بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9470
متن پرسش
سلام استاد: استاد مشکلی برای من پیش اومده، با توجه به اینکه آقا گفته تذکر لسانی واجبه وقتی بیرون میروم و این وضعیت حجاب را میبینم به هم میریزم و حتی همه فکر و ذکر بنده همین شده که چه جوری برخورد کنم، نمیدانم وظیفم چقدره؟ اگر بنا باشد به همه آنها تذکر بدهم که فقط باید تذکر داد و به هیچ کاری دیگه نمیشه رسید. چون بدحجابی خیلی غالب شده. وقتی میخواهم تذکر بدهم انگار دهنم قفل میشه. خیلی با خودم به خاطر این موضوع درگیرم. میترسم کوتاهی کنم. احساس میکنم که شیطان با استفاده از همین وسواس باعث شده از بقیه کارام بمونم نمیدانم تعادل چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع امر به معروف به‌خصوص به صورت مستقیم با حاکمیت فرهنگ اسلامی و در آن حوزه‌ای که فرهنگ اسلامی حاکم است مورد نظر است و اکنون حوزه‌ی امر به معروف مثل قبل نیست که در شهر و یا روستایی محدود اگر کسی ظاهر دینی را حفظ نمی‌کرد همه موظف بودند او را متذکر وظیفه‌اش کنند. امروز شهرهای ما از فضای فرهنگی غرب متأثر است و آن‌قدر که باید به صورت فرهنگی جایگاه آن فرهنگ را نقد کرد و به طرف مقابل متذکر فرهنگ اسلامی شد نمی‌توان به صورت مستقیم متذکر وظیفه‌ای شد که افراد از آن غفلت کرده‌اند. تهاجمی فرهنگی رخ داده است باید این تهاجم را با ساز و کارهای فرهنگی دفع نمود. موفق باشید
7708

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علبکم استاد گرامی درباره سوال 7686 که پرسیدم فرمایش شما متین ولی درست است که انقلاب ما چنین هدفی را دنبال می کند ولی چگونه ما چنین کسانی را اعمالشان را هبط دانیم . چون اولا این سوال پیش می آید که ایا انقلاب ما عین حاکمیت نظام اسلامی است؟2. ممکن است چنین افرادی متوجه نباشند انقلاب ما مصداق حاکمیت اسلام است ولی به اصل حاکمیت نظام اسلامی پیامبر ایمان دارند و خواهان ظهور امام زمان برای حاکمیت نظام اسلامی هستند . و با کافران خدا مخالفند
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحث بر سر آن هایی است که کوتاهی می‌کنند ولی آن‌هایی که در حدّ فهم خود عمل می‌کنند از مصداق آیات مطرح‌شده در سوره‌ی احزاب، بیرون‌اند. موفق باشید
5345
متن پرسش
باسلام: چند سؤال راجع به مباحث معاد داشتم البته این بحث را گوش می دهم: 1. آیه‌ی یوم تبدل الارض غیرالارض راجع به برزخ است یا قیامت؟ 2. بنده متوجه نشدم در صحبت های شما که بالاخره آن‌که امروز می‌میرد با آن‌که 500 سال است مرده است قیامت آن 500 ساله زودتر است از این فرد تازه فوت شده است، یا نه به قیامت نسبی می‌رسد؟ برای مثال امام الآن برزخشان اگر تمام شده باشد به چه صورت است با کسی که تازه می میرد؟ 3 . منظور از اینکه در برزخ صبح و شام هست را از لحاظ فلسفی و عرفی معنا بفرمایید این را هم گوش دادم قانع نشدم از آن پاسخ؟ 4. فرمودید ارواح مومنینی که در یک سطح‌اند همدیگر را می‌بینند و مومنین درجه بالا درجه پایین را می بینند ولی درجه پایین بالا را نمی‌بینند، خب اگر درجه‌ی پایین بالا را نبیند چگونه طلب مقام بالاتر را می‌کند؟ 5. آیا انهایی که فطرتاً نامحدود را می خواهند ولی در مصداق اشتباه کرده‌اند آن دنیا سیر نامحدود می‌کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فرق نمی‌کند ولی نظر به قیامت دارد 2- در هر حال همه در برزخ می‌مانند تا با نفخه‌ی اول اهل زمین و اهل برزخ همه از آن موقعیت بمیرند و با نفخه‌ی دوم همه به حیات قیامتی زنده شوند و تنها انسان‌های کامل از این امر استثناء هستند چون آن‌ها فوق دنیا و برزخ‌اند 3- عرض شد چون در برزخ هنوز اهل برزخ متوجه صبح و شام دنیا هستند، صبح و شام را می‌فهمند 4- طلب مقام بالاتر و تصور مقام بالاتر غیر از قرارگرفتن در آن مقام است. منظور آن است که نمی‌توانند به ملاقات صاحبان مقام بالاتر بروند مگر در مواردی که مأدون هستند 5- خیر، چون از محدود نمی‌توان نامحدود را به‌دست آورد. این افراد در زندگی به بن‌بست می‌رسند. موفق باشید
4076
متن پرسش
سلام به فلسفه باید با چه دیدی نگاه کرد ؟(دید موضوعی یا دید طریقی) اگر دید طریقی باید به فلسفه داشت، تا چه حد باید فلسفه خوانده شود تا غرض حاصل شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه یک نوع فکر کردن است مثل آن که ریاضی یک نوع فکر کردن می‌باشد و به همین جهت باید به عنوان طریق به آن نظر داشت و با مطالعه‌ای جدّی آن راه را در خود احساس کرد و تا اسفارملاصدرا باید جلو رفت. موفق باشید.
1880

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم.منظورتان از این عبارت در پاسخ به سوال 1834 چیست:"سعی کنید با عدم توجه به افکار گذشته و آرزوهای آینده آرام‌آرام در حضوررفتن را احساس کنید در آن حال فکر نمی‌ماند که بخواهید فکر کنید"؟ یعنی حضور با فکر جمع نمی شود؟فکر کردن ذاتا نظر به گذشته و آینده است؟یعنی فکر کردن مانع حضور است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: این جواب آن‌کسی است که کتاب «عالم انسان دینی» را خوانده است و حالا سؤالی برایش مانده. بنده طبق مبنای سؤال‌کننده جواب داده‌ام. اگر مایل بودید آن کتاب را مطالعه کنید. موفق باشید
972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
مشکل من تو دانشگاه از اون جایی شروع شد که نتونستم یه سؤالو جواب بدم. هست کسی که تو دانشگاهی که ما هستیم شیطان پرسته، بهش می گی مگه خدا رو قبول نداری، می گه بهم ثابت کن که هست ولی بودنه این که بگی تو کجایی قرآن اومده یا این که دور خودتو ببین اینا کار خداست. منظورش اینه که مثل آدم خدا رو اثبات کن که هست ولی زیر آبی نرو؟ خوب اگه بگی تو کجایه قزآن اومده، خوب می گه من خدا رو قبول ندارم، حرفاشو قبول داشته باشم. حالا از شما می خوام به قول دوستم بدونه زیر آبی ثابت کنی که خدا هست
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی کافی است که انسان عقل خود را تعطیل نکند در آن صورت به نظر بنده «برهان صدیقین» به‌خوبی عقل را در اثبات خدا قانع می‌کند و حتی قلب را جهت اُنس با او آماده می‌سازد. این شخص شیطان‌پرست چگونه ثابت کرده است شیطان هست؟ موفق باشید
21915
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده تقریبا 30 سالمه و کارشناسی ارشد دانشگاه دارم و 5 ساله که حوزه هستم، با انگیزه تولید علوم انسانی وارد شدم و به ضرورت فقه و اصول معتقدم کما اینکه رهبری می فرمایند که بی مایه فطیر است. اما به فقه و اصول زیاد علاقه ندارم گرچه علی الظاهر استعدادش را دارم، کارهای اجرایی و طرح های اجرایی الحمدلله خوب به ذهنم می رسه ولی چون مشغول درسم دنبالش را نمی گیرم. سال بعد وارد سطح می شوم و الان سوال جدی مرا درگیر کرده که آیا فقه و اصولی که علاقه ندارم ولی ضرورت دارد را در این دوران سطح بخوانم یا نه؟ از طرفی اگر بخوانم نمی دانم با این وضع علاقه می توانم آنچه باید کسب کنم کسب کنم یا اینکه خودم را بازی می دهم و وقت هدر می دهم؟ و یا اینکه وارد کارهای اجرایی شوم که هم علاقه است و هم استعداد علی الظاهر که در این صورت هم کلام رهبر مانع است که بی مایه فطیر است! به نظر شما چه کنم تا راه درست را انتخاب کنم؟ نظر شخص شما چیه؟ خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهید مطابق آموزش‌های دینی و در بستر اشارات دینی فعالیت کنید، عقل فقهی - اصولی یکی از پیش‌زمینه‌های لازم و مفید است. به هر حال نمی‌توان از عقل فقهی و- اصولی ساده گذشت و باز تفکر دینی را به میان آورد. موفق باشید

21497
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: درباره برائت از کفار سوال داشتم می خواستم لزوم گفتن شعارهای «مرگ بر آمریکا» و امثال آن و همچنین آتش زدن و پا گذاشتن روی پرچم را برای من ریشه یابی کنید چرا که بنده با ایمان کامل به حفط روحیه اسکتبارستیزی هنوز توجیه خوبی برای این کار (یعنی گفتن شعار مرگ بر...) ندارم. لطفا شروع و مبنای آن در ابتدای انقلاب و همپنین در صورت وجود نمونه در دوران ائمه را بیان کنید. با تشکر خدا نگهدار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم مرگ بر آمریکا به عنوان نمادِ مقابله با استکبار، شبیه آیه‌ی «تَبَّتْ يَدا أَبي‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ» و یا آیه‌ی «إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ» (159)/بقره) باشد که در اولی می‌فرماید: دستِ قدرت ابی‌لهب بریده باد و در دومی می‌گوید: آن‌هایی که حقیقت را پنهان می‌کنند، همان‌هایی هستند که خدا آن‌ها را لعنت می‌کند و لعنت‌کنندگان نیز آن‌ها را لعنت می‌نمایند. موفق باشید   

21125
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. چند صباحی است که ذهنم در گیر و دار مسئله ای است که حتی ادبیات بیان کردن دقیق آن مسئله را هم ندارم. سعی می کنم با نوشتن عبارات مفاهیم را به خوبی منتقل کنم. وقتی با جامعه مواجه می شوم یک سری روزمرگی های افراطی را از افراد می بینم که اینقدر درگیر و دار مناسبات اکنون خودشان شده اند که انگار هدف از بودنشان همین است و لاغیر. گاهی اوقات با دیدن این احوالات و رفتار ها هدف از بودنم را گم می کنم. در این دوره که غرب همه اعمال ما را تحت کنترل خودش قرار داده و از فلسفه تا بازی سازی را می چیند، چگونه می توان به عالمی غیر از توسعه و تجدد چشم داشت؟! شما فرمودید که نگاهمان به افراد به گونه ای باشد که آنان را اسیر دنیای تجدد بدانیم نه مجرمان آن. این فرمایش شما واقعا راهگشاست. ولی در این عصر و زمانه چگونه می توان اسیران را به اسیر بودنشان تذکر داد؟! گاهی اوقات تنها عبارتی که می توانم به کار برم این است که «دم تمدن غرب گرم!». چقدر خوب توانستند ما را متوجه سرگرمی و بطالت هایی کنند که دور شویم از آنچه که باید باشیم. نمی دانم اصلا در این شرایط وظیفه ای که باید سنگینی اش را روی دوشم احساس کنم چیست!؟ نمی دانم چطور می توان عقلانیتی را دراین زمانه به صحنه آورد که بتوان کنشی فعالانه و تاریخ ساز داشت!! البته ممکن است هنوز در این شرایط سنگینی بار را احساس نکرده ام و وظیفه اصلی را فهم نکرده ام و صرفا فقط حرف هایی می زنم که شنیدم. (صحبت های بنده بیشتر ناظر به بانوان سرزمینم است، لطفا با توجه به این قید، جوابی را برای باز کردن این کلاف سر در گم ذهنی بنده بفرمایید.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر یک طرف شیطان است که در فرهنگ غربی انسان‌ها را گرفتار انواع خیالات می‌کند، در یک طرف دیگر هم اراده‌ی الهی است که قلب‌ها را متوجه‌ی بی‌ثمری آن فکر و فرهنگ می‌گرداند و ما وقتی خود را در گفتار و رفتار در جبهه‌ای قرار دادیم که نماد توجه به بی‌ثمری غرب بود؛ خود به خود رخنه‌ی لازم را در آن فکر و فرهنگ ایجاد کرده‌ایم و عبور از غرب، ظهور می‌کند و چیزی نمی‌گذرد که همین بانوان این سرزمین که شما می‌گویید، نیز متوجه‌ی بی‌معناییِ کار خود می‌شوند. موفق باشید

20933

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یه روایتی خوندم که پیامبر فلان دستور رو داد، مثلا قصاص مردان توسط زنان و بعد از نزول آیه 34 سوره نساء این دستور لغو شد. مگه میشه؟ پیامبر دستوری داد که حق نبود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن یک بار به صورت اجمالی و کلی بر پیامبر نازل شد و در این رابطه حضرت کلیّات مطلب را می‌دانستند و مطابق آن دستور می‌دادند و سپس طی 23 سال به صورت تفصیلی نازل شد و حکم هر چیزی به صورت جزئی مشخص گردید. موفق باشید

20354
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده پس از تحمل رنج ها برای رسیدن به زلال حقیقت در شرایط فکری و روحی قرار دارم که تنها راه حل خود را بازخوانی هویت دینی و ملی خود می دانم. استدعا دارم در این مسیر یاورم باشید و مرا همچون هانری کربن در جستجوی معنا بدانید که علامه طباطبایی دوران خود را گم کرده ام و به شما پناه آوردم. می خواهم هر هفته چند سوال مبنایی از حضورتان بپرسم و امید دارم شما با جواب های مستدل و مشروح مرا در پیدا کردن گم شده خود یاری کنید. ابتدای سوالاتم عنوان بازخوانی هویت دینی و ملی را درج می کنم و امید دارم شما با بزرگواری پیر طریقت این حقیر باشید، خواهش می کنم منت سر بنده بگذارید و تا جای ممکن جواب های مستدل و مشروح بفرمایید تا اگر این حقیر خواستم نتایج این بحث را در کتابی در آینده منتشر کنم جواب ها کاملا متقن و مطلوب باشد. می دانم جناب شریفتان با محدودیت وقت مواجه هستید ولی بدانید بنده به دلیل اینکه می خواهم جواب های شما را دقیق بررسی کنم نیاز دارم مکتوب جواب شما را داشته باشم. آیا این لطف رو در حق بنده می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در امر مطالعه و تحقیق، یک قاعده همیشه در میان است و آن رجوع به متون معتبر است با نظر به سؤال و دغدغه‌ای که هرکس دارد. حتی علامه طباطبایی که به قرآن رجوع می کنند، دغدغه‌ی اصلاحِ امور جامعه‌ی خود در این تاریخ را بر اساس رهنمودهای کتاب خدا دارند. مثلاً اگر شما مطالعه‌ی تفسیر المیزان را شروع کنید و در دل آن در جستجوی جواب دغدغه‌ی خود یعنی «بازخوانیِ هویت دینی و ملی» باشید، جواب‌های خوبی دریافت می‌کنید. آری! در این رابطه است که ممکن می‌باشد سؤالی برایتان پیش آید، و با امثال بنده در میان بگذارید. ولی اگر بخواهید از همان ابتدا بنده مثلاً در رابطه با آن موضوع که می‌فرمایید، سخن بگویم، عملاً باید بنده یک یا چند کتاب بنویسم و فضا از گفتمانِ علمی خارج می‌شود. موفق باشید

20160
متن پرسش
سلام و ارادت؛ استاد فاضل و حکیم در مورد 1. شیوه های کاربردی فرهنگ سازی و برجسته سازی واقعه غدیر (جهان اسلام، کودک و نوجوان) 2. غدیر از دیروز تا امروز (بررسی تطبیقی حوادث تاریخ غدیر با تاریخ امروز مانند عهد شکنی ها، تحریف واقعیتها، تحریف اهداف، جریانات انحرافی) تحقیق دارم و می خواهم مقاله بنویسم، لطفا از آثارتان منبع معرفی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» ص 103 و کتاب «انقلاب اسلامی؛ بازگشت به عهد قدسی» صفحات 34 و 91 و 94 و 98 و کتاب «انقلاب اسلامی؛ برون‌رفت از عالَم غربی» ص 49 و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» ص 176 و کتاب «دعای ندبه؛ زندگی در فردایی نورانی» ص 48 دنبال فرمایید و سپس مناسب روح و روحیه‌ی مخاطب با او در میان بگذارید. موفق باشید

19501
متن پرسش
استاد عزیز سلام: استاد من از عبادت لذت نمی برم مثلا الان حدود 10 ساله نماز اول وقت میخونم. نافله ها رو میخونم (وایل با اداب کامل ولی الان چند ساله نشسته یا در حال راه رفتن). اوایل روزی یه جز قران می خوندم و الان نیم جز میخونم. حدود دو سال زیارت عاشورا با صد لعن و سلام میخوندم. احساس می کنم این مستحبات مناجات با خدا رو در من خیلی کم کرد و من فقط بر اساس عادت همین جوری انجامشون میدم (بی توجه). هر جا سر کار میرم نمیتونم دوام بیارم اصلا نمیتونم این محیط ها و آدما رو تو محیط کار تحمل کنم. تصمیم گرفتم دیگه این مستحبات رو انجام ندم شاید این مستحبات یه غرور پنهانی در من به وجود آورده که من از این عبادات لذت نمی برم و آدما رو نمیتونم تحمل کنم. فکرم مشغول اینه که یه کاری پیدا کنم تا خرج زن و بچه ام رو در بیارم تا دیگران و خانوادم نگن پدرش کار میکنه و من مفت می خورم. نظر شما چیه در مورد اینکه دیگه این مستحبات رو نمیخوام انجام بدم.
متن پاسخ

بباسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، افراط و تفریط در هر کاری خوب نیست. سعی کنید مثل سایر متدینین عمل نمایید و در عین حال، فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی داشته باشید. مؤمن باید اهل الفت با دیگران باشد. عرایضی در شرح «دعای مکارم» شده است خوب است به آن رجوع فرمایید. – در قسمت صوتِ سایت، و یا در قسمت جلسات هفتگی جلسه‌ی روز دوشنبه آن‌ها را می‌توانید بیابید-. در این تاریخ، ارادت به رهبری به‌عنوان عقلِ ولیّ الهی در این تاریخ، نورِ لازم را به عبادات و حرکات شما می‌دهد. متوجه باشید که آن‌چه دیندار را به نتیجه می‌رساند تنها انجام تکلیف نیست، بلکه زندگی در هوایِ حقیقت است و دغدغه‌ی زندگیِ بقیه‌ را داشتن. موفق باشید

17502
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار و تشکر از عنایت شما: حقیقت این است که بین جهت و سیره عملی رهبر انقلاب حفظه الله با امام خمینی سلام الله علیه هیچ تفاوتی در هیچ ساحتی مشاهده نمی شود و گویا رهبر انقلاب حفظه الله تفصیل و امتداد امام خمینی سلام الله علیه هستند. با توجه به اینکه در انطباق عملی در این سطح از گستردگی و پیچیدگی حتما انطباق فکری و معرفتی در حد عمیق لازم است و این در حالی است که ظاهرا رهبر انقلاب حفظه الله در مباحث معرفتی از امام خمینی سلام الله علیه تلمذ نکرده اند. این وحدت مبنایی که گویا از یک منبع سرچشمه دارد چگونه توضیح داده می شود؟ آیا با تبیین از ولایت فقیه به شکل مرسوم قابل تفسیر است یا نیاز به سطح بالاتری از تبیین است؟ منایع آن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «سلوک ذیل....» شواهدی آورده شده حاکی از آن‌که مقام معظم رهبری به‌خوبی حکمت متعالیه را کار کرده‌اند ولی بنا نداشته‌اند به عنوان استاد فلسفه و عرفان مشهور شوند. جناب آقاى دكتر حداد عادل‏ در رابطه با آشنائى رهبر انقلاب با فلسفه مى فرمايند: درباره‏ ى آشنايى آيت‏الله خامنه ‏اى با حوزه‏ ى فلسفه - چه فلسفه‏ ى غرب و چه فلسفه‏ ى اسلامى - من يك جمع‏ بندى اجمالى از جايگاه فلسفه در ذهن ايشان دارم. ايشان برخلاف اين‏كه از حوزه ‏ى مشهد برخاسته ‏اند، نظر رايج در حوزه‏ ى مشهد نسبت به فلسفه ‏ى رسمى را ندارند. در حوزه‏ ى مشهد - نگاهى كه به مكتب تفكيك موسوم شده - با فلسفه بر سر لطف نيستند؛ البته به درجات گوناگون. آقاى خامنه‏ اى هم به همان حوزه تعلق دارند و در آن‏جا نشو و نما كرده‏ اند اما نظر منفى نسبت به فلسفه ‏ى اسلامى پيدا نكرده‏ اند؛ بلكه نظر مثبت دارند. ايشان در فلسفه، به اعتبارى، فرزند فكرى علامه‏ ى طباطبايى هستند، نه فرزند آقاشيخ مجتبى قزوينى كه البته بسيار براى اين بزرگوار احترام قائل هستند. ايشان به من مى‏ فرمودند ما در محضر آقاشيخ مجتبى دو تا درس مى‏ خوانديم. ساعت اول ايشان فلسفه و منطق به ما درس مى‏ داد؛ خيلى دقيق، درست و فنى. ساعت بعد همان حرفها را مطابق نظريه‏ ى مكتب تفكيك رد مي كرد. بنابراين آقاى خامنه ‏اى هر دو نگاه را در حوزه ‏ى مشهد تجربه كرده است. ولى خطى كه ايشان دنبال كرده و نسبت به آن نظر دارد، خط يا مشرب فلسفى علامه‏ ى طباطبايى و آقاى مطهرى است. ايشان بار اولى كه مي خواستند در سال 1360 رئيس‏ جمهور شوند، در تلويزيون راجع به خودشان صحبت كردند. آن‏جا ايشان به نحوه ‏ى استفاده خودشان از محضر علامه‏ ى طباطبايى اشاره مى‏ كنند. اصولًا يكى از جهاتى كه ايشان با آقاى مطهرى آن‏ همه رفاقت، انس، همكارى و همفكرى داشتند، همين هم ‏افقى و ديد مشترك نسبت به فلسفه‏ ى اسلامى است. البته ايشان تا كنون اثر فلسفى‏ اى ننوشته‏ اند و درس فلسفه هم داير نكرده‏ اند اما فلسفه‏ ى اسلامى را خوب مي دانند. هنگامى كه ايشان رئيس‏ جمهور بودند، گاهى ما در حضور ايشان جلساتى داشتيم تا مشخص كنيم در كتاب‏هاى معارف اسلامى دانشگاه چه مطالبى بايد بيايد؟ و چگونه بايد اين كتاب‏ها را نوشت؟ بحثهاى كلى زياد بود. يك روز بحث به مسائل خاص، فنى و دقيق فلسفه كشيده شد. اشخاصى كه آن‏جا بودند - برخى دانشگاهى و برخى ديگر حوزوى - كسانى بودند كه بالفعل مشتغل به فلسفه بودند. آن زمان هم دوران سخت جنگ بود و مرتباً اخبار خوش و ناخوش جنگ حتى در ميانه‏ ى جلسات اينچنينى به آقا مي رسيد. گاهى در ضمن جلسات پوشه‏ اى به دست ايشان مي دادند و خبر مى ‏رسيد كه مثلًا يك هواپيما سقوط كرده يا يك حمله‏ اى عليه ما شروع شده است. ايشان اين‏گونه اشتغالات ذهنى بسيار داشتند اما به آن مباحثه‏ ى فلسفى وارد شدند و من ديدم كه كاملًا حاضرالذهن هستند و با استدلال خوب و روشن ديدگاهشان را مطرح كردند. انگار كه هيچ كار ديگرى غير از آموزش فلسفه ندارند! اين براى من خيلى تعجب‏ آور بود و نشان مى ‏داد كه ايشان فلسفه‏ ى اسلامى را خوب خوانده و فهميده‏ اند و به آن اعتقاد دارند. از نشانه‏ هاى ديگر اهميتى كه ايشان به فلسفه‏ ى اسلامى مي دهد، تشويق طلاب است نسبت به جدى گرفتن فلسفه و كلام اسلامى و نيز كمك به مؤسساتى كه فلسفه‏ ى اسلامى را آموزش مى‏ دهند و يا در اين حوزه پژوهش مي كنند كه يكى از آن‏ها «بنياد حكمت اسلامى صدرا» ست كه با حمايت ايشان تأسيس و فعال شده است. ايشان ضمن آن‏كه توجه دارند كه در مواجهه با تمدن غرب، صرفاً استناد به نقل كارساز نيست و بايد در اين ميدان چهره ‏ى عقلانى و استدلالى تمدن اسلامى به ميدان بيايد، اعتقادشان به فلسفه‏ ى اسلامى، صرفاً از باب محاجه و احتجاج و رفع شبهه نيست و نگاه ابزارى به فلسفه و ترويج آن ندارند ... (پايگاه اطلاع‏ رسانى دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت ‏الله خامنه‏اى 1/ 1/ 1388). موفق باشید

16109
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام.جناب استاد: چرا اینقدر در روایات روی علایم ظهور مانور داده شده؟ اگر نباید به تاریخ ظهور فکر کنیم و فقط همیشه آماده باشیم و بدانیم هر لحظه می تواند ظهور اتفاق بیافتد پس چرا دیگر این ظهور سفیانی و یمانی و سید خراسانی و.... ..شرح و وصف شده اند قطعا هدف طرح معما و چیستان و بازی با افکار عموم نبوده. ینده فکر می کنم با عقل ناقص خودم بسیاری این روایات از این دست نیاز به مرور و تامل و بازبینی دارد. وقتی می گوییم سفیانی ناخود آگاه حواس ها و افکار معطوف می شود به یک فرد عرب از خود مسلمانان. در صورتیکه ظهور سفیانی در کار نیست، بیشتر ظهور آمریکا و صهیونیست جهانی و استکبار عالم است سفیانی کجا بود؟ اگر مخرج مشترک تمام علایم ظهور را بگیریم چه بسا به نقطه ای می رسیم که محال عقلی و ریاضی و .....است. مثلا باید هم جمعه باشد هم نوروز باشد هم کلی شاخص دیگر نجومی، خوب این علامات شاید هر صد سال هم براحتی با هم جمع زمانی نشوند یا مثلا علامت های فساد آخر زمان که حتی انسان حالش بهم می خورد این فساد ها و گناهان را حتی تصور کند چطور ذهن معصوم (ع) این ها را تصور فرموده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای مصطفی صادقی در کتاب «تحلیل تاریخی نشانه‌ی ظهور» از انتشارات «پژوهش‌گاه علوم فرهنگ اسلامی» نکاتی را مطرح می‌کنند که با عقیده‌ی شما نزدیک است. تا آن‌جا که می‌فرمایند بعضی از این روایات را بنی‌العباس ساخته‌اند تا مهدی عباسی را به عنوان مهدی امت «علیه‌السلام» معرفی کنند. موفق باشید

15781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامي: مي خواستم بپرسم آيا كتاب مستر همفر واقعيت دارد يا يه جور داستان پردازي شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تحقیق کاملی در این مورد نداشته‌ام. با فرض این‌که واقعیت داشته است مطالعه کرده‌ام. موفق باشید

15273

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا مباحث صوتی دکتر داوری را سراغ دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاع ندارم ولی طالب آن هستم که از مطالب صوتی ایشان استفاده کنم. موفق باشید

13743
متن پرسش
با سلام و احترام: اعدام هاي دسته جمعي اوايل انقلاب، بدون برگزاري دادگاه چگونه توجيه پذير است؟ در حالي كه ممكن است فرد اعدام شده بگويد در حاكميت قبل من به وظيفه ام عمل مي كردم و در انقلاب هم به وظيفه ام كه خدمت به حكومت جديد است عمل مي كنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که بنده اطلاع دارم و با توجه به این‌که در شرایط اولیه‌ی انقلاب نسبت به جریان‌ها بیگانه نبوده‌ام؛ چنین چیزی نبوده. حتی رئیس ساواک یعنی نصیری را هم، نظام اسلامی محاکمه کرد. موفق باشید

11856
متن پرسش
سلام علیکم: بنده حقیر مدتیست توفیق خواندن نماز شب دارم ولی به نماز وتر که می رسم تو قنوت کم میارم احساس می کنم نمیتونم با خدا حرف بزنم. هفتاد مرتبه استفرالله 300 مرتبه العفو 7 مرتبه هذا مقام هم میگم بعضی اوقات هم برای چهل مومن دعا می کنم ولی دلم راضی نیست. (یک کلام دعا کردن بلد نیستم) استاد عزیز خواهش می کنم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به همین جهت هم حضرت آیت اللّه حسن‌زاده«حفظه‌اللّه» می‌فرمودند باید گدای سمجی باشیم. گفت: «بیا ای دل که امشب در بکوبیم / بیا این بار محکم‌تر بکوبیم» محکم‌ترکوبیدن با در نظرگرفتن این موضوع حاصل می‌شود که متوجه باشیم از همه جهات نیازمند خدا هستیم. موفق باشید

8407
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .3 سوال دارم. . .1-آشنایی با مباحث معاد دارم،یکسالی است در حال مطالعه ام...پیرمردی اهل دین داری در اقوام از آن انقلابی های معمولی را در اواخر عمر مشاهده کردم که نماز خواندن را به نحوی از یاد برده بود،در ایام نماز فقط به ما نگاه میکرد،انگار نمیفهمید چه شده،ایشان سرطان داشت...آیا وقتی بمیرد ملکات نماز را با توجه به سختی های سکرات دیگر نخواهد داشت؟. . .2- راز حمایت رهبری عزیز و گرانقدر حضرت امام خامنه ای از حمایت از کارو تلاش در امر تکنولوژی و صنعت و از آن طرف تعابیر بسیار تند از فرهنگ غربی به کار بردن در چیست؟. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- چون بعد از سکرات ملکاتش سراغش می‌آید إن‌شاءاللّه مشکلی نخواهد داشت 2- قبلاً به طور نسبتاً مفصل عرایضی داشته‌ام. در آرشیو قسمت سؤالات که تحت عنوان مدرنیته بر روی سایت هست می‌توانید دنبال کنید. عرض بنده در آن‌جا آن است که رهبری بصیر و عزیز ما به جای نظر به تکنولوژی، نظر به علم دارند و سعی می‌کنند علم به کشور برگردد و در آن صورت می‌توان به مرورجهت علم را به سوی اهداف مقدس نظام مدیریت کرد. برعکسِ دولت سازندگی که تأکید بر تکنولوژی غربی داشت و به طور نسبتاً مفصل در کتاب «گزینش تکنولوژی» عرض کرده‌ام که تکنولوژی جهت خود را دارد و فرهنگ خود را به همراه می‌آورد. موفق باشید
5454
متن پرسش
با سلام نظر شما راجع به اقای دکتر حسن عباسی چیست هم چنین مقام فلسفی ایت الله مصباح بیش تر است یا ایت الله جوادی هم چنین می خواستم راجع به مبانی ولایت فقیه و رابطه بین سیاست و دیانت قوی شوم چه کتابی را بخوانم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مقایسه‌ی افراد چیزی نیست که نیاز باشد وارد آن شوید سعی کنید از هرکس در آن حدّی که شما را به حضرت حق نزدیک می‌کند استفاده کنید 2- بنده عرایضی در شرح سخنان حضرت رضا«علیه‌السلام» در کتاب « امام و امامت در تکوین و تشریع.» داشته‌ام، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود و در مورد ولایت فقیه کتاب‌های زیادی هست کتاب «ولایت در قرآن» از آیت‌اللّه جوادی خوب است. آیت اللّه مصباح نیز مطالب خوبی در این مورد دارند. موفق باشید
4281

ادب خیالبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم مدتی هست با اینکه نمازهای نافله ام حتی الامکان ترک نمیشه ولی اصلا سر نمازهای واجب نمی تونم تمرکز کنم. اصلا حواسم به یک کلمه نماز جمع نمیشه. یک کلمه رو واقعی گفتم و اغراق نبود. هرچقدرم تلاش میکنم نمیشه. یواش یواش داره روحیه بیخیالی نسبت به این موضوع برام ایجاد میشه. موضوع خاصی هم نیست که بگم ذهنم مشغول اون شده. هرچی فکر میکنم که شاید کاری کردم که اینطوری شدم ذهنم به جایی قد نمیده ممنون از اینکه وقت میگذارید. خداحافظ
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و جزوه‌ی «روش سلوکی آیت‌الله بهجت«رحمت‌الله‌علیه» انشاء الله کمک می‌کند. موفق باشید
1455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا میتوان در جواب سؤال آیا ملک وجود دارد یا نه گفت که هر موجود غیبی یک ظهور تام دارد و یک ظهور خاص . همانطور که ظهور تام من بدنم هست و ظهور خاص من چشم و گوش و ... هستند خدا هم ظهور تامش انسان کامل است ظهور خاصش ملک ؟ اگر چنین باشد آیا ملک ، هم ظهور انسان کامل است هم ظهور خدا ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: آری ملائکه نیز از مقام «روح» نازل می‌شوند که مقام اصلی انسان کامل است و قرآن می‌فرماید: « یُنَزِّلُ الْمَلائِکَةَ بِالرُّوح‏ » خداوند ملائکه را از روح خلق کرد. تفاوت در آن است که یک وقت روح با حفظ جامعیت نازل می‌شود – مثل نازل‌شدن نور بی‌رنگ – که به آن «مِنْ روحی» می‌گویند و آن روح انسان‌ها است که نازله‌ی روح است. ولی یک وقت روح در مظاهر مختلف ظهور می‌کند که می‌شود ملائکه در صفت علم و قبض و رزّاق‌بودن و غیره، مثل ظهور نور بی‌رنگ به هفت رنگ. موفق باشید
24129

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی حضور شریف استاد سلام علیکم: اگر بر این باوریم که پیامبران الهی نظریه پردازان سنن الهی هستند و ۱۲ امام هم مدیران و مجریان این سنن بر روی زمین هستند و نقش پیامبر و امام در کنار هم مکمل احیای حکومت الهی روی زمین است. سوال بنده این است چرا بعد از حضور هر پیامبر اولولعزم ما چندین امام معصوم برای تحقق وحی و تفکر آن پیامبر نداشته ایم و حضور امام تنها پس از آخرین پیامبر معنا پیدا می کند؟ حال ممکن است بفرمایید ما بعد از پیامبران تشریعی تعداد قابل توجهی پیامبر تبلیغی داشته ایم ولی پیامبران تبلیغی هم در نهایت نظریه پرداز بوده اند و نقشی که امام می تواند ایفا کند را نمی توانستند ایفا کنند. چرا هر پیامبر تشریعی پس از خود مستقلا نیاز به چندین امام معصوم برای عملی کردن وحی خود نداشته است و این تنها مختص پیامبر اسلام است؟ با تشکر. (ما برآنیم که لطافت مکتب لائوتسه در شرق و نظم مکتب هایدگر در غرب را با عقل محمدی مکتب صدرا پیوند زنیم و جهان را برای حضور منجی الهی آماده سازیم و این است رسالت ما سربازان لشکر آوینی)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره این دین آخرین پیامبر است که باید در پرتو حضور دین او تا قیامت به وسیله‌ی کسانی که آنان قلب‌شان مطابق قرآن است، بشریت متوجه‌ی مسیر هدایت شود. چنین شرایطی برای پیامبران قبلی نبوده است تا انتظاری این‌چنینی برای دین آن‌ها باشد. همان اندازه که آنان نوّابی برای ادامه‌ی دین و رساندن دین به پیامبر بعدی داشته‌اند، کافی بوده است. ۲. کار بسیار خوبی است وقتی متوجه‌ی حضور تاریخی خود در بستر انقلاب اسلامی باشیم و بدانیم هدف همه‌ی دانایی‌ها و معارف، رجوعِ بهتر به حضرت حق و به محتوای بیشتررساندنِ عبادات است. نکند بخواهیم با نگاه هایدگر، دین را ارزیابی کنیم. در حالی‌که با حقّانیتِ دین و سیره‌ی اولیاء الهی باید بقیه‌ی اندیشه‌ها را اندازه‌گیری کرد و استفاده نمود. آری! سفر به سرزمین‌های فکری بیگانه برای رجوع به وطن کار خوبی است. موفق باشید

21801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: با تشکر از پاسخی که مرحمت فرمودید. اینکه در علم الیقین حدیث است که علت خطای آدم (ع) حسادت نسبت به اهل بیت (ع) بود به چه معنا است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نگاه، نگاهِ تأویلی به موضوع است شاید بدین معنا باشد که آدمیت آدم چیزی را طلب کند که در جایگاه آن نمی‌تواند قرار گیرد و عملاً نسبت به جایگاه خود شاکر نیست. موفق باشید

نمایش چاپی