باسمه تعالی: سلام علیکم: آنها زندگی دیگری را شروع کردهاند پس برخورد عاطفی نباید چندان بر ما غلبه کند، هرچند از آن گریزی نیست. کمکی که میتوانیم به آنها بدهیم صدقه و خیرات و مبرات و حضور بر سر مزار آنها و خواندن قرآن و سورهی قدر 7 مرتبه و آیت الکرسی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که انسانها از نظر فطرت یکساناند و همچنان که عرض شد آیهی 30 سورهی روم میفرماید: «لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» یعنی از نظر فطری، تفاوتی بین انسانها نیست. آیهی مذکور چنین است: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» میماند که هرکس باید نسبت خود را با اختیار خود با فطرت الهیهی خود روشن کند. و البته این غیر از مقامِ خاص انبیاء و اولیاء معصوم است که در جهت هدایت مردم به آنان موهباتِ خاص شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در دانشگاه هم در رشتهی فلسفه خیلی کار نمیشود. هرکس چه در حوزه و چه در دانشگاه باید خودش چنین موضوعاتی را دنبال کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: «یا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (35)/ مائده) در این آیه مؤمنین را در عین رعایت تقوا تشویق میکند از وسایل در مسیر رجوع به حضرت حق بهره بگیرند و این بدین معنا نیست که به غیر از خدا رجوع داشته باشند، بلکه بدین معناست که از این طریق راحتتر رجوع به حضرت حق برایشان فراهم میشود. در امور دنیوی نیز همهی اولیای معصوم کمککار خواهند بود. در روایت داریم که حضرت آدم به پنج تن متوسل شدند. اینکه گفته میشود مثل بچهی آدم از وسایل استفاده کنید یعنی گرفتار روحیهی وهابیگری نشوید که استفاده از واسطهها را شرک میداند. بالاخره همیشه باید نظر به حضرت حق داشت هرچند که از طریق واسطههای فیض راحتتر رجوع به خداوند ممکن میشود، مشروط بر آنکه آنها را مظاهر الهی بدانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به شرایط آن زمان و دلایل تشیع عطار، باید آن جملات را حمل بر تقیه کرد بهخصوص که با اینهمه تقیه، باز او را به جرم شیعهبودن از هرات بیرون میکنند. اگر دقت کنید تفاوت نعت برای علی«علیهالسلام» را با آن دو متوجه میشوید، بهخصوص در منطقالطیر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه ما در تاریخی زندگی میکنیم که نمیتوان از توسعه چشمپوشی کرد. پس باید با آگاهیِ کامل از این علم به سوی چشماندازی ماورای آن حرکت کرد، نه آنکه آن را زیر پا بگذاریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بحث های مفصلی نیاز است مثل آنچه در کتاب «تمدنزایی شیعه» و کتاب «جايگاه و معني واسطهی فيض» مطرح شده است. باید چنین افقهایی را با مردم در میان گذاشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دیدن این نوع فیلمها گناه محسوب نشود، مسلّم لغو است و مؤمن از لغو اعراض و دوری میکند. حداقلِ ضرر آنها آن است که قوهی واهمهی انسان را تقویت میکند و از رجوع به حقایق، باز میماند. آن وقتی که نیاز به سیر به سوی حق داریم – چه در این دنیا و چه در آن دنیا - دستمان خالی خواهد بود. لذا وقتی متوجهی این امر شدیم، وقتی قوهی واهمه طلبِ چنین مطالبی را کرد، خود را به امور دیگر مشغول میکنیم تا قدرت قوهی واهمه به مرور ضعیف شود و ما نیز از دست این امیال راحت گردیم. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که «علم» نور است. از هرجا شروع کنیم بقیهی آن نیز نزد ما است. آری! در بحث «ده نکته در معرفت نفس» بحث نبوت به طور مستقیم مطرح نیست. ولی در امثال بحث معرفتالنفس، انسان آنچنان میشود که از درون خود، نبوت را هم میفهمد و افقی جلوی او گشوده میشود که به دنبال تفصیل فهم اجمالی خود میرود. این در مورد هر موضوع دینی صدق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که انقلاب اسلامی بستری را فراهم میکند تا زمینهی انتخاب متعالی مردم با حاکمیت طاغوتیان فاسدی مثل شاه و خواهر بسیار منحرفش از بین نرود. از طرفی واقعاً این اندازه فقر که امروز در جامعهی ما متأسفانه به چشم میخورد با آن فقر بسیار وحشتناکی که خانهای رژیم شاه بر مردم روستاها تحمیل کرده بودند؛ قابل مقایسه است؟! آیا همین یارانه برای آنچنان مردمی راه امیدی برای ادامهی گرسنهنماندن نیست؟ 2- این دو موضوع هر دو قابل جمع است. آری! نظریهی ولایت فقیه به عنوان ورود در حاکمیت، یک موضوع است ولی روحیهی مردم که عموماً امور خود را با روحانیت به همان معنای پذیرفتنِ حکم خدا در زندگی حل میکردند، موضوع دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه فلسفه غرب در قسمت شک دکارت این طور نوشته ام شاید به کارتان آید:
شك دكارتى
آنچه عامل معرفت است يكى حواس است و ديگرى تعقل. اما دكارت خواست به آنچه در اثر به كار بردن «حواس» و «عقل» در نفس انسان حاصل مى شود شك كند. مى گويد: كيست كه به من اطمينان بدهد حواس ما هميشه ما را فريب نمى دهد؟ و يا كيست به من اطمينان دهد كه وقتى من خيال مى كنم درست استدلال كرده ام، به حقيقت دست يافته ام و در اشتباه نمى باشم؟ بدين سان از نظر دكارت؛ نه حواس و نه عقل و خرد، براى اثبات يك قضاوت كافى نيست، و در همين جاست كه او نخستين مطلب خود را به نظر خود كشف مى كند كه «من مى انديشم پس هستم». مى گويد: حواس و عقل تنها منبع كسب معرفت انسانى نيستند منبع ديگرى هم هست كه از آن بسيار غفلت شده است و آن تجربه درونى است كه هر وجدانى نسبت به خود دارد. مى گويد: «من مى انديشم» حقيقتى است كه نه حواس و نه خرد آن را به من تعليم نداده اند. و من اين حقيقت را در نتيجه يك عمل وجدانىِ بى واسطه مى شناسم و فقط به وسيله اين عمل است كه حس مى كنم مى انديشم. حال من در نتيجه تجربه درونى به وجود خاص خودم پى بردم. پس من به حقيقت مسلّمى دست يافته ام و آن وجود انديشه من است كه براى من يقينى و فوق هر گمانى است و اين نخستين يقينى است كه من مى توانم داشته باشم و انديشه من ممكن نيست رؤيا باشد و حقيقت آن از همان لحظه اى كه شروع به كار مى كند و به كاركردن خود وجدان دارد، مسلم است.
مى گويد: ممكن است فكر كنم راه مى روم، بى آنكه راه بروم. اما نمى توان فكر كرد كه فكر مى كنم، بى آنكه فكر كنم. و لذا اين حال كه «فكر مى كنم، پس هستم» حالت ممتازى است غير اينكه بگويم راه مى روم پس هستم، و لذا اين قضيه از تمام سفسطه هاى شكاكان مصون است.
فقط چيزى كه او در فلسفه اى كه مطرح مى كند، متوجه است اينكه تعيين حقيقت تخمينى است، چون در واقع روح ما با تعقل مى تواند چيزى بسازد، حال چه اعتمادى داريم كه اين تعقل ما را فريب نمى دهد. دكارت مى گويد: اگر ممكن باشد كه وجودِ يك خداى فوق العاده خوب و فوق العاده قادر را ثابت كنم خيال ما به كلى آسوده خواهد شد.
مى گويد: خدا فوق العاده خوب است، زيرا نخواسته است ما را فريب بدهد، و فوق العاده قادر است پس او مى تواند از همان لحظه اى كه بخواهد ما را فريب ندهد، فريب ندهد پس ما مى توانيم به او و در نتيجه به عقل خود اعتماد داشته باشيم . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید آنها را با معارفی آشنا کرد که عقل و قلبشان نسبت به باورهای دینی قانع شود. روش معرفت نفسی علامه طباطبایی«رحمةاللّهعلیه» بسیار جوابگوست و سیر مطالعاتی سایت بر آن مبنا تنظیم شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه زباناً آنها راضی شدهاند که جنابعالی وارد حوزه شوید، غنیمت است زیرا در این موارد مخالفت صریح با والدین نداشتن کافی است، چون عقلاً و شرعاً حوزهها نیاز به طلبهی فعّال دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مربوط به هر دوی جسم و روان میتواند باشد. بعضاً خداوند به جهت مسئولیتی که بر دوش طرف میگذارد استعدادی مناسب آن مسئولیت را به او میدهد و او در آن موضوع سریع الفهم میشود و بعضاً والدین رعایتهای لازم را میکنند و روان آن فرد بدون موانع جسمانی سریع الفهم میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانیت واقعی در انسانهای معصوم است و هراندازه شخصیت انسان به آنها نزدیک باشد با هویت انسانی محشور میشود و اگر آنچنان انسان از آنها دور باشد که هیچگونه یگانگی با آنها نداشته باشد حیوان محشور میشود. موفق باشید
