقضش همین حدس در علوم حصولی است که استدلال آشکاری ندارد، و (اگر اشکال بشود که: «بالاخره استدلال خفی دارد» در پاسخ می‌گوییم که:) یک مثال نقض دیگرش امور حسی است که مثلاً کسی از دیدن خورشید پی به وجود آن می‌برد ولی وجود خورشید نزدش حاضر نیست تا معلوم حضوری‌اش باشد. آیا این سه نکته صحیح است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حدس حالت اشراقی دارد و می‌تواند مقدمات علم حصولی باشد. موفق باشید
722

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. استاد ما معتقدیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معصوم هستند اما چرا در قرآن آیاتی آمده که خلاف این امر را به ذهن القا میکند مثلا گفته می شود " تو دلت داشت تمایل به حرفهای کفار پیدا میکرد و اگر این کار را کرده بودی تورا عذاب میکردیم" و ...تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام خداوند رسول خود را از هرگونه انحرافی حفظ می‌کند تا ما همیشه با الگوی تضمین‌شده‌ای روبه‌رو باشیم، ولی این به این معنی نیست که رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» از پیش خود معصوم هستند، بلکه به مدد حضرت پروردگار است که حفظ می‌شوند و لذا می‌فرماید: «وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدتَّ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلاً»(سوره‌ی إسراء، آیه‌ی 74) اگر ما تورا ثابت قدم نمی‌ساختیم و تو را به خودت وامی‌گذاشتیم، مثل بقیه‌ی انسان‌ها نزدیک بود به آن‌ها گرایش پیدا کنی. پس معلوم است بدون مدد الهی هر انسانی گرفتار امیال انحرافی می‌شود و رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» نیز به مدد خاص الهی در مقام عصمت هستند. همان‌طور که در مورد حضرت یوسف«علیه‌السلام» می‌فرماید: «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ» و در حقیقت [آن زن] آهنگ وى کرد و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او مى‏کرد چنین [کردیم] تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود (سوره‌ی یوسف، آیه‌ی 24). موفق باشید
23057

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: لطفا راهکاری برای مبارزه با عادت پرخوری و ریزه خواری وتوفیق بر کم خوری بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم خوب است سری به کتاب «روزه؛ دریچه‌ای به عالم معنا» بزنید. موفق باشید

22491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد می شود در مورد ذکر قلبی توضیحاتی فرمایید، یا کتابی معرفی کنید؟ و اینکه این ذکر آیا در ارتباط با همان بحث اسما الحسنی است و آیا در ماه ذی الحجه توفیق بیشتری برای ذکر قلبی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جلد اول کتاب «مقالات» از آیت اللّه محمد شجاعی در این مورد نکات خوبی دارد. اذکار ماه ذی‌الحجه، تماماً وسیله‌ای است تا قلب را به راه بیاوریم. موفق باشید

22315
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بنده از برخی مقدمات به یک نتیجه گیری در مورد عظمت خداوند رسیده ام لطفا صحت آن را تایید بفرمایید: انسان تا وقتی در قید تن است در درجه پایینی از تجرد است و حداکثر می تواند مثلا یک پرتقال در ذهن خود ایجاد و مدت محدودی آن را حفظ کند .حتی نمی تواند 2 عدد پرتقال در یک لحظه در ذهن خود ایجاد کند. انسان هرچه روی تجرد خود کار کند و از بند تن رها شود درجه تجرد خود را بالا می برد و حتی می تواند خارج از ذهن هم چیزی خلق کند کاری که امامان می کردند. مثلا شیر روی پرده را حیات می دادند. انسان با درجه تجرد پایین در همان جایی حاضر است که تنش حاضر است هرچه درجه تجرد بالاتر باشد حضور بیشتر و گسترده تر است پس خداوند که بی نهایت مخلوقات دارد و لحظه به لحظه در حال فیض دادن و مدیریت آنهاست باید بالاترین درجه تجرد را دارا باشد بلکه عین تجرد است و حضورش نیز در عالم بالاترین درجه حضور است (نحن اقرب الیه من حبل الورید) لطفا با توضیحات خود مستفیض بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده هم همین‌طور است. موفق باشید

20987

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: استاد گرامی، ظلم دولتمردان و نمایندگان مجلس و مسئولان به اوج خودش رسیده و من فکر می کنم این همه ظلم بی حد و حساب را عمدا به مردم وارد می کنند که مردم را بر علیه نظام بشورانند و آن ها از آب گل آلود ماهی بگیرند و فتنه به راه بیندازند و جنگ داخلی را آغاز کنند. به نظر شما همین زودی ها مردم در برابر این همه ظلم بی حد و حساب سر به شورش برنخواهند داشت؟ تحمل هم حدی دارد و به همین زودی ها تمام خواهد شد. چکار باید کرد؟ به غیر از خون گریه کردن دیگر چه باید کرد؟ (حقوق های نجومی دولت مردان و نمایندگان مجلس و ماه ها به تعویق افتادن حقوق کارگران و کارمندان، تعطیلی کارخانه ها، رو شدن قاچاق کالای مسئولان و فرزندانشان، کم کاری و‌جوابگو نبودن مسئولان، ژن خوب، آی کیوی بالا، و ....)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمال بدهید دشمن با نفوذی‌های خود سعی دارد بعضی از مسئولان را که جنبه‌ی سیاست‌زدگی‌های آن‌ها از جنبه‌ی معنوی‌شان و تعلق‌شان به انقلاب، ترجیح دارد؛ آلوده کند تا ما را به این نتیجه برساند که نظام اسلامی کارآمد نیست. ما وظیفه داریم مردم را آگاه کنیم تا در انتخاب مسئولان نسبت به تقوی و تعلق‌شان به انقلاب حساس باشند، نه آن‌که غرب و دنیای مدرن قبله‌ی آن‌ها باشد. موفق باشید

18959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز و تبریک به مناسبت عید نوروز: استاد دو سوال برام پیش اومده: اول اینکه در کتاب «تمدن زایی شیعه» به طور مختصر فرمودید که فارابی موسس فلسفه اسلامی است حال آیا اثرات ایشان هنوز هم قابل استفاده و کاربردی اند؟ و چه کتابی رو برای شناختشون معرفی می کنید؟ آیا اون تز دکتری استاد داوری برای معرفی این اندیشمند مناسب است؟ دوم اینکه چرا وقتی زندگینامه بزرگانی مانند فارابی یا ابن سینا را مطالعه می کنیم متوجه میشم با اینکه سعی در مطالعه و تطبیق آثار الهی متناسب با نیاز جامعه بودند به فراگیری و مطالعه در مورد موسیقی نیز می پرداختند؟ و اساسا این موسیقیی که به آنها نسبت می دهند همین موسیقی امروزی بوده است یا نه؟ با تشکر از زحمات شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فارابی و ابن‌سینا هنوز قدرت تفکر به انسان می‌دهند. کتاب جناب آقای دکتر داوری نکات خوبی را با خواننده در میان می‌گذارد. به نظر بنده امروز، با صدرا بهتر می‌توان جلو رفت 2- موسیقی فارابی ابداً از نوع موسیقی که امروز مطرح است، نبوده. موفق باشید

18037
متن پرسش
سلام استاد: اگه میشه این دو تا اصطلاح رو توضیح بدین و فرقشون رو هم بفرمایید. حقیقت، واقعیت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو واژه از نظر معنای اولیه عبارت است از چیزی که در خارج از ذهن انسان محقق و واقع باشد. بعضاً حقیقت را به معنایِ وجهِ آرمانی یک موضوع به‌کار می‌برند و واقعیت را به معنای وجهِ فعلی آن. مثل این‌که می‌گویند حقیقت انسان، تشبه به انسان معصوم است ولی واقعیت او همین است که امروز در حال زندگی است. البته همیشه هم این دو واژه به این معنا به‌کار نمی‌روند، بعضاً به جای همدیگر هم مصرف می‌شود. از فضای خود جمله باید متوجه مقصود و مقصد گوینده شد. موفق باشید

17437
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: استاد گرامی سوالی برای بنده و سایر دوستان بدین منوال پیش آمده که چنانچه در قصه های انبیا آمده که انبیای قبل اهل عبادت و نماز بوده اند با توجه به اینکه قرآن بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است و نماز هم دارای حمد و سوره ای است که در این کتاب آسمانی وجود دارد به عنوان مثال داستان حضرت شیث آمده، اهل نماز بودند این نماز آیا همان نمازی است که در سیره حضرت محمد (ص) آمده؟ اگر نه چگونه بوده است؟ چون این سوال برای خیلی از دوستان پیش می آید. سپاسگزارم بابت اینکه پاسخ می فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در قرآن می‌فرماید«لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً» مناسک و عبادت هر قومی مربوط به خود آن قوم است؛ معلوم می‌شود که اقوام گذشته این نوع نمازهای پنجگانه را نداشته‌اند. موفق باشید

17052

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد همون مزاحم همیشگی ام. استاد، دارم دیوونه میشم. البته شدم. استاد گرفتار گناهم. هر کار می کنم نمیشه. ده ساله که مبتلا به یه گناهم. استاد خیلی خجالت می کشم. نمی تونم بی خیال باشم. از خدا خجالت می کشم. از امام زمان (عج)، از شهدا، اون گناه، قلبمو سیاه کرده قساوت قلب گرفتم، شاید باورت نشه ولی کربلا رفتم و دو قطره اشک از چشمام نیومد یعنی اینقدر بد شدم! نمی خواد امید الکی بهم بدی، شیخ جعفر مجتهدی می گفت اگه نام امام حسین علیه السلام رو شنیدید و اشک از چشماتون نیومد، اوضاعتون خیلی خرابه، یه فکری به حال خودتون بکنید، خیلی از خدا دلگیرم، آخه اون آدم بد بدا هم وقتی پای روضه میشینن گریشون میگیره، یعنی من از اونام بدترم، من که فقط به خودم ظلم کردم، به فرد دیگه ای ظلم نکردم. یکی از علما می گفت اگه کربلا رفتید و آدم نشدید، دیگه منم نمی تونم براتون کاری بکنم. انتظار جواب ندارم. فقط خواستم یه درد و دل بکنم. کاش آقا غایب نبود تا می رفتم در خونش و ازش گدایی می کردم. یا زهرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر حضرت مولا«علیه‌السلام» ظهور داشتند، طبق سیره‌ی اجداد بزرگوارشان می‌فرمودند: بالاخره گناه را نباید دوست داشت و دنبال کرد، و مأیوس هم مباش خودمان کارت را حلّ می‌کنیم. موفق باشید

17036
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد محترم: ان شاءالله همیشه موفق در کسب فیوضات الهی باشید. اگر کشف حقایق با روش کشف، شهود و وحی و با عنایت به آسیب های پدید آمده از سوی مدرنیته صحیح انگاشته شود، به فلسفه هم نیاز است؟ و به نظر حضرتعالی دیگر چه کمبودهایی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه، قدرتِ آن چیزی است که در هر زمان در حال وقوع است و فیلسوف، گزارش‌گرِ روحِ زمانه می‌باشد. موفق باشید

16733
متن پرسش
سلام استاد: خداقوت. یک طبقه بندی موضوعی کردم در آثار شما، و طبق آن می خواهم مطالعه کنم، بهمین خاطر چند سوال داشتم: 1. در مباحث قرآنی و نهج البلاغه، کدامشان راجع به عدل خدا ست؟ 2. در مباحث قرآن و نهج البلاغه کدامشان در مورد نبوت و امامت است؟ یک سوال جدا هم داشتم، اینکه: علامه رحمت الله علیه می فرمایند: «اگر یک پدیده را با مجموع علت تامه و همچنین با اجزای علت تامه اش بسنجیم نسبت آن به علت تامه، نسبت ضرورت (جبر) خواهد بود و نسبتش به هر یک از اجزای علت تامه، نسبت امکان است، زیرا جزء علت نسبت به معلول تنها امکان وجود را می دهد نه ضرورت وجود را» . (شیعه در اسلام / ص 111) استاد، اگر می شود این جمله را به حقیر به زبان ساده توضیح دهید، چون کمی برایم سخت بود و متوجه نشدم، بخاطر همین مزاحم وقت شریف شما شدم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع تقسیم‌بندی‌های کلامی را نمی‌توان به طور مستقیم در قرآن و نهج‌البلاغه که نظر به معارف اسلامی به صورت جامع دارند، پیدا کرد. بهتر آن است که به همان شکل که متون مقدس حقایق را با ما در میان می‌گذارند، ما به آن‌ متون رجوع کنیم 3- مجموعه‌ی علل که در میان آید حتماً معلول بالضروره محقق می‌شود ولی هر یک از علل به تنهایی امکان تحقق معلول را فراهم می‌سازند، زیرا در آن صورت سایر علل در صحنه نیست؛ مثل امکانِ رفتن شما به خانه به‌وسیله‌ی ماشین سواری. ولی اگر همه‌ی علل حتی اراده‌ی شما در صحنه باشد، بالضروره رفتن شما به خانه محقق می‌شود. موفق باشید

16606
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن عرض قبولی طاعات و عبادات، جناب استاد مدتیه مطلبی ذهنم را مشغول کرده که اگر لطف بفرمائید و پاسخ بدهید ممنون شما می شوم. بنده مطالعاتی در خصوص تجربیات نزدیک مرگ و همچنین احضار ارواح داشته ام. در خصوص تجربیات نزدیک مرگ غالب افراد از ادیان و ملیت های مختلف، تجربیات نزدیک به همی داشته اند. این امور در ابتدا حس تمایل به معنویت را در درون انسان زنده می کنه ولی باعث می شه که انسان به نوعی کثرت ادیان را قبول کنه. چرا که اولا نسبت به حقانیت دین اسلام و یا لزوم اطاعت از اهل بیت (ع) هیچ گونه آگاهی به این افراد که متدین به دین ها و مذاهب دیگری هستند داده نمیشه. و ثانیا به عکس در مواردی به اون ها توصیه می شه به همان دینی که دارند متدین بشند. از طرفی نحوه تجربیات ذکر شده به گونه ای که احتمال شیطانی بودن این تجربه را به حداقل می رسونه. چرا که همه این افراد از هر دین و مذهبی از ملاقات با نور خدا و عشق بی اندازه او خبر داده اند. بسیاری در این تجربیات همه زندگی خودشون را به عینه مشاهده کرده اند. در واقع آن چیزی که به اونها توصیه می شه اینه که به یاد خدا باشند با هر مذهبی که دارند. حتی در مواردی این جور از سخنان این افراد برداشت می شه که هر اتفاقی در زندگی انسان نشانه و مرحله ای است که خدا برای اون بنده مقدر کرده و نبایست از اون رو گردون باشه که این جوری خیلی از چیزهائی که ما اون ها را حرام می دونیم برای شخص تجویز میشه. سوال من اینه که چطور می تونیم اولا این امور را با حقانیت مذهب و آئین خودمان جمع کنیم. و ثانیا چطور می شه با لزوم التزام به حرام و حلال های شرعی این موارد را توجیه کرد؟ در خصوص احضار اوراح و مواردی از آگاهی ها و اطلاعاتی که بعضا از این طریق به دست اومده هم سوالاتی داشتم که جهت اطاله کلام از اون ها صرف نظر می کنم فقط در همین حد که این مطالب به سختی با تصور دینی ما از عالم برزخ و حساب و کتاب و شب اول قبر قابل تطبیقه. لطفا اگه میشه در این خصوص بنده را راهنمائی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها اگر تعلق چندانی به دنیا نداشته باشند، در ابتدای سکرات خود با وجهِ تجردی‌شان روبه‌رو می‌شوند. در این حالت به هر مذهبی که باشند آن حالات و صورت‌هایی که برای آن‌ها پیش می‌آید، شیرین است. ولی چون در برزخ، به درون خود کشیده می‌شود و با نکیر و منکر اعمال آن‌ها بر اساس فطرت و شریعت بررسی می‌شود حقیقت هرکس برایش در نسبت به خدا معلوم می‌گردد که این حالت، حالتی نیست که افراد توانسته باشند گزارش بدهند. موفق باشید

16292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز این حقیر از نوشته ها و گفته های شما اینگونه فهمیده ام که انسان در هر زمان باید وظیفه خودش را بفهمد و طبق آن عمل کند و نتیجه را به خداوند واگذار کند. حال می خواستم بپرسم به نظر شما در زمان کنونی وظیفه یک دانشجو که وارد رشته مهندسی شده و در حال اتمام تحصیل است و در یک نگاه به خود متوجه می شود که تا به حال متاسفانه نه به خوبی درس خوانده و نه اندوخته ای برای آخرت خود دارد چیست؟ و چگونه می تواند جبران مافات کرده و در مسیر قرار گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر دو حوزه که کوتاهی شده است، خوب است در زیر سایه‌ی انقلاب اسلامی و نایب امام عصر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» بازبینی نمایید، إن‌شاءاللّه به تعادل لازم خواهید رسید. موفق باشید

7320
متن پرسش
اگر همسر آدم از نظر اعتقادی و اخلاقی آدم پایبندی باشد ولی ریش‌هایش را تیغ بزند، آیا می‌توان پشت سر او نماز خواند؟ آیا ریش‌زدن مصداق اصرار بر گناهان کوچک است یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از مرجع تقلیدتان باید بپرسید. موفق باشید
2104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم چندی پیش بنده این سوال را از شما کردم ولی جوابی دریافت نکردم نظر شما در مورد حاج آقا مجتبی موسوی در درچه چیست ایشان را چگونه می بینید و باید چگونه از ایشان استفاده کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام :بنده چیزی نمی‌دانم. موفق باشید
823

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام، 1- اصولا دعا کردن برای افزایش رزق با ثابت بودن رزق حلال و مقرر شده منافاتی ندارد؟ دعاهای بسیاری نیز از ائمه برای افزایش روزی موجود است. 2- در حدیثی از پیامبر(ص) نقل کرده اید که انسان تا آخرین لقمه رزق مقرر شده را نخورد از دنیا نخواهد رفت. آیا اگر در صورتیکه با اعمال بد خود باعث دفع روزی شویم باز هم این اتفاق ذکر شده در حدیث خواهد افتاد یا اینکه آن قسمت از روی مقرر به روزی بد و حرام به ما خواهد رسید. 3- اگر با ندانم کاری و اشتباه فردی (مانند تنبلی کردن) در برهه ای از زمان باعث شدیم رزقی از دست ما برود (مثلا در دانشگاه خوبی قبول نشدیم) آیا این قسمت از رزق برای همیشه از کف ما رفته است و یا در صورت جبران و انجام کار خیر و یا همان دعاها یا کارهایی که موجب افزایش روزی می شود به ما در آینده باز می گردد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- دعاکردن موجب وسعت رزق می‌شود از آن جهت که انسان گرفتار رزق نشود تا از بندگی خدا باز بماند. 2- ظاهراً رزق‌ها مقسوم است و گناهان موجب سخت‌شدن رزق می‌شود و نه دفع رزق. 3- از آن‌جایی که قرآن می‌فرماید: « یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات‏» خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏کند. باید امیدوار بود که با رجوع به خدوند، حضرت رب‌العالمین شرایط جبران مافات را فراهم ‌کند. موفق باشید
23494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب. استاد اولا اگر در اصفهان بجز جلساتتون گروه هم اندیشی دارید؟ لطفابه بنده معرفی کنید بخصوص درخواستم اینه یه جلسه هم اندیشی مخصوص بانوان داشته باشید. با شخص خودتون از شاگرداتون می شناسم ولی اولا به نظرم خودتون باشید مسئله بالاتر میشه در ثانی گروه خانمه باشن راستش بنده به عنوان یه خانم اینطور که رو خودم دقت کردم اولا جلو آقایون دوما وقتی چشمم به نامحرم می افتد با اینکه قصد ندارم فکر می کنم یه انرژی از من میره تو طرفهای مقابل و در ثانی قدرت تمرکزم کم و فکر کردنم ضعیف و در نتیجه قوه عقلیم رو نمیتونم به کار بگیرم اون طور که باید. گاه تصمیم به روبنده می گیرم ولی با مسئله لباس شهرت و.. روبرو میشم در صورتی که چند سال پیش که آیت الله بهجت زنده بودن از دفترشون پرسدم گفتن بزنید. راستش استاد به حمدالله از نظر معرفتی بد نیستم ولی علاقه زیاد به گروههای هم اندیشی پیرامون مسایل انقلاب دارم یکی دو بار هم تو گروه دعوت به اندیشه خانه بیاری اومدم ولی فضا که مردونه بود قدرت تمرکزم کم می شد وقتی می خواستم حرف بزنم احساس خودنمایی داشتم و تهش دوست داشتم وقتی حرف می زنم چشمام بسته باشه تا نظر به درون خودم داشته باشم و حرف بزنم این رو بنده از زن بودن خودم فهمیدم ولی دیگه شما یه وقت میگید تو اجتماع حضور داشته باشید و اینا میام، خواستم این مطلب رو بگم شاید این مطالب رو از زبان یه زن بشنوید قضیه طور دیگه بشه. ۲. مسئله دیگه اینکه گاه فکر می کنم بعد انقلاب و چند یه سیستم خیلی بزرگ و عالی که داشتیم به هم خورده و این یه جورایی خوب و یه جورایی بد بوده و اینکه اکثرا فراد حتی خیلی انقلابی ها و حتی اونها که یه زمان برای اینکه شهرشون دست دشمن تو خرمشهر و اهواز و... می جنگیدن همه به شهرها و بخصوص تهران هجوم آوردن از یه طرف شاید بگیم علت کشش وجود امام و ساختارهای دینی بود که مکان حضور آنها داشته و الان هم رهبری ادامه دهنده اش هستن ولی طرف دیگش مدرنیته شدن شدید هست که هنوز ادامه داره از یه طرف احساس می کنی باید بری مناطق محروم از یه طرف اخه من مال اوجا نیستم بتونم مناسب خودشون فرهنگ بسازم از یه طرف دیگه نیاز هست و از طرفی گاه فکر می کنم همه فرهنگ کشور رفته تهران و اگر بخواهی عادلانه کار فرهنگی کنی باید از اونجا کنی. یادم نمیره چند ماه پیش سری به بنیاد شهید زدم مسوول اوجا می گفتم چند وقت پیش یه دختر شهید از تهران اومده بود کلی کلاس و فن و مهارت بلد بود اون وقت مسوول پرسیده بود این کلاسها را چطور رفتی بارکلا چه زرنگ بعد گفته بود همش رو تهران بودجه بنیاد رفتم و رایگان اونوقت ما اینجا اصفهان «راه دور مناطق محروم بماند» فرزند شهید هنوز تو خیلی خرجهایش مونده این رو گفتم راهنمایی ام کنید چه کنم دایم دغدغه این چیزها اذارم میده حرفم اینه به نظر شما این نوع بودجه بندی ما را به کجا میبره اینه که همه کوچ میکنن تهران بعدشم اروپا و. حتی دانشگاهها هم همینطور هست اول تاپ ترین رشته ها و کارامدترین و درامدزاترینش میره تهران و دانشگاههای تهران. آیا این ساختار باعث نمیشه همین فرهنگ سنتی هم از بین بره معذرت میخوام ولی گاه فکر می کنم سنت را از بین نبرم اسلام حاک کردنم پیشکش. استاد اصلا گفتم شاید یه عده باید باشن مدتی برن تهران گردی و اون ساختارهایی که ذیل شخصیت امام و رهبری بوده و هست را برن تو استان و محله و... خودشون اجرا کنن. استاد ممنون به حرفهام گوش کردید. بگید ما با این دوره گذار به قول شما چه کنیم؟ البته بنده اصل این مشکلات را هم یه موضوع میدونم و اون اینکه عدم احترام به بزرگتر بخصوص پدر و مادرها باعث میشه این هجرت ها اتفاق بیافته که البته یه عامل هست و اینکه با عدم رعایت این موضوع فرهنگ نسل قدیم به آینده منتقل نمیشه یه عامل دیگرش هم اینه که اقایون متاسفانه به رفت و آمد با خانواده همسر تمایل ندارن که ناشی از کمکاری در بحث زن هست که مردان توقع دارن همسرشون با مادر و خواهر و... اونها بسازه ولی خودشون حاضر نیستند با براد رزن و شوهر خوار همسر بسازن که اینم شاید عدم رعایت اینه که همسر شهید مطهری اوایل ازدواج در خاطراتشون میگن اومدم غیبت کنم شهید فرموده بودن خانم غیبت نکن نمیدونم گرفتید قضیه را متشکرم استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این نکته‌ی آخری که فرمودید سخن بسیار دقیقی است. آری! ادب رعایت والدین ریشه‌ی بسیاری از سرگردانی‌های این نسل است و همین‌طور که می‌گویید بعضی از مردها غفلت می‌کنند که پدر و مادر همسرشان در حکم پدر و مادر خودشان هستند. ۲. جلسه‌ی هم‌اندیشی که تنها با خواهران باشد، ندارم. جلسات بنده تنها همان جلسات عمومی است که همه در جریان‌اند. در مورد رفقا هم در جریان نیستم که چنین جلساتی دارند یا نه. خوب است خود خواهران که هم‌افق هستند و امکان گفتگو در بین آن‌ها هست، این‌کار را ترتیب دهند. ۳. در مورد حضور در شهرهای بزرگ و مثلاً در تهران برای رشد بیشتر، به این جمله‌ی مقام معظم رهبری فکر کنید که فرمودند جبهه‌های فکری و فرهنگی، چراغ خاموش و در سایه حرکت کنند. به نظرم اگر همین افراد بی‌نام و نشان در گوشه‌گوشه‌ی این کشور نبودند، کارهای بزرگِ چشم‌پُرکن چندان نتیجه نمی‌داد. موفق باشید

22196
متن پرسش
سلام خدمت استاد ارجمند: طاعات و عبادات‌تان قبول باشه. خدمت‌تان سوالی داشتم؛ اینکه این حال خوش معنوی که در ماه مبارک نصیب آدمی می‌شود و این حس و حالی که برای عبادت پیدا می‌کند که آن را وام‌دار روزه و ماه رمضان هستیم، حال که ماه رمضان در حال تمام شدن هست چگونه حفظ کنیم؟ چگونه این حال خوش را برای خود در بعد از رمضان که نه روزه هست و نه این وقت خاص ماه مبارک حفظ کنیم؟ از الان که هنوز یک هفته دیگر از این ماه عزیز باقی است استرس تمام شدنش را گرفته‌ام و دوست ندارم که تمام شود، احساس می‌کنم تمام زندگی‌ام در این ماه خلاصه شده و با تمام شدن آن من هم دو باره می‌میرم. حس وقتی را دارم که قرار است از زیارت حرم ائمه به خانه برگردم. واقعا نمی‌دانم چه کنم کلافه و سردرگم هستم لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه این حس را حفظ کنم یا چه چیزی را جای‌گزین روزه و ماه رمضان کنم؟ دلیل اینکه این درخواست را از شما دارم فقط به خاطر این است که این حس با توجهی که کتاب شما به من داد به وجود آمده است و اطمینان دارم که کسی که می‌تواند این حس را در قالب کتاب منتقل کند می‌تواند راه کار حفظ آن را هم بگوید. کتاب «رمضان دریچه رویت»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ماه رمضان افق را می‌گشایند تا عزمی برای همه‌ی طول زندگی در ما ایجاد شود و در راستای آن افق، زندگی خود را شکل دهیم.

سعی کنید برنامه‌ای برای خود بریزید که در روح و روان خود نگهبان حالی باشید که به سراغ شما آمده است. معلوم است که از این جهت می‌گویند: «کز بهشت آدم، به یک تقصیر بیرون می‌کنند». موضوع، گناه‌کردن نیست بلکه موضوع، در کوتاهی‌های ما است با یک غضب بی‌جا، با یک غیبت.

مطالعه‌ی کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» باید بد نباشد. در ضمن بر روی سه روز روزه‌داری در ماه هم فکر کنید که مثل روزه‌داری در کلّ سال است. موفق باشید 

22174

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل و گرامی: اگر یک خانم که علاقمند به مباحث معرفتی از جمله کتاب نفیس خویشتن پنهان است، موافقید جهت بهتر فهمیدن مطالب این کتاب ارزشمند یک استاد مرد نامحرم باتقوا داشته باشد، نظر حضرتعالی چیست؟ حدود اخلاقی و عرفانی این ارتباط باید چطوری باشد؟ آیا در تاریخ، زنان عارف یا باتقوایی داشته‌ایم که یکی از علل موفقیت‌شان داشتن استاد مرد بوده؟ کلاس هم به صورت خصوصی بوده باشد. (فقط استاد و شاگرد تنها باشند و کسی دیگر نباشد؟) اینکه در فقه می‌گویند زن و مرد نامحرم ارتباط نزدیک نداشته باشند و یا هر دو با هم در یک اتاق نباشند را شما چگونه تحلیل می‌فرمایید؟ لطفا مستند بفرمایید تا بتوانم آن را به دیگران هم اعلام کنم. حقیر استقاده وافری از مباحث صوتی و کتبی شما داشته‌ام. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید شرایط طوری نباشد که خلوت دو نامحرم پیش آید. در مورد حاجیه‌خانم امین داریم که استادها در منزل ایشان می‌رفتند و به ایشان درس می‌دادند، ولی شرایط طوری نبوده است که حالت خلوت با نامحرم پیدا کند. موفق باشید

نمایش چاپی