بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4809
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز یک جا میفرمایید اهل بیت ع با حضرت رسول در یک مقامند وهمه ذات الهی بدون واسطه فیض میگیرند یکجا میفرمایید مقام محمدی ص خورشید است و اهل بیت ع قمر از علمای دیگر هم شنیده ایم اهل بیت ع و بقیه پیامبران در حجاب مقام حضرت رسولند کدام درست هست خدا حفظتان کند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو سخن در جای خود درست است. رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن صاحب مقام‌اند و به سوی عرش و ملکوت راه گشوده‌اند و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به نور محمد«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در آن راه قرار می‌گیرند و از نور خداوند منور می‌شوند هرچند آن راه ابتداء به نور خورشید محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» گشوده شده و از این جهت همه را نور محمدی در برگرفته و هروقت خواستید به یکی از آن ذوات مقدس نظر کنید ابتدا با نور محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» روبه‌رو می‌شوید به همین جهت در زیارت آن بزرگواران ابتدا به رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» سلام می‌دهید و می‌گویید: «السلام علیک یا رسول الله» نمی‌گویید: «السلام علی رسول الله». موفق باشید
4065

جوهر و عرضبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ارادت قلبی در مورد سوال قبلی از جوهر و عرض ، به پاسخ یصح سکوت علیها نرسیدم! حتما به مطالعه و تأمل بیشتری نیاز دارم؛ تنها سوال من این بود که (اگر فقط فرض کنیم) لو فُرض به این که در واقع جوهری نیست و آنچه موجود است فقط وفقط عرض باشد ، چه محذور یا اشکالی پیش میآید؟ با کمال معذرت.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض کردم با توجه به تعریف عرض معنا نمی‌دهد مجموعه‌ی اَعراض تحقق خارجی داشته باشند. موفق باشید
3216
متن پرسش
شما در پاسخ به سؤالات قبلی فرمودید که: در غرب ابتدا گرایش نفس اماره به وجود آمد، آنگاه انواع هوس‌ها و شهرت‌دوستی و رقیب‌کشی به عنوان مبادی روح غربی ظهورکرد. در این راستا این دو سؤال مطرح می‌شود: الف) آیا این مثال‌ها به عنوان مبادی فکر غربی صحیح است؟ باید مشهور شویم. باید رقیب خود را حذف کنیم. ب) آیا مبادی غربی فقط از جنس «باید» است؟ اگر مبادی غربی از جنس «هست» هم هست، آیا می‌شود چند مثال بزنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مبادی در غرب و غیر غرب یعنی شخصیت پذیرفته‌شده به علم حضوری و بالتبع اگر شخصیتی که انسان برای خود پذیرفته است صورت نفس امّاره‌ی او باشد نگاه اش به عالم، نگاه غربی است و در این راستا به حکم نفس اماره انواع هوس‌ها و شهرت‌دوستی‌ها پیش می‌آید. از آن‌جایی که مبادی هر کس شخصیت پذیرفته شده ای است که مد نظر دارد درآن شخصیت هم بحث «هست» مطرح است و هم بحث «باید». نمی‌توان مبادی غربی را بیرون از شخصیت پذیرفته شده منحصر به هست یا باید کرد. منتها آن‌چه را نفس امّاره «هست» می‌داند وَهمی است و نظر به «وجود» ندارد و آن‌چه را نیز «باید» می‌داند بر اساس نیاز هوس‌اش می‌باشد. موفق باشید
2617
متن پرسش
سلام ایامی توان بچه هایی که ناخواسته از زن وشوهر مشروع متولد می شوند یک نوع روزی خداوند دانست ؟نظردین درباره ی این گونه تولد ها چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در این موارد نمی‌توانم نظر بدهم. موفق باشید
1478

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید من مخالف ولایت فقیه نیستم و آقای خامنه ای را هم به عنوان رهبر قبول دارم اما دوستانم یه رفتارهای افراطی از خودشون در مورد آقای خامنه ای نشون میدن که حتی نعوذبالله ایشون را در حد یه امام معصوم و معجزه گر یا حتی خدا بالا میبرن. آیا این رفتارا درسته؟ راستش با این رفتاراشون دید منو نسبت به ایشون بد میکنن. آخه به نظرم این کاراشون ظاهریه و اکثر کسانی که این رفتارها را نشون میدن وقتی که خدای نکرده جنگی چیزی رخ بده قایم میشن و همون کسانی که حالا به ظاهر مخالف ولایتن جونشونو میذارن کف دست. آیا واقعا باید اینگونه رفتار کرد مثل اونا؟ نمیتونم رفتاراشونو تحمل کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده هم فکر می‌کنم عده‌ای برای ضایع کردن جایگاه ولایت فقیه، مأمورند که آن را به صورتی غلوّ آمیز مطرح کنند تا تنفّر عمومی ایجاد کنند. اعمال آن‌ها را به حساب خودشان و مأموریتشان بگذارید و نه به حساب نظام اسلامی و اعتقادی که باید به ولایت فقیه داشت. پیامبر اکرم«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند « قَصَمَ ظَهْرِی رَجُلَانِ عَالِمٌ مُتَهَتِّکٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّک‏.....» دو کس پشت من را شکستند؛ عالم هتّاک و جاهل سطحی نگر. موفق باشید
21729

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: من در شرایطی قرار دارم که بسیاری از برنامه هایم را خداوند جلو می برد. مثلا دوره ای پرستاری پدر و مادرم و برکات بسیار آن و دوره ای کلاس های تخصصی قرآن٬ احکام و باز برکات بسیار آن. گاهی تصمیم می گیرم بعضی برنامه هایم را کنسل کنم و کاری را شروع کنم ولی متوجه می شوم رضایت خداوند در آن نیست؛ موانع و مشکلات ایجاد می شود. این جاست که در هزینه هایم دچار مشکل می شوم. مثل بعضی از هزینه های درمانی. نمی دانم اینجا باید از خداوند برای رزق کمک بخواهم؛ برای کار کمک بخواهم؛ اصلا نمی دانم چه کار کنم. دوستان مذهبی می گویند چون دختر هستی فعلا روزی تو همان است که برایت تعیین شده؛ تو فعلا به وظایف خودت عمل کن؛ نمی دانم ولی گاهی احساس می کنم اگر در بعضی از درمان هایم کوتاهی کنم بعدا به مشکلات زیادی برخواهم خورد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دیانتِ حقیقی دیانتی است که همراه با عقل و معنویت باشد. لذا به ما گفته‌اند با توکل، زانوی اشتر ببند. یعنی در عین آن‌که کار را به خدا واگذار می‌کنیم آن‌چه را هم که عقلا انجام می‌دهند و عقلانی است، انجام دهیم. موفق باشید  

20127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خسته نباشید. جناب آقای ابوالقاسم فنایی در کتاب دین در ترازوی عقل آورده اند که اساسا اخلاق بر دین مقدم است یا بهتر بگویم ما قائل به اخلاق سکولار هستیم. ایشان اخلاق را اینگونه می بینند و به اخلاق دینی می تازند! استاد نطر شما درباره ی شخص ایشان و این نگاه ایشان چیست؟ گرچه ایشان از دوستان و شاگردان آقای ملکیان می باشند و برخی هم می گویند دین در ترازوی اخلاق همان قبض و بسط است اما این بار در قالب اخلاق و نوع نگاه همان نوع نگاه است. استاد اخلاقی که این ها ازش دم می زنند همان اخلاقی است که فیلسوفش کانت است؟ اساسا اخلاق اسلامی در نظر شما چه تعریفی دارد؟ آیا شما به اخلاق فرادینی قائل هستید اگر هستید به چه معنا هستید؟ گلوگاهی که اینچین اساتید اینچنینی مثل آقایان فنایی و ملکیان را در خود فرو برده است کجاست؟ و چه می شود که ایچنین اصالت را از دست می دهند و در آشفتگی آرا و نطرات غوطه ور می شوند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد مبنای آقای فنایی با آقای ملکیان متفاوت باشد. سخنان آقای فنایی را گوش داده‌ام، از جهتی قابل تأمل است و شبیه آن چیزی است که ما در موضوعات حسن و قبح ذاتی و عقلی می‌گوییم که موضوعاتِ فراشرعی است. موفق باشید

19615
متن پرسش
بسمه تعالی یکی از حوزویان با استناد به آیه «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت» و آیات بعدی ؛ بویژه دقت در کلمه (کیف) و اشاره داشتن کیف به علل اربعه ؛ عنوان داشته اند که دانستن علوم جدیده : زیست شناسی ، فیزیک ، شیمی ، ریاضی و ..... واجب عینی است. مانند حج که برای فرد مستطیع ، در طول عمرش یکبار واجب عینی است. نظر جنابعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر کیفیت خلقت مخلوقات، کیفیت‌های مادی است که نیاز به نگاه علوم جدید داشته باشیم؟ برعکس، برای فهمِ آن‌ها قرآن ما را در این نوع آیات متوجه‌ی جایگاه ربوبیت حق می‌کند که ملاحظه کنید چگونه ربّ العالمین نسبت‌های دقیقی بین پدیده‌های عالَم برقرار کرده است تا در این راستا متوجه‌ی نبوت نبی باشیم و متذکر باشیم در همان راستای نسبت‌هایی که خلقت مخلوقات برای بشر شکل گرفته است، نبوتِ نبی نیز از طرف حضرت حق به میان آمده است. موفق باشید

19520
متن پرسش
سلام علیکم: در بحث دعا و توسل یک مطلبی بر سر زبان ها هست که اگه فلانی را که مرتکب ظلمی شده به حضرت عباس بسپاری خیلی زود جزاشو می بینه. داستان های زیادی هم در این زمینه وجود داره که قطعا همه آنها ساختگی نیست. توجیهی هم که پشت این ادعا هست اینه که صبر خدا زیاده لذا ظالم حالا حالا ها مجازات نمیشه اما حضرت عباس علیه السلام صبر خدایی نداره و خیلی سریع ظالم را مجازات می کنه. خوب حالا این یه تناقضی ایجاد می شه و آن اینکه بالاخره ما چه کنیم؟ کارها را به خدا بسپاریم یا حضرت عباس؟ به عبارت دیگه اگه کارها را به حضرت عباس بسپاریم این شائبه هست که کارها با حکمت الهی پیش نمیره و هر چند ظالم زود به سزایش میرسه و دلمون تا حدودی خنک میشه اما نتیجه حکیمانه ای (در حد حکمت الهی) از این توسل گیرمان نمی آید. تو را به حضرت عباس یه جواب روشنی به ما بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فرهنگ دینی خداوند می‌فرماید: «وللّه الاسماء الحسنی فادعوه بها» خدای را اسماء حسنایی هست، پس او را با آن اسماء حسنا بخوانید. لذا همان‌طور که اگر خدای حکیم را با اسم «یا سریع الإجابه» بخوانید، اگر حکمت او اقتضاء کند با همان اسم به صحنه می‌آید و تقاضای ما را سریعاً جواب می‌دهد؛ می‌توان گفت جناب عباس«علیه‌السلام» به یک معنا مظهر اسم سریع‌الإجابه‌ی حضرت حق‌اند و اگر حکمت الهی اقتضاء کند، ایشان به نور آن اسم به صحنه می‌آیند. موفق باشید  

19355
متن پرسش
سلام استاد: 1. آیا حضرت یوسف در مقابل حضرت یعقوب از اسب پایین نیامد؟ 2. آیا پیامبری از نسل حضرت یوسف گرفته شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف‌ها ساخته‌ی بنی‌اسرائیل است و قرآن می‌فرماید حضرت یوسف«علیه‌السلام» والدین خود را بر تخت نشاند و چون برگشت، آن‌ها در مقابل یوسف«علیه‌السلام» به صورت احترام‌آمیزی از تخت فرود آمدند و حضرت در آن‌جا به پدر بزرگوارشان عرض کردند این است تأویل رؤیای من. که خورشید و ماه و ستارگان در مقابل‌شان به سجده افتادند. در سورة يوسف آية 100 كه مي‎فرمايد: «ورفع ابويه علي العرش و خرّوا له سجّدا»  سجده در لغت به معناي تواضع، فروتني و افتادگي است . اين سجده، براي عبادت يوسف نبوده است چرا كه در ميان سجده كنندگان، شخصي كه فرستادة خدا و از مخلصين بوده است یعنی حضرت يعقوب، وجود دارد و سجدة پدر و مادر حضرت يوسف براي پروردگار و به شكرانة نعمت لقاي حضرت يوسف بوده است و روايات متعددي نيز از اهل بيت - عليهم السلام - نقل شده است كه گواه بر اين تفسير است، و به عنوان نمونه به يكي از آنها اشارت مي‎رود. امام صادق (علیه السلام) در تفسير آية شريفه مي‎فرمايد: «كان سجودهم ذلك عبادة لله: سجده آنها بعنوان عبادت براي پرورگار بود» (نورالثقلين جلد2 صفحه 486). موفق باشید

18341
متن پرسش
سلام استاد: در زمینه ولایت سوالاتی برام پیش اومده: چه کسایی به چه اعتباری میتونن بر من ولایت داشته باشن؟ مشکلمو میگم که محور سوالم واضح بشه. توی حوزه ما، مدیر حوزه و متولی میگن ما بر شما ولایت داریم، پس حق ندارید بپرسید چرا؟ و هر کاری که ما میگیم باید انجام بدین. منم انتقاد کردم در جواب من گفتن که همه کسایی که ضد ولایت و ضد ائمه شدن همونایی بودن که مقابل اماشون دلیل می خواستن. واقعا با این حرف ترسیدم. حالا نمیدونم حق با منه یا اونا. از طرفی هم نمیتونم نپرسم چرا. اگه با پاسخ حل میشه یا منبع معرفی کنید ممنون میشم. در ضمن سوال قبلی هم در مورد زی طلبگی پرسیدم برای اون هم یه منبع به ویژه از امام روح الله (ره) معرفی کنید. ممنون میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر اساس آیه‌ی قرآن که می‌فرماید: «واللّه هو الولیّ» تنها خداوند بر همه‌چیز ولایت دارد. حال اگر خداوند فرمود پیامبر و امامان بر ما ولایت دارند، ولایت آن‌ها به اعتبار دستور خدا است و در همین رابطه ائمه«علیهم‌السلام» فقها را به حکم مقبوله‌ی عمربن‌حنظله ولایت داده‌اند، با آن خصوصیاتی که در روایات در این رابطه هست. ولی جایی برای ولایت رؤسای مدارس نگذاشته‌اند. در زمان امام خمینی این بحث پیش آمد که چون رئیس جمهور را ولیّ فقیه نصب می‌کند و رئیس جمهور وزرا را تعیین می‌کنند و وزرا مدیران کل را؛ و مدیران کل، مسئولانِ سایر قسمت‌ها را؛ پس مسئولان بر کارمندان ولایت دارند. وقتی این موضوع را از حضرت امام استفتاء کردند حضرت امام این نحوه استنباط را نفی کردند و فقط فرمودند در راستای رعایت قانون و به حکم قانون هرکس باید دستورات مقام بالاتر را بپذیرد. موفق باشید

18206
متن پرسش
سلام علیکم: عرفای بزرگوار قائلند که مسیر با معرفت النفس طی می شود و کسی که جاهل به خود باشد به همه چیز جاهل است، حال استاد میرباقری کلا قائل به معرفت الامام هستند و این را محوری می دانند ولی باز بنظر این حرف درست نباشد چون اگر معرفت نفس نباشد ما به معرفت الامام هم جاهل هستیم، و از آن طرف هم می بینیم که عرفا می گویند به هرجا رسیدیم از در ائمه اطهار بوده، خلاصه کدام حرف درست است؟ کدام مسیر اولویت دارد و جمع آن ها چطور است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم هرجا رسیدیم به نور وجود مقدس ائمه‌ی اطهار«علیهم‌السلام» بوده است و امروز، حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه»اند که به خلایق مدد می‌رسانند و معرفت نفس برای فهم این مطلب است که بهتر بتوانیم حضور امام را درک کنیم. موفق باشید

18194
متن پرسش
سلام استاد: استاد نزدیک ترین به من هم بر اساس شدته؟ یعنی من به خودم نزدیکترم یا خدا به من؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که وجود خدا شدیدترین وجود است و در نتیجه شدیدترین حضور را دارد، انسان ابتدا به صورت تکوینی وجود خدا را حس می‌کند و بعد وجود خود را. ولی عموماً مردم، علم به این علم ندارند تا آن‌که عوامل غفلت را کم کنند و در دیدنِ هرچیز حتی در دیدن خود، خدا را بیابند به همان معنایی که حضرت علی«علیه‌السلام» فرمودند: «ما رأیت شیئاّ الا و رأیت اللّه قبله و معه و بعده». موفق باشید

16619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز، اینکه شخصی در طول مدت طولانی سعی به ملکه سازی و انجام یک سری اعمال و رفتار و ذهنیات خوب را داشته باشد ولی چندان موفق نباشد، اما در روز یا شب قدر احساس کند که در انجام آن اعمال و... خیلی راحت موفق شده و سدی برای انجام آن اعمال در درونش نیست، آیا مربوط به نزول فرشتگان در شب قدر است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم همین‌طور است. موفق باشید

16264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در مورد تقدیرات و قضا و قدر و سرنوشت هر کس نوشته هایتان را مطالعه کردم و خدا را شکر چقدر مفید بوده و ممنون از شما که چقدر بهتر با دانستن این بحث دستگاه و نظام آفرینش و قوانین الهی را شناخته و از سردر گمی و.. در می آییم و بهتر می دونیم که چکار باید بکنیم. اما یک سوال: در جایی فرمودید که خداوند آنچه را که برای بنده اش تقدیر فرموده و برای او بهتر می داند علاقه به آن کار را در دل او قرار می دهد و زور و جبری هم در کار نیست، اما من در درونم علاقه بسیار بسیار بالایی به فلسفه و عرفان و قرآن و... احساس می کنم ولی در بیرون زمینه شغلی و کارهای دیگری برایم فراهم شده، آیا اگر به سراغ غیر علاقه ام بروم، بر خلاف تقدیر خدا قدم نگذاشته ام؟ لطفا کمی توضیح می فرمایید. ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: علاقه‌ی درونی وقتی با عقل و مشورت اهل نظر، مدیریت شود از احساسات که با توهّم همراه است جدا می‌گردد و لذا می‌شود در کنار شغل مورد نظرتان، علم عرفانی و سیر عرفانی را دنبال بفرمایید

16078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام‌: بنده اینک فکر می کنم به عنوان پدر بشریت باید باشم، یعنی همان نقش حضرت حجت و اکنون نوبت تربیت مهدوی رسیده و بر این اساس با پوشاندن گناهان افرادی که جاهلانه عمل کردند حتی به ساحت ائمه جسارت کردند مثل نامجو خواننده ایرانی سعی کنم چو یک پدر دلسوز آنها را نسبت به برداشت غلطشان و سوءتفاهم پیش آمده آگاه کنم. البته این مسئله به جز افرادی است که آگاهانه و با از روی غرض علیه دین عمل می کنند که البته تعدادشان بسیار محدود است در سراسر دنیا. حال این نوع تربیت درست است؟ و گر بله که آسیب های احتمالی اش کدامند؟ و چه روشی صحیح تر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در محدوه‌ی میدانی که در مقابل‌مان قرار دارد، وظیفه‌های شرعی خود را إعمال می‌کنیم و لذا نه از «معروف» باید غفلت کرد و نه از «منکر». موفق باشید

16074
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: با توجه به یادداشت ویژه «هشدار که ماه شعبان آمد» 1. روزه گرفتن و انجام اعمال عبادی ماه شعبان چگونه باعث فهمیدن رسالت نبوی و یاری کردن پیامبر (ص) و رسیدن به شفاعت آن حضرت می شود؟ 2. چگونه از این ماه می توان نهایت استفاده را برد؟ 3. اینکه مولا علی فرمودند: از آن وقت که سخن منادیِ رسول خدا «ص» را که فرمود شعبان ماه من است، شنیدم تا کنون روزه آن ماه از من فوت نشده و إن‌شاءالله تا آخر عمر هم فوت نخواهد شد. چه نوع نگاهی هست؟ و آن حضرت متوجه چه هستند و طالب چه مقام و جایگاه هستند؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت دستورات ماه شعبان یک نوع هم‌سنخی با رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» برای انسان پیش می‌آورد و مولای موحدین«علیه‌السلام» که در عطش زندگی در افق رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» خود را پرورانده است، سختْ در رعایتِ اعمال ماه شعبان کوشا می‌مانند. موفق باشید

16014
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: جناب استاد در رابطه با سوال 15986 مشخصا سوال من این بود که چطور وقتی ادعا می شود من عمری در پی لقای تو بودم در فراز بعدی می فرماید عمر را در غفلت و نادانی گذراندم آخر کسی که عمرش را در پی لقای حق بوده با «سکره التباعد منک» نمی خواند. با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در مناجات‌هایی که انسان با حضرت محبوب دارد وجوه مختلف ابعاد خود را در میان می‌گذارد. انسان یک بُعد ندارد، دارای طیفی از عواطف و رویکردها است. مگر خود شما، خود را در هر دویِ این دو فراز احساس نمی‌کنید؟ که از یک طرف تمام عمر را در پی لقاء حق هستید و از طرف دیگر با اشتغال به امور دنیایی، چه غفلت‌ها و تباعدهایی که بر خود تحمیل نمی‌کنید. موفق باشید

15713
متن پرسش
به نام خدا و با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد سوالی است مدتها ذهنم را درگیر کرده و پاسخی برای آن نیافته ام. از طرفی این همه از عظمت و مقام شهدا سخن گفته می شود و هو الحق، از طرفی وقتی بسیاری از همرزمان و همفکران همان شهدا را می بینیم مشاهده می کنیم کم نیستند بین آنها کسانی که به گذشته خود پشت کرده اند یا از گذشته خود پشیمانند یا بی خیال شده اند یا مادی و دنیا پرست شده اند، حتی بعضی به مبانی اعتقادی هم بی عقیده شده اند و این موارد اندک هم نیست. حال جناب استاد آیا شهدا از جنس دیگر بوده اند در صورتی که بعضا همین همرزمان از آنها هم داغ تر و معنوی تر بودند و انگار هر دو گروه با احساسات دوران جنگ وارد میدان شدند عده ای شهید شدند و عده ای مانند... از کجا معلوم اگر آنها که شهید شدند مانده بودند حال و روزی بدتر از اینها نداشتند؟ چگونه این همه عرفان و معرفت را برای شهدا اثبات می فرمایید اگر حالات آنها را در زمان جنگ بفرمایید اینها که مانده اند همین حالات را داشتند و شاید بیشتر، به عنوان نمونه یکی از همین رزمندگان که در دوران جنگ دعا و نماز و ..... ترک نمی شد الان حتی قیامت را هم قبول ندارد و البته از این قبیل کم نمی شناسم. با تشکر از استاد عزیز و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید شیطان قسم یاد کرده در مسیری بنشیند که به سوی حضرت حق منتهی می‌شود و به همین جهت یکی از دعاهای مجاهدان، ثبات قدم است و تقاضا می‌کنند: «وثبت اقدامنا» و لذا سخت مواظب ثبات قدم در راهی که در آن پای گذاشته‌اند می‌باشند تا چنین مشکلاتی پیش نیاید. موفق باشید

15497
متن پرسش
سلام و درود: استاد ملاصدرا قایل به این است که در برزخ رشد نیست بلکه رفع موانع و حجاب ها می باشد. الته رفع این حجاب ها گاهی همراه با قرن ها عذاب است و در برزخ رشد اخلاقی و پیشرفت اخلاقی نیست. لطفا این مطلب را توضیح دهید؟ فرق رشد با رفع مانع چیست؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد «رشد» به معنای کمالی دیگر با اراده‌ی جدیدی محقق می‌شود که بعد از سکرات دیگر اراده‌ی جدید به آن معنا در میان نیست. ولی رفع حجاب به معنای بهتر مأنوس‌شدن با اراده‌هایی که در دنیا داشته‌ایم، مطرح است. موفق باشید

15381

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: چند وقتی است سوال مهمی ذهنم را مشغول کرده و با توجه به اینکه زیاد با هم سن و سالهای خودم ارتباط دارم، احساس می کنم که این سؤالِ خیلی از جوانان است: اکثرا به دین اسلام، از نظر اخروی پرداخته می شود و اکثر جوانها فکر می کنند که دیندار بودن اصلا به درد این دنیا نمی خورد و فقط در آخرت به داد انسان می رسد. سوال این است که کاربرد دین و زیبایی و ارزش دین در همین دنیا چیست؟ یعنی در همین دنیا، فرد مسلمان و دیندار، این دینداری اش چه چیزی به او می دهد که فرد غیر دیندار، آن را دارا نیست؟ به عبارت دیگر، کارایی های دینداری، در این دنیا چیست؟ یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سه جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» نکاتی در این رابطه دارد. موفق باشید

14945
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و گرانقدر لطفا مطالبی به صورت مختصر و مفید در مورد دفع رذایل اخلاقی و غضب و داشتن حلم بیان کنید. تا آن را همیشه همراه داشته باشیم و عمل کنیم. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» به طور کلّی و به‌خصوص در مورد غضب و رفع آن نکات ارزشمندی دارد. بنده‌ی حقیر نیز شرحی در رابطه با آن کتاب داشته‌ام. موفق باشید

14035
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. 1. کتاب «صد میدان» خواجه عبدالله انصاری چه جایگاهی دارد؟ فرقش با منازل السائرین چیست؟ 2. کتاب جناب محی الدین به نام مجموعه رسائل قسمت تهذیب اخلاق آن ترجمه شده. برای بنده قابل مطالعه است؟ یا آن هم سنگین است؟ نام کتاب این است: تهذیب اخلاق محی الدین بن عربی. ترجمه زاهد ویسی 3. کتاب اندوه های زندانی از جناب محی الدین چطور است؟ و چگونه باید خوانده شود؟ نام عربی اش: «شجون المسجون و فنون المفتون» است. در مورد عمل و عامل و معمول است. که ظاهرا اتحاد بین اینهارا بیان می کند. بطور کلی می خواستم بدانم آیا آثار کوچک و سبک محی الدین کدام ها هستند که الان هم می توان آن را خواند و استفاده برد؟ یا اینکه آثارشان کلا عمیق و لازمه کار بیشتری است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خواجه «منازل السائرین» را بعد از 20 سال که «صد میدان» را نوشت، تألیف نمود یعنی در زمان پختگی و اجتهاد سلوکی خود. در عین حال کتاب «صد میدان» اگر با استاد و در زمان مناسب مطالعه شود، نکات ارزشمندی در پی دارد 2- عموماً مقالات محی‌الدین تذکراتی است در تکمیل تفکر اصلی خود که در «فصوص» و «فتوحات» گفته است و کسی که فصوص را نمی‌شناسد چندان نمی‌تواند از آن آثار کوچک استفاده کند. موفق باشید

13983
متن پرسش
سلام: استاد بنده یک سیر مطالعاتی اگر بخواهم برای حدیث خوانی ام برنامه ریزی کنم. چگونه شروع کنم؟ چهار کتاب حدیثی که پشت سر هم خوانده شوند روشمند و خوب است معرفی بفرمایید لطفا. البته کمی اصول کافی هم خوانده ام التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ابتدا سعی کنید با دنبال‌کردنِ معارف الهی متوجه افقی شوید که روایات متذکر آن است، بهتر است و سپس به اصول کافی و تحف‌العقول و روضه‌ی کافی رجوع فرمایید. موفق باشید

13429
متن پرسش
سلام استاد گرامی: درباره نماز خواندن و سبک شمردن آن مطالب زیادی می دانم، اما متاسفانه قادر به انجام درست این فریضه نیستم و وقتی هم تصمیم می گیرم که بهتر بخوانم از قبل از تصمیم گرفتنم کیفیت بدتری پیدا می کند. خمیازه و هر چیزی که قبل از نمازم وجود ندارد دقیقا وقت نماز سر و کله اش پیدا می شود. از طرفی در سن تکلیف به خاطر سخت گیری پدرم در مورد نماز خواندن (حالا به هر کیفیتی که بود) مجبور بودم نمازم را بخوانم حالا اگر شده همه نماز ظهر و عصر دو دقیقه طول بکشد (البته می دانم ایشان از سر دلسوزی مجبورمان می کردند) و برخورد تندی انجام می دادند. این گذشته بد هم مزید بر علت شده و به شدت نماز خواندن برایم سنگین است و برایم یک کار رفع تکلیفی شده است. نمی دانم باید چه کنم؟ از لحاظ دانستن مشکلی ندارم ولی پای عملم می لنگد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از پدرتان گله‌مند نباشید، بالاخره همین عادت به نماز از خدمات ایشان به شما است. سعی کنید با نگاه عرفانی به ابعاد نماز شوق لازم را در خود ایجاد نمایید. کتاب «آداب الصلواة» از امام خمینی کمک می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی