بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22259
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام و با تشکر از پاسخ ها: ۱. اینکه ملاصدرا قائل به حیثیت اندماجی و علامه طباطبایی به حیثیت سرابی و برخی قائل به حیثیت نفادی اند نمی شود هر سه با هم با تغییر زاویه دید جمع شوند؟ مثلا در یک مرتبه سالک برسد به فنای همه ماهیات و ماهیت حیث سرابی شود و در مرتبه ای که هنوز منیت هست بشود حد وجود. ۲. آیا می توان اندماج را جزو معقولات ثانی به حساب آورد؟ ۳. فرمودید اگر کسی اهل باشد اشارات تذکره الولیا را می فهمد چرا علی رغم اینکه استاد بنده عارفند و اهل فلسفه و عرفان با تذکره مخالفند؟ تا کجا باید بالا برویم تا اشارات را بگیریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این نوع تقسیم‌بندی‌ها به جهت آن است که ما با نگاه مفهومی و آموختنی به اشاراتِ آن بزرگان می‌نگریم، وگرنه هرکدام از سخنان آنان در جای خود، وجهی از وجوهِ حقیقت را مدّ نظر ما قرار می دهند 2- واژه‌ی اندماج واژه‌ای فلسفی نیست، باید نسبت به کاربردش آن را معنا کرد. آری! با نظر به مفهوم آن به «نعتِ خارج» می‌توان آن را جزو معقولاتِ ثانویه‌ی فلسفی دانست. 3- «خودْ راه بگویدت چون باید کرد». موفق باشید

21157
متن پرسش
سلام علیکم: استاد روایتی در ابتدای صحیفه ی سجادیه وجود دارد که از امام صادق (علیه السلام): «تا قیام قائم ما اهل بیت هیچ کس از خاندان ما برای براندازی دستگاه ظلم و برقراری آرمان حق برنخاسته و برنخیزد مگر آنکه بلا و مصیبت او را از پای درآورد و قیامش بر سختی ها و ناگواری های ما و پیروان ما بیفزاید.» استاد این روایتی است که اخیرا آیت الله گرامی هم در ضمن مصاحبه ای این را نقل می کنند و به این روایت استناد می کنند و می گویند ما در آن اوایل مبارزات که خدمت آقای بهجت می رسیدیم ایشان هم به این روایت استناد می کردند و ما آن موقع به ایشان معترض بودیم و حال امروز بعد از گذشت چند دهه از انقلاب گویی ایشان هم نظرشان به این روایت افتاده است و نظرشان بر مشکلات عدیده ای است که بعد از سال ها گذشت از انقلاب شاهد آن هستیم. 2. استاد مطلب بعدی اینکه اخیرا رئیس جمهور در بیانی که داشتند دوباره نطق هایی کردند و استناداتی دادند که به نظر می رسد اصلا جالب نبود در آنجا گفتند همه ی مسئولین باید نقد شوند ما مسئول معصوم در این نظام نداریم حتی در زمان حکومت معصوم نیز ما می توانیم نقد کنیم. مکتب انتظار مکتب اعتراض است می گوید در زمان رسول خدا شخصی در مقابل ایشان گفت این مطلب که فرمودید از خودتان بود یا خدا؟ و آقای روحانی این حرکت را نقد می فهمند! استاد این مغالطه نیست؟ این خلط مطلب نیست؟ اینکه ایشان اینگونه در سطح پایینی از معارف اسلامی است خبر نمی دهد؟ هرچند که صدر و ذیل کلام ایشان با هم نمی خواند اول می گوید معصوم نداریم پس می شود نقد کرد و بعد می گوید در زمان معصوم می شود نقد کرد. خدا می داند در این صحبت ها دنبال چه هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هم‌چنان‌که قبلاً عرض شد روایت اول صحیفه، به قول بزرگان نظر به کسی دارد که به عنوان مهدی امت قیام کند، بدون آن‌که مهدی باشد. در حالی‌که انقلاب اسلامی به خودی خود مقدمه‌ی ظهور آن حضرت است و وظیفه‌ی هرکسی که معتقد به ظهور آن حضرت است، آن است که مقدمه‌ی ظهور حضرت را فراهم کند 2- بنده هم این اشکالات را در سخنان آقای روحانی می‌بینم. موفق باشید

19854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: 1. آقای هاشم حداد می گوید که به بزرگی آقای قاضی نه در گذشته بوده نه در آینده. خب پس ما نمی توانیم مثل آیت الله قاضی شویم او افضل منه طبق کشف ایشون. من هم دوست دارم بشوم خیلی! ۲. کشف طلب کردن خوب است یا نه؟ علامه حسن زاده طلب کرده اند بنا بر صحبت خودشان در انسان در عرف عرفان. ۳. چگونه انسان روش خودش را احراقی کند؟ ۴. چگونه و با چه روشی انسان شوق عرفانی را در افراد زنده کند؟ (مثلا یکی از آنها نقل داستانهای عرفا)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هرکدام از اولیاء از جهتی کمالات خاص خود را دارند. هرکس باید در مسیری که خداوند برای او قرار داده است، حرکت کند و به نتایج خاص خود برسد 2- طلب بندگی و اطاعت باید داشته باشیم خداوند خودش آن‌چه برای شوق عبادت نیاز است، مرحمت می‌کند 3- باید سعی کرد جز خدا در میان نباشد 4- انسان‌ها به خودی خود در جان خود شوق عرفانی دارند، باید غیر خدا را مهم نکرد تا آن شوق ظهور کند. موفق باشید

18588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من و دوستم یه دوستی خوب چند ساله دو نفره داشتیم تو دانشگاه و هیچ مشکلی هم نداشتیم و حالا یک ساله که به خاطر گروه بندی های لازم با یکی دیگه از بچه های کلاسمون هستیم. اون شخص واقعا دختر خوبیه و من دوسش دارم اما مثلا به خاطر رفت و آمد از خونه تا دانشگاه (خونه هاشون نزدیکه هم) اون شخص با دوستم با هم میرن و میان و این باعث شده من احساس کنم با هم صمیمی تر شدن و من از دوست صمیمیم دور شدم. یک بارم راجع به این قضیه صحبت کردیم با دوستم و من تقریبا قانع شدم که چیزی نیست و ما هنوز مثل قبلیم اما دوباره من احساسات منفی به سراغم اومده و اصلا دلم با دوست خودم صاف نیست در حالی که میدونم حواسش به من هست و شاید فقط حس منه که کمتر اهمیت دارم تازگیا. خواهش می کنم کمکم کنید تا از این افکار دربیام! هی میخوام خودمو بزنم به بی خیالی و ادامه دوستی و درس و .... اما همش اعصابم خورده!! نمیتونم باهاش مثل قبل رفتار کنم ولی خوب اونم مشکلات خودشو داره و دلم نمیاد جفتمون اذیت بشیم ولی احساس می کنم اونم منو درک نمیکنه!! ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بنده صاحب‌نظر نیستم. اگر سؤال معرفتی دارید در خدمت می‌باشم. موفق باشید

18513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده فردی هستم میانسال، عمری را در غفلت سپری کردم. چندی است در اوج ناامیدی سعی می کنم از بدیها دوری کنم، نماز را اکثرا اول وقت می خوانم کنترل زبان و چشم و گوش را تا حد زیادی رعایت می کنم. نگاهم نسبت به بسیاری از مسائل از جمله رزق عوض شده است به کسانی که در مورد افزایش رزق مادی از شما سوال می کنند می گویم به آنچه خدا داده راضی باشید بدانید اگر گرسنگی بکشید ولی قلبتان پاک و وجدانتان آسوده باشد خیر دنیا و آخرت نصیبتان شده است. بنده هیچ گاه در زندگی گرسنگی نکشیدم ولی ای کاش نان نداشتم ولی خدا را داشتم. تا چندی پیش از کلمه رزق تصوری مادی داشتم ولی چندی است با زبان حال می گویم اللهم الرزقنی برد عفوک و حلاوه مغفرتک. مشکلی که در حال حاضر دارم دوست دارم سحرها گریه و راز و نیاز کنم، بیدار می شوم ولی آن ناامیدی که عرض کردم مانند زنجیری بر دست و پایم می پیچد و نمی توانم برخیزم و پس از مدتی خواب و بیداری برای نماز صبح بر می خیزم و پشیمان از کارم. راه حل چیست؟ با تشکر و آرزوی سلامتی برای جنابعالی. من از قالو بلی اندیش دارم گنه از برگ و بارون بیش دارم اگر لا تقنطو دستم نگیره من از یا ویلتا تشویش دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول خودتان سخن همان است که حضرت حق فرمودند که: «ولا تقنطوا من رحمة اللّه» همچنان مسیری را که خداوند در مقابل شما گشوده داشته است، ادامه دهید. إن‌شاءاللّه گشایش‌های بعدی پیش خواهد آمد. قبل از نماز صبح نافله‌ی صبح را فراموش نکنید. موفق باشید

18411
متن پرسش
با سلام و عرض وقت به خیر: اینجانب در مسیر پیاده روی اربعین امسال با شما استاد گران قدر صحبت کردم. راجع به استاد اخلاق و ادامه تحصیل در حوزه و البته در حال حاضر هیئت علمی دانشگاه در رشته مهندسی کامپیوتر هوش مصنوعی هستم. متاسفانه در حوزه که ترم اول بودم علی رغم توانایی های زیادی که داشتم اجازه ندادند ادامه بدهم چون با کلاس های دانشکاه تداخل ذاشت. البته من خیلی پیگیر مباحث شما هستم چون نور واقعی را در آنها دیدم حتی بیش تر از حوزه که الان تقریبا مثل دانشگاه شده است. قصد دارم مباحث شما را ادامه بدهم و کار کنم. الان در قسمت های آخر حرکت جوهری هستم و مباحث مربوط به تمدن غرب و جامعه شناسی و... شما را هم دنبال می کنم. استاد شما خیلی در زندگی من نقش داشتید (البته با اراده الهی). سوال من دو قسمت است اگر لطف کنید و پاسخ دهید. ۱. من خیلی با مباحث ارتباط برقرار کردم اما در عمل به آن ها هنوز خیلی مشکل دارم. چه کنم؟‌ مشتاقم ولی درگیر ماده. ۲. از بچگی طبع شعری داشتم و الان در موسسه سها شعر کار می گنیم. کتاب ادب خبال عقل و قلب را خوانده ام. شرح غزلیات شما را هم می خوانم. دوست دارم شعرم جهت پیدا کند. چه کسی بهتر از شما می تواند من را راهنمایی کند؟ می دانم خیال ام باید ادب شود ولی استاد: که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ۳. استاد! من الان در مرتبه مربی در دانشگاه هستم. از طرفی باید دکتری بگیرم از طرفی نفس ام به هوش مصنوعی و سیستم ها هوشمند که (ذاتا حاصل تمدن و فلسفه غرب است و من قبولش ندارم) دیگر کششی ندارد. البته چون در دانشگاه شریف خواندم فکر نمی کنم در دکتری ایران چیز بیشتری نصیبم شود و البته مشکلات خارج را هم می دانم. البته خیلی مهم است که من یک زن هستم از جهت وظایف نه حقیقت وجودی. وظایف مادری و همسری و فرزندی ام مهم تر از همه است و فکر می کنم حتما هم نباید دکتری بگیرم باید خودم باشم. زن وقتی شعر می نویسم خودم ترم! به خوذم نزدیک ترم... یا شاید به حقیقت ام. استاد من کی ام؟ کدام اونها منم؟ این همه علایق و ابعاد... و در عین حال هیج کدام وه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم کی ببینم مرا چنان که منم گفتی اسرار در میان آور کو میان اندر این میان که منم کی شود این روان من ساکن این چنین ساکن روان که منم بحر من غرقه گشت هم در خویش بوالعجب بحر بی‌کران که منم این جهان و آن جهان مرا مطلب کاین دو گم شد در آن جهان که منم فارغ از سودم و زیان چو عدم طرفه بی‌سود و بی‌زیان که منم گفتم ای جان تو عین مایی گفت عین چه بود در این عیان که منم گفتم آنی بگفت‌های خموش در زبان نامده‌ست آن که منم گفتم اندر زبان چو درنامد اینت گویای بی‌زبان که منم می شدم در فنا چو مه بی‌پا اینت بی‌پای پادوان که منم بانگ آمد چه می دوی بنگر در چنین ظاهر نهان که منم شمس تبریز را چو دیدم من نادره بحر و گنج و کان که منم التماس دعا سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این یک امر طبیعی است که انسان بعد از آشناشدن با حقایق عالم، باید به مرور افقِ عمل به آن را در زندگی ظهور دهد 2- «گر خون نکنی دیده و دل پنجاه سال / از قال تو را ره ننمایند به حال»، صبر و پایداری را برای همین جاها گذاشته‌اند 3- به نظرم انسان این تاریخ، وسعت آن را دارد که طوری بین سنت و تجدد جمع کند که نه تجدد هرطور خواست خر خود را براند و نه ما به اسم فرار از تجدد بخواهیم به گذشته برگردیم. این نکته‌ای است که هایدگر در بحث بسیار دقیق خود تحت عنوان «گَشتْ» به ما تذکر می‌دهد. موفق باشید

16590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
«وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» سلام تو سوره روم، آیه شریف 21 اگه اشتباه نکنم، خداوند می فرماید همسرانی از جنس خودتان (من انفسکم) برایتان آفریدم تا در کنارش (الیها) آرام بگیرید. اگر آیه را دو بخش کنیم، بخش دوم مشخصه که مخاطب آقایون هستن، چون گفته شده (الیها) یعنی زن مایه آرامش هست برای مرد؛ سوالم از حضور شما این است که بخش اول هم مخاطب مرد ها هستن یا همه مردم؟! ینی ای مردم خودتونو جفت آفریدم تا با هم ازدواج کنید یا ای مرد ها از [جنس] خودتان همسر براتون آفریدم؟ و اگر دومی درسته ینی مخاطب کل آیه مرد ها هستن، "من انفسکم" معنیش (از خودتان) است یا (از جنس خودتان)؟ بنظر من از خودتان درسته ولی تو همه ترجمه هایی که دیدم ترجمه کردن از جنس خودتان، اگه از جنس خودتان باشه، یجورایی دلیل خلقت زنان اینه که فقط مردها در کنارشونو آرام بگیرن!!! ولی از خودتان فک می کنم درست باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید واژه‌ی «نفس» از نظر عربی مؤنث است، نه آن‌که ضمیر مربوطه، مربوط به زنان باشد 2- «من انفسکم» همان‌طور که متوجه‌اید یعنی از جان خودتان، که حکایت از یگانگی بین زن و مرد دارد. موفق باشید

14722
متن پرسش
سلام استاد: شرمنده در سوال 14714 گفتم که جواب سواله 14614 دستم نرسیده اما سایت را چک کردم جوابتان را دیدم اما در ایمیلم نیامده بود که مهم نیست چون جواب را دیدم و شصت درصد راه را نشانم داد خیلی ممنون. اما هنوز سوالاتی در ذهنم هست که عرض خواهم کرد: 1. در جواب قسمت اول فرمودید که از فضای رسانه ای غافل نباشید اما آخه چه جوری می شود به اخبار این رسانه ها اعتماد کرد درسته که تلویزیون خودمان اخبار دروغ نمی گوید اما همه چیز را هم نمی گوید و برای آگاهی یافتن از بقیه ی رویداد ها باید به فضای مجازی و روزنامه ها مراجعه کنم که معلوم نیست اخبارشان حقیقت دارد یا نه. 2. در قسمت دوم جواب فرمودید که به المیزان مراجعه کنید می خواستم بدانم آیا به ترجمه ی آن مراجعه کنم یا به کتابه زبان اصلی اش چون من عربی ام خیلی ضعیفه آیا اول برم عربی یاد بگیرم بعد برم سراغ المیزان خوبه؟ و آیا عربی برای المیزان در چه سطحی باید بلد بود؟ من چند جلد کتابه عربی که مکالمه ی عربی را یاد داده دارم آیا همین ها را می شود استفاده کرد یا عربی زمان قدیم را باید بلد باشم؟ اگر هم پیشنهادتان اینه که بروم سراغ ترجمه ی آن شما مترجم خوب سراغ دارید؟ و در ضمن با چه دیدی باید به المیزان رجوع کرد؟ من هنوز کتابهای شهید مطهری را نخواندم آیا باز می توانم مستقیم وارده المیزان شوم؟ 3. در قسمت سوم فرمودید مبارزه با هوای نفس چیزی جز رعایت حلال و حرام نیست من هم نظرم همینه اما پس راز این سقوط ها چیست که هر از چند گاهی سراغم می آید؟ اما بعد از هر سقوط به یک مرتبه ای خیلی بهتر از مرتبه ی قبل از سقوطم می رسم آیا این سقوط ها جای نگرانی دارد یا نه؟ یعنی ممکنه یک باره یک سقوط بکنم و دیگه نتوانم خودم را جمع کنم؟ اصلا معنای سقوط چیه استاد؟ شاید اینا سقوط نباشه و من دارم بد تعریف می کنم و راز سقوط افراد چیه حتی اونایی هم که مقاماتی داشتند سقوط کردند مثل آن شخص که در زمان حضرت موسی مستجاب الدعوه بود فکر کنم اسمش بلعم با عورا بود اگه اشتباه نکنم خب اینا چه جوری سقوط می کنند و ما چه کار کنیم که سقوط نکنیم؟ ببخشید سوال طولانی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی با نظر به اشارات مقام معظم رهبری فضا دست‌تان باشد می‌توانید با رجوع به فضای رسانه‌ای در آگاهیِ تاریخیِ خود به‌سر برید 2- اگر طلبه نیستید سراغ ترجمه‌ی آقای موسوی همدانی بروید ولی با روشی که در جزوه‌ی «روش کار با المیزان» عرض شده است 3- اگر صادقانه رعایت حرام و حلال الهی بشود نور قلب محمّدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در قلب شما می‌افتد و شیطان در نهایت ناکام می‌ماند. موفق باشید

14392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اینکه در روایات هست هر وقت 313 یار برای آن حضرت باشد، ظهور محقق می شود. آیا یعنی واقعا در این همه سال، این مقدار یاور برای حضرت پیدا نشده است؟ یا اینکه ممکن است شرایط دیگر ظهور فراهم نشده باشد؟ با توجه به اینکه طلبه هستم، چه کار کنم که سرباز خوبی باشم؟ موانع ظهور، چه چیز هایی هستند؟ چگونه باید برای ظهور حضرت، مقدمه سازی کنیم؟ یک طلبه برای برطرف کردن موانع ظهور چه کار باید بکند؟ کتاب در این زمینه هست یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 313 نفر مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری در یک تاریخ نیاز داریم. هراندازه به عنوان یک طلبه، نسبت به حقیقت اسلام و تفقه در آن حساس‌تر باشید به شخصیت‌هایی مثل حضرت امام و رهبری نزدیک‌تر می‌شوید. موفق باشید

13397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من قبلا در یکی از کتاب های شما نقل قولی خوانده بودم که خیلی جالب بود و موضوعش در مورد انسان های زمان ما بود که همه دوست دارند کودک باشند و دنبال سرگرمی های کودکانه هستند، مثل فوتبال، و این حتی تبدیل به ارزش هم شده و .... و خیلی دلم می خواست که اون مطلب رو انتشار بدم ولی هر چی فکر کردم یادم نیومد توی کدوم کتاب خواندمش، لطفا اگر شما حضور ذهن دارید کمکم کنید. خدا حفظتان کند ان شاء الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم یادم نیست. ولی کتاب «مدرنیته و توهّم» را نگاه کنید نکاتی دارد. کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی» از نیل‌پستمن نیز مفید است. موفق باشید

13082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: استاد عزیز آیا آیات و روایتی در مورد این موضوع که موجوداتی در کرات دیگر در حال زندگی هستند و یا انسان های دیگری در این دنیا هستند وجود دارد؟ و نظر خودتون هم لطفا در مورد این موجودات بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاهدی که حکایت از موجوداتی مثل موجودات زمینی در کرات دیگر باشد، نه از نظر علمی و نه از نظر روایی به‌چشم نمی‌خورد. منتها بحث عوالم دیگر به معنای عوالم معنوی و حضور فرشتگان در آن عوالم مثل حضور فرشتگان در آسمان اول، بحث دیگری است که در تبیین سوره‌ی «ق» عرایضی شده است. موفق باشید

12897
متن پرسش
بسم الله با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما: می خواستم مشورتی به این حقیر بدهید در مورد ورود به حوزه! حدود 26 ساله هستم. سوالات در سایت در مورد ورود به حوزه را در سایت شما خواندم تقریباً بردداشت کردم که برای ورود به حوزه باید روحیه و تلاش خاصی داشت! اگر برایتان امکان دارد در این زمینه و موارد (شرایط و روحیه و نوع تلاش و ...) راهنمایی کنید تا تطبیق دهم که خدایی ناکرده عملی انجام ندهم که بعد از مدتی پشیمان شوم! با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب‌های قبلی عرض شده، اگر خداوند علاقه‌ی تعمق در دین را در شما ایجاد کرده است و استعداد لازم را نیز داشته باشید و خانواده هم تا حدّی همراهی کنند؛ نباید از استفاده از چنین فرصتی در این تاریخ کوتاهی کرد. موفق باشید

12825
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت: از آنجایی که معرفت نفس انفع المعارف است آیا لازم نیست مثلا بصورت تلویزیونی همه گیر شود؟ به بحث گذاشته شود و با عموم در مورد آن صحبت شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است جامعه‌ی ما به چنین آگاهی نایل شود که مطلوب خود را معرفت نفس بیابد در آن صورت به‌جای کسانی‌که با سرگرمی‌ها، جوابِ مطلوب مردمِ طالب سرگرمی‌ها را می‌دهند، به کسانی نظر می‌کنند که آن‌ها را به ابعاد عمیق وجودیشان آگاه می‌نماید. موفق باشید

11295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شما در صفحه 130 «خویشتن پنهان» فرمودید حقیقت وجودی انسان نه زن می باشد نه مرد، سوال بنده این است که پس خداوند متعال حوری را برای کدام زن و مرد آفریده است؟ با تشکر از استاد عزیز و گرامی وگرانقدر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «حوری» که در سوره‌ی واقعه مطرح است صورت اطاعت اهل تقوا است و لطفی است از طرف خدا و برای زن و مرد، مثل صورت یک گُل زیبا. مفصل آن را در عرایضی که در سوره‌ی واقعه داشته‌ام، دنبال بفرمایید. موفق باشید
7619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز میخواستم اطلاعاتی در مورد عالم ذر کسب کنم لطفا راهنماییم میفرمایید؟ با سپاس فراوان-بادافره
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آیت‌اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» در مجلدات تفسیر قرآن به قرآن و در تفسیر آیه‌ی 173 سوره‌ی اعراف نکات خوبی دارند. موفق باشید
6950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم لطفاکمی درمورد برزخ شارون بفرمایید باشدکه مرحمی باشدبر زخم جگرمان و کمی نیشمان شل شود هلاکتش مبارکتان ومبارکمان باشد.التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عدالت خدا آن‌چنان است که عذاب همه‌ی ظلم‌هایی که آن دیو خونخوار انجام داده است را، یک‌جا و برای همیشه به او می‌رساند و فریادهایش روح اطرافیانش که از او متنفر نیستند را نیز آزار می‌دهد، درست برعکس آن طوری که عذاب او جان ما را خنک می‌کند. لعنت خدا بر همه‌ی آن‌هایی که در مراسم دفن آن ملعون شرکت می‌کنند. موفق باشید
5816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم... ببخشیبد برای موضوع محرّم و قیا م اما حسین برای سنین مختلف چه کتاب هایی را پیشنهاد میکنید؟ یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: علاوه بر کتاب حماسه حسینی از شهید مطهری ،کتاب های آقای مهدی شجاعی در این رابطه خوب است . موفق باشید
3644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید /ایا خداوند مهربان و عریز و بخشنده و۰۰۰۰۰۰درروز قیامت یکی از سوالاتش این نخواهد بود :جایگاه این سینما و بازیگران بااین فساد وفحشا ی غیرقابل بیان کجاست چه برخوردی کردی چرا اقدامی اساسی نکردی ونظر خود را به صورت اساسی و مخالفتت را بیان نکردی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما وظیفه داریم به روش صحیح این فکر و فرهنگ را همچون شهید آوینی نقد کنیم. موفق باشید
1187

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عیلکم و رحمت الله و برکاته... استاد چندسوال بسیار بزرگ در ذهنم دارم و آن این است که : 1)دقیقا منظوراز قلب چیست ؟(مثلا امام خمینی می کوید قبولی نماز وابسته به اقبال قلب است .یا در جای دیگر مطرح می شود در نماز باید حضور قلب داشت یا در جای دیگر می گویندقلب مومن عرش خداست یا میگویند ایمان یک چیز قلبی است و همچنین من در میان سخنان جنابعالی لغت قلب رازیاد می شنوم و من هر چه در دانسته و تجربیاتخود به دنبال لغت قلب می گردم جز همین قلب گوشتی نمی یابم ) 2)منظور از عقل چیست؟(مثلا آیا عقل همان وسیله ای است که ما با آن تصمیم گیری میکنیم یا 3)رابطه ی میان عقل قلب چگونه است ؟ 4)چگونه یا با چه روشی می توان عقل وقلب را در جهات الهی تربیت کرد؟ 5)وهم در درجه اول چیست و باعقل و قلب چهرابطه ایی دارد ؟ (وبالاخره سوال آخر!)6) چرادر مباحث دینی اینقدر..! به قلب و عقل و وهم پرداخته می شود مگر این عوامل کارایی بخصوصیذر جهت سیر الی الله دارند؟ (فقط از استاد عزیز خو اهشمندم که پاسخ های خود را در قالب مثال (یا به همراه مثال) بیان کنند زیرا من اینگونه بهترمی فهمم!
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی شما حتما دوست داشتن را می‌فهمید، آن وجهی از شما که دوست داشتن را می‌فهمد، قلب است. همین وجه می‌تواند با انصراف از محبوب‌های دروغین در نماز خود به خدا توجه کند. عقل قدرت فهم کلیات در انسان است، مثل این که شما می‌فهمید بتول و رضا و حسن و فاطمه انسان‌اند. عقل می‌توان کلیات عالم معنی را بفهمد و قلب را متوجه آن کلیات کند تا قلب با آن‌ها مأنوس شود. معنی وَهم را در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» دنبال کنید. تنها آن‌چه در عقل و قلب هست در ابدیت برای ما می‌ماند و لذا دین بر روی این دو گوهر تأکید می‌کند. موفق باشید
1161

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار بنده قصد داشتم یک دور نهج البلاغه را به صورت تفسیری و مفصل بخوانم.و دلم میخواسته که کتابی بخوانم که فضای تاریخی خطبه ها و نامه ها را گفته باشد و سپس شرحی هم بر صحبت های حضرت داشته باشد. پیشنهاد حضرتعالی چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی شاید شرح ابن ابی‌الحدید، همراه با شرح ابن میثم بحرانی و شرح آیت‌الله محمدتقی جعفری کمک‌تان کند. پیشنهاد بنده آن است که ابتدا شرح علامه محمدتقی جعفری را همراه با کتاب «جلوه‌ی تاریخ در نهج‌البلاغه‌ی ابن ابی‌الحدید» ترجمه‌ی دکتر محمود مهدوی را شروع بفرمایید. موفق باشید
1145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تبریک اعیاد، دانشجوی کامپیوتر هستم که در ادامه تحصیل سر دوراهی قرار گرفته ام. از چند ترم قبل با بررسی بیشتر موضوعات مذهبی و معرفتی و آشنایی با هدف خلقت و با توجه به اینکه برای اهداف مادی رشته ام را انتخاب کرده بودم، به نوعی سردرگمی دچار شدم که آیا این دروسی که شایدهیچ استفاده ای برای رشدمن نداشته باشند همان کار اهمی است که حضرت علی(ع) می فرمایند با توجه به فرصت اندک زندگی باید انجام دهیم، بعد از آن به نوعی بی انگیزگی برای مطالعه آنان دچار شدم طوری که فقط دروسم را پاس میکردم.در این زمان باید برای ارشد تصمیم بگیرم به رشته فلسفه علاقه مندم ولی هم خانواده مخالف هستند و هم احساس میکنم در آینده خیلی نمی توانم در اجتماع به اندازه رشته های فنی مفید باشم، از طرفی در رشته های فنی به نوعی کمبود نیروهای ارزشی دچاریم ولی با توجه به جنسیتم اگر رشته خودم را ادامه بدهم شاید با توجه به رسالت مادری و همسرداری نتوانم خیلی وقت گذاری کنم و برای کشور مفید باشم، رشته ام هم رشته وقت گیری است و کم میتوانم به موضوعات مذهبی هم بپردازم، از طرفی پیش خود می گویم به جای اینکه چند سال دیگر را هم وقت بگذارم و این دروس سکولار با مطالعه کنم، به موضوعات مفید میپردازم. واقعا برای ادامه در رشته خودم انگیزه الهی ندارم کمکم کنید باید چگونه راهم را انتخاب کنم؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی همان‌طور که در سؤال 1142 عرض کردم وظیفه‌ی اصلی خواهران به عنوان مربیان اصلی نسل آینده، تعمق هرچه بیشتر در معارف الهی و اخلاقیات متعالی است و اگر در کنار آن پیش آمد که به کارهای دیگر بپردازند اشکالی ندارد. موفق باشید
21628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. فرموده اید، این‌که قرآن می‌فرماید: «خلق الموت و الحیاة» یعنی خداوند با گرفتن حیات، عملاً موت را خلق کرده، نه آن‌که لازم باشد موت، امرِ وجودی قلمداد شود. من تا حالا فکر می کردم که چون مرگ حیات شدیدتر است پس امری وجودی است نه عدمی. به خصوص که خانم لطفی آذر هم فرموده اند که موت از حیات مقدم شده به این معنا که قبل از حیاتی در دنیا و آخرت موت هست و اینکه موت و حیات دو روی یک سکه اند. می شود بفرمایید منظور شما از اینکه موت امری عدمی است به چه معناست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که اگر انسان بمیرد به عالَمی با شدتِ وجودی بیشتری منتقل می‌شود؛ غیر از آن است که می‌گوییم خداوند مرگ را خلق کرد. آری! ایجادِ مرگ، امری بالتبع است که با گرفتن حیات محقق می‌شود. موفق باشید

21062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با سوال 21038 این را هم اضافه بفرمائید هر چه می کشیم از عالمانی است که از بانیان و متفکران نئولیبرال اینچنین حمایت می کنند. استاد مقاله آقای جوادی را درباره هاشمی می خوانیم فکر می کنیم دارد امیرالمومنین را وصف می کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند آیت اللّه خزعلی را که فرموده بودند: «ای کاش آیت الله خزعلی که دم مرگش همگان را به پرهیز از هاشمی دعوت کرد و فرمود اگر هاشمی دوباره بیاید خدا کند من نباشم» نگران نباشید. عرایضی در جواب سؤالات شماره‌ی 21057 و 21065 در این مورد شده است. بد نیست سری به آن جواب‌ها بزنید. موفق باشید

19794
متن پرسش
سلام علیکم: پیش از این فرموده بودید عالم ذر همان فطرت است. در پاسخ به سوال یکی از کاربران فرمودید داشتن اختیار در عهد الست از آیه شریفه بر می آید. اگر عهد الست فطرت است چطور در فطرت داشتن اختیار معنا دارد؟ ظاهرا فطرت همه یکسان است. مهم عمل کردن بر اساس فطرت است. من داشتن اختیار در عالم ذر را متوجه نمی شوم. به خصوص که انسان پیش از به دنیا آمدن به صورت جزئی تعین ندارد. داشتن اختیار در مورد عهد الست با وجودی که فرمودید عهد الست همان فطرت است چه معنایی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها فطرتاً با خدا روبه‌رو شده‌اند و بر اساس همان فطرتی که توحیدی است، ربوبیت حق را تصدیق کرده‌اند. لذا انسان طبق آیه‌ی فطرت اولاً: نشان داده در ذات و فطرت خود توحیدی است و ثانیاً: آن توحید را با ختیار خود اقرار کرده است، هرچند ممکن است بر اساس همان اختیار در زندگانی دنیایی از آن فاصله بگیرد. موفق باشید

18623
متن پرسش
سلام: آیا ولایت فقیه عین ولایت رسول الله است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوعِ کاملاً عقلی است از آن جهت که ولیّ فقیه متخصص کشف حکم خدا و رسول خدا است. با سخن او از آن جهت که سخن خدا و رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را به میان می‌آورد باید مثل سخن رسول خدا برخورد نمود زیرا آن سخن و آن دستور، سخن و دستورِ خود ولیّ فقیه نیست. موفق باشید  

نمایش چاپی