بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2925
متن پرسش
سلام.شما در ترجمه من عرف نفسه فقدعرف ربه در کتاب اشتی باخدا فرمودید:کسی که خودش را شناخت خدایش را می شناسد ولی در اثار ایت الله جوادی املی ایشان اینگونه ترجمه فرموده اند: کسی که خودش را شناخت قبلا خدایش را شناخته است این دو ترجمه چگونه جمع می شوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: روایت ظرفیت هر دو ترجمه را از جهت ادبیت و هم از جهت معرفت دارد. و در آثار ایت الله جوادی املی نیز هر دو نگاه موجود است موفق باشید
1970
متن پرسش
سلام علیکم! تا آنجائیکه من قسمت پرسش و پاسخ را دیدم متوجه شدم که در هر بخش آخرین سوالات مطرح شده وجود دارد. اما اگر بخواهیم به کل سوالات دسترسی داشته باشیم چه کنیم!؟
متن پاسخ
بسمه تعالی باسلام خدمت کاربران گرامی. جهت دسترسی به "همه سوالات"در سمت راست صفحه پرسش وپاسخ گزینه "همه موارد"راانتخاب فرمایید. باتشکر. مدیریت سایت
19403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما عزیز دل: حقیر چند سال بود که گمشده ای داشتم که حقیقت بود بارقه ای باعث شد که تا حدودی دریافت کنم و احساسی باعث شد که سراغ کتاب فصوص بروم با اینکه هیچ بنیه ای علمی در مسایل این کتاب نداشتم اما وقتی می خواندم کانه مطالبش را می فهمیدم و با وجودم و ادراکاتم هم سنخ بود با اینکه نه اهل عبادات شاقه بودم و نه اهل ریاضات مرسومه اما اکنون تمام موجودات را عین آن حقیقت لا یتناهی می بینم و به قدر معلومش ایمان دارم و هرچه پیش می روم تحیر اندر تحیر است حضرت شما چه تشریح می فرمایید. قبلا از سعه صدر شما کمال تشکر را دارم و چه بگویم جز لا هو الا هو.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح‌هایی مثل شرح «بابا رکنا» از فصوص الحکم که اخیراً به بازار آمده و شرح «خوارزمی» می‌تواند در این امر کمک‌کار باشد. به نظر بنده سیر مطالعاتی در سایت به عنوان مقدمه کمک می‌کند. موفق باشید

17639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ممنون که وقت میزارین و جواب میدید. جسارتا کتاب اسرار آل محمد یا کتاب سلیم بن قیس هلالی رو چطور می بینید؟ نظرتون در مورد این کتاب چیه؟ تا چه حد اعتبار داره؟ چون چیزایی نوشته و مدرک هایی آورده که من بچه شیعه واقعا جا میخورم و خیلی احساس عقب افتادگی ار معارف آل الله می کنم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیت کتاب بنا به شواهدی که در سایر کتب داریم، مورد تأیید است. ولی باید متوجه زبان تخصصی بعضی از کلمات شد مضافاً که موضوع تقیه را نیز نباید از نظر دور داشت. موفق باشید

17526
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: احتراماً به اطلاع می رساند در صورت توفیق الهی برای اینجانب از اول صفر تا اربعین به مدت 20 روز خادم زائرین اربعین حسینی در نزدیکی های کربلا خواهم بود، درخواست بنده این است که در صورت صلاحدید لطفاً به آدرس ایمیل بنده جملاتی در حد یک پاراگراف در خصوص اربعین ارسال فرمایید: بنا بر این است که جملات شما در خصوص اربعین به دو زبان عربی و انگلیسی ترجمه شود و در حدود 10000 عدد به صورت بسته فرهنگی بین زائرین توزیع شود. در صورتی که از انجام این کار رضایت داشتید بدلیل اینکه ما قدری در انجام کار محدودیت زمانی داریم خوشحال می شویم که زودتر از فرمایشات شما بهره مند شویم. لازم به ذکر است هیچگونه نامی از شما و یا هیچ کس دیگری در این کار برده نمی شود و فقط نیت این است که گروه ما در حماسه اربعین بتوانیم خادم خوبی باشیم . ان شاء ا... با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شايد بتوانيد از اين جملات، نكاتي را برگيريد: 1- زائر اربعینی حسین «علیه‌السلام» به انسان مصلحی تبدیل می‌شود که عزم تغییر تاریخ را در خود می‌یابد.

2- اربعین در این تاریخ، زمانِ سست‌شدن عهد انسان با فرهنگ سکولاریته است.

3- با حضور در رخدادِ اربعین، راهِ آینده‌ی جهان در مقابل ما گشوده می‌شود.

4- در پاسداشتِ اربعین روشن می‌کنیم هر حرکت توحیدی پس از اربعینِ خاص خود، تازه شکوفا می‌شود.

5- بدون درک زمانه هیچ قدمی به سوی آینده‌ی خود نمی‌توان برداشت و رخدادِ اربعین در این تاریخ، آن زمان و زمانه‌ای است که  با قرارگرفتن در آن و خودآگاهی نسبت به آن، می‌توانیم سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنیم.

6- راز اصلی تحقق کربلا آن طور که اصحاب حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» نسبت به امام‌شان عمل کردند در حُبّ نهفته است. اگر بخواهیم صحنه‌ای را نشان دهیم که توصیه‌ی قرآنیِ «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏»[1] از طریق اصحاب امام به خوبی عمل شد، کربلا بود و اگر بخواهیم صحنه‌ای را نشان دهیم که برکات این توصیه به نمایش آمد، آن صحنه، صحنه‌ی کربلا است. از طریق این حُبّ بود که اصحاب امام حسین«علیه‌السلام» توانستند از صراط دنیا که ظهور صراط آخرت است بگذرند، به همان معنایی که رسول خدا«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله»  فرمودند: «مَعرِفَةُ آلِ مُحَمَّدٍ«صلی‌اللّه‌علیه‌واله»: بَراءَةٌ مِنَ النّارِ، وَ حُبُّ‏ آلِ مُحَمَّدٍ«صلی‌اللّه‌علیه‌واله» جَوازٌ عَلَى الصِّراطِ، وَ الوِلايَةُ لِآلِ مُحَمَّدٍ«صلی‌اللّه‌علیه‌واله»: أمانٌ مِنَ العَذابِ».

اگر بخواهیم به لایه‌ای نهادین از لایه‌های کربلا آگاهی پیدا کنیم باید آن لایه نهادین را در حُبّی پیدا کرد که اصحاب حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» نسبت به آن حضرت به‌دست آورده بودند، در آن حدّ که مبادی میل محبوب خود را به مبادی میل خوب ترجیح می‌دادند به همان معنایی که در محضر مبارک آن امام اظهار می‌داشتند: «إنّی سِلمٌ لِمَن سالَمکم وَ حربٌ لِمَن حارَبکُم». این شعار به این معنا است که ما شما خانواده را ماوراء آن‌چه خودمان از خود سراغ داریم، پذیرفته‌ایم و از حرکات و تلاش‌های کسانی که امروز در رخداد اربعینی این تاریخ شرکت می‌کنند معلوم می‌شود که همه در جستجوی آن نوع ارتباطی هستند که اصحاب امام با امام‌شان برقرار کرده بودند زیرا اینان نیز متوجه شده‌اند عصر و زمان امروزشان همان عصر و زمان امام حسین«علیه‌السلام» و اصحاب آن حضرت است و لذا زائران آن حضرت و خدمه‌ی محترم آن حضرت در نهایت ایثار نسبت به همدیگر قرار گرفته‌اند. زیرا همه متوجه‌اند در کربلا به دنبال رسالتی می باشند که در این تاریخ به دوش‌شان گذاشته شده و این با حُبّ امام حسین«علیه‌السلام» و وابستگانِ به آن حضرت به نتیجه می‌رسد.

راز کششی که شیعه به کربلا دارد و تلاش دارد کربلا را کشف کند، در حُبّ به امام«علیه‌السلام» نهفته است. امامی که در کربلا به جای همه‌ی بشریت به صحنه آمده تا انسان، حقیقت خود را گُم نکند.

برای کشف کربلا، آری برای کشف کربلا باید به شعوری دست یافت که تنها با حُبّ ظهور می‌کند. امام حسین«علیه‌السلام» برای طلوع آن حُبّ هر آن‌چه از دست‌شان برمی‌آمد انجام دادند تا ما در کربلا به تماشای تابلوی ایثار و محبت بنشینیم تا حقیقتاً وارد منزل دینداری شده باشیم به همان معنایی که حضرت باقر«علیه‌السلام» مى‏ فرمايند: «هَلِ‏ الدِّينُ‏ إِلَّا الْحُبُّ» مگر دين جز محبّت چيز ديگرى هست؟ تا آن‏جا كه مى‏ فرمايند : «الدِّينُ هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدِّين» ؛[2] دين محبّت است و محبّت همان دين مى ‏باشد.

کربلا به معنی زندگی در مرزهای دلنواز عشق به حسین (ع) و تنفر از طاغوت است تنفر از طاغوت در هر جلوه‌ای و در هر زمانی که می‌خواهد باشد، این یعنی زندگی و زندگی‌کردن و کربلا را از خود دانستن و در کربلا امر سرمدی را به تماشا نشستن و امر الهی را به شفاف‌ترین شکل در قول و فعل امام دیدن، تا در هیچ زمانی یزید مدار حق و باطل نباشد.  موفق باشید    


[1] - سوره‌ی شوری، آیه‌ی 23

[2] - بحارالأنوار، ج 66، ص 238.

17481

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: آیا بین مقام پیامبر اکرم و ائمه علیهم السلام تفاوتی هست؟ چرا می گویند پیامبر بالاتر از ائمه است؟ یا چرا می گویند حضرت علی علیه السلام از سایر ائمه بالاتر است؟ این با حقیقت نوری چگونه است؟و روایاتی که می گوید کلنا محمد صلی الله علیه و آله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  موضوع افضلیت پیامبر به عنوان نبی اللّه روشن است ولی افضلیت ائمه نسبت به هم در رابطه با ظهور بیشتر مقام آن‌ها است. و در مورد علی«علیه‌السلام» نیز شرایط طوری است که آن مقام نوری ظهور بیشتری در عالم کرده است وگرنه از نظر مقام قدسی، همه‌ی آن‌ها یک نور واحداند. موفق باشید

17436
متن پرسش
با عرض سلام و احترام و تشکر بابت وقتی که برای پاسخ به سوالاتمان می گذارید. در رابطه با سوال 17419، با تشکر فراوان از پاسختون، متآسفانه پاسخ شما هیچ ارتباطی با سوال ندارد. دقیقا مثل سوال قبلی که در رابطه با زن پرسیده بودم. جوابتان بسیار راهگشاست ولی جسارتا بعضا ارتباطی به سوال حقیر ندارد. سوال من ناظر به «تصریح علنی رهبری» به این مسئله و تبعات آن بود. نه راجع به اصل نظر ایشان. اول سوال هم تصریح کردم که در محتوای حرف رهبری و حکمت آن هیچ بحثی ندارم بلکه سوال و بحث من ناظر به «طرح علنی» آن از سوی رهبر بود. متأسفانه نمی دانم چرا یکی دو سری است که پاسخ های بی ارتباط با سوالم دریافت می کنم. تو سوال 17419 از تبعات زدن این حرف توسط رهبری در درس خارج فقه پرسیدم. و ناظر به «تبعات بیان علنی» که به نظر حقیر می رسد شاید از اشتباهات قلیل رهبری باشد، این طور نیست؟ از جمله تبعات آن این است که رهبری با این حرفشان، به حرف های درگوشی که از قول ایشان زده می شود در عمل صحه گذاشتند بدون اینکه حتی خورده ی کوچکی بگیرند از کسانی که محتوای جلسات خصوصی رهبر را عمومی می کنند. علی رغم اینکه در سخنرانی شان قبلا فرموده بودن که شما کاری با حرف های درگوشی نداشته باشید و به سخنرانی های رهبری برای فهم موضعش کفایت کنید. در حالی که به ذهن هر آدم عاقلی می رسد اگر این حرفی که از آقا نقل می شد درست بود و آقا به آن تصریح کردن پس لابد همه ی نقل قول هایی که از طرف آقا ضد احمدی نژاد می شد در دوران قبل، هم می تواند درست باشد، یا اینکه حرفشان برای سوء استفاده کسانی مناسب است که بر طبل تقابل دکتر و آقا می کوبیدند. و خیلی موارد دیگر. فعلا به نظرم می رسد رهبری با این حرفشان در عمل موارد بسیاری از سخنرانی های خود را نقض کردند و به خلاف آن صحه گذاشتند و در مجموع اهرمی شد برای دشمن، نظر حضرتعالی چیست؟ آیا بهتر نبود رهبری به گفتن نظر و دلیلشان «به شخص آقای احمدی نژاد» بسنده می کردند؟ چه ضرورتی در علنی کردن آن بود؟ ضمن اینکه آقای احمدی نژاد هم در نامه شان تصریح می کنند که در همان جلسه ی خصوصی نظر آقا را پذیرفته بودند لذا نمی توان گفت علت علنی کردن آن، فشاری بوده بر اینکه احمدی نژاد وارد عرصه انتخابات نشود، حقیر هرچقدر فکر کردم همه ی احتمالاتی که علنی کردن این نظر می توانست مفید باشد، در نظرم صفر است. چه مصلحت و ضرورتی داشت گفتن این حرف؟ ببخشید در صورت امکان همان سوال 17419 نظرتان را ناظر به «تصریح آشکار و علنی این مسئله از سوی آقا» بفرمایید. اگر سوالم نامفهوم است ممنون می شوم تذکر بدهید. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید موضوعی که با مشورت به میان آمده است و بعداً به دلایلی علنی شده – که بحث آن باید در جای دیگر بشود به‌خصوص که از طرفِ طرفدارانِ افراطی آقای احمدی‌نژاد نحوه‌ای از انکار در میان آمد و از طرف شخص آقای احمدی‌نژاد نیز اقدام مناسب صورت نگرفت - غیر از موضوعاتی است که مقام معظم رهبری در بین دانشجویان فرمودند، من صحبت مخفی ندارم و نظرات من همان‌هایی است که به صورت علنی می‌گویم. از طرفی توجه داشته باشید که در بسیاری موارد بنده جواب‌هایی که به سؤال کاربران محترم می‌دهم به امید آن است که چشم‌اندازی را در مقابل آن‌ها بگشایم تا تفکر، ادامه یابد نه آن‌که بخواهم جوابی بدهم برای اطلاعِ بیشتر کاربر و توقفِ تفکر او در موضوعِ مورد بحث! موفق باشید

17054
متن پرسش
با سلام و احترام: سوالی از خدمت تون داشتم. در صورت امکان لطف کرده و پاسخ درخور ارائه کنید. آیا ما می توانیم برای دیگران پرسش ایجاد کنیم؟ آیا اساسا امکان این امر برای ما محقق است؟ اصلا آن چیزی که پرسش می نامندش، چیست؟! آیا «پرسش داشتن» امری اراده محور هست یا خیر؟ آیا «پرسش» موهبت است که نیاز به قابلیت دارد یا یک فعل است که نیاز به فاعلیت؟ چرا و چطور؟ آیا صرف روبرو ساختن فرد با یک مسئله جدید و انتباه دادن وی به این که باید راجع به فلان مسئله مهم بیاندیشد، تبدیل به «پرسش» می شود؟ به راستی «پرسش» چیست؟ گمان حقیر بر این است که جامعه ما و خصوصا جوانان و الأخص فرهیختگان و ودعیان فهم سیاسی و اجتماعی و فرهنگی با مشکل نداشتن پاسخ مواجه نیستند بلکه اساس مشکل، نداشتن پرسش است. حال آیا می توان برای دیگران پرسش ایجاد کرد؟ و تکرار می کنم، «پرسش» چیست؟ پیشاپیش ممنون از بذل توجه حضرتعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نمی‌توانیم برای دیگران پرسش به معنایی که فیلسوف و فلسفه مطرح می‌کنند، ایجاد کنیم. پرسش‌گری در رابطه با درک روح زمانه برای انسان متفکر پیش می‌آید از آن جهت که جایگاه روحِ زمانه را حسّ کرده است و این‌که چه نسبتی با فضای تاریخیِ پیش‌آمده باید پدید آورد و چگونه باید متذکر آن فضا شد. پرسش از زمانه نظر به معنای رسالت تاریخی دارد که هر انسان می‌تواند آن رسالت را در خود ایجاد نماید. آری! تذکر به رسالت تاریخی به عنوان راهِ هویت‌بخشیِ هرکس به خودش، چیزی است که می‌توان آن را با بقیه در میان گذاشت و به گفتمان به معنی حقیقی آن، معنا بخشید. و این در صورتی ممکن است که هیچ‌کس، هیچ فکر و سخنی را تمام‌شده تصور نکند. موفق باشید  

15677
متن پرسش
آیا می شود شخصی به کلام (اصول عقاید)، شریعت (فقه ) و اخلاق، اهتمام کافی بورزد و رشد کند ولی بی نیاز از عرفان باشد؟ در این صورت نقش عرفان و سیر و سلوک در تکامل انسان چیست؟ آیا ورود به عرفان عملی ضرورت دارد؟ مخصوص خواص است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفان؛ نگاه ما را به شریعت اعم از عقاید و فقه و اخلاق عمیق می‌کند و نیاز روح انسان است، به‌خصوص در این دوران که ظلمات، عالَم را گرفته، باید با عمق بیشتری از شریعت در مقابل آن ایستادگی کرد. موفق باشید

14941
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد بزرگوار: سوالی داشتم. با توجه به این دو روایت سوالی در ذهنم هست که با این حساب اشخاصی مثل سلمان و امام خمینی و مقام معظم رهبری و آیت الله جوادی آملی از یاران امام حسین علیه السلام پایین ترند حتی از حر و اون غلام سیاه لطف. کنید توضیح بدید منظور اهل بیت از اینکه در طول تاریخ یارانی مثل یاران امام حسین نمی شناسند چیست؟ 1. حضرت امام حسين عليه السلام شب عاشورا در سخنراني خود فرمود: ... فاني لا أعلم أصحابا أوفي و لا خيرا من أصحابي و لا أهل بيت أبر و أوصل من أهل بيتي؛ فجزاكم الله خيرا . «من اصحابي بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمي دانم و اهل بيتي نيكوتر از اهل بيت خود نمي دانم، پس خداي متعال شما را جزاي خير دهد.» ( بحار الانوار ج 44 ص 316 سطر اول ، لهوف ص 142 ترجمه محمد جواد مولوي نيا ، انتشارات سرور ، چاپ سوم ،1388، امالي شيخ صدوق، ص 221 ، مجلس 30 و ارشاد مفيد، ج 2، ص 93 ) 2. حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: روز عاشورا حالاتي براي اصحاب اماما حسين عليه السلام پيش آمد كه پرده ها و حجابها كنار رفت و اصحاب امام حسين عليه السلام مقامات اخروي خود را مشاهده كردند و براي همين مشتاق شهادت بودند. ( بحار الانوار ج 44 ص 297 باب 35 ح 1 چاپ ايران ) 2. در روايت است كه حضرت امير المؤمنين وقتي به جنگ صفين مي رفتند، به سرزمين طف رسيدند، ابن عباس مي گويد من همراه امير المؤمنين بودم و حضرت با سرنيزه اشاره كرد فرمود: «ههنا مناخ ركاب ومصارع عشّاق شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم، ولا يلحقهم من بعدهم»[2] فرمود: «پسر عباس، آن نقطه، محل بارانداز كاروان آنان است و جايگاه عاشقان الهي است.» همانطوري كه مستحضر هستيد كلمه عشق و عاشق در روايات ما خيلي كم تعبير شده و از عدد انگشتان دست تجاوز نمي كند؛ امام علي عليه السلام در اينجا كلمه عشاق را در باب شهداي كربلا به كار برده و يك عنايت ويژه اي داشته اند. فرمود اينجا جايگاه افتادن عاشقاني است كه نه در گذشته تاريخ و نه در آينده تاريخ مانند آنان نبوده و نخواهد آمد؛ يعني حتي اصحاب بدر و احد و اصحاب امير المؤمنين و ياران امام زمان (عج) به درجه اصحاب حضرت سيد الشهدا نمی رسند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این راه را در این حدّ ایثار، حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» و یاران بزرگوارشان گشودند، یارانی که تا آن زمان نمونه نداشتند ولی آن‌چنان گشوده مانده است زیرا که شیعه دیگر طاقت غفلت از آن راهِ عشق و ایثار را ندارد و با تمام وجود سعی می‌کند این راه گشوده بماند چه در کسوت علمایی که نام بردید و چه در کسوت شهدایی که ما در دفاع مقدس 8 ساله داشتیم که حقیقتاً نورِ کربلا و نور حسین«علیه‌السلام» بود که چنین حماسه‌های غیر قابل تصور را در قرن بیستم به ظهور آورد. موفق باشید 

14296

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. استاد فرمودید: سوالات علمی از شما بپرسیم و درد دلی نباشد. در جواب شما یک (چشم) به شما بدهکارم. ان شاءالله دیگر سوالات مشاوره ای سعی می کنیم از شما نپرسیم، البته مشاوره به معنایی که شما در نظر دارید. البته استاد تاگفته نماند: دوستان آنقدر شما را دوست دارند که بعضا پیش میاید. ولی چون استاد فرمودند. چشم 2. برای تحقیق در زندگی امام جعفر صادق (ع) و شیوه تبلیغ ایشان چه کتابی تقریبا جامع است؟ 3. در سوره بقره حضرت حق می فرمایند: «ذلک الکتاب لا ریب فیه...» چرا ذلک استفاده شده؟ در حالی که عقلا باید هذا به کار می رفت. این کتاب. چرا آن کتاب بکار رفته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 2- خوب است که از جزوه‌ی «امام صادق«علیه‌السلام» و شبهه‌شناسی» شروع کنید ولی باور بفرمایید یک کتاب جامع که همه‌ی ابعاد شخصیت امام صادق«علیه‌السلام» را گردآوری کرده باشد، در دست ندارم. از امام صادق«علیه‌السلام» آقای حسن قاضی بگیر تا آن‌چه استاد پیشوایی در کتاب «زندگی امامان معصوم» نوشته‌اند و آن‌چه مرحوم مجلسی در جلد 47 بحارالانوار تنظیم فرموده. تازه بعد از چندین و چند کتاب متوجه خواهید شد چه اندازه نیاز است ما ابعاد بسیار بسیار متعالیِ شخصیت آن امام بزرگوار را دریابیم. 3- شایدنظر به مقام مکنون قرآن باشد که در آیات 77 و 78 سوره‌ی واقعه بدان اشاره شده. موفق باشید

14015
متن پرسش
سلام: در کتب شیخ صدوق اگر بخواهم مطالعه کنم با چه ترتیبی مطالعه کنم استاد؟ احساس می کنم جنبه حدیثی ام بسیار ضعیف شده. یک سیر در کتب شیخ صدوق به بنده بگویید تا نتیجه بهتری بگیرم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر منظورتان صرفا مطالعه‌ی خلاصه‌ای از احادیث شیعه در امور معرفتی و اخلاقی است، خوب است کتاب خلاصه‌ی «میزان الحکمه» از جناب آقای ری شهری را مطالعه فرمایید و اگر قصد مطالعه‌ی منابع حدیثی در اخلاق و معارف دارید، کتاب اصول کافی و تحف العقول منابع بسیار ارزش‌مندی جهت این امر است؛ زیرا معمول نیست کتب شیخ صدوق به این شکل که شما می‌فرمایید مطالعه شود. کتب مرجع است که علمای اهل فن به آن رجوع می‌کنند. موفق باشید

12592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: لطف تعدادی کتاب مفید برای رده سنی 12 سال معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «داستان راستان» از شهید مطهری و کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیازی به نبی». با این‌همه بنده با این رده‌ی سنی سر و کار چندانی ندارم که بتوانم خدمتتان راهنمایی لازم را بکنم. موفق باشید

10450
متن پرسش
با سلام و تسلیت به مناسبت این ایام. ببخشید استاد می خواستم بدانم این عبارت که می گویند آدمی از هرچه بترسد سرش می آید آیا ریشه دینی هم دارد یا نه؟ اگر اینگونه است چرا در دعای علقمه بعد از زیارت عاشورا می خوانیم که خدایا ما را کفایت کن از آنچه ازش می ترسم و یا از کید کسی که از کید او می ترسم و... یعنی بلاخره یک سری چیزها هست که انسان از آن می ترسد و خوف دارد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن نه مبنای عقلی دارد و نه مبنای روایی، بلکه ریشه در وَهم دارد و از این جهت است که اگر انسان خود را در دست اوهام خود داد، خود اوهام او را به جایی می‌کشانند که می‌خواست از آن فرار کند. با پناه‌بردن به خدا می‌توان خود را از اوهام رهانید. موفق باشید‌
9094
متن پرسش
سلام علیکم: برای رفع کینه ای که گاه تمام وجود انسان را در آتش خود فرو می برد چه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک کلمه را فراموش نکنید که همه‌ی این برخوردهایی که با شما شده مصلحت شما بوده. همان طور که مسیر رسیدن حضرت یوسف«علیه‌السلام» به عزیزی مصر، آن نوع برخورد برادارانش بود. لذا حضرت یوسف«علیه‌السلام» هیچ کینه‌ای به برادران نشان نداد. موفق باشید
8289
متن پرسش
سلام خدمت شما استاد حقیقتا احساس می کنم عنایاتی داره به من میشه که هر چی نظر میکنم به زندگیم واقعال نکته مثبتی توش نمیبینم که بگم به خاطر این نکات مثبته که خدا نظر کرده نه نماز درستی دارم نه رفتارم با والدینم تعریف داره و خیلی چیزای دیگه اما احساس میکنم روح معنویم هر روز در حال تقویته با اینکه در اوج جوانی و شهوت هستم اصلا میل به نامحرم دیگه ندارم حتی دیگه نگاه بهشون اذیتم میکنه اصلا میل به حرف زدن ندارم و خیلی چیزای دیگه برام ابهام شده که چرا انقد مورد عنایتم اخه من که تو بندگی به خودم صفر میدم چرا انقد دارم رشد میکنم به خدا شرمنده خدام شرمنده برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که باخرمن مجنون دل افگار چه کرد
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با این‌همه سعی کنید تعادل خود را در رابطه با خدا و والدین درست کنید و در غذاخوردن هم مواظب باشید از حدّ معمول کم‌تر نخورید و ورزش هم فراموش نشود چون در این موارد ممکن است قوه‌ی واهمه ورود پیدا کند و به مشکل ایجاد شود . موفق باشید
7470
متن پرسش
سلام علیکم . استاد با نگاه شما در خصوص لزوم فلسفه اسلامی و مخصوصا حکمت صدرائی کاملا آشنا هستم و آن را زمینه ای برای تشکیل یک تمدن میدانید . من خودم با حکمت صدرائی پیشرفت هایی کردم . اما یک جای کارم مشل دارد . چطوری میتوانم دستگاه فکری صدرائی را برای اقشار عموم جامعه و جوانان دانشگاهی و یا حتی کودکان در سن رشد تبیین کرد . چگونه میتوان فلسفه مضاف از دل این فلسفه اسلامی گرفت . خیلی دوست دارم مثلا بحث نفس را کار کنم بطوریکه یک شخص معمولی آن را متوجه شود . این کار چگونه میسر است . به شدت نیازمند این قضیه هستم . و سوال دوم اینکه استاد حکمت صدرائی جاهای دیگری هم دارد که بتوان آن را بصورت ساده شرح داد یا اینکه فقط همه اش همین هایی هست که شما شرح داید مثل مباحث نفس و معاد و برهان تا عرفان و... با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمونه‌هایی از تفکر صدرایی مباحثی است مثل ده نکته و معاد و برهان صدیقین که تا حدّی قابل ارائه برای عموم است. ولی حکمت صدرایی دریایی است بیکران از معارف ناب توحیدی که نخبگان فکری باید بدان معارف دست یابند تا در هر شرایطی مطابق آن شرایط و بر مبنای آن معارف جوابگو باشند. موفق باشید
5947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. در سوال قبلی در مورد ادبیات عرب سوالی پرسیده بودم که فرمودید با توجه با سی دی اساتید موجود و... دیگر فکر نکنم مشکلی باشد. واقعا اگر اینقدر این سی دی ها فراوان هستم به بنده معرفی کنید تا تهیه کنم. چون بنده چیز خاصی جز چند کتاب پیدا نکردم که ان هم با توجه به شرایط دانشجویی نیمه کار میماند. اگر مقدور است به بنده سی دی یا فایل های آموزشی را معرفی کنید. سوال دیگرم این است شما در سایت دو سیر مطالعاتی ( الف و ب) پیشنهاد کرده اید. دانشجویانی که رشته شان مهندسی است و وقت کمتری دارند کدام سیر را پیشنهاد میکنید؟ الف یا ب؟ در پناه حق.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- تا آن‌جا که اطلاع دارم طلاّبی که در قم هستند از وجود این نوع سی‌دی‌ها اطلاع دارند 2- فکر می‌کنم با همان سیر مطالعاتی «ب» تا حدّی به کلیّت مباحث دست پیدا کنید. موفق باشید
3197
متن پرسش
با سلام ببخشید یه سوال برای پیش اومده. در حال حاضر برخی ها بر این معتقدند که مقام معظم رهبری در جایگاه نائب امام زمان هستند و ما با پیروی از ایشان تمرین ولایت پذیری میکنیم. و بدین گونه اعتقاد دارند که باید مطیع اوامر رهبری بود. در عین حال خود مقام معظم رهبری در سخنرانی های خود جوانان و مردم را به آزاداندیشی و تفکر دعوت میکنند و مخالفت با نظرات خاص رهبری را ضدولایت فقیه نمیدانند. حال من سوال دارم که با توجه به دو موضوع گفته شده و اینکه مقام معظم رهبری معصوم نیستند و مانند هر انسان دیگری امکان خطا دارند آیا ما باید مطیع بدون چون و چرای رهبری باشیم؟حال اگر با توجه به تاکید آقا بر آزاداندیشی در یک مسئله و یا مسائلی به نظری مغایر با حرف ایشان رسیدیم وظیفه ما چیست؟ در مورد مسائل حکومتی چگونه؟ به عنوان مثال برخی معتقدند در مسائل مربوط به جهان و مسلمانان جهان فقط نباید به محکوم کردن بسنده کرد و ... . و من خودم برایم این سوال پیش امده که اگر اقا امام زمان بودن ایا از عملکرد ما در قبال مردم مسلمان جهان راضی بودند؟ایا راضی هستند که مردمی تحت ظلم باشند و ما در برنامه ریزی برای بهبود و پیشرفت خودمان برای الگو دهی به مردم جهان؟ تا کی باید منتظر ماند تا همه الگو بگیرند؟ و در این حین بسیاری جان دهند؟ لطفا مرا راهنمایی کنید تا از حق منحرف نشوم. تا حد امکان با استدلال به قرآن و احادیث.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنا به روایات صادر شده از ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» در زمان غیبت امام معصوم وظیفه‌ی ما است به کسانی رجوع کنیم که از طریق قرآن و روایات اهل البیت«علیهم‌السلام» کارشناس فهم حکم خدا از آن متون هستند و در همین راستا خداوند و رسول خدا«صلواه‌الله‌علیه‌ؤآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» به عهده‌ی عالمان دین گذاشته‌ که شرایط اجرای حکم خدا را در جامعه‌ی اسلامی فراهم کنند و لذا اگر یکی از آن‌ها در خود این توانایی را دید که برای اجرای حکم الهی در امور اجتماعی، سیاسی به میدان بیاید بر سایر علماء فرض است او را پشتیبانی کنند و از حکم حکومتی او پیروی کنند. در هر صورت چه خود آن شخص احساس وظیفه کند و به میدان بیاید و یا توسط سایر علماء انتخاب شود مثل رهبر معظم انقلاب، این شخص در عین آن‌که معصوم نیست ولی شایسته‌ترین شخص در اجرای حکم الهی در امور اجتماع مسلمین تشخیص داده شده. مثل این‌که شما در اصول عملیه از مرجع تقلید خود پیروی می‌کنید. آری چون ولیّ فقیه معصوم نیست اگر نظر کارشناسی دارید می‌توانید اظهار کنید ولی وقتی او پس از بررسی‌های لازم حکم داد همه باید از حکم او تبعیت کنند. آن‌چه ما تشخیص می‌دهیم این است که ایشان به مدد الهی و هدایت ربّانی حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» کار می‌کنند ولی این به معنای معصوم‌بودن رهبری نیست، به معنای مورد اعتمادبودن ایشان در زمان غیبت است و نمی‌دانیم اگر حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» تشریف بیاورند چه می‌کنند، آن‌چه می‌دانیم همه‌چیز گواه بر آن است که خداوند به ملت ما مدد کرده و چنین رهبری را برای ما مقدر نموده و خداوند به ملت توفیق دهد که از رهبرشان به خوبی تبعیت کنند. موفق باشید
1787

مدرک تحصیلیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار ما دوست داریم بیشترین وقتمان به فرموده شما صرف خدادانی و خداداری شود و در این زمینه سیر شما و ... را داریم کار می کنیم ولی باتوجه به اینکه مدرکمان پایین است (فوق دیپلم )اگر با این انگیزه که در آینده کاریمان سرخورده نشویم و رهایی از متلک های دیگران که نگند بی سوادیم ،ترس از موفق نشدن در این مسیری که در پیش داریم و با توجه باینکه می دانیم دانشگاه پیام نور که به صورت غیر حضوری می خواهیم بخوانیم بار علمی ندارد یک رشته در دانشگاه بخوانیم آیا صحیح است؟ ( البته نا گفته نماند که اگر قرار بر خواندن شود حتما در سیرمان و هدفمان به علت تضییع وقت تاثیر گذار خواهد بود) خیلی ممنون از وقتی که در اختیارمان گذاشتید .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به نظر بنده خوب است حالا که مدرک وسیله‌ی کسب و کار و حضور در محافل اجتماعی شده است در آن حدّی که روح ما را با خود نبرد به آن بپردازید. موفق باشید
1562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدا قوت خانمی ... ساله و متاهلم.کلاسهای شما را دنبال میکنم و در کنار آن مباحثاتی با خواهران داریم.احساس خوبی داشتم.اما مدتی است دیگر نمیتوانم با آن مباحث و حتی با هیچ مبحث دیگری انس بگیرم.مدام در ذهنم می آید که افوض امری الی الله یا لا حول و لا قوه الا بالله اما اثری ندارد.دارم دچار افسردگی میشوم.بچه دار نمیشوم و مدام در ذهنم اندیشه های گناه پرسه میزند.از خودم بشدت نا امید شدم.قرآن میخوان دائم الوضو هستم،چهله برای زیارت عاشورا و دعای عهد و ... میگیرم.گاها نماز شب میخوانم اما اثری نمیکند.حال مناجات خالصانه ازم گرفته شده.نشاطی که در منزل داشتم داره روز بروز کم‌رنگ‌تر میشه.لطفا به لطف خدا راهنماییم کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: به فرمایش آیت‌الله حسن‌زاده«حفظه‌الله» گدای سمجی باشید، ان‌قدر رجوع به حق را ادامه دهید تا إن‌شاءالله قلب‌تان به گشایش لازم برسد. آیت‌الله قاضی به نایب‌شان مرحوم شیخ عباس قوچانی فرموده بودند در آخر عمر که تنهای تنها شدی گشایش‌ات ظهور می‌کند. شاید خداوند می‌خواهد با بچه‌دارنشدنتان راه دیگری در جلوی شما باز کند، ذهنتان را مشغول نکنید بر این که چرا بچه‌دار نمی‌شوید. کسی که خدا دارد چیزی کم ندارد. موفق باشید
1114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام اخیرا شبهه ای در شبکه های ماهواره ای مبنی بر اینکه چرا پیامبر(ص) با عایشه که بیشتر از 7سال نداشت ازدواج کردمطرح شده است.ما میدانیم هیچ کار پیامبر و ائمه اطهار (علیهم السلام) بدون دلیل نبوده است،اما این مسئله باعث شده تا برخی از نوجوانان و جوانان عزیز.را به تردید بیندازد.ما خودمان خدارا شکرماهواره نداریم، اما دلم برای هم سن و سالی های خودم می سوزد که باید مغزشان با این حرفهای بی ارزش در ماهواره شستشو داده شود ،بعضی از جوانان میگویند چرا پیامبر با یک دختر 7ساله ازدواج کرد؟ .لطفا با دلیل و ذکر منبع جواب محکمی به این شبهه های واهی بدهید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی همان‌طور که در تاریخ هست رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» جهت اتحاد با قبیله‌‌ی ابابکر با دختر او ازدواج کرد و این یک رسم معمولی بود که در ایران خودمان هم هنوز هست که به اصطلاح می‌روند بر روی یک دختر اسم می‌گذارند به این معنی که پیوندی با آن طایفه برقرار شود و آن دختر برای پسر ان‌ها باشد ولی زناشویی در موقع مقررش انجام می‌شود به همین جهت در تاریخ هست که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» بعدها در مدینه با عایشه زناشویی داشتند. موفق باشید
855

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام و ادب چندی پیش در پاسخ به بنده فرمودید برای خود برنامه ای داشته باشم. این حقیر یک برنامه برای آمادگی برای ماه مبارک رمضان بعدی برای خود چیده ام. در ابتدا موفق بودم اما با زیادتر شدن درسم تا حدی این برنامه لطمه خورد. لطفا اصول مهم و بنیادینی که باید در این برنامه برای خود لحاظ کنم را بفرمایید. سوال دوم بنده این است که بنده بسیار به اهل البیت علاقه مندم و گاها از شدت شوق به حضرات نمی توانم کتابی در موردشان بخوانم چون با نگاه به تیتر مطالب قلبم پاره پاره می شود جناب استادٰ ولی متاسفانه نمی دانم چرا حضرات معصومین به من نظری نداشته و بنده را به امتحانات و بلیات سخت دچار نمی کنند. جناب استادٰ آیا سختی های معمولی که با عبور از آنها فراموششان می کنیم هم ٰ بلا محسوب می شوند؟ آیا عذاب وجدان ٰ بلا حساب می شود؟ آیا باز شدن عیب ها یمان بلا محسوب می شود؟‌چگونه می توان از سنت استدراج خداوند رهایی یافت؟ جناب استاد سوال سوم بنده این است که شیطان مْلک وجود مرا تسخیر کرده و اختیارم را از من و در واقع از امام گرفته است. مدتی با او دست به یقه شدم اما بدجور این سرزمین را قصب کرده لذا نیازمندم تا امام بیاید و من را ذبح کند چون هیچ چاره دیگری نیست اما امام نمی آید لابد می داند من ظرفیت ندارم. چه کنم که بیاید؟ جناب استاد باید بگویم که اصلا به کسب معرفت نمی رسم و دچار خلا تئوریک هستم برای تقوا داشتن و احساس می کنم که تقوایم کم شده و نمی دانم بر چه اساسی قبلا با تقوا تر بودم.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: گفت: «در دور خویش یک دو قدح درکش و برو... یعنی طمع مدار وصال مدام را» بنا را بر آن بگذارید که در معرفت نسبت به خدا و معاد و نبی‌الله«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌»علیهم‌السلام» قدم‌های خوبی بردارید و در اخلاق اصولی را در جان خود شکل دهید مثل اصولی که امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه به امام حسن«علیه‌السلام» توصیه می‌کنند. در مورد قسمت دوم سؤال؛ بگذار هرطور خدا می‌خواهد بنده‌پروری کند «که خواجه خود روش بنده‌پروری داند». در مورد قسمت سوم سؤال نیز حرف بنده آن است که از در خانه‌ی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» جای دیگر نرو خودشان به وقتش راه می‌گشایند، فرموده‌اند: «مَنْ جَدَّ وَجَد» آن‌کس که تلاش کند می‌یابد هرچند صدسال طول بکشد زیرا مجاهدان کعبه «مَنْ جاهَدوا فینا» به بشارت «لَنَهْدِیَنَّهُم سُبُلنا» مسرورند. موفق باشید
22503
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: این که بعضی اطبای اسلامی می گویند غذا خوردن یک بار در روز بیشتر اسراف است و یا اینکه نوبت ناهار را حذف کنید به نظر شما در جهان و فرهنگ امروز تا چه اندازه قابل قبول و اجراست؟ از طرفی آیت الله عبدالقائم شوشتری در توصیه سلوکی خویش می فرماید سه وعده غذا بخورید. از طرفی ما با سه وعده خوردن غذاهای امروزی البته بدون پر خوری به زور خودمان را نگه داشته ایم و باز گاها ضعف داریم. با تشکر و التماس دعا. ایمیلم خراب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «الْمَعِدَةُ بَيْتُ كُلِّ دَاءٍ وَ الْحِمْيَةُ رَأْسُ كُلِّ دَوَاءٍ وَ أَعْطِ كُلَّ نَفْسٍ مَا عَوَّدَتْهَا» یعنی معده خانه‌ی تمام دردها است و پرهیز صحیح سرآمد هر نوع دارویی است و به هر نفسی هر آن‌چه را که عادت کرده، بدهید. (بحار الانوار، علامه مجلسی، ج62، ص290). ملاحظه می‌فرمایید که در آخر روایت تأکید دارد بر آن که باید همان‌طور که هرکس خود را عادت داده، عمل کند و لذا نمی‌شود یک قاعده برای همه تنظیم کرد. موفق باشید

21836

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: چندی پیش با یکی از دوستان درباره تاریخ شیعه صحبت می کردیم! ایشان ادعایی کردند و من نتونستم آن را رد کنم. ایشان گفتند که چطور شما شیعه هستی در حالی که تاریخ مذهبت را اهل سنت نوشته اند. از ایشان دلیل خواستم و او گفت که حنبلی واقعه غدیر خم را نقل کرده است در حالی که از علمای اهل سنت می باشد! سوال اینجاست که آیا واقعا تاریخ شیعه توسط سنی ها نوشته شده است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست. شیعه به جهت آن‌که می‌خواهد حقانیت خود را از زبانِ دیگران اثبات کند، نظر دیگران را می‌آورد و اساساً تاریخ‌نگارها خیلی شیعه و سنی‌بودن‌ برایشان مطرح نیست، به طوری که اکثراً یعقوبی صاحب تاریخ مشهور را شیعه می‌دانند بدون این‌که خودش این موضوع را اظهار کند، وگرنه اهل سنت از رجوع به تاریخ او سر باز می‌زدند و عیناً این موضوع برای صاحب تاریخ «مروج الذّهب» هم صدق می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی