باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه مرگ به معنای فنای همهی مخلوقات با تجلیِ نور واحدِ قهّار است به معنایِ ظهور مقام احدیتِ حضرت حق، که همهی مخلوقات از این جهت در نور احدیتِ او فانی هستند در عین آنکه باقی به حق میباشند. به همین جهت قرآن در جواب کسانی که میگویند آیا ما بعد از مرگ نابود میشویم؟ به پیامبر دستور میدهد که: «قُلْ يَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذي وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلي رَبِّکُمْ تُرْجَعُون»(سجده/11) بگو همهی شما را ملکالموتی را که بر شما گمارده شده است، تمام و کمال میگیرد و سپس به سوی پروردگارتان بر میگردید. لذا پس بحث بر گرفتن و برگشتن است و اینکه میفرماید به سوی پروردگارتان برمیگردید به همان معنای فنای در مقام احدیت است. و مرحلهی بعد از تجلی نور واحد قهّار، مرحلهی تجلی اسم اللّه است که با آن، «حشر» شروع میشود و هرکس در جایگاه خود قرار میگیرد. معنایِ مرگ ملکالموت در راستای تجلی کامل نور احدیت است تا هیچ موجودی با نحوهی بودنِ خود در میان نباشد، بلکه همه به «بودِ» حق موجود شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن سه جلد کتابی که در رابطه با تفکرات و سخنان آیت اللّه بهجت نوشتهاند، ملاحظه میکنید که ایشان به ابن عربی نیز توجه دارند. 2- موضوع عقاید محیالدین کار آسانی نیست. حضرت آیت اللّه جوادی در شرح «فصوص الحکم» محیالدین میفرمودند: محیالدین از نظر عقیده شیعه است ولی از نظر فقهی سنی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض همیشگی بنده آن است که انقلاب اسلامی حقیقت دوران ما است کافی است نسبت خود را با انقلاب اسلامی و ولایت فقیه درست شکل دهیم تا مبادیِ میل ما شکل صحیحی به خود بگیرد، بقیهاش به دست خدا است که چه پیش میآید و چه پیش میآورد و ما به مدد او چه انتخابی خواهیم کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. به همسر محترمتان بفرمایید ره چنان رو که رهروان رفتند، مثل امثال امام رعایت خانواده را بکنند و به جای روزههای انچنانی با کنترل غذا و با نشاط همراه با خوردن غذای مناسب چون شمعی به خانه و خانواده روشنی ببخشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دو سؤال مذکور اینطور جواب داده شده بود:
باسمه تعالی: سلام علیکم: از جناب امام موسی صدر کتابی نمیشناسم و کتابهای مرحوم شهید آوینی همه یکی از یکی بهتر است. از هرجا شروع کنید، همانجا اولِ کار است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه که سعی کنیم معارف ما قلبی شود، راه رجوع ما به حقایق سهلتر میشود و سختی آن قابل تحمل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ابتدای امر شخصیتی را برای خود میپذیرد که چنین باشد و چنان، هرچند میتواند تغییر دهد ولی گویا آن را برای خود اصل گرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامهی طباطبایی ذیل آیهی 200 سورهی آلعمران مفصلاً در این مورد بحث کردهاند و بنده نیز در جزوهی «راز سقوط تمدنها» عرایضی داشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید آموزههای دین را در بستری که مخصوص فرهنگ دینی است متذکر شد وگرنه فرهنگ غیر دینی غلبه میکند 2- باید برای مردم تبیین کرد که آن نوع هیجانات، آنها را از اُنس با عالم بیکرانهی معنویت محروم میکند. به قول مولوی: «مر سفیهان را رُباید هر هوی / زانکه نَبْوَدشان گرانی قوا». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از نظر سیر مطالعاتی، سیر مطالعاتی روی سایت کمک میکند 2- در ضمن سری به جواب سؤال شمارهی 16818 بزنید 3- در مورد سوریه نیز اگر احساس میکنید که روحتان به چنین حضوری نیاز دارید، خوب است که نسبت به آن فکر کنید. بالاخره حضور در آن جبهه، راهِ گشودهای است که افراد وجود برتر خود را در آن جستجو میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم است مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقن» و شرح حمد حضرت امام، همه را با صوت دنبال بفرمایید 2- احتمالاً جلسات زیادی در پیش نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن خوبی است. عرایضی در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شهودی که در آن کتاب آمده خیلی معمولی و دمِ دستی است. شهود واقعی از آن عرفایی است که نظر به توحید فعلی و صفاتی و ذاتی دارند که بحث آن را باید در متونی مثل «فصوص الحکم» محیالدین دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم حضرت آقا با اینهمه کارهای حسابی که دارند کتابهای بنده را مطالعه کنند! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جایگاه اصلی توسل به امامان معصوم«علیهمالسلام» در رابطه سیری است که انسان باید در قرب الهی پیدا کند و آنان شفیع آن سیر میتوانند باشند. لذا شما در توسل به آن بزرگواران خطاب میکنید: «یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه» ای کسانی که در نزد خدا بدون هیچ مانعی حاضرید؛ نزد حضرت حق شفیع ما باشید تا ما نیز در نسبت با حضرت حق مانعی نداشته باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همانطور که در جوابهای قبلی به کاربران محترم عرض شد چون بدن علت معدّه برای ادراکات نفس است بعضاً اگر جسم برای تدبیر بدن مناسب نباشد نفس به مشکلاتی دچار میشود، مثل همان اختلالات روحی 2- چون قرآن میفرماید خداوند نفس انسان را متعادل آفریده و میفرماید: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها» و سوگند به نفس و تعادل آن، و خداوند هم میفرماید آنچه به عنوان تکلیف برای انسان تعیین شده چیزی نیست که تحمیل او باشد مگر آنکه شخصیت او ظرفیت چنین تکالیفی را دارد «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»؛ پس نمیتوان گفت علت ارتکاب گناه افراد گناهکار، به ساختار روانی یا جسمی آنها ربط دارد. موفق باشید
