بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28657
متن پرسش
سلام: اگه ممکنه ترتیب در نحوه ی مطالعه کتاب های استاد طاهرزاده را به بنده معرفی کنید. با تشکر از پشت کار و همت بلندتان
متن پاسخ

سمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی که روی سایت هست. موفق باشید

28655
متن پرسش
سلام استاد عزیزم: با توجه به این که شما فرمودید زن باید در جهان امروز حاضر باشد چه نیازی به این حضور است؟ چه انگیزه معنوی برای وکالت داشته باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث نیاز نیست، بحثِ احساس حقیقیِ خودمان است که در چه جهانی باید حاضر باشیم تا خودمان باشیم. امروز زنان ما خود را در جهان یافته‌اند و نباید از این نحوه بودن که بودنِ حقیقی آن‌هاست غفلت کنند. موفق باشید

28651
متن پرسش
سلام استاد: من دچار مساله ای شدم و اون اینکه یه نفرو از خودم دلخور کردم. حالا چیز مهمی هم نبود ولی خب ایشون خیلی بریده شدن از من و هرچقدرم بعدش تلاش کردم رابطه درست نشد. الان این بنده خدا چند ماهه که از ذهن من خارج نمیشه. قبلا فرمودین خطورات رو اگه دنبال نکنیم از بین میرن‌. من دنبال نکردم ولی ناخوداگاه هر لحظه میاد به ذهنم و کل رفتاراش از ذهنم عبور میکنه. استاد خیلی از این مساله خسته شدم انگار سرطان روحم شده. من حتی خیلی دعا و توبه کردم که خدا از ذهنم پاکش کنه ولی دعام مستجاب نشد. امروز دیگه کارم به جایی رسید که مرگ این فرد رو از خدا خواستم که اینطور داره عذابم میده و تو نماز و درس آرامشم رو میگیره. مثل اینکه کسی رو بکشی و بعد روحش دست از سرت بر نداره. ۱.چرا خدا این دعا رو مستجاب نکرد؟ و ۲. اینکه آیا یاد این فرد به نحو از القائات شیطانه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: بالاخره باید با «خودتان» مسئله را حل کنید دریا شوید تا خطورات همچون رودِ کوچکی باشند که دریای شما را از استقرار خارج نکند. سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. ثانیاً: چرا دعا می‌کنید که آن طرف بمیرد؟! دعا کنید خودتان از این نحوه بودن بمیرید، و با حیاتی برتر زنده شوید! همان‌طور که جناب مولوی می‌فرماید:

بمیرید، بمیرید، وزین مرگ مترسید               کز این خاک بر آیید، سماوات بگیرید

بمیرید، بمیرید، وزین نفس بِبُرید                  که ‌این ‌نفس‌چو بند است و شما همچو سرابید

یکی تیشه بگیرید پی حفرة زندان                  چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

بمیرید، بمیرید، به پیش شهِ زیبا                    برِ شاه که مردید همه شاه و شهیرید

بمیرید، بمیرید، وزین ابر برآیید                    چو زین ابر برآیید همه بدرِ منیرید

موفق باشید    

28650
متن پرسش

سلام علیکم: در پاسخ به یکی از پرسشها فرمودید که اصلی‌ترین مشکل ما، نداشتن گشودگی به هم در عین حفظ اصول است. جداً امروز در سطح نیروهای فرهنگی، مشکل اساسی پیش آمده است. یکی اینکه بسیاری اوقات برای جذب افراد، چنان از اصول فاصله می‌گیرند و یا برای اینکه بین افراد مختلف مطرح شوند که اینها دغدغه‌مند هستند، رسماً با ریشه‌ها و مبانی، به صورت عجیبی برخورد دارند و حتی گاهی چنان سیاه نمایی و فضاسازی در برابر انقلاب و نظام می‌کنند که بسیار تعجب آورست و حتی در مباحث معرفت دینی هم با رویکرد عجیبی کار خود را پیش می‌برند و چنان برخورد می‌کنند که انگار بله ما خودمان مخالف این ساختارها هستیم و انقلاب از ریشه‌ها فاصله گرفته و منحرف شده و ما در یک انحطاط بسر می‌بریم و برای تصدیقش هم متأسفانه دست به فضا سازی می‌زنند. این‌که شخصیتی و معممی مثل آقای زائری چنین با مبانی دینی و انقلاب و نظام برخورد کنند جداً تعجب آورست و حتی گاهی به نظر می‌رسد رسماً دارند دست از مبانی و ریشه‌ها می‌کشند. آقای مهدی نصیری که بسیار تعجب آورتر کار می‌کنند و با تمدن اسلامی مخالفت کرده و استفاده از تجارب همین نظام‌های سکولار برای مدیریت و رفع مشکلات در عین اعتقاد به مهدویت را راهگشای عصر غیبت می‌دانند و حتی درباره‌ی حجاب هم مواضع عجیبی گرفته و روندی مانند مباحث شریعت سهله که در اواخر دهه هفتاد مطرح می‌شد را پیش گرفته‌اند. از طرفی قبول دارم برخی با کمترین مبحثی افراد را از قطار انقلاب و نظام پیاده می‌کنند و یا تاب و تحمل کار فرهنگی در کنار آنان را ندارند و یا حتی افرادی‌که در مبانی و ریشه‌های اسلامی و انقلاب معتقدند ولی در یکی دو مسئله مواضع دیگری ممکن است پیدا کنند را غیر انقلابی می‌خوانند و به قصد عدم انحراف در مسیر، از ارتباط درست و متقن هم نارسایی و کاستی قابل تامل دارند. حضرت آقا هم در همین مباحث فرموده اند دایره انقلاب را گسترده و هدایت و بصیرت‌افزایی و گفتمان سازی کنید و از طرفی سخت بر روی مبانی پافشاری کنید و از مبانی کوتاه نیایید و مراقب باشید به طرف افراد منافق یا بی‌اعتقاد هم نروید و در آن راستا قرار نگیرید. و جداً مشکل در همین دو بحث است که جمع کثیری هدفشان به جای هدایت و بصیرت افزایی و تربیت نیروهای انقلابی صاحب فکر و توانمند و در عین حال نشان‌دادن مبانی اسلام و انقلاب و تمدن اسلامی در قالب گفتمان ویژه گفتمان هنری رسانه‌ای و تولیدات فرهنگی _ هنری، جذب افراد حتی در ازای سیاه نمایی و فضاسازی‌های حیرت‌آور و مخالفت یا کاستی و اصلاحگری مبانی و پرداختن به مسائلی تعدد قرائت‌ها در دین و تساهل و تسامح و تحریف شرایط تاریخی که حتی موجب گلایه و ناخشنودی حضرت آقا در سخنان عید قربان شد؛ است و از طرفی عدم آشنایی با مقتضیات کار قوی فرهنگی من جمله تولید آثار فاخر جذاب و عدم تخاطب مستحکم و حکیمانه در راستای گشودن افق متعالی انقلاب مقابل افراد و عدم دست گشاده و روی مهربان در برابر افراد و بیرون کردن آنها از دایره انقلاب حتی بخاطر چند مسئله یا موردی اختلافی و عدم اعتقاد به ارتباط درست با مردم ویژه نسل پس از پیروزی انقلاب، هم یک مورد و مسئله و امر ناصواب دیگر است. ببخشید اطاله کلام کردم خواستم کمی بحث از اجمال در بیاید تا فرصت و مجال شود در این‌باره، باب بیانات حضرتعالی هم مفتوح شود و در این‌باره بیانات خودتان را بفرمایید. به جهت تجارب کار فرهنگی و مشغول بودن به آن، آنچه به نظرم رسید این بود و به نظرم رسید عرض کردم و امید دارم ان شاء الله مبنا و منظومه فکری_عملی ما در کار فرهنگی جداً همان مبنای بیانیه‌ی گام دوم انقلاب و هدایتگری و بصیرت‌افزایی و تولید محتوا و اثر و کرسی‌های آزاد اندیشی و تعمق در حدّ جذاب و فاخر و مهم‌تر توانمند سازی و تعلیم نیروهای فرهنگی دغدغه‌مند به انقلاب و تلاش در راستای صاحب فکرشدن آنها بر اساس مبادی مشخص مثل نظام فکری امامین انقلاب، علامه طباطبایی، شهید مطهری و شهید آوینی و علامه مصباح باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صد سینه سخن در میان است. وقتی توحید به صحنه‌ی تاریخی ما در میان آید، از آن‌جایی که توحید نافذ است و هرچه جلو بیاید گستره‌ی خود را بیشتر می‌کند و همچون ذاتش، جهان بیشتری را در برمی‌گیرد. دیروز یعنی در ابتدای انقلاب اسلامی باید مواظب بودیم که در دریاچه‌ی توحیدیِ انقلاب اسلامی رودی گِل‌آلود ورود نکند تا کلّیّتِ دریاچه را گل‌آلود کند، ولی توحید انقلاب همچنان گسترده و گسترده شد در آن حدّ که امروز اقیانوسی شده است که هزاران رود گل‌آلود را در آغوش می‌گیرد، آلودگی‌های آن‌ها را فرو می‌نشاند و آن‌ها را از آنِ خود می‌کند.

اگر به هر دلیلی نسبت به انقلاب با روحیه‌ی مقدس‌مآبانه گرفتار تحجر شدیم، انقلاب را دفن کرده‌ایم. رهبر معظم انقلاب فرمودند انقلاب مثل یک موجود زنده است، همواره در حیات جدیدی باید خود را تجربه کند، ایشان در ۲۶ تیرماه سال ۹۸ حکمی به امام جمعه بندرعباس دادند. بنده خواهش می‌کنم به جملاتی که در آن حکم هست دقت فرمایید. می‌‌فرمایند: «تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن و رویی گشاده و دست مهربان با عموم طبقات، توصیه‌ی مؤکد من است.» عموم مردم در این پیام چه کسانی‌اند؟ در حالی‌که قبل از آن فرموده‌اند تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن. آیا عموم مردم جز مردمی خواهند بود که نه در راستای تقویت جریان انقلابی قرار دارند و نه در راستای جوانان مؤمن؟ بنده همان زمان که این پیام را دیدم به رفقا عرض کردم این پیام نشان می‌دهد انقلاب وارد مرحله‌ی دیگری شده که می‌تواند مردم معمولی را که به ظاهر نسبتی با انقلاب و حتی اسلام ندارند در بر بگیرد و آن‌ها را از آنِ خود بداند، همان آدم‌هایی که نه انقلابی هستند و نه کاری به انقلاب دارند و نه مؤمن می‌باشند. شما باید نسبت‌تان را با این‌ها تغییر دهید، آن‌هم با رویی گشاده و دستی مهربان. آیا این پیام خبر از آن نمی‌دهد که این انسان‌ها که به ظاهر ربطی به انقلاب ندارند، دیگر خود را در تاریخ مدرن معنا نمی‌کنند، هرچند ظاهرشان مدرن است؟ و باید آن‌ها را از خود بدانیم و ما این را در تشییع پیکر شهدایی مثل شهید حججی و شهید حاج قاسم سلیمانی دیدیم که چه کسانی خود را وابسته به آن شهدا احساس می‌کردند که از نظر ظاهر تحت تأثیر فرهنگ غرب بودند.

باز عرض می‌کنم بحث بسیار است. اگر تا دیروز باید از «دیگری» بترسیم، امروز در فضای توحیدیِ انقلاب اسلامی بسیاری از ان‌هایی که «دیگری» بودند در درون خود نوعی احساس یگانگی با ما دارند مشروط بر آن‌که از ترس آن‌که دریاچه‌ی ما گل‌آلوده نشود، از اقیانوس‌بودنِ خود غفلت نکنیم. در این مورد عرایضی در جزوه‌ی «انقلاب اسلامی و عصری جدید در گام دوم» شده است. شاید موجب گشودگی راهی باشد که فراموشش کرده‌ایم. موفق باشید    

28649
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: جناب ملاصدرا در ابتدای برهان صدیقین، تشکیک در وجود رو مطرح و دنبال می کنند منتها در انتهای برهان وحدت شخصی وجود را مطرح می کنند. آیا از وحدت تشکیکی اعراض می کنند و یا اینکه هدف آموزشی و یا هدف دیگری وجود داشته است؟ با اثبات وحدت شخصیه وجود به نقص و غلط بودن وحدت تشکیکی یا تشکیک در وجود پی می بریم، شخصیتی مثل جناب شیخ چطور در ابتدا تشکیک در وجود و در انتها تشکیک در ظهور را مطرح می کنند سیر تاریخی مشخصی برای این اعراض نقل شده است؟ آیا درسته که در تعریف ممکن الوجود کلمه اقتضای عدم اخذ بشه همانطور که حضرتعالی در شرح کتاب برهان صدیقین ذیل برهان دوم در اثبات هویت تعلقی (صفحه ۳۱) نوشتید ممکن آن است که اقتضای وجود و اقتضای عدم دارد. سوال این است آیا می شود ممکنات اگر قائل به وجود بودن آنها شویم (که می گوییم ما سوی الله ظهورند نه وجود) می‌شود ممکنات در آنها اقتضای عدم وجود داشته باشد با توجه به این فرض اگر بپذیریم ممکنات وجود دارند نَه ظهور، حال وجودشان را از فیاض به معنای دائم الفیض به تجلی دریافت کرده‌اند حال چگونه در آنها اقتضای عدم راه خواهد داشت در حالی که آنها در وجود گرفتن از منبع فیض به نحوه دائمی با توجه به صفت مشبهه بودن این کلمه، به نوعی واجب شده اند در وجود، منتها واجبِ بالغیر در مقابل واجب به ذات که خداوند متعال باشد پس نمی‌توان در آن اقتضای عدم تصور نمود بلکه وجود است لیکن ما می گوییم وجود نیست بلکه ظهور است وجود مختص خداوند است. آیا این تقسیم و تعریف قسیم ها صحیحه؟ اصلا درسته که واجب و ممکن قسیم همدیگه باشن؟ مگه رابطشون طولی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌شود گفت همین‌طور که می فرمایید تشکیک در وجود، جنبه‌ی تعلیمی داشته باشد و بیشتر، تشکیک در ظهور، مدّ نظر بوده است. ۲. ممکن‌الوجود در ذات خود، وجودی ندارد تا این بحث‌ها به میان آید. آری! نسبت به عدمِ مطلق، اقتضای وجود دارد ولی در هر حال، عدم است. به همین جهت اصطلاح «عدمٌ مّا» را برای آن به‌کار می‌برند. موفق باشید

28648
متن پرسش
سلام علیکم: برای اینکه درباره انقلاب اسلامی اطمینان قلب پیدا کنم چه مطلبی بخونم؟ هم چنین برای اینکه به دیگران منتقل کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های متعددی در رابطه با انقلاب اسلامی روی سایت هست. فکر می‌کنم از هرکدام شروع فرمایید، بتواند شروعی برای جواب جنابعالی باشد. موفق باشید

28647
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید استاد من همیشه دوست داشتم سر انجام وظیفم باشم و بتونم برای انقلاب کار کنم و نهایتا شهید بشم. ولی الان به علت مریضی که دچار شدم ممکنه بر اثرش بمیرم. و از این بابت که شهید نمیشم و کاری هم برای انقلاب نکردم خیلی خیلی ناراحتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با صبر و راضی‌بودن به رضای الهی با موضوع برخورد کنید، به همان نتایجی که می‌خواهید می‌رسید. موفق باشید

28646
متن پرسش
استاد اگر بخواهید به پررنگ ترین و عمده ترین آسیب فرهنگی حال حاضر اشاره کنید به چه موردی اشاره خواهید کرد؟ این پرسش برای انتخاب راهبرد جمعی از دانشجویان و فعالان فرهنگی مطرح شده. با توجه به پاسخ شما این مسئله را آسیب شناسی و ان شاءلله در صدد ارائه راه حل خواهیم بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مشکل امروز فرهنگیِ ما نداشتن گشودگی نسبت به همدیگر در عین حفظ اصول است. در این رابطه بعضی از یادداشت‌هایی در رابطه با بحثی که بناست در مورد محرم داشته باشم را ذیلاً خدمتتان ارسال می‌دارم. موفق باشید

از آن‌جایی که حضرت محمد (ص) غم ملتی را می‌خوردند که در زمان جاهلیت کینه و دشمنی سراسر وجودشان را فرا گرفته بود و این حالت در سراسر جهان حاکم بود و خداوند به حکم ربوبیت‌اش خواست بشریت را هدایت کند و رجوع به حقیقت را به جای دشمنی و کینه بنشاند تا انسان‌ها متوجه‌ی گوهر وجودی خود شوند و به همدیگر محبت بورزند؛ حضرت محمد (ص) را به پیامبری برگزید و با اسلام‌آوردنِ مردم جزیرة العرب صمیمیت و محبت سراسر وجود مردم را فرا گرفت ولی متأسفانه با رحلت رسول خدا (ص) آرام‌آرام آن صمیمیت‌ها و ایثارها رفت و با حاکمیت بنی‌امیه کینه‌ها و دشمنی در جامعه‌ی اسلامی به اوج خود رسید. در این‌جا بود که اصحاب رسول خدا (ص) به‌خصوص اهل‌البیت آن حضرت (ع) به فکر چاره بودند که چگونه تاریخ اسلام را به بستر اصلی خود برگردانند و در رابطه با صمیمتِ از دست‌رفته و بازجُستِ سعه‌ی صدر گمشده، مطالب زیر تقدیم می‌گردد:

۱. در کربلا دو جبهه در مقابل یگدیگر ایستاده‌اند که هر دو خود را مسلمان می‌دانند با این تفاوت که یک جبهه غیر از فهم خود از اسلام، هر فهم دیگری را به شدت نفی و تکفیر می‌کند و تنها فهم خود از اسلام را حق می‌داند و آن جبهه‌ای است به فرماندهیِ عمر سعد، یعنی امام جماعت مردم کوفه. و جبهه‌ی دیگر جبهه‌ای است که غم گمراهیِ مخالفان را می‌خورد و تلاش دارد آن‌ها را متذکر انحراف‌شان بکند، و آن جبهه‌ای است به فرماندهی حضرت امام حسین «علیه‌السلام» فرزند پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله».

۲. جبهه‌ی عمر سعد تحمل غیر خود را ندارد و تنها فهمِ خود از اسلام را اسلام می‌داند و جبهه‌ی امام حسین «علیه السلام» غیرِ خود را با همه‌ی افراط‌کاری‌هایش، فریب‌خورده می‌داند و معتقد است با نظر به سعه‌ی اسلام، امید آن است که آن‌ها اصلاح شوند، هرچند تأییدشان نمی‌کند، ولی تا آن‌جا که ممکن است آن‌ها را تحمل می‌نمایند.

۳. جبهه‌ی عمر سعد گمان دارد حقیقتاً بر حقّ است و بر حقّ دارد تأکید می‌کند، در آن حدّ که حضرت سجاد «علیه‌السلام» در این رابطه می‌فرمایند: سی هزار نفر در كربلا جمع شدند «وَ كُلٌّ یَتَقَرَّبونَ اِلَی اللّهِ بِدَمِهِ» و همه به قصد قربت، فرزند پیغمبر را كشتند. و یا خود عمر سعد به لشگر خود می‌گوید: «یا خَیْلَ اللّهِ ارْكَبی وَ بِالْجَنَّةِ اَبْشِری» ای لشگر خدا قیام كنید، بشارت باد شما را به بهشت. یا در مورد عبداللّه جویره داریم؛ روز عاشورا، امام حسین«علیه‌السلام» را صدا زد. امام فرمودند: «چه می‌گویی؟ گفت: «تو را به آتش جهنم بشارت می‌دهم». امام فرمودند: «من نزد پروردگاری آمرزنده و شفیعی بزرگ، و از خیری به سوی خیری دیگر خواهم رفت. تو کیستی؟ گفت: «من ابن جویره هستم. امام دست به سوی آسمان بلند کردند و عرضه داشتند: «خداوندا! او را به آتش دوزخ بیفکن.» ابن جویره خشمگین شد و به سوی امام حمله‌ور شد. اما پایش در رکاب اسب لغزید و از اسب آویزان شد. اسب فرار می‌کرد و سر جویره به سنگ‌ها و خارهایِ بیابان می‌خورد. طولی نکشید که بدنش تکه پاره شد و به درک واصل گشت. (بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۱۸۷.)

همه‌ی موارد فوق حکایت از آن دارد که این افراد خود را دین‌دار می‌دانسته‌اند و به پشتوانه‌ی عقایدشان به چنین جنایتی دست زدند.

۴. تفاوت اصلی دو جبهه‌ی مذکور در تفاوت رجوع آن‌ها به خداوند بود که یک جبهه نظر به حقیقت دارد و در دل آن حقیقت عبادات را وسیله‌ی اُنس بیشتر با خدا می‌یابد و جبهه‌ی دیگر، اسلام را در همان ظاهر خلاصه کرده و نهایتش به باورهای ذهنی خود راضی است.

28645
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: این فراز مناجات شعبانیه «الاهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک، حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور، فتصل الی معدن العظمه و تصیر اروحنا معلقه بعز قدسک. آیا این فراز مربوط به منزل رکوع هست؟ یعنی بعد از اینکه انسان تحت ولایت الهی قرار گرفت. حال باید از تعلقات امکانی کنده شد و اتصال به معدن عظمت پیدا کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. آری! رکوع، نحوه‌ی عبور از أنانیت به سوی بندگی است و انسان در نیمه راهِ بندگی خدا به عظمت او نظر می‌کند. موفق باشید

28644
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: مطلبی در سایت گذاشتید با عنوان حکم شرعی مجسمه. موضوع را از سه دیدگاه فتوای مراجع، سیره عرفای بزرگ، و تحلیل تجربی بیان کردید با این بیان نهایی که «و معلوم است که بین روح اسلام و سگ و مجسمه تضاد هست.» دو سوال در این مورد: یک: مجسمه آیا شامل عروسک که برای بچه ها تهیه می شود نیز می باشد؟ دو: این احکام آیا می تواند در مورد تصویر اشخاص، بخصوص تصاویر با اندازه بسیار بزرگی که از اشخاص در سطح شهر نصب می شود باشد؟ اگر بشود که با هر سه دیدگاه به صورت تفکیک شده در هر مورد پاسخ دهید بسیار ممنون می شوم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. در زمانی هم که بنا بود نماد شهداء را در شهر اصفهان بگذارند، نهایتاً به این نتیجه رسیدند که به طور کامل، حالتِ مجسمه نداشته باشد بلکه بر روی سنگ حکاکی شود. موفق باشید

28642
متن پرسش
سلام استاد گرامی: بنده به عنوان یک زن در تاریخ فعلی در مسیر بندگی و سلوک هر چه فکر می کنم با چه انگیزه ای وکیل باشم انگیزه ای ندارم فکر می کنم حضور قلبم خیلی کم می شود اگر ما پهلوان خانم نباشیم یعنی دنبال قدرت و ثروت نباشیم آیا به نیت خدمت به خلق در این شغل خدمت کنیم؟ خوب استاد می ترسیم حب دنیا ما رو از مسیر بندگی خارج کند. استاد بنده حافظ قرآن هم هستم و می توانم در این عرصه به جای وکالت خدمت کنم. اما استاد هر چه فکر می کنم شب ها و روزها نمی توانم تصمیم بگیرم که در کدام مسیر باشم به خدا نزدیکترم. استاد نظر شما چیه بنده با مطالعه سیر مطالعاتی شما سعی می کنم در همه مسائل زندگی پیرو نظر شما باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جهان باید حاضر شد. فکر می‌کنم بعد از مدتی که در امر وکالت حاضر شدید، آن حضور قلب و طمأنیه‌ای که به دنبال آن هستید به‌دست آورید. موفق باشید

28641
متن پرسش
سلام استاد: استاد ببخشید تا حدودی با مباحثتون آشنا هستم ولی گاه و هر از گاهی یه جایی آزمونهای استخدامی را نمیبینن نمیدونن برم تو محیطهای کاری یا تو همین فضای معرفتی تو دولت فعلی خودمونه دارم یا از طریق حوزه مسایل رو ادامه بدم با توجه به فضای سیاسی اصلا گاه احساس خطر می‌کنم که با شدت فضای معرفتی را دنبال کنم و گاه که برای امورخودم وارد اداره یا جایی میشم مشکلات رو ناشی از مدیریت ضعیف و گاه هم از جهل حاکم شده میدونم استاد نمیدونم واقعا چه باید کرد و از کجا از طرفی نمیدونم گاه فکر می کنم اگر وارد هر فضایی جز فضای مباحث معرفتی بشم دیگه خیلی دنبال معارف نیستم از طرفی گاه برای سراغ همین معارف رفتن محتاج مادیات هم میکنه تو شرایط فعلی لطفا یه راهکاری بهم ارایه بدید شناخت اینکه به درد چه کاری میخورم و چه فعالیتی برام دشوار شده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به اندازه‌ی عقل مردم با مردم سخن گفت ولی باید معارفی که منجر به فهم جهانی می‌شود که در آن زندگی می‌کنیم، را بشناسیم. موفق باشید

28640
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی نسبت به هرمنوتیک و همنوایی با این تفکر دغدغه داشته اید و حتی معتقدید از جهاتی به این روش بهتر می‌شود عالم انقلاب را درک نمود و با آن مانوس شد. از طرفی دیگر جمع کثیری از اساتید و نیروهای فکری_فرهنگی انقلابی که بشخصه آنها رو نسبت به انقلاب و تمدن نوین اسلامی دغدغه مند می‌دانم، نسبت به هرمنوتیک نقد دارند و حتی آنچنان آن‌را راهی برای نیل به عالم انقلاب نمی‌دانند. علامه مصباح که صریحا درباره هرمنوتیک و نقد آن مطالبی را گفته و نوشته و حتی در کتاب تعدد قرائتها که مجموعه بیانات ایشان است، فصلی بصورت مجزا نوشته اند. در کتاب معرفت شناسی دوره های طرح ولایت هم بنا بر تحکیم و ساختن مبانی اندیشه اسلامی بین نسل جوان را علی الخصوص دارد هم باز همین نقد را داشته و خب شخصیتهای دیگری هم مانند حاج آقای دکتر خسروپناه و اقای عبادی و دکتر نبویان جمع دیگری از عزیزان که به نظرم دغدغه مندی به انقلاب هم دارند، در این بحث حاضر بوده اند. نقطه ای که به نظر حضرتعالی می‌شود در باب مد نظر گرفتن هرمنوتیک ویژه تفکر طراز این تاریخ که قطعا تفکر در وجه عظیم انقلاب است، چه محسوب می‌شود که نسبت به مد نظر گرفتن هرمنوتیک مباحثی مورد توجه تان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بناست امثال دکتر محمد شبستری هرمنوتیک بگویند، وای بر هرمنوتیک! و نقد آقایان به‌جا است. ولی اگر لااقل شرح آقای دکتر محمود خاتمی که خودشان نیز طلبه بوده‌اند، دنبال شود و یا شرح آقای دکتر محمدرضا بهشتی. به نظر بنده نباید نگاه هرمنوتیکی به متون، مورد غفلت قرار گیرد. موفق باشید

28639
متن پرسش
سلام و عرض ادب: آیا ارزش دارد که ابتدا زبان عربی را یاد بگیریم و سپس المیزان را به زبان اصلی بخوانیم؟ یا اینکه یکراست سراغ ترجمه برویم و ظاهراً هم خیلی جلو بیفتیم. به عبارت دیگر بین المیزان متن اصلی و به قلم علامه و المیزان ترجمه شده چقدر تفاوت هست؟ اینقدر هست که ارزش داشته باشد ابتدا فهم متن عربی را یاد بگیریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی ترجمه‌ی مرحوم موسوی همدانی را تأیید کرده‌اند. با این‌همه متن عربی چیز دیگری است ولی نباید معطل شد. موفق باشید

28638
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: این روایتی که مبنی بر نکوهش ساخت ساختمان با ارتفاع بالای هشت ذرع در کتاب کافی آمده، مربوط به زمانه ی فعلی هم می شود؟ یعنی مطلق ارتفاع زیاد در هر شرایطی را نکوهش کرده اند؟ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيِّ، عَنْ زِيَادِ بْنِ عَمْرٍو الْجُعْفِيِّ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)، قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَكَّلَ مَلَكاً بِالْبِنَاءِ يَقُولُ لِمَنْ رَفَعَ سَقْفاً فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ أَيْنَ تُرِيدُ يَا فَاسِقُ کافی جلد 6 ص 528 و 529
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت منظور آن است که سقف خانه‌ها بلند باشد، و لذا شامل آپارتمان‌های بلند نشود. با این‌همه همین‌که این بلندی‌ها در زمین آشکار می‌شود، زمین را از طبیعت خود خارج می‌کند. موفق باشید

28637
متن پرسش
عرض سلام و ادب: در فصل ۴ کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم فرمودید که تا حکیمان جای مهندسان قلابی را مثلا در ساخت خانه ها نگیرند، مشکل حل نمی‌شود. مصداق این حرف در عصر کنونی چگونه معنا می‌شود؟ منظور از حکیم دقیقا کیست؟ یعنی برگردیم به ۲۰۰ سال قبل؟ با علم مهندسی کنونی مثلا برای ساخت خانه چگونه باید تعامل کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسکن باید محل آرامش باشد و کسانی‌که زندگی را درست می‌شناسند می‌توانند طوری خانه‌ها را شکل دهند که انسان احساس کند در خانه‌ی خود در مغز عالَم قرار دارد. در این مورد خوب است به کتاب «تمدن‌زایی شیعه» سری بزنید. موفق باشید

28636
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب و تبریک عید بزرگ غدیر خدمت استاد محترم: قبل از هرچیز خدای منان را بسیار بسیار سپاسگزارم بابت کرامتی که از طریق کلام شما برای هدایت ما نموده الحمدلله ان شاءلله دایما تحت عنایات خاصه حضرت ولیعصر (عج) برکات روزافزون نصیبتان باشد. به لطف الهی با پرداختن به مطالب غدیر از جمله صوت و نوشتار و پرسش و پاسخهای جنابعالی در سایت لب المیزان مطالبی بر حقیر معلوم گردید که به رسم شاگردی با شما استاد گرامی مطرح می نمایم که در صورت صلاحدید اصلاح و راهنمایی بفرمایید جزاکم الله خیرا غدیر ظهور سنت الهی است پس از وحی: حکومت اسلامی که بر تمامی لوازم فردی و اجتماعی تا عمیق ترین مسایلش نفوذ دارد به دست امام معصوم می‌تواند اجرا شود که از طرف خداوند مامور است و غیر این نمی‌تواند ضامن هرگونه سعادتی باشد (اعم از دنیوی و اخروی به جمیع معنا) و هرکس باور کرد که فقط حکومت امام معصوم ضامن سعادت دنیا و آخرت ماست تحت ولایت امیرالمومنین علیه السلام و فرزندانش قرار گرفته و بیعت نموده و منتظر حقیقی ظهور حکومت حقه امام معصوم خواهد بود. بعد از این فهم زیبا الحمدلله دیدم که هرچی مشکل دور و برمان است ناشی از عدم فهم غدیر است گرچه ارادت به مولا داشتیم لذا دنبال هرچه به جز تحت ولایت امام معصوم باشیم حتی ریز ترین کار دنیوی از ولایت غدیر دور شده ایم و به همان میزان از سعادت انسانی که قرب الهی است دور شده ایم. امروز روز مشروطه است بر آن شدم به لطف الهی ببینم جریان مشروطه اصلش چی بوده فهمیدم در سال ۱۲۸۵ هم نارضایتی از حکومت استبدادی قاجار منجر به عدالت خواهی مردم شد به نام حکومت مشروطه و برای جلب نظر مردم از روحانیون کمک گرفته شد و شیخ فصل الله کوشید نظام مشروطه مشروعه را مطابق دین شکل دهد اما روشنفکران فراماسونر مجلس نپذیرفتند و دنبال قوانین غربی برای تدوین قانون اساسی رفتند و در نهایت پس از امضای فرمان مشروطیت شیخ فضل الله را به دار زدند. به جرم اینکه مشروعه بودن حکومت را عنصر مهمی می‌دانست، یعنی تکرار غدیر و بعد مردم فهمیدند گول خوردند و در نهایت نهضت مشروطه شکست خورد. بعد دیدم در زیارت امین الله که منصوب به امام سجاد است که برای زیارت امیرالمومنین علیه السلام خوانده اند هم اول به ایشان و هر امام معصومی عرض می‌کنیم امین الله در زمین شمایید و حجت خدایید بر مردم که جهاد کردید تا عمل به کتاب الهی و وحی پیاده گردد بعد هر دعایی که بعدش میاد یعنی در هر حالی که باشم سعادت را از خدا بخواهم و کارهایم را با دین هماهنگ کنم در فراز آخر می‌فرماید که هرچی بندگان بخواهند در پناه دین خداوند به آنها می‌دهد و در نهایت و اظهر به الحق و اجعله العلیا و ادحض به الباطل و اجعله السفلی، در نهایت ظهور حکومت حقه امام زمان (عج) حتی زیارات روزانه منصوب به ایمه یعنی هر روز خود را میهمان هدایت یک امام بدانیم و با حکومت او بر نفسمان زندگی را پیش ببریم. حتی خواندن قرآن و کلام الهی با تفسیر و تأویل و هدایت امام معصوم در زندگی ممکن است لذا «لن یفترقا» السلام علیک یا تالی کتاب الله و ترجمانه، السلام علیک یا ربانی ایاته، و غدیر و باور آن در همه لحظات زندگی یعنی باور ظهور سنت الهی حکومت معصوم بر نفوس کلیه فرد و اجتماع که فقط آن می‌تواند ما را از ظلمت دنیا به سوی کمال و سعادت آخرت راهنمایی و راهبری کند. یعنی باور حکومت حقه الهی بر عالم، یعنی انتظار حقیقی با غدیر و بیعت آگاهانه با ولایت امیرالمومنین علیه السلام و حضرات معصومین علیهم السلام شروع می‌شود تا باور ظهور و قرار گرفتن در مسیر «تحقق ظهور» حضرت حجت عج الله تعالی فرجه. السلام علیک بجوامع السلام والحمدلله رب العالمین و به نستعین.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم:

عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد ... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور .... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی .... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد .... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

موفق باشید

28635
متن پرسش
سلام علیکم: استاد نظرتان درباره هرمونتیک فلسفی گادامر و نسبت ما با آن چیست؟ و چگونه می توانیم از آن بهره ببریم که گرفتار نسبی گرایی و لوازم دیگر آن قرار نگیریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گادامر انسانِ متدین و دغدغه‌مندی است که با جهان مدرن و وجه سکولار آن روبه‌رو شده است و به صورتی عالمانه با سفره‌ای که هگل و هایدگر گشوده‌اند، بنا دارد با بازخوانی آن‌چه که در ذخیره‌ی تاریخیِ فرهنگ دینی نهفته است، راهی بس عمیق به سوی دیانت در دنیای مدرن بگشاید. هم‌زبانی و همدلی با او مشروط به آن است که اولاً: دغدغه‌های او را بیابیم و ثانیاً: با همدلیِ کامل با او به جامعه‌ی خود بنگریم. این کار سختی نیست که با انتقال از او تلاش کنیم او را نفهمیم، کار سخت آن است که متوجه شویم دقیقاً تفکر متافیزیکیِ حاکم بر جوامع مذهبی چگونه باید به خود آیند که در تاریخ جهانِ مدرن که ما نیز از آن بیرون نیستیم، چگونه رابطه‌ی زمین با آسمان و رابطه‌ی انسان با خدا نگهبانی و شبانی گردد. موفق باشید   

28634
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: سوالم در خصوص عید غدیر و قربانه. آیا استدلال بنده درست است که عید قربان روز امتحان ولی خدا بود که سرافراز بیرون آمد لذا زیاد به ما مربوط نیست، اما عید غدیر روز امتحان مومنان است و اتفاقا به همین دلیل بسیار مهمتر از عید قربان است. شاید اینکه اهل سنت عید قربان را اینقدر بزرگ برگزار می‌کنند تزئین شیطان است که از مسئله اصلی ایشان را دور نگه دارد. آیا استدلال بنده به نظر شما درست است؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عید قربان، انسان با نفس حیوانی خود روبه‌رو می‌شود تا آن را قربانی کند و از موانعی که باید عبور نماید، عبور کند. و در عید غدیر، با وجهِ یَلی اللّهیِ خود یعنی وجه بی‌واسطه‌ی خود با حق که همان ولایت اللّه است، روبه‌رو گردد که مظهر تامّ و تمام آن در آینه‌ی جمال مولایمان علی «علیه‌السلام» است. عید غدیر را پاس می‌داریم، زیرا در آن روز، حجاب‌های بین انسان و حضرت ربّ العالمین مرتفع می‌شود و قربی که عطای الهی به اولیای الهی است، به سراغ انسان‌هایی می‌آید که آمادگی آن را داشته باشند. باز باید در این رابطه یک لحظه از جمال پر جلال حضرت مولا غفلت نکرد و در این روز کوی به کوی و منزل به منزل در جستجوی خود بود، یعنی وجه «یَلی اللّهی» و یا عین الربطیِ خود. موفق باشید  

28633
متن پرسش
سلام استاد عرض ادب: برای فهم کتاب گلشن راز شیخ محمود شبستری، چه کار کنیم؟ چه کتاب هایی و شرحی مطالعه کنیم؟ خصوصاً فهم این بخش : تفکر رفتن از باطل سوی حق به جزو اندر بدیدن کل مطلق حکیمان کاندر این کردند تصنیف چنین گفتند در هنگام تعریف که چون حاصل شود در دل تصور نخستین نام وی باشد تذکر وز او چون بگذری هنگام فکرت بود نام وی اندر عرف عبرت تصور کان بود بهر تدبر به نزد اهل عقل آمد تفکر ز ترتیب تصورهای معلوم شود تصدیق نامفهوم مفهوم مقدم چون پدر تالی چو مادر نتیجه هست فرزند، ای برادر ولی ترتیب مذکور از چه و چون بود محتاج استعمال قانون دگرباره در آن گر نیست تایید هر آیینه که باشد محض تقلید ره دور و دراز است آن رها کن چو موسی یک زمان ترک عصا کن درآ در وادی ایمن زمانی شنو «انی انا الله» بی‌گمانی محقق را که وحدت در شهود است نخستین نظره بر نور وجود است دلی کز معرفت نور و صفا دید ز هر چیزی که دید اول خدا دید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقدماتی مثل «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح تفسیر حمد حضرت امام، آمادگیِ ارتباط با فرهنگ عرفانی شیخ محمود را به شما می‌دهد تا إن‌شاءاللّه با شرح لاهیجی بتوانید به سوی فهم کتاب «گلشن راز» شیخ محمود بروید. موفق باشید

28632
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: بنده با خواندن آشتی با خدا و کمی از خویشتن پنهان دریافتم که بسیاری از مشکلات روحی من بخاطر نبود معرفت نفس است. و تصمیم دارم با خود واقعی ام ارتباط داشته باشم ولی متاسفانه نمی توانم توجه به خود واقعی کنم. یا نهایتا پس از مثلا نیم ساعت سعی در توجه به نفس در حد یه لحظه و نه بیشتر متوجه می شوم. چه کنم تا بتوانم بیشتر و راحت تر با نفس خود ارتباط داشته باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است کتاب «معاد» همراه با شرح صوتی آن با جدیّت تمام و به صورت درازمدت دنبال فرمایید. موفق باشید

28629
متن پرسش
سلام علیکم: استاد شما اشارات مهمی داشتید که باید هرکس بداند که کجای تاریخ قرار دارد تا تاثیر گذار باشد، مثل خیلی از بزرگان و شهدای اخیر، حرف رو طولانی نمی‌کنم بنده که یک خانوم خانه دار که دانشگاه و حوزه هم نرفته، آیا با کسب علم باید به اینجا برسم یا فقط با تقوا و ریاضت ها و خودسازی؟ اگر مطلبی هست برای بنده بگذارید، یا از جزوات تون کدوم به بنده کمک میکنه؟ مثلا یکی از شاگردانتون میگفتن که ما وقتی سر مزار حافظ که میریم کتاب حافظ رو به این نیت اونجا باز می‌کنیم که ایشان به ما بگن کجای تاریخ هستیم و چه باید بکنیم! شایدم کلا بنده صحبت های شما رو اشتباه برداشت کردم بفرمایید. لطفا جواب را در کانال بگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله‌ی مهمی است که انسان زمانه‌ی خود را بشناسد و خود را در حیطه‌ی زمانه‌ای که اراده‌ی الهی آن را شکل داده، قرار دهد. مباحثی مثل جزوات «انقلاب اسلامی و عصری جدید در گام دوم» و «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» و  «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» که بعد از موضوع «ده نکته در معرفت نفس» می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

28627
متن پرسش
سلام علیکم: وقت بخیر. عذر میخوام تو پاسخ سوال ۲۸۶۱۴ به این مضمون فرمودین که خودمونو در معرض نفحات زندگی قرار بدیم سوالی داشتم، چجوری آدم خودش رو در مقابل نفحات زندگی قرار بده؟! از کجا بفهمیم این نفحات رو؟! اگه کتابی در مورد این بحث دارین لطف کنین معرفی کنین. خدا خیرتون بده
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به تعبیر آیت اللّه حسن‌زاده باید کشیک نفس کشید و این با پرسیدن حل نمی‌شود. مثل آن است که کسی از شما بپرسد چگونه باید اطراف خود را ببیند؟ به همین جهت جناب مولوی می‌گوید:

چون نپرسی زودتر کشفت شود ** مرغ  صبر  از  جمله  پران‌تر   بود

ور  بپرسی   دیرتر  حاصل شود  ** سهل از بی صبریت مشکل شود

موفق باشید

28625
متن پرسش
با سلام و دعای خیر: موضوع تحقیق حقیر درباره ی تعلق به دنیا و آثار آن است. اگر منابعی در این باره معرفی کنید ممنون می‌شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر کتاب «جامع السعادات» مرحوم مهدی نراقی را با ترجمه‌ی اقای مصطفوی ورق بزنید، و یا کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که شرح نامه‌ی ۳۱ نهج‌البلاغه است؛ نکات خوبی در اختیار شما می‌گذارد. موفق باشید

28623
متن پرسش
سلام: استاد ببخشید با وجود مباحث فلسفی و عرفانی امام خمینی و علامه آیا لازمه مثلا ما تو رشته فلسفه کتابای شواهدالربوبیه و اشارات رو هم بخونیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهایی مثل «شواهد الربوبیه» مبانی تفکری است که حضرت امام و یا علامه متذکر آن هستند. اگر بتوانید به آن مبانی رجوع کنید، راحت‌تر به مباحث امام و علامه وارد می‌شوید. موفق باشید

نمایش چاپی