بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: آیا غربی ها نظم در جامعه شان محقق شده است؟ آیا ما دنبال نظم غربی هستیم؟ مثلا با میلیونها جریمه کردن عامل منظم شدن در جامعه می شوند. آیا این نظم کشورهای اروپایی را قبول دارید؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلم نظم غربی نظم معاویه ای است و نظمی که مورد نظر اسلام است نظم محمدی(ص) است که با رعایت حقوق انسان ها رویکرد الهی را مد نظر دارند. موفق باشید

16091
متن پرسش
سلام: وقتی شهید آوینی می گوید که دنیای امروز دنیای روش ها و ابزار است 1. آیا منظور ایشان اصالت روش ها و ابزارِ تصرف در طبیعت است یا ذات اصالت روش و ابزار مد نظر ایشان است؟ 2. آیا در تمدن نوین اسلامی اصالت باید به روش و ابزار معاشقه با طبیعت داده شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فرق نمی‌کند. فرهنگ غربی در هر حال اصالت را به روش و ابزار می‌دهد، نه به خصلتِ رجوع به حقیقت 2- در تمدن اسلامی، اصالت به حقیقت داده می‌شود و در حدّی که رابطه‌ی انسان با حقّ به هم نخورد، از ابزارها استفاده می‌گردد و در نتیجه معاشقه‌ی انسان با طبیعت محفوظ می‌ماند در حالی‌که انسان غربی معنای خود را در مصرف محصولات تکنولوژی شکل داده است، آن‌هم به هر قیمتی که باشد. موفق باشید

15914
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: در سوره الرحمن آیه «فِیهِمَا مِن کُلِّ فَاکِهَةٍ زَوْجَانِ » ﴿۵۲﴾ منظور از اینکه در آن دو بهشت از هر لذتی (میوه ها) دو نوع است چیست؟ تفسیر این دو نوع لذت چیست؟ آیا می توان گفت مقصود یکی لذت روحانی (حاصل از توحید) و لذت دیگر مربوط به لذت برای تامین قوه خیال انسان می باشد؟ لطفا کمی از اسرار این آیه را بازگو بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی را از آیه‌ی مذکور را متذکر شده‌اید و عموماً به همین نوع، موضوعات اشاره دارد. مثل فاکهه‌ی تجلی به مقام قلب، و فاکهه‌ی متجلی به مقام روح، که فوق قلب است. موفق باشید

15460
متن پرسش
سلام و اردادت: لطفا بفرمایید از این مکاتب فلسفی غربی کدامیک بهترین است؟ غربی ها بیشتر ییرو کدام مکتب هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه‌ی غرب در ذات خود یک‌نوع تعقل و فلسفه است و به راحتی نمی‌توان آن را خوب و بد کرد. با این‌همه، هگل و هایدگر برای این تاریخ حرف‌هایی دارند که البته مقدمه‌ی فهمِ هگل، کانت است. موفق باشید

15044

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: در جواب سوالی که فرمودید تمام گذشته و آینده در نفس فرد جمع است درست، منتها موقعی که مثلا در موقعی خاص فردی باطن بین قضاوتی در خصوص برزخ فرد می کند این مربوط به فعلیت فعلی فرد است اما تا آخر عمر دنیایی تغییرات زیادی در جسم برزخ و قیامتی رخ می دهد و این یعنی حکم زمان در برزخ و قیامت صعودی مطرح است! این چگونه قابل جمع است با بی زمانی عالم غیب؟ یا مثلا با آمدن شریعت اسلام اجنه نتوانستند به آسمان ها بروند و این یعنی تکوین عالم هم تغییر پذیر است و حکم زمان در انجا جاری است!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم عالَم ظرفیت‌های مختلفی دارد. مثل آن‌که اگر پنجاهمین قوه به فعل تبدیل شد، فیض بعدی برای تبدیل پنجاهمین است به شصتمین، و این فیض مثل فیض قبلی نیست. قسمت اول سؤال را متوجه نشدم، شاید اگر مباحث معاد را کار کنید، ابهامات برطرف شود. موفق باشید

14595
متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر: یگ سری از کارها و حتی مشکلاتم تو زندگی دقیقه ی 90 و یا در وقت اضافه حل میشند. و نمیتونم کار دیگه ای انجام بدم و انگار اصلا دست من نیست. ناگفته نمونه که دست خدا رو می بینم و تو زندگیم حس می کنم و این رو که خیلی هوام را داره می بینم. یکی از این مشکلات ازدواجم که مطمئنم خدا نظر داره و حکمتی در دیرکردش هست. می خواستم بدونم راهی برای خارج شدن و حتی دلیل این تاخیرها از جمله ازدواجم چی میتونه باشه؟ با تشگر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند عموماً در امور، صبر ما را امتحان می‌کند. موفق باشید

14183

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به پاسخی که شما به بنده فرمودید (که ادبیات و بدایه) را بخوانم تا بیشتر احساس آمادگی کنم، بنده تصمیم گرفتم اول بدایه را با شرح آقای صمدی با عمق بخوانم. ادبیات عرب را هم قوی کنم و یک دوره از کتب اول شما داشته باشم. حال سوال داشتم که: رساله الولایه را هم بخوانم یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصمیم خوبی گرفته‌اید. در مورد «رسالة الولایه» به یک‌بار خواندن و مباحث شرح آن را دنبال‌کردن قانع نشوید. فعلاً سعی کنید با دقت تمام مطالب آن را بگیرید، ولی در سال‌های آتی باز به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

8292
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید شما درباره اسراف پاسخ داده اید که :در رساله‌های عملیه قسمت اسراف را برایشان بخوانید تا روشن شود اگر وسیله‌ای که اموراتمان با آن می‌گذرد را بی‌دلیل رها کنیم اسراف است و حرام است . منبع این مساله کجاست. اگر اینچنین باشد ما خیلی وسایل داریم که الان استفاده نمی کنیم و ممکن است تا چند سال دیگر مورد استفاده قرار نگیرد مثل بعضی آچارها این هم اسراف است؟. البته من نمی خواستم سوال فقهی از شما بپرسم ولی چون اشاره کرده بودید مورد سوال شد با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور که در فتاوی مراجع عزیز ملاحظه می‌کنید مصداق اسراف را عرف تعیین می‌کند. مثال آچار مثال خوبی نیست که بگوییم چون همیشه به آن نیاز نداریم پس رها کنیم. و نمی‌دانم در رابطه با چه موضوعی آن عرض را کرده‌ام. ولی باز تأکید می‌کنم با داشتن معنای اسراف مصداق را باید خودمان تعیین کنیم حتی ممکن است داشتن یک چیز برای یکی اسراف باشد و برای دیگری اسراف نباشد. موفق باشید
6416
متن پرسش
با سلام الف)منظور از روایاتی که میگوید ارواح بشر دوهزار سال قبل از آمدن به این دنیا آفریده شدند چیست؟آیا صحتی دارند؟ب)منظور از روایتی که میفرماید حضرت آدم نسلش را به صورت ذره دید چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ارواح انسان‌ها قبل از آن‌که خلق شوند در علم خداوند موجود بودند 2- آیت اللّه جوادی می‌فرمودند عموماً روایاتی که بحث ذره‌بودن انسان‌ها را قبل از خلقت مطرح می‌کند آب زیرش می‌شود یعنی قابل اعتماد نیست. موفق باشید
4778
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار ضمن تشکر از جنابعالی بخاطر تمامی رهنمودهایتان ،انشاالله به حول و قوه الهی در نیمه شعبان یک سفر پیاده روی از نجف به کربلا برای اینجانب محقق شده است ،از جنابعالی تقاضا دارم که برای آمادگی حضور و عملکردهای لازم بنده را راهنمایی کنید.4سال پیش بصورت دانشجویی به مکه مکرمه اعزام شدم و الان احساس می کنم طوری که لایق آن سفر بود عمل نکردم این مسئله مرا برای این سفر حساس تر کرده است. (زن-27ساله) تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فضای حرکت به سوی قبر مولایمان امام حسین«علیه‌السلام» هر قدمی که برمی‌دارید راهی از آسمان به سوی جانتان گشوده می‌شود و نسیم ملائکة الله را احساس می‌کنید، قدم‌ها را با طمأنینه بردارید و در تأمل کامل باشید. موفق باشید
22910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و قبولی زیارات اربعین سیدالشهدا علیه السلام استاد عزیز؛ نظر حضرتعالی نسبت نامه آیت الله یزدی به حضرت آیت الله شبیری زنجانی چیست؟ با تشکر، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش نظردادن در این مورد کار آسانی نیست. به نظر می‌رسد خوب بود آن نامه لیّن‌تر نوشته می‌شد، به‌خصوص که گویا آیت اللّه شبیری در جریان افراد آن جلسه نبوده‌اند. از این‌که ممکن است خواسته باشند پدرانه با این افراد برخورد کنند، نیز نباید غافل بود. واللّه اعلم. موفق باشید

21193
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار شبهه ای است از جانب وهابیت که معتقد است: کتب حدیث شیعی بخاطر عدم اتصال به پیغمبر صلوات الله علیه و آله مرسل هستند و مسند نیست. پاسخ حضرتعالی چیست؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حضرت رسول «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در حدیث غدیر که مورد اعتماد اکثر علمای اهل سنت است ما را در کنار کتاب خدا به عترت خود ارجاع می‌دهند و وقتی قرآن طهارت خاص را برای اهل‌البیت «علیهم‌السلام» قائل است و آیه‌ی «مودت ذی القربی» می‌خواهد ما به اهل‌البیت رجوع کنیم، چگونه می‌توان گفت روایات شیعه از قرآن و پیامبر جدا است؟ مضافاً آن‌که اولین کتاب روایی اهل سنت در زمان منصور دوانقی و به دستور او توسط احمد حنبل تحت عنوان «مواطات» در رقابت با کتب شیعه که در آن زمان مطرح بود، نوشته شده و از این جهت کتب شیعه در جمع‌آوریِ روایات پیامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» تقدم دارد. موفق باشید

20967
متن پرسش
سلام استاد: بعد از مدتی بحث با شخصی که دکترای فلسفه خوانده و شاید اجتهاد در فلسفه داشته باشد گفته شد که «شرایط بد دخلی به سعادت انسان ندارد».بله! ممکن است شخصی بر اثر شرایط بد انتخاب های بدی داشته باشد ولی این انتخاب ها حقیقی نیست چون ممکن است غلبه شرایط بوده باشد و اسلام غالب نیست تا دل جذبه به این دین الهی پیدا کند و خدا این اثر را بی اثر می کند ولی این گونه نیست که آن شخصی که در شرایط بد است رها شده باشد، خیر هیچ کس رها شده نیست ولی انتظار خدا از همه متفاوت است، و با انتخاب های حقیقی کار دارد اگر در جایی انسان را مجبور کنند که فلان کار را انجام دهد و آن شخص هم از ترس جان یا مال یا.. مرتکب شود، اگر انسان در اثر غلبه فساد یا به وجود آمدن در خانواده کافر یا ... مجالی برایش نگذارند که میل به اسلام پیدا کند و این ها باعث انتخاب و اختیار کردن بدی باشد این انتخابها حقیقی نخواهند بود و شاید خدا از شخصی در دنیا فقط همین را بخواهد که کمی مخالفت با نفس کند به علت شرایط نتواند همه کار انجام دهد اگر این شخص در بدیها گرفتار شده، این انتخاب درونی را داشته باشد برای خدا کافی است که او را در برزخ آیت الله بهجت کند، بالاخره انتخاب حقیقی هم لوازمی دارد که از جمله آن ۱. حجت بر انسان تمام شده باشد چون عقل به تنهایی قادر نیست کار پیامبران را انجام دهد. ۲. شرایط بد خیلی غالب نباشد نه اینکه نباشد طوری باشد که خلاف جهت رفتن خیلی خیلی سخت نباشد و محال نباشد، الحاصل:۱. خدا به انتخابهای حقیقی جزا یا عذاب می دهد. 2. انتظارش از اشخاص متفاوت است این صحبت ها را اگر تایید می کنید لطفا صریح صریح بفرمایید نه حاشیه ای، و اگر اشتباه هستند اصلاح فرمائید، لطفا سر سایت قرار دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف غلطی نیست و حتماً باید به شرایط مکانی و زمانی افکار و افراد نظر داشت. ولی عنایت داشته باشید که خداوند با فطرت توحیدی که در جان انسان‌ها قرار داده، قدرت تشخیص حق و باطل را به آن‌ها داده است. خداوند در این رابطه می‌فرماید: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِى آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَة إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ»[1]

آنگاه كه از فرزندان آدم، از پشت نسل‏هايشان، تعهد گرفتيم، خودشان را گواه بر خودشان گرفتيم، كه آيا من ربّ شما نيستم؟ گفتند: آرى شهادت مى‏ دهيم. اين كار را كردم تا روز قيامت نگويند ما نسبت به ربوبيت تو غافل بوديم. آيه فوق خبر از تعهد فطرى انسان در مقابل خدا مى‏ دهد مبنى بر اين‏كه انسان ذاتاً حق را مى ‏شناسد و ربوبيت او را پذيرفته است. سپس در ادامه مى ‏فرمايد: «أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّة مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ»[2] و نيز نگويند كه پدران ما مشرك بودند و ما هم فرزندان آنها بوديم و از كفر و شرك آن‏ها اطلاعى نداشتيم، آيا ما را هلاك مى‏ كنى به جهت كارى كه آن باطلان كردند؟

آرى آيات فوق نشان مى ‏دهد انسان ربوبيت حق را پذيرفته و اذعان نموده و لذا جان او با حق آشناست، اين‏طور نيست كه شرايط و محيط نقش اصلى در انتخاب‏هاى انسان داشته باشند و اگر در شرايط غير الهى به دنيا آمد، شرايطى كه هيچ‏كس متذكر پروردگار عالميان نبود، جان انسان‏ها از پروردگارشان بى‏خبر باشد. با دقت در محتواى آيات فوق روشن مى ‏شود كه ذات همه انسان‏ها با پروردگار خود روبه ‏رو شده‏ است و همه بدون استثناء ذاتاً به رب‏بودن خداوند شهادت داده‏ اند. به طورى كه همه پروردگار خود را با يك علم ذاتى و حضورى مى‏ شناسند. و لذا در قيامت بدكاران نمى ‏توانند بگويند ما از ربوبيت خداوند بى‏ اطلاع بوديم، چون جانشان چنين تصديقى را همواره داشته، هرچند با مشغول ‏كردن خود به دنيا، آن صدا را در خود خاموش كرده و در نتيجه نمى‏ شنوند. با توجه به فطرتِ آشناى به پروردگار هستى، نمى‏ توانند بگويند چون پدران ما مشرك بودند ما هم مشرك شديم و محيط و تربيت خانوادگى را بهانه ‏اى براى انحراف خود از بندگى پروردگار قرار دهند، زيرا ريشه اصلى بد بودن و خوب بودن هر كس، خودِ فرد است و محيط و خانواده و پدر و مادر و جامعه و ژن، همه علت مُعِدِّه و يا شرايط مى‏ باشند و علت اصلى خود انسان است كه در مقابل نداى فطرت چه موضعى بگيرد و چه انتخابى بكند. چه بسا از والدين غير صالح و در محيطى فاسد، انسان‏هايى متعالى سربرآورند، زيرا اين انسان‏ها نگذاشتند صداى فطرت‏در جانشان خاموش شود.

چنانچه ملاحظه بفرماييد اين نوع رويارويى با پروردگار كه از طريق علم حضورى و شهود قلبى انجام مى ‏گيرد، جاى انكار و عذرى باقى نمى ‏گذارد. وچون انسان فطرت و ذاتى دارد كه آن ذات و فطرت، خدا را مى‏ شناسد، انسان مى ‏تواند با فعّال نگه‏داشتن فطرت، حق را از باطل تشخيص دهد.

كار مربى در اصلاح انسان‏ها «ذكر و تذكر» به حقايق است تا انسان براساس فطرتش به خود آيد و به خودِ حقيقى ‏اش كه از رسيدن به آن راضى است، دست يابد، نه از خود گرفته شود. و نقش اصلى را در پذيرفتن نداى فطرت و يا پشت‏ كردن به آن، خودِ فرد به‏ عهده دارد و به همين جهت هم مى‏ شود از يك پدر و مادر در شرايط مساوى دو فرزند به ‏وجود آيد كه يكى كاملًا به فطرت خود پشت كرده باشد و يكى نه. لذا نبايد نقش محيط و خانواده و امثال اين‏ها را عمده كرد و انحراف منحرفين را از دوش آن‏ها برداشت، و يا والدين را علت اصلى انحراف فرزندان به حساب آورد.[3]

عَنِ‏الصَّادِقِ (ع) «أَنَّهُ سُئِلَ مَا تِلْكَ الْفِطْرَة قَالَ هِى الْإِسْلَامُ»[4]

از امام صادق (ع) پرسيدند مراد از فطرت الهى چيست؟ ايشان فرموند همان اسلام‏ است. يعنى انسان فطرتاً خدا را هم «خالق هستى» و هم «ربّ هستى» و هم «اله و معبود هستى» مى‏ شناسد. به عبارت ديگر فطرت انسان، توحيد را در همه ابعاد آن درك مى‏ كند. لذا امام ‏باقر (ع) مى‏ فرمايند: «فَطَرَهُمْ عَلَى‏التَّوحيد»[5]

يعنى انسان براساس توحيد سرشته شده. و در نتيجه در عمق جانش مى ‏فهمد خدايى در صحنه است كه هم خالق هستى و هم رب هستى و هم معبود اوست.

در رابطه با اين‏كه انسان‏ها در عمق جان خود با پروردگار خود عهد كرده‏ اند شيطان را نپرستند و خداوند را بپرستند؛ قرآن مى ‏فرمايد: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِى آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ، وَأَنْ اعْبُدُونِى هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ»[6] اى فرزند آدم! مگر به شما سفارش نكردم و شما تعهد نكرديد كه شيطان را نپرستيد، زيرا كه او براى شما دشمنى آشكار است، و مرا بپرستيد كه راه مستقيم همين است و بس؟ موفق باشید

 


[1] ( 1)- سوره اعراف، آيه 172.

[2] ( 1)- سوره اعراف، آيه 173.

[3] ( 1)- جهت تحقيق بيشتر به كتاب« تربيت اسلامى» از آيت‏الله‏حائرى شيرازى رجوع فرماييد.

[4] ( 2)- كافى، ج 2، ص 12.

[5] ( 1)-

\iُ« وَ عَنِ الْبَاقِرِ( ع) فَطَرَهُمْ عَلَى التَّوْحِيدِ عِنْدَ الْمِيثَاقِ عَلَى مَعْرِفَته أَنَّهُ رَبُّهُمْ ... ثُمّ قَالَ لَوْلا ذَلِكَ لَمْ يَعْلَمُوا مَنْ رَبُّهُمْ وَ لا مَنْ رَازِقُهُمْ»\E

هنگام ميثاق، آن‏ها را سرشت بر شناخت اين‏كه او پروردگارشان است وگرنه ندانستند پروردگارشان و روزى‏دهشان كيست.( توحيد صدوق، ص 330).

[6] ( 2)- سوره يس، آيه 60 و 61

20073
متن پرسش
سلام استاد عزیز: شوهر من یکی از ارادتمندان شما است و برای همین من برای حل مشکلم دست به دامن شما شدم. استاد من دو دختر 6 و 7 ساله دارم که یکی از آن ها هم بسیار شیطان و پر جنب و جوش است و فقط خدا می داند که من چقدر از روز تولد این ها تا کنون زحمت کشیده ام. حالا مشکل این است که من و شوهرم دایما بر سر این دو بچه در خانه اختلاف پیدا می کنیم. شوهرم بسیار داد و بیداد می کند، خیلی سریع عصبانی می شود، خیلی به من و بچه ها حرف های زشت می زند، دایما می گوید که تو این ها را بد تربیت کرده ای و خیلی به من نیش می زند و توهین می کند. همه چیز را به از بین رفتن اقتدار خود نسبت می دهد و به شدت عصبانی می شود. مثلا اگر بچه ها دارند بازی می کنند و آن ها را برای کاری صدا بزند و جواب ندهند با لگد زیر وسایل آنها می زند، نقاشی آن ها را پاره می کند و دعوای شدیدی در می گیرد. من هم می گویم که ما باید صبر و حوصله داشته باشیم و با زبان مهر و محبت با آن ها رفتار کنیم و به آن ها فرصت دهیم تا کمی بزرگ شوند. البته قبول هم دارم که در تربیت سهل گیرم ولی دست خودم نیست. ولی ایشان می گوید بزرگ که شدند دیگر هیچ فایده ای ندارد. خلاصه می توان گفت بیشتر اوقات در خانه ما دعوا و درگیری است و من واقعا خسته شده ام. استاد خواهش می کنم پاسخی یفرمایید. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به کودکان سخت بگیریم؟! مگر بازی کودکان به خودیِ خود نشانه‌ی نور خدا نیست؟!! به‌خصوص که دختر باشند. چرا با آن‌ها بازی نکنید؟ مگر ما در تربیت کودکان چه اندازه می‌توانیم نقش داشته باشیم که حالا همدیگر را بدهکار کنیم؟!!! آری! جنابعالی به عنوان مادر و احساس مسئولیت بیشتر، به کودکان خود به صورت جدّی آدابِ درست را تذکر دهید، ولی سرکوب‌شان نکنید. موفق باشید

20054

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: امروزه علم فیزیک کوانتوم مسائلی رو مطرح میکنه که گاها آدم احساس میکنه که رنگ مباحث دینی در برخی از این مباحث خیلی کمرنگ میشه. مسائلی چون بیگ بنگ و رفتار ذره های زیر اتمی در حالات مختلف مسائل فلسفی همچون علیت و اعیان ثابته و ملکوت و حتی مساله داروین که برخی از علمای ما هم پذیرفتند و برخی هم نپذیرفتند و اختلاف نظراتی هست مثل خلقت از خاک و تعارضش با تکامل داروین در کل احساس میشه باید برخی مباحث روشن تر و به زبان روز تر گفته بشه. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر کدام از این مباحث، بحث خود را دارد. در هر حال وقتی توحید به عنوان یک اصل عقلی پذیرفته شد هرکدام از این موضوعات باید بر مبنایِ آن اصل روشن شود، لذا دیگر تکامل یک امرِ بیرون از تدبیر الهی قلمداد نمی‌شود و قسّ علی هذا. موفق باشید

19367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: غم مقدس چیست؟ فرق این غم با غم هایی که ما برای دنیا می خوریم کجاست؟ ممنون اگه جواب بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غم مقدس یعنی غمی که انسان برای دین خداوند غمخوار حضور بیشتر دین در عالَم باشد. مثل غم حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام». موفق باشید

18995
متن پرسش
بسم الله الر حمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و فرزانه خفظه الله تعالی 1. جناب استاد با توجه به متنی که از آیت الله جوادی حفظه الله در شرح غزل 24 آوردید که «اطلبو الخیر عند حسان الوجوه» آیا این که انسان زیبا روی مومن از دیدن خویش در آیینه لذت می برد و سعی در آراسته کردن و زیبا نمودن خود می کند البته در حد دستورات شرعی، نیز از همین دست و نیکو است؟ و اینکه یک زیباروی مومن دوست دارد جمالش دیده شود البته نه به قصد تفاخر و یا تحقیر و جلب توجه منفی دیگران باز مثل آن است که یک خطاط دوست دارد اثرش رویت شود؟ 2. براستی اگر کسی به جایی برسد که بتواند نامحرمان را بدون شهوت حیوانی و از باب حسان الوجوه نگاه کند مانع سلوک و صعودش نیست و حتی یاریش می کند و حقیقتا مرز آن کجاست؟ 3. یکی از عرفا در کتابش نوشته (عارف حقیقت جانش را نه به سمت آسمانها و زمین بلکه به طرف الله نور السموات و الارض سوق می دهد و لذا هرگز از غیر خدا نمی ترسد از جهنم هراسی ندارد) شرح مراتب طهارت ص206 قسمت آخر سخن ایشان برایمان روشن نیست. عارف و حتی امامان علیهم السلام چنانچه از ادعیه آنها چون دعای کمیل، دعای عرفه و دیگر ادعیه برمی آید از جهنم به شدت هراس داشته اند. امام حسین علیه السلام در اواخر دعای عرفه با چشمان اشکبار نجات خویش را از نار می خواهد و حتی در قرآن نیز آمده که «قل انی اخاف ان عصیت ربی عذاب یوم عظیم» آری درست است عبادات ایشان به طمع بهشت و ترس از جهنم نیست ولی نه این که از آتش قهر خدا هراسی نداشته باشند. جناب استاد آیا سخن آن عارف تمام و دقیق نیست یا نکته ای وجود دارد که ان شاءالله استاد عزیز ما را راهنمایی می فرمایند. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چون زیبایی برای همه‌ی انسان‌ها دوست‌داشتنی است حتماً برای خودِ زیبارویان هم زیبایی‌شان دوست‌داشتنی است. منتها همین‌طور که می‌فرمایید نباید منجر به فخرفروشی شود 2- نگاه به نامحرم از آن جهت که نامحرم است، مانع سیر به سوی انوار الهی می‌شود. 3- آری! چون انسان باید از غیر خدا نترسد و این یک کمال واقعی است؛ از این‌که سالک گرفتار چنین روحیه‌ای شود و از غیر خدا بترسد، در مقابل حضرت حق لابه و زاری می‌کند و ادعیه‌ی ما همه برای آن است که به خود متذکر شویم اگر از غیر خدا ترسیدیم گرفتار جهنم می‌شویم، پس خدایا! با ایجاد خوف خودت در ما، ما را از جهنم دور بگردان. موفق باشید

18599
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید استاد یک شبهه ای برام پیش اومده که ذهنمو مشغول کرده. و اون اینکه تو یه سایتی چند ماه پیش خوندم که دانشمندان دارن روی این مساله کار می کنند که چه عواملی باعث پیری و سرانجام مرگ انسان می شوند و تلاش می کنند تا بتوانند یک روزی به این موفقیت برسند که با کنترل این عوامل در بدن انسان کاری کنند که او، پیر نشود و برای همیشه جوان بماند و یا حتی به طور کلی بتوانند جلوی مرگ انسان را بگیرند. استاد طاهرزاده وقتی این مطلب رو خوندم این سوال یا در اصطلاح شبهه برام پیش اومد که نکنه این انسان دو پا که همه کاری ازش برمیاد، بتونه یه روزی در برابر مرگ بایستد و یا حداقل عمری بسیار طولانی کند مثلا دو هزار سال. استاد حالا سوالم از شما اینست که بهم بگید که همچنین کاری از انسان بر میاد؟ نه اینکه نعوذ بالله خداوند ناتوان است که روح انسان را بگیرد بلکه چون خداوند بر اساس سبب و مسببات عمل می کند، میگم نکند یه وقت همچین کاری انسان بتونه بکنه!؟ ثانیا سوال دیگری نیز دارم و آن اینکه اگه ممکنه حدیث یا روایتی اگر سراغ دارید که تصریح کرده باشد که نمی توان در جلوی مرگ ایستاد و از آن فرار کرد و همه انسان ها می میرند را بهم بگید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهترین جواب برای رسیدن به مطلبی که به دنبال آن هستیدع مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است که هر دو بر روی سایت هست. در آن‌جا روشن می‌شود که قضیه‌ی مرگ از چه قرار است و چرا با علمِ تجربی نمی‌توان آن را فهمید. موفق باشید

18417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بزرگوار اخیرا در جلسه ای در مورد چگونه تولیدات فرهنگی فاخر داشته باشیم صحبت می شد بنده هرچه فکر می کنم بیشتر به این نکته می رسم که ما اساسا نمی توانیم به یک تولید فاخر فرهنگی برسیم الا اینکه نسبت آن تولید را با فطرت درونی انسان و در حد اعلا با وجود خداوند منان تعریف کنیم، به عبارتی دیگر اگر یک تولید فرهنگی همه‌ معیارهای لازم از میزان مخاطب تا هزینه .. فرم قالب و را پاشته باشد اما نسبت این اثر با فطرت درونی انسان مشخص و‌ تبیین نشود همان فعالیتی می شود که پس از مدتها زجز و خستگی به قول حضرتعالی آنگاه پوچ می شود. اما می بینیم آثاری که در طول تاریخ این‌نسبت را خوب تعریف کرده اند حتی اگر به دنبال تولید فاخر هم‌نبوده اند اما اثر ماندگاری را تحویل داده اند. بسیاری از تولیدات فرهنگی ما چون نسبتشان را در ابتدا با فطرت خداحوی انسان تعربف نمی کنند عموما پوچ از آب در می آیند. مثلا با شروع می کنیم به تولید یک برنامه برای خنده بینندگان فارغ از اینکه این برنامه اگر از حد خود خارج شود اساسا به فطرت انسان همخوانی ندارد و مخاطب آن را پس می زند. لطفا نظرتان را در مورد برداشت بنده حقیر بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ی بسیار مهمی است منتها همین موضوع را باید به روش هنرمندانه به صحنه آورد تا به صورت مستقیم نباشد و این، کار هر کسی نیست. موفق باشید

18253
متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد رییس جمهورایی که از بعد انقلاب مردم تعیین کردن به نظر من نشانه ی اینه که هنوز مردم به اون بصیرت و فهم سیاسی و گرفتن اشاره ی ولی خدا نرسیدن. سوالم اینه که استاد تا کی این وضع ادامه داره؟ (البته من خودم هم جزءی از مردم هستم، همیشه به خودم میگم اگه آدم بودم یکی مثل امام خمینی می شدم و یه ملت رو از طاغوت نجات می دادم) در انتخابات پیش رو با وجود این همه افتضاح این دولت باز با دروغ و نفاق و چند تا فن انتخاباتی باز رای میارن. به نظر شما آیا احتمال قوی وجود داره که باز این دولت رای نیاره؟ تحلیل شما از 4 سال آینده ی کشور و جهان مخصوصا شرایط عراق و سوریه و یمن چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید کارهای زمین‌مانده‌ی ما در راستای تعالیِ فهم جامعه‌مان می‌باشد که در این مورد بسیار کمک‌کاری شده، و بالاخره هر دولتی که بیایدنمی‌تواند از تنگناهای اجرائی فرار کند. عمده تعالیِ مردم و حضور انقلاب اسلامی است. مسلّم انقلاب اسلامی در فتح تاریخی خود راهِ حضور اراده‌ی مردم در کشورهای خودشان یعنی عراق و سوریه و یمن را می‌گشاید. موفق باشید

18216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی بنده همه مسائل عبادی را انجام می دهم در کلاس های معارف شرکت می کنم و مطالعات مذهبی و معرفتی هم به اندازه کامل دارم ولی. به یقین کاملی که دلم را آرام و مطمئن کند نرسیدم. می خواهم حظور در نماز داشته باشم ولی نمی دانم ذهنم را کجا متمرکز کنم در رابطه با امام زمان هم همین مشکل را دارم. می ترسم همه ی عبادتهایم تخیلی و وهمی باشد. خیلی با خودم درگیرم. می ترسم بمیرم و ضللت عن دینی بمیرم. چکار کنم یقینم و توحیدم کامل بشود؟ اجرتان با سید الشهدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذیل ائمه«علیهم‌السلام» و راهی که آن‌ها نشان می‌دهند، اگر حرکت کنید خودشان کمک می‌کنند. پیشنهاد بنده آن است که اگر می‌توانید کتاب «آداب الصلواة» حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را مطالعه فرمایید. بنده نیز آن کتاب را در حدّ وسع خود شرح کرده‌ام. موفق باشید

17585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی: با سلام لطفا فایلهای صوتی کلاسای چهارشنبه رو بذارید رو سایت که اونایی که امکان استفاده حضوری رو ندارند حداقل از صوتها استفاده کنند اگر هر هفته لطف کنید فایل صوتی همون هفته رو بذارید خیلی خوبه؛ ممنون؛ اجرتون با حضرت حق.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بر آن است همان‌طور که شما می‌فرمایید عمل شود. مگر آن‌که یک هفته عاشورا بود و یک هفته نیز بنده مسافرت بودم. موفق باشید

16409
متن پرسش
سلام خدمت استاد: 1. اگر مقدور هست با یک مثال معرفت نفسی بحث امکان ذاتی شی در علم خدا را روشن فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکانِ ذاتی، مثل ذهن انسان که قبل از داشتن صور ذهنی، صرفاً در حدّ امکان است و در ذات خود می‌تواند صورت‌های مختلف را بپذیرد و از قوه به فعل درآید. موفق باشید

16077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: لطفا تعین اول و تعین ثانی و احدیت و واحدیت و فیض اقدس و فیض مقدس را با هم تطبیق دهید که هر کدام با کدام یکی مطابق است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است مباحثی را که در شرح کتاب «مصباح الهدایه» شده است دنبال بفرمایید. صوت آن بر روی سایت هست. موفق باشید

15194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من یک جوان مجرد هستم که در زندگی مشکلاتی برایم پیش آمده و با تفکر متوجه شده ام که ریشه اکثر مشکلاتم گناههای خودم بوده و یک راه حل که به فکر خودم رسیده که باعث ترک گناهانم میشه ازدواج است ولی الان اثرات همون گناههای گذشته و مشکلات پیش آمده مانع ازدواجم هستن و فعلا نمیتونم ازدواج کنم، به نظر شما چیکار کنم که مشکلات حل بشه و بتونم ازدواج کنم تا یک زندگی با آرامش و بدون گناه داشته باشم و بتونم به خدا نزدیک بشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رعایت دستورات شریعت و مقاومت بر آن‌هاست که إن‌شاءاللّه گشایش‌ها ظهور می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی