بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17997
متن پرسش
سلام: آیا انسان که مجرد است و می تواند در آینده قرار بگیرد. در آینده ای قرار می گیرد که با علم خدایی است یعنی با علم به اختیارات ما، یا در آینده ای قرار می گیرد که اگر این کار را بکنم آینده اش این طور و اگر آن کار را کنم آینده اش طور دیگر می شود؟ یعنی شما که گفتید گاهی قلبمان می گوید به پیشنهادی نه بگوییم، بعد از مدتی می فهمیم که خوب شد گفتیم وگرنه فلان اتفاق بد می افتاد اگر نفس در آینده رفته باشد آینده ای است که ما آن بد را انتخاب کردیم در صورتی که آن آینده وجود ندارد چون ما آن کار را انتخاب نکردیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور نفس ناطقه در آینده در آن مثال به آن معنا است که نفس متوجه می‌شود آن نوع حضور در آینده به چه‌چیز ختم می‌گردد و با چه چیزی انسان روبه‌رو می‌شود. زیرا به جهت مجردبودنش آینده‌ی این عالم را احساس می‌کند هرچند به صورت اجمالی آن احساس صورت می‌گیرد. موفق باشید

16504
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: یک خواهشی داشتم و اون اینکه می شود در یک جلسه ای یا جزوه ای معنای جهاد کبیر در عصر حاضر را برای ما روشن کنید. با تشکر استاد این روز ها ماها را خیلی دعا کنید. استاد نزدیک 7 سال هست توفیق حتی 5 دقیقه تفکر در عالم حضور از من گرفته شده برام دعا کنید که این توفیق بزرگ دوباره بهم برگردانده بشود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن به پیامبر خود می‌فرماید «فَلا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبيراً» ـ‌ سوره فرقان آیه 52 ـ یعنی ای پیامبر از کافران و فرهنگی که آنان در جامعه حاکم کرده‌اند پیروی مکن و از طریق همین عدم تبیعیت از کفار جهار کبیری را به صحنه آور. حال از این به بعد این تکلیف ما است که سعی کنیم با تأکید بیشتر نسبت به انقلاب اسلامی و اهداف بزرگ آن این مجاهده را وارد زندگی خود نماییم شاید بتوان گفت کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» به یک معنی همان ورود به جهاد کبیری است که با عدم تبعیّت از فرهنگ استکبار وارد زندگی ما می‌گردد. موفق باشید

15807

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: استاد می خواستم بپرسم با توجه به دنیای امروز و پیچیدگی هایش و با توجه به اینکه نمی توان از سیاست ها و خیلی حوادث سر در آورد برای انتخاب مرجع تقلیدم باید چه کارهایی انجام دهم؟ اصلا مرجع تقلیدم را باید چطور انتخاب کنم؟ لطفا راهنماییم کنید خیلی گیج شده ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد اگر خودمان توانایی تشخیص اعلم‌بودنِ فقاهی که در مصدر مرجعیت اند، نداریم به کسانی که این توانایی را دارند و در دروس خارج آن‌ها شرکت می‌کنند و مقایسه می‌نمایند؛ رجوع می‌نماییم. موفق باشید

15795
متن پرسش
سلام: خسته نباشید استاد 1. یکی از رفقای قدیمی ما که ده نکته و برهان صدیقین را کار کرده است و مقداری هم معاد کار کرده است (ولی طلبه نیست). ما تصمیم گرفتیم یک جمعی داشته باشیم و با هم مباحثی مطرح کنیم و صحبت کنیم که در اخلاق روزانه ما تاثیرات زیادی داشته باشد. این دوست ما گفت: مباحثی را کار کنیم که سبک زندگی (اخلاق و سبک زندگی) باشد. منظورشان این بود که از مباحث تئوریک عرفانی و اخلاقی خوشش نمی آید. مباحث عملی که روزانه بدرد می خورد را دورهم کار کنیم. بحمدلله بنده بیشتر مباحث را کار کرده ام. فقط نمی دانم الان در این جمع (بعد از تحکیم عقاید) چه مبحثی را کار کنم تا خواسته این دوست ما هم زمین نماند؟ اگر می شود سیری بفرمایید و بفرمایید که کتاب چگونگی فعلیت یافتن را چگونه و در کجای مباحث کار کنیم؟ ممنونم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً یکی از کتاب‌هایی که می‌تواند باورهای دینی را به صحنه‌ی عمل بکشاند، کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» است. در ضمن کتاب «شرح جنود عقل و جهل» و کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» نیز در این مسیر کمک می‌کند. موفق باشید

14337
متن پرسش
سلام علیکم: آقای طاهرزاده در حین مطالعات حوزوی ام گه گاه در مورد برهان صدیقین فکر می کنم و سوالاتی برایم پیش می آید. اگر که مثلا درخت ممکن الوجود است که در برهان صدیقین می گوییم و اگر که یک وجود در صحنه نیست که شدید ترش را رساله الولایه می بینیم که آن یک وجود واجب الوجود است پس چه طور یک چیز هم ممکن الوجود است و هم واجب الوجود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه در بدایة الحکمه خواهید خواند که مخلوقات، ممکنِ بالذات و واجبِ بالغیرند و لذا تناقضی پیش نمی‌آید. موفق باشید

14033
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز شما در جواب سوال یکی از دوستان که درباره شک به عالم خارج پرسیده بود فرموده بودید بنا نیست ما به ادراکات خود شک کنیم. دلیل شما بر این امر چیست؟ مگر نه اینکه شما معتقدید ادراکات حسی خطا می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خطای ادرکات حسی را هم خود انسان می‌فهمد پس عملاً نفس ناطقه‌ی انسان به صورت بدیهی متوجه‌ی واقعیات هست. موفق باشید

12713
متن پرسش
سلام علیکم: نظر شما درباره دیدار خالد مشعل با شاه عربستان چیست؟ اصلا چه دلیلی دارد حماس به دیدار رژیمی که نزدیک به 4 ماه است که مردم مظلوم یمن را به توپ بسته است، برود؟ در مجموع احساس نمی کنید که مجموعه حماس با اهداف انقلاب اسلامی زاویه پیدا کرده است؟ متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از جریان‌های حماس از ابتدا هم این مشکل را داشتند. هنر بزرگ انقلاب اسلامی در این موارد آن است که موضوع فلسطین را از زاویه‌ی دیگری می‌نگرد و چندان به سیاسی‌کاری‌های بعضی از چهره‌های سیاسی جریان فلسطین توجهی نمی‌کند. موفق باشید

9360
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام: با توجه به سوالات 7887 و 6295 می خواستم دلایل شما را در خصوص اینکه پست مدرنیسم بسط مدرنیته است را بدانم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پست‌مدرنیسم نظر به همان اهدافی دارد که مدرنیته برای بشر مدّ نظر قرار داده، منتها در صدد است با بازخوانی گذشته‌ی خود ناکامی‌های خود را نسبت به آن اهداف بررسی کند و بدین سبب باید گفت پست‌مدرن بسطِ مدرنیته است. موفق باشید
3055
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر 1- در باب «ذات داشتن انقلاب اسلامی و غیر اعتباری بودن آن» گفتارهایی از جنابعالی را شنیدم و نوشته هایی را ملاحظه کردم و توفیق گفتگو با شما را نیز داشتم. نکات ارزنده ای را به صورت پراکنده از جنابعالی ملاحظه کردم ولی در آثارتان بحث مفصلی در این زمینه مشاهده نکردم و عمدتاً اشارات گذرایی به این موضوع داشتید. تقاضا دارم بحث مدونی در باب استدلات عقلی و نقلی و همچنین مثالهایی برای فهم و درک بهترموضوع ارائه نمائید. 2- با توجه با ثابت بودن و غیر قابل تغییر بودن «ذات»،«پیشرونده بودن ذات» که در دیدارر رهبر معظم انقلاب با فرماندهان سپاه پاسداران در سال گذشته مطرح گردیده است چگونه تفسیر می گردد؟حرکت از اجمال به تفصیل انقلاب چگونه تفسیر می یابد؟ باسپاس فروان از بذل توجه شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: روش درست برای جواب‌دادن به این سؤال را این طور می‌دانم . مباحثی که در این رابطه عرض شده است مطالعه شود و سپس مبتنی بر آن مباحث سؤال شود. بنده پیشنهاد می‌کنم ابتدا کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» همراه با جزوات «جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و جریانات سیاسی در آینده» و «علت سقوط تمدن‌ها در المیزان» مطالعه شود و سپس بر مبنای آن مباحث سؤال بفرمایید وگرنه برای جوابگویی به این سؤال همه‌ی مباحث باید مطرح شود چه در موضوع ذات‌داشتن انقلاب و چه در رابطه با حرکت از اجمال به تفصیل. موفق باشید
2362
متن پرسش
استاد در بحث برهان صدیقین گفتیم که خفیف الوجودیاعالم ماده وجودش را ازشدیدالوجود میگیره وتجلی شدیدالوجوداست وشدیدالوجود هم که مجرد است وزمانمندومکانمندنیست حالا برای بنده سوال است که چگونه ازوجودی مجرد عالم ماده که زمانمند ومکانمند است وجود میشود.ازطرفی هم داریم که(فللله خلق .الامر)که گفتیم خلق همان ایجاد با زمان است وفکرکنم که عالم ماده به خلق خداارتباط پیدا کند.خواستم مراراهنمایی بفرمایید که عالم ماده چگونه بوجود می ایدو ارتباط این دو مطلبی را که گفتم را بفرمایید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب روشن شد که وقتی وجود نازل شود محدود می‌شود و به صورت ماده در می‌آید و موجود از جنبه‌ی وجودی‌اش به خدا مربوط است و نه از جنبه‌ی نقص و مادی‌بودنش و این‌که می‌فرماید: «فللّه الأمر و الخلق» می‌خواهد بفهماند عالم امر و عالم خلق همه از نظر وجودی مربوط به خدا هستند. این سؤال قبلاً در قسمت برهان صدیقین با شرح بیشتر عرض شده، به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید
23129
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم «سیدجمال الدین اسدآبادی» «امام خمینی(ره) در مصاحبه با ریچارد کاتم» ریچارد کاتم در پایان دیدار خود با امام خمینی گفت: سؤالی درباره شخصیت سید جمال الدین اسدآبادى دارم؛ آیا شما او را شخصیت برجسته‏ اى مى‏ دانید؟ امام خمینی در پاسخ وی فرمود: «سید جمال الدین مرد لایقى بوده است، لکن نقاط ضعفى هم داشته است؛ و چون پایگاه ملى و مذهبى در بین مردم نداشته، از آن جهت زحمات او با همه کوششها، به نتیجه نرسید؛ و دلیل بر اینکه پایگاه مذهبى نداشته است، اینکه شاه وقت، او را گرفت و با وضع فجیع، تبعید کرد؛ عکس العملى نشان داده نشد؛ و زحمات او، چون این پایگاه را فاقد بود، به نتیجه نرسید». پس از پایان گفتگو، امام مجدداً کاتم را تشویق کرد که مطالعات خود را در مورد جنبش اسلامى ایران ادامه دهد و حقایق را منتشر سازد. منبع: صحیفه امام ، ج‏5 ، ص286 مقام معظم رهبری در بخشی از مصاحبه خود با روزنامه جمهوری اسلامی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در مورد سید جمال الدین اسدآبادی فرمودند: «سید جمال کسی بود که برای اولین بار بازگشت به اسلام را مطرح کرد کسی بود که مسئله حاکمیت را و خیزش و بعثت جدید اسلام را اولین بار در فضای عالم به وجود آورد. او مطرح کننده، به وجود آورنده و آغازگر بازگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام است. این را نمی‌شود دست کم گرفت و سید جمال را نمی‌شود با کس دیگری مقایسه کرد. در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد قبل از سید جمال چیزی به نام سلطه استعماری برای مردم مسلمان حتی شناخته‌ شده نبود. او کسی بود که در ایران، در مصر، در ترکیه، در هند، در اروپا کلاً در خاورمیانه در آسیا و در آفریقا سلطه سیاسی مغرب زمین را مطرح کرد و معنا کرد و مردم را به این فکر انداخت که چنین واقعیتی وجود دارد و شما می‌دانید آن زمان، آغاز عمر استعمار بود چون استعمار در اول نشرش در این منطقه اصلاً شناخته‌شده نبود و سید جمال اولین کسی بود که آن را شناساند. این‌ها را نمی‌شود دست کم گرفت. مبارزات سیاسی سید جمال چیزی است که قابل‌مقایسه با هیچ یک از مبارزات سیاسی افرادی که حول‌وحوش کار سید جمال حرکت کردند نیست.» مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در ۳ خرداد سال ۱۳۶۹ در خصوص سید جمال‌الدین اسدآبادی چنین فرمودند: «مصلحان اسلامی و متفکرانی که در ۱۵۰ سال گذشته، تحت تأثیر عوامل گوناگون قیام کرده و پرچم دعوت اسلامی و احیا و تفکر اسلامی را بر دوش گرفتند؛ از قبیل سید جمال‌الدین و محمد اقبال و دیگران. با همهٔ خدمات ارجمند و گران‌بهایشان، همگی این نقص بزرگ را در کار خود داشتند که به جای برپا کردن یک انقلاب اسلامی، به یک دعوت اسلامی اکتفا کردند و اصلاح جوامع مسلمان را نه با قوت و قدرت انقلاب که با تلاش روشنفکرانه و فقط با ابزار قلم و زبان جست‌وجو کردند. این شیوه، البته ممدوح و مأجور بوده و هست؛ اما هرگز از آن، توقع نتایجی همچون نتیجهٔ عمل پیامبران اولوالعزم را کـه سازندگان مقاطع اصلی تاریخ بوده‌اند نبایـد داشت. کـار آنان، در صورت صحت و مبرا ماندن از عیوب سیاسی و نفسانی، تنها می‌توانست زمینه‌ساز یک حرکت انقلابی باشد و نه بیشتر؛ و لذا مشاهده می‌شود که سعی و تلاش بی‌حد و حصر مخلصان این گروه، هرگز نتوانسته حرکت معکوس و روبه انحطاط ملل مسلمان را متوقف کند، یا عزت و عظمتی را که آنان از آن نام می‌آورده و در آرزویش آه و اشک می‌افشانده‌اند، به مسلمانان برگرداند و یا حتی اعتقاد و باور اسلامی را در توده‌های مردم مسلمان تقویت کرده و نیروی آنان را در خدمت آن به کار گیرد و یا دامنهٔ جغرافیایی اسلام را گسترش دهد؛ و این، به کلی از روش پیامبر عظیم‌الشأن اسلام (ص) جدا است و این بر هر کس که اندکی تاریخ بعثت و هجرت رسول معظم (ص) را بداند، آشکار است.» مقام معظم رهبری در خطبه دوم نماز جمعه 15 بهمن 89 نیز به نقش بزرگ سید اشاره کردند و فرمودند: «سيد جمال‌الدين بزرگ، آن مرد اسلام‌خواه، شجاع، مبارز، بزرگ، بهترين جائى را که براى مبارزات خود توانست پيدا کند، مصر بود؛ بعد هم شاگردان او، محمد عبده و ديگران و ديگران. حرکات اسلام‌خواهى در مصر يک چنين سابقه‌اى دارد.» شهید مطهری نیز درباره سید در کتاب بررسی نهضت های اسلامی در صد ساله ی اخیر می فرمایند: «بدون تردید سلسله جنبان نهضت های اصلاحی صد ساله ی اخیر، سید جمال الدین اسد آبادی معروف به افغانی است. او بود که بیدار سازی را در کشورهای اسلامی آغاز کرد، دردهای اجتماعی مسلمین را با واقع بینی خاصی بازگو نمود، راه اصلاح و چاره جویی را نشان داد. نهضت سید جمال، هم فکری بود و هم اجتماعی. او می خواست رستاخیزی هم در اندیشه ی مسلمانان به وجود آورد و هم در نظامات زندگی آنها. سید جمال در نتیجه ی تحرک و پویایی، هم زمان و جهان خود را شناخت و هم به دردهای کشورهای اسلامی – که داعیه ی علاج آنها را داشت دقیقا آشنا شد. سید جمال مهمترین و مزمن ترین درد جامعه ی اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و با این دو به شدت مبارزه کرد. آخر کار هم جان خود را در همین راه از دست داد. او برای مبارزه با این دو عامل فلج کننده، آگاهی سیاسی و شرکت فعالانه ی مسلمانان را در سیاست واجب و لازم شمرد و برای تحصیل مجدد عظمت از دست رفته ی مسلمانان و به دست آوردن مقامی در جهان که شایسته ی آن هستند، بازگشت به اسلام نخستین و در حقیقت حلول مجدد روح اسلام واقعی را در کالبد نیمه مرده ی مسلمانان، فوری و حیاتی می دانست. بدعت زدایی و خرافه شویی را شرط آن بازگشت می شمرد، اتحاد اسلام را تبلیغ می کرد و دست های مرئی و نامرئی استعمارگران را در نفاق افکنی های مذهبی و غیر مذهبی می دید و رو می کرد.» {پنج شنبه یک تیر 91) در حسینیه سیدالشهدای خیابان ملک الشعرای بهار تهران مراسم شب هفت مرحوم حاج احمد قدیریان} علیرضا پناهیان : «.....یه آدم ندید بدید هم مثل سید جمال الدین اسدآبادی پیدا میشه میگه من تو غرب اسلام دیدم مسلمون ندیدم تو شرق مسلمون دیدم اسلام ندیدم....» چون سید جمال را یک فرد غرب زده می دانم رسالت خود می دانم که به او توهین کنم!! چندی پیش دکتر فیاض استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در برنامه زنده تلویزیونی «زاویه» که از شبکه 4 پخش می شود در خصوص این جمله چنین گفت: این بدترین نوع تعبیر غرب گرایی است که یک نفر «سید جمال اسد آبادی» می تواند داشته باشد _______________________________________ سلام علیکم.استاد جآن؛ سخنرانی استاد رحیم پور ازغدی در اسدآباد همدان سال ۱۳۹۰"دیده بانی در شهر کوران" که مفصل است و بیان کردن تمام آن خارج از حوصله است می فرمایند:{سیدجمال الدین حسینی اسد آبادی پدر بیداری اسلامی است و به نحوی بر تمام جنبش های اصلی اسلامی تاثیر گذاشته اند} بنظر استاد عزیزم، این کلام صحیح است؟ به نحوی که ایشان بیان می دارند حتی امام (ره) از ایشان تاثیر پذیرفته اند! خداوند خیرتان بدهد بخاطر این حوصله و صبر. و ان شاءالله روز افزون گردد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امثال حضرت امام و مقام معظم رهبری نظر به جایگاه تاریخی جناب سیدجمال‌الدین اسدآبادی دارند، چیزی که جناب آقای دکتر مهدی امامی‌جمعه در سلسله بحث‌های «تفکر معاصر در ایران» به نحو شایسته‌ای به آن پرداخته‌اند. لذا اگر در این نگاه به آن سخنِ مشهور جناب سیدجمال‌الدین نظر کنیم، معنای آن با آن‌چه عزیزانی مثل آقای پناهیان در نظر گرفته‌اند، متفاوت خواهد شد. زیرا سید در آن جمله می‌خواهد جهان اسلام را متذکر کند که چه نشسته‌اید که سختْ خطرِ عقب‌افتادن از غرب شما را تهدید می‌کند و به هیچ‌وجه نمی‌خواهد ارزش‌های غربی را اصالت دهد، بلکه می‌خواهد ما با عقلِ غربی و عقل تکنیکی در حوزه‌ی اسلامی خودمان به امورات خود بپردازیم و اهداف متعالی خود را شکل دهیم. این‌جا است که می‌بینید ما همواره نیاز داریم که هر سخنی و هر حرکتی را در جایگاه تاریخی آن در نظر بگیریم. موفق باشید

22464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: فرمودید خدا به عقل گفت برگرد برگشت، بنده این حدیث را اینگونه می فهمم که وجود عقل عین برگشت به حق است به عنوان اول مخلوق. سوالی که برایم پیش می آید این است که در بحث عرفان نظری می گویند که سقف صعودی انسان تا احدیت که شان الهی است می باشد یعنی از عقل اول بالاتر می رود حدیثم که فرمود ادبر و عقل برگشت این برگشت یعنی عقل از اول نظر به حق دارد و فانی در حق است هر چند در مقام تعین پیامبر (ص) این نظر به حق را در شخص خود به فعلیت در آورد. لطفا توضیح دهید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. عرایضی در شرح کتاب «مصباح الهدایه» از حضرت امام در این رابطه شده است. موفق باشید

21104
متن پرسش
با سلام: پیش از این عالم را کسی می دانستم که بدایات را تنقیح کرده باشد البته مقصودم عرفانی نیست بلکه در حوزه نظری و اندیشه است چه تفاوت عامی و عالم درین است که عالم از بدایات شروع و به نظریات ختم می کند لکن عامی این سیر را طی نمی کند و تبع لابا مثلا ایمان به یک دین می آورد بنابرین برایم پذیرفته نبود عالمی ادعای ایمان عالمانه به تشیع داشته باشد لکن مثلا نتواند عدم تحریف قرآن را اثبات کند و نیز بقیه گزاره های پایه ای دین. پیام آیت الله جوادی که به مرحوم هاشمی مقام شبه عصمتی می بخشید نگاه مرا به این جلب نمود که عالم کسی است که نهایات را تنقیح کرده باشد که در عصر ما نگاه کلان نسبت به تمدن اسلامی است بنابرین هرکس که قصد بنای دستگاه فکری برای خود دارد باید افق اعلی خود را مشخص کند در زمان غیبت مشخص است که در بین فقها افق اندیشه کسی بالاتر از امام نبود و بعد از ایشان مقام رهبری، بنابرین ما که جواب جان خویش را در این دو یافتیم چه حاجت به آثار آقای جوادی و... داریم مستحضرید که جوادی اصول فکری ای دارند که از آن اصول تمجید هاشمی بیرون می آید و اگر فرد بخواهد آثار ایشان را مطالعه کند و در نهایت به تمجید هاشمی نرسد کاریست بس دشوار. مرحوم غزالی گویا ریاضیات را منع می کنند تا فرد نسبت به فلاسفه متمایل نشود چگونه می توان در عالم آیت الله جوادی بود و حب به هاشمی نداشت مگر اینکه فرد ابتدا نهایات خویش را بر اساس امام و رهبری تنظیم کند بعد به مطالعه بقیه بپردازد لکن در کتاب ادب عقل و خیال و قلبتان به خاطر ندارم فرد را دعوت به خواندن صحیفه امام کرده باشید (با اینکه نسبت به کتابهایی که از ایشان معرفی کردید ساده تر است و عمق نگاه تمدنی ایشان در آنست) یا به مرور بیانات رهبری از ابتدا تاکنون دعوت کنید حتی کاربری که در سوال 19645 سیر مطالعاتی از رهبری می خواهد می گویید در مورد مقام معظم رهبری، سیر مطالعاتی خاصی نمی‌توان پیشنهاد کرد در حالی که مثلا کتابی دارند به نام طرح كلى انديشه اسلامى در قرآن‏ که نشان می دهد قبل از انقلاب ایشان چه دید کلی نگر و وسیعی به دین داشتند پس ابتدا فقط باید امام و رهبری خواند ولا غیر چون با مطالعه آثار جوادی و ... چنان عظمتی از ایشان ما را فرا می گیرد که دشوار می توان از زیر این شبهه برامد که اگر امر دایر باشد بین سهو من و سهو جوادی من اولی به سهوم تجربه چند ساله منست که بدون تنقیح نهایات وارد مطالعه شدم و چه خون دلها و چه زجر و محنتها از تردید ها نکشیدم تا باز به انقلاب رجوع کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که متوجه شد‌ه‌اید مسلّم عقل دوران ما،‌ عقلی است که بر مبنای انقلاب اسلامی تفکّر کند و نسبت هر کس را بر اساس هدفی که انقلاب اسلامی در نظر دارد تعیین نماید ولی آیا در بستر و سنّتی که انقلاب اسلامی تعیین می‌کند نمی‌توان همان طور که سایر متفکّران رجوع می‌کنیم و مسأله‌ی خود را در آن‌ها به نحوی خاص می‌یابیم، به عالِمی که در فلسفه و عرفان و تفسیر متبحّر است رجوع کنیم و استفاده نماییم؟ موفق باشید

20972
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: در رابطه با یکی از موضوعات بعد از مطالعاتی و تأملاتی، یک جمع بندی مختصری خدمت تان عرضه می داریم، امید است نکات لازم در این رابطه را از ما دریغ ندارید و چنانچه صلاح ندانستید بر روی سایت قرار ندهید و خصوصی برایم ارسال نمایید: « قاعده ای هست به نام تشکیک. از طرفی می گویند انسانیت یا آدمیت یک مقوله مشکک است. یعنی دارای شدت و ضعف است. خب اگر اینگونه است و عین الانسان چهارده معصوم هستند، پس یقینا انسان هایی در ذیل انسانیت معصومین باید در حاقّ هستی و در عالَم وجود حضور داشته باشند. و همان طور که ما بعد از تعقل در مورد جایگاه عین الانسان و معصومین در هستی، در بیرون به دنبال مصادیق خارجی عین الانسان می گردیم و آن ها را می یابیم، طبق همان قاعده، باید بعد از تعقل در وجود چنین انسان هایی در غیب عالم، به دنبال مصادیق خارجی چنین انسان هایی هم که در ذیل عین الانسان هستند هم بگردیم و پیدا کنیم. حالا در همین رابطه روایاتی هست که خود معصومین به ما کمک کرده اند تا ما به چنین انسان هایی نظر کنیم. مثلا فرمودند: فی کل قرن عدول... یا فرمودند: انهم حجتی علیکم... یا فرموده اند: ان العبد اذا اختاره الله فی امور عباده شرح صدره... اگر به این روایات با نگاه «وجودی» نظر کنیم و نه با نگاه کانتی - دکارتی، به این معنا که امام معصوم که گوینده ی چنین روایاتی است، چون در درجه وجودی و مرتبه ی بالاتری از چنین انسان هایی قرار دارد و انسان هایی که در مرتبه ی بعدی هستند تجلی وجود معصومین هستند، پس این نوع روایات گزارشی از وضع خارجی و سنت ثابتی است که در عالم هستی هست، که امامان دارند به ما از چنین وجودات متعالی ای خبر می دهند، متوجه جایگاه وجودی چنین انسان هایی در ذیل معصومین می شویم. البته این بدین معنا نیست که ما این چنین انسان هایی را با معصومین مقایسه کنیم، هرگز، چون فرمودند: «لا یقاس بآل محمد احدا... احدی را با آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین قیاس نکنید» و همان طور که امامان که اولین تجلی حضرت حق هستند را با اینکه تمام کمالات حق را به نازله دارند با خدا مقایسه نمی کنیم، این انسان هایی را هم که اولین تجلی از عین الانسان هستند را هم با معصومین مقایسه نمی کنیم. و شاید فاصله اینها از معصومین به اندازه فاصله معصومین تا خدا باشد.» البته این پایان تفکر بر روی این موضوعات نیست. ببخشید که مصدع وقت شریف تان شدم. یا حق.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال وقتی حقیقت انسان یعنی انسانیت، تشکیکی باشد و هر مقوله به تشکیکی وجهِ تامّی برایش محقق باشد؛ وجوهِ نازله در ذیل آن در میان خواهد بود و آن مراتب نازله‌ی انسانیت نیز در جای خود ارزش دارد. البته این غیر از وجهی است که در آیاتی مثل آیه‌ی 113 سوره‌ی نساء مطرح است که به رسول خود به جهت کاری که بر عهده‌اش گذاشته، می‌فرماید: اگر فضل و رحمت الهی نبود نقشه‌های دشمنان تو را گمراه می‌کرد. ذیل رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هر زعیمی که در راستای تحقق نظام اسلامی عمل کند از آن توفیقات خاص جهت امورات مردم برخوردار خواهد بود و مردم اگر به آن زعیم اعتماد کنند از رحمت خدا جهت زندگی اجتماعی و فردی بهره‌مند خواهند شد. موفق باشید

20837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: استاد عزیز، بنده حدود پنج ماه است که زندگی مشترک خود را با همسرم شروع کرده و مثل همه خانواده ها زندگی ما هم با فراز و نشیب هایی همراه است؛ ولی مشکلی که هست عدم ارتباط موثر بنده با خانواده خانمم است تا جایی که همیشه موجبات دلخوری هر دوی ما بعد از صله رحم با آن خانواده می شود! استاد حقیقتا نه من با آن خانواده کنار آمده ام و نه خانمم با رفتار من! چه کنم که بینش من نسبت به آن ها و رفتار خانمم با بنده اصلاح گردد؟ کار دارد به جاهای باریک کشیده می شود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حیف نیست که انسان در راستای احترام به همسرش هم که شده به خانواده‌ی همسرش احترام بگذارد و آن‌ها را دوست داشته باشد و از برکات این ارتباط که یکی از آن‌ها سعه‌ی صدر است، بهره‌مند شود؟! موفق باشید

20424
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی، سلام علیکم: جناب استاد، اینکه رنه گنون می گوید ساحت شرق اشراق مطلق است و ساحت غرب حسی مطلق است را آیا ایشان شهود کرده اند و یا بر اساس شواهدی می گویند؟ اگر شهود کرده اند این را بگویم که برای بنده ای که بنا دارم مانند دکارت در همه چیز شک کنم و بنا دارم مانند جناب هایدگر (پاینده باد راه او) همه چیز را بازخوانی کنم انتظار نداشته باشید کلام رنه گنون را بی دلیل بپذیرم و اگر ایشان بر اساس شواهدی چنین نتیجه گیری از شرق و غرب کرده اند آن شواهد و دلایل چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه امثال هایدگر و رنه‌گنون نگاهِ فلسفی به معنای انتزاعی و متافیزکی آن نیست، بلکه نظر به شواهد دارد و با عقل دیگری ماورای عقلِ متافیزیکی این نوع مطالب را می‌یابند وگرنه در تاریخی که دکارت تا هگل در میان هستند، این نوع معانی در حجاب خواهد بود. موفق باشید

20163
متن پرسش
سلام علیکم: یک بنده خدایی چند کتاب از آثار شما خوانده بود و گفت که آقای طاهرزاده بعضا مطالب سخت عرفانی ای را بیان می کنند که برای فهم آنها نیاز است که یک مقداری فلسفه و عرفان نظری بلد باشیم، من هم در جواب گفتم که اگر طبق سیر ایشان پله پله جلو برویم مشکلی پیش نخواهد آمد و می توانیم مطالب را بفهمیم. حال خواستم نظر خودتان را بفرمایید. آیا واقعا ما باید اول برویم فلسفه و عرفان بخوانیم؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً رفقا باید با «ده نکته معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن شروع کنند. موفق باشید

18111
متن پرسش
سلام علیکم: استاد فلسفه ما می گوید درباره خدا چیزی به نام عقل و استدلال عقلی نداریم؛ چون هر نوع استدلالی برای اثبات خدا بیاوریم می توان استدلالی برای رد آن هم آورد، و فقط باید گوش کرد، قبول کرد و اطاعت کرد. نظرتان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. این مربوط به سخن کانت است و از طرفی مشکل کلیسا و مسیحیت است که در «برهان نظم» متوقف‌اند. در حالی‌که در فلسفه‌ی اسلامی با طرح برهان «امکان و وجوب» و «برهان صدیقین» به‌خوبی می‌توان وجود خدا را اثبات نمود. موفق باشید

17146
متن پرسش
با سلام: من دختری 17 ساله هستم. 1. می خواستم بدانم که چگونه حال معنوی را در خود تثبیت کنم؟ مثلا من در ماه رمضان با اشتیاق زیادی اعمال را انجام می دادم اما متاسفانه بعد از آن کم کم اون رو از دست دادم و یا اینکه به خاطر درس ها و کنکور دقت لازم را ندارم و احساس می کنم که از آن حال فاصله گرفتم. 2. چگونه خودم را برای نماز شب آماده کنم زیرا واقعا مشتاقم که با خدا در آرامش و بدون دغدغه صحبت کنم؟ 3. وقتی که گناه می کنم واقعا زجر می کشم. چگونه چله گناه بگیرم چون می خوام خودم را برای ماه محرم آماده کنم. با تشکر. ببخشید که وقتتون را گرفتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با رجوع به معارف الهی مثل معرفت نفس، پشتوانه‌ی عبادات خود را تقویت کنید 2- در روز مواظب باشید فضای رقابت و مقابله و کینه برای خود ایجاد ننمایید. در شامگاهان غذای سنگین نخورید و زود بخوابید 3- سعی کنید در موقعیت‌هایی که احتمال زمینه‌ی گناه می‌دهید وارد نشوید. موفق باشید

16677
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: 1. شرط محقق شدن نابودی اسراییل پیش از 25 سال چیست؟ 2. این جمله مقام معظم رهبری حفظه الله در عین حال که امیدواری زاییدالوصفی در دل ایجاد می کند در عین حال یک ناامیدی هم برای لحظاتی هر چند کوتاه در قلب ایجاد می کند که تا 25 سال دیگر چقدر دیگر شاهد جنایت این نوادگان شمر لعین باشیم؟ 3. جدای از کشف غیبی و مشاهده حقایق در پس پرده تقوای زیاد حضرتشان طبق چه مبناهایی این پیش بینی را کردند؟ به نظر می آید ضعف قاطبه مسلمین از نظر بی غیرتی و عدم اتحاد این افق 25 ساله را خیلی دورتر می نماید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد عوامل زیادی در صحنه‌ی تاریخ معاصر در حال وقوع است که امکان ادامه اسرائیل را سخت کرده، از جمله روحی که در غرب پیش آمده که دیگر وجود اسرائیل در خاور میانه برایشان امر استراتژیک نیست و دیگر بحران‌هایی است که در خود اسرائیل در حال وقوع است. و این علاوه بر توانایی‌هایی است که در جبهه‌ی مقابل اسرائیل در حال شکل‌گیری است. موفق باشید

15415
متن پرسش
با سلام این جمله امام خمینی (ره) به چه معناست: «مفسر وقتى مقصد از نزول را بما فهماند مفسر است، نه سبب نزول به آن طور كه در تفاسير وارد است»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن، سخن بسیار مهمی است. آری! مفسر واقعی کسی است که به ما کمک کند تا به‌جای علم و اطلاعات، روحِ بندگی و تقوا در ما رشد کند زیرا مقصد قرآن جز این نیست. موفق باشید

14073
متن پرسش
آیا ما اعتراف مربوط به عالم زر نسبت به ربوبیت خدا در عالم زر را به خاطرمی آوریم؟ اگر به یاد می آوریم این چه نوع به یاد آوردنی است که در خاطر ما نیست و اگر به یاد نمی آوریم چرا خداوند گفته نمی توانیم بی خبری خود را بهانه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن اعتراف به صورت شهودی و با علم حضوری انجام شده است و با تزکیه، احساس می‌شود و نه با فکر و علم حصولی! موفق باشید

13980
متن پرسش
سلام خسته نباشید: تفاوت انسان و جن در چیست که جن با وجود اختیار و قدرت عقل و هم چنین پاداش و مجازات و پیامبر مشترک با انسان، اشرف مخلوقات نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً حدّ وجودی جنّ، مرتبه‌ی خیال است و به همین جهت که شیطان از جنس جنّ است می‌تواند در خیال انسان‌ها نفوذ کند، ولی نمی‌تواند در عقل انسان‌ها نفوذ نماید. موفق باشید

13268

بدن قیامتیبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و احترام: از آنجایی که جسم قیامتی انسانها متفاوت از جسم دنیوی و برزخی آنها می باشد. آیا این امر برای جنیان و ملائکه نیز صادق است؟ به عبارتی گروه جنیان و گروه ملائکه نیز بعد از صیحه دوم و زنده شدنشان دارای بدن های قیامتی متفاوتی با بدن قبلی خود خواهند داشت؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن قیامتی مطابق اراده و شخصیت موجوداتی است که دارای انتخاب و اختیارند و این تنها شامل جنّ و انس می‌شود و نه فرشتگان. موفق باشید

12677
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید بنده دبیر دینی و عربی و قرآن هستم و با پیروی از حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» سعی کردم برای تدریس ابتدا خودم معرفت صحیح کسب کنم و سپس از آنچه می فهمم برای دانش آموزان عرضه کنم و به دلیل دوری مکانی از اساتید دینی از طریق یکی از دوستان که خداوند خیرش دهد با بیان علاقه ام به معرفت نفس و ارسال چند سی دی معرفت نفس و معاد از دور با شما استاد گرامی آشنا و قلبا خوشحال شدم که گم شده خودم را یافتم که می تواند بنده را در مسیر سلوک الی الله اگر لیاقت داشته باشم راهنمایی کند. کم کم با سایت المیزان آشنا شدم و با دانلود نوشتار و گفتار های حضرت عالی و مطالعه و استماع واقعا افقی جدید در افکارم ایجاد شد و هم اکنون نیز بر اساس سیر مطالعاتی که ارائه فرمودید بهره می برم. و هم اکنون بعد از مطالعه برهان صدیقین و حرکت جوهری سوالی ذهنم را به خود مشغول کرده در صورت امکان استدعا دارم پاسخ بفرمایید. آیا عالم ماده و هر آنچه که می بینینم و در این دنیا با آنها روبروییم از وجود مادی خودمان تا کل عالم طبیعت بر اساس حرکتی که دارند عدمند و وجود خارجی ندارند و سایه اند و آنچه وجود دارد عالم غیب است که در باطن عالم است و همانند خیمه شب بازی ما از عالم غیب داریم کنترل می شویم و به حرکت در آییم و آنچه در عالم ماده دیده می شود سایه یا به فرمایش معصوم همانند تصویر در آیینه است و اگر چنین است چطور عالم ماده ای که وجود خارجی ندارد با فعلیت مجرد می شود؟ با تقدیر و تشکر از شما و کلا گروه فرهنگی المیزان که نوشتار و گفتارهایی بسیار سودمند برای مشتاقان سلسله مباحث معرفتی قرار داده اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در برهان صدیقین متوجه شدید معلول، هویت استقلالی ندارد بلکه هویت آن تعلقی است و به این معنا گفته می‌شود عالَم ماده وجودِ سایه‌ای دارد و این به معنای دروغ‌بودنِ عالَم ماده نیست بلکه بدین معنا است که وَجه استقلالی برای آن قائل نباشیم و نقش اصلی را برای مراتب عالیه‌ی وجود بدانیم و موضوع خیمه‌شب‌بازی هم دیگر در میان نیست بلکه بحث ظاهر و مظهر است که یکی مظهر دیگری است و عالَم ماده به معنای مظهر عالَم برتر با حرکت جوهری خود همچنان شدت می‌یابد و به فعلیت برتری می‌رسد. موفق باشید

نمایش چاپی