بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6533
متن پرسش
باسلام اگر کسی دلتنگ اهل بیت علیهم السلام باشد وبخواهد از دنیابرود تازودتر خدمت آن ها برسد امکانش هست ؟!یعنی لذت های دنیا رنگی نداشته باشد برایش در مقابل بودن با پیامبر صلی الله علیه واله و امامان ومعصومین علیهم السلام در برزخ،نه اینکه بی احترامی به حکمت حق کند ومرگ را بطلبد..نه، اما میشود ادم به این شوق جان بدهدوبخواهد روحش سریع تر بپیوندد به ایشان..امکان عملی اش وجود دارد؟یعنی ان چوب(ستون) که از فراق نبی صلی الله علیه واله نالید ،می فهمید وما نمی فهمیم؟یعنی به آن چوب جواب داده شد و به ما جواب نخواهند داد!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر داستان سهل بن حنیف انصاری را نشنیده‌ای؟ سهل‏بن‏حنیف انصارى که از دوستان عالى مقام على (ع) بود در کوفه وفات کرد، هنگامى که على (ع) از صفین به کوفه برگشتند سهل‏بن‏حنیف وفات کرده بود امام (ع) در ضمن سخنانى که در این باره بیان داشتند فرمودند: «لَوْ أَحَبَّنِی جَبَلٌ لَتَهَافَت‏»؛ اگر کوهى مرا دوست بدارد از هم پاره‏پاره مى‏شود.حدیث فوق مى‏رساند که شخصیت اهل البیت (علیهم السلام) طورى است که اگر کسى بتواند با جنبه‏ى معنوى آن ذوات مقدسه مرتبط شود آنچنان جذب آن‏ها مى‏شود و آنچنان محبّت به آن خاندان در جانش شعله مى‏کشد که هرگونه انانیتى در او ذوب مى‏گردد، حتى بدنِ خود را نمى‏تواند تحمل کند. موفق باشید
5438
متن پرسش
با سلام خدمت استادگرانقدرم لطفا در رابطه با حد امر به معروف ونهی از منکر در رابطه با گناهانی که اعضای خانواده مرتکب ان می شوند وبه تذکر های ما هم توجهی نمی کنند راهنمایی کنید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به تذکرات شما توجهی نمی‌کنند وظیفه‌ای ندارید. حرکاتتان طوری باشد که نشان دهید با آن‌ها همراه نیستید. موفق باشید
5017
متن پرسش
ضمن عرض سلام به استاد گرانقدر به نظر شما بعد از این انتخابات وظیفه ما چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جواب سؤال‌های شماره‌ی 4885- 4891- 4922- و 4933 عرایضی داشته‌ام. اجازه بدهید دیگر وارد وظایف مهم‌تری که در راستای اهداف رهبر معظم انقلاب منجر به نظام‌سازی خواهد شد، بشویم. موفق باشید
866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله .با سلام و عرض ادب خدمت استاد .لطفا درباره شخصیت تاریخی مختار نظرتان را بفرمایید من بعد از مطالعه کتاب "کربلا مبارزه با پوچی ها" هم نمی توانم شخصیت مختار را تحلیل کنم . التماس دعا استاد
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- جناب آقای فلاّح نویسنده‌ی فیلم‌نامه‌ی مختار و جناب آقای میرباقری با دقت فراوان سعی کرده‌اند نقص‌ها و قوت‌های مختار را ترسیم کنند که از طرفی حبّ علی«علیه‌السلام» دارد و از طرف دیگر خود را به امام معصوم نمی‌سپارد و لذا گرفتار افراط و تفریط می‌شود. طرح شخصیت مختار وسیله‌ای است که شیعیان متوجه باشند باید مالک اشتر شوند و نه مختار. 2- جواب قسمت دوم سؤال خود را در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» دنبال کنید. موفق باشید‌
738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. آیا ائمه علیهم السلام قدرت تصرف در عالم و برآورده کردن حاجات را به اذن خدا دارند؟ با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اخبار موثقی که از طرف شیعه و سنی به ما رسیده حکایت از آن دارد که چنین قدرتی به اذن خدا در ائمه(علیهم‌السلام) هست.
734

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام؛منظور از {قلب}در ایات و روایات معصومین چیست؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی قلب همان حقیقت انسان است که در فلسفه به آن نفس ناطقه می‌گویند.
31706
متن پرسش
سلام مجدد خدمت استاد گرامی: در پاسخ سوال 31699 در رابطه با سوال اصول اصول اصول دین فرمودین: هر تفکری مبنایی دارد و دین اسلام نیز بر اساس مبنا و اصولش راه‌های هدایت را مقابل ما می‌گشاید و همان اصول دین نیز مبتنی بر اصولی است که الهامی و فطری است و جناب مولوی در کتاب شریف مثنوی متذکر اصول الهامی و فطری می‌باشد تا با رویکردی بهتر به توحید اسلامی رجوع نماییم و بهره‌های قرآنی خود را بیابیم.» با برداشت من از توضیح شما کتاب مثنوی می شود اصول اصول دین،با توجه به اینکه اغلب عبارت ها در مثنوی دقیق هست و عبارت بصورت اصول اصول اصول دین هست می خواستم این مورد رو هم بدانم معنای اصول اصول اصول دین چه خواهد بود؟ به هرحال ادعاییست که مطرح شده و خب حداقل شناخت این است که بفهمیم مدعا چیست. برای اینکه مقداری مطلب روشن تر شود می خواستم بدانم چه کتاب هایی رو در کنار مثنوی اصول اصول اصول دین می دانید، علاقه داشتم چند مورد اشاره فرمایید. یک صحبت های مطرح است و حرف هایی می آورند، (ولله صد سال شراب بخوری خدا از تو می گذرد ولی از این کلمه نمی گذرد کسی که بگوید مثنوی مولوی اصل اصل اصول دین است. علامه امینی) اگر صلاح دیدین در این مورد و یا در مورد نحوه مواجهه با آن هم راهنمایی بفرمایید ممنون می‌شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! متأسفانه علامه امینی از فضای علم عرفان اطلاعاتی نداشته‌اند که بتوانند نظر دهند. در این مورد خوب است به امثال رهبر انقلاب و شهید مطهری رجوع کرد. عرایضی در صفحه ۴۲ کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» شده است که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

 مقام معظم رهبري «حفظه‌الله‌تعالي» در جلسه‌اي که با شعرا داشتند فرمودند: مثنوي همان طور که مولوي مي‌گويد: «هُوَ اُصولُ اصولِ اُصولِ الْدّين»[1] و گفتند مرحوم مطهري هم با من هم عقيده بود. عرض بنده آن است که اگر دل انسان آماده‌ي تغذيه با حقايق برتر است شما کمتر از آن را به آن ندهيد. عکس آن هم هست که اگر در حدّ مثنوي و حافظ مي‌تواند در حضور باشد، نمي‌شود نور بالاتر در اختيار آن بگذاريد، چون پس مي‌زند. موضوع حساسي است مواظب باشيد جايگزيني‌ها را سهل‌انگارانه انجام ندهيد. وقتي دل هواي سير در عوالم معنا را داشت زود با کمترين جايگزين آن را جواب ندهيد که در اين صورت سهل‌‌انگارانه جواب دل را داده‌ايد.

 


[1] - مقام معظم رهبري «حفظه‌الله‌تعالي» در ديدار با شعرا  در سال 1387- مولوي در ديباچه‌ي دفتر اول‏ مي‌گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى‏، وَ هُوَ اُصولُ اُصولِ اُصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيَقين.

23014
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد مگر اصالت با روح و من نیست!؟ و تن در اختیار من نیست!؟ پس چطور بایست وقتی دچار بیماری روحی می شویم دارو و قرص مصرف کنیم؟ شما این رویه مرسوم روانپزشکی که هر نوع مشکل روحی را با قرص می خواهند درمان کنند چقدر قبول دارید؟! مثلا شخصی که دچار عارضه افسردگی یا شیدایی شده چطور بایست درمان شود!؟ خوردن قرص رو تائید می کنید در حالی که بعض تحقیقات و اساتید طب سنتی می گویند قرص در هر حال ضرر دارد!؟ چطور می توان از قرص رها شد!؟ یعنی دستوری غیر طب روز هست برای چنین مواردی!؟ مگر در چنین شرایطی مشکل از روح نیست!؟ پس دارو چه ربطی به من دارد!؟ در صدر اسلام برای چنین مشکلاتی اهل بیت چه دستوری می دادند!؟ و حال دستور اسلام چیست!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رابطه‌ی روح و بدن طوری است که بعضاً روح به جهت مشکلاتی که در ارگانیسم بدن به‌وجود آمده و نتوانسته است بدن را تدبیر کند به مشکل می‌افتد. در این مورد اگر داروی مناسبی در میان باشد که با آماده‌کردن بدن برای تدبیر روح مفید افتد، نباید از آن دارو چشم‌پوشی کرد. موفق باشید

22340
متن پرسش
سلام استاد عزیز: دو سوال داشتم از خدمتتان: یک: به تفسیر آیه «الرجال قوامون علی انساء» در تفسیر المیزان رسیدم. استاد، حضرت علامه در تبیین بسیاری از آیاتی که درباره اختلاف بین زن و مرد یا همان فضلی که خداوند به مردها نسبت به زنها داده است که همین باعث تفاوت احکام شریعت بین زن و مرد مثلا در خصوص قانون ارث و یا قیومیت مردان نسبت به زنان در حکومت و قضاوت و سرپرستی زنان شده است، بر روی عقل بیشتر مردان و کمی عقل خانمها تاکید بسیاری دارند مثلا در این قسمت می فرمایند: «هيچ دانشمندى از چنين شريعتى و با مطالعه همين مقدار از احكام آن جز اين توقع ندارد كه در مسائل كلى و جهات عمومى و اجتماعى زمام امر را به كسانى بسپارد كه داشتن عقل بيشتر امتياز آنان است، چون تدبير امور اجتماعى از قبيل حكومت و قضا و جنگ نيازمند به عقل نيرومندتر است، و كسانى را كه امتيازشان داشتن عواطف تند و تيزتر و اميال نفسانى بيشتر است، از تصدى آن امور محروم سازد، و نيز معلوم است كه طايفه مردان به داشتن عقل نيرومندتر و ضعف عواطف، ممتاز از زنانند، و زنان به داشتن عقل كمتر و عواطف بيشتر ممتاز از مردانند.» در صورتی که شما در تبیین سخن امیرالمونین (ع) در نهج البلاغه در خصوص کمی عقل خانمها به استناد سخن آیت الله جوادی آملی فرمودید مخاطب در این خطبه عایشه است. بالاخره آیا واقعا چنین برتری عقلی برای آقایان نسبت به خانمها از نظر اسلام وجود دارد یا نه؟ اگر ندارد پس چرا جناب علامه اینقدر با قاطعیت از این برتری سخن می گویند و یکی از علل عمده تفاوت احکام شریعت بین زن و مرد را کمی عقل خانمها نسبت به آقایان می دانند. این عقل در اینجا کدام عقل است؟ عقل فلسفی و استدلالی یا عقل معاش و مدیریت؟ یا اینکه اصلا مشکل در عقل نیست و عقل هر دو یک اندازه است بلکه ازدیاد عواطف و احساسات در خانمها باعث می شود عقل نتواند مدیریت لازم خود را در تصمیم گیری داشته باشد. چون این سوال خیلی از خانمهاست. سوال دوم اینکه استاد وقتی به خود تفسیر مراجعه می کنم و از طرفی صوت سخنرانی های شما را در تفسیر این سوره گوش می دهم می بینم که به بعضی از آیات اصلا ورود نمی کنید و به مباحث حضرت علامه در خصوص انها نمی پردازید. مثلا همین آیات. یا آیات مربوط به متعه و یا چند همسری در اسلام. آیا عبور از این قسمتها دلیل خاصی دارد؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر بنده نتیجه‌ی آخری که گرفته‌اید، نتیجه‌ی درستی است که در روایات مذکور و یا نظرات امثال علامه، بحث در کمیِ عقل زنان نیست، بلکه بحث در عواطف بالای آن‌ها است که برای یک مدیریت سخت و جدّی کارساز نیست 2- عنایت داشته باشید علامه در بعضی موارد در شرایط دفاع از اتهاماتی است که به اسلام می‌زدند و امروز شبهات و اتهامات دیگری در میان است که باید به آن پرداخت و ممکن هم هست بنده بعضاً از موضوعی غفلت کرده باشم. موفق باشید

18181
متن پرسش
سلام: دوباره آیت الله حسن زاده آملی گفتن که به فرض پیر بشوی و بلرزی و با چهار دست و پا راه بروی، نفست بالا نیاید و کسی را صدا نزنی که بگویی تو بیا دست مرا بگیر! این کار را نکن! این با غیرت انسانی سازگار نیست! غیرت، دفع غیر می کند. حق را هم که می گوییم غیور است، برای اینکه دفع غیر کرده است و دیگر حرف از عدم در نظام هستی پیش نمی آید، غیرتش غیر در جهان نگذارد. انسان باید آنچنان غیور و غیرتمند بشود که بی نیاز مطلق باشد! یعنی هیچ در درون خودش نخواهد! طلب نکند! حالا آن وقت باید ببیند که چه خبر می شود و چه چیزها پیش می آید! یعنی چی هیچ در درون خودش نخواهد طلب نکند؟ منظورش چیه؟ معنی این پاراگرافو متوجه نمیشم احساس می کنم اگر اینو بفهمم و عمل کنم کلا زندگی از این رو به اون رو میشه.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا ایشان را حفظ کند. حرف درست و با ارزشی فرموده‌اند. منتهی این غیر از آن است که در مسیر اهداف خود از وسایل مورد نیاز استفاده نکنیم، بلکه سخن آن است که تا آن‌جا که ممکن است کارهای خود را، خودمان انجام دهیم در آن حدّ که آن صحابی خدمت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» رسید که چگونه راه بهشت را برای خود بگشایم؟ حضرت فرمودند: به کسی دستور مده. او در آن حدّ این مسئله را رعایت کرد که وقتی در حین مقاتله با دشمنان خدا دست راست او که با آن شمشیر می‌زد، قطع شد و نیاز بود کسی شمشیر را از دست افتاده بر زمین به او بدهد تا بدون آن‌که از اسب پیاده شود با دست راست به جهاد ادامه دهد؛ خودش پیاده شد و شمشیر را از بین انگشتانش در آورد و با سختی تمام دوباره سوار اسب شد و به مقاتله ادامه داد. موفق باشید

15891

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: مشورتی می خواستم از شما. بنده و تعدادی از دوستانم در منطقه ای از اصفهان تصمیم گرفته ایم به منظور احیای نماز و امر به معروف و نهی از منکر به برگزاری نماز جماعت مغرب و عشا در ایام تابستان در پارک اصلی آن منطقه بپردازیم. حال این در حالی است که دو مسجد یکی در ضلع غربی پارک به فاصله 700 متری و دیگری در ضلع جنوبی به فاصله 700 متری این پارک قرار گرفته. می خواستم نظر جناب عالی را در این خصوص جویا بشوم، که این کار به صلاح است یا خیر. با تشکر از استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر حالت خودنمایی نداشته باشد و مزاحم تفریح مردم نگردد، به عنوان تعظیم شعائر اسلامی کار خوبی است. موفق باشید

14989

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد حضور قلبی که در نماز باید باشه حتما باید در ارتباط با ذکرهای مربوطه باشه مثلا حضور قلب در رکوع را حتما باید با ذکر رکوع بدست آورد؟ استاد بعضی وقتا یه حضور قلبی در نماز در من پیدا میشه نمی دونم چطوری اما ربطی به ذکر نداره. زبانم ذکر میگه اما قلبم با خدا ارتباط بر قرار کرده. استاد ممنون میشم راهنمایی بفرمایید این حالت که بوجود میاد را باید حفظش کنم یا باید قطع کنم و با ذکر مربوطه حضور قلب بر قرار کنم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه از دوست رسد، نیکوست. شما استقبال کنید إن‌شاءاللّه به همان چیزی که متوجه‌ی آن هستید، یعنی تطابق قلب با اذکارِ نماز می‌رسید. موفق باشید

14160
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام و عرض ادب و احترام: استاد بزرگوار بنده دانشجوی دکتری علوم و معارف نهج البلاغه می باشم و باید عنوانی را برای رساله دکتری انتخاب و کار نمایم. لذا از محضر حضرتعالی که بعنوان محققی شایسته و توانمند در حوزه نهج البلاغه می باشید و در اوایل انقلاب هم در محضر شما تلمذ نموده ام استدعا دارم موضوعی را در نهج البلاغه معرفی فرمایید که مورد نیاز روز و بدیع بوده و امکان تدوین آن برای رساله دکتری فراهم باشد. با تشکر و احترام مجدد. لازم به ذکر است اینجانب از سال 89 تا کنون مسئول تربیت معلم شهید رجایی می باشم و در حوزه مدیریت اندکی تجربه دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ضمن اعلان ارادت به حضرتعالی؛ باور بفرمایید هرگز از این زاویه به هیچ متنی از متون دینی نتوانسته‌ام نگاه کنم که بخواهم موضوع خاصی را در متون دنبال نمایم. بیشتر در هر متنی روحی را می‌یابم و سعی می‌کنم با آن روح، مأنوس شوم. موفق باشید

10936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: می خواستم راجع به ظهور صغری که علامه حسن زاده و آقای مکارم و... مطرح کردند توضیحات و نظراتی بدهید. لطفا ایمیل کنید. در ضمن می خواستم به شما پیشنهاد کنم که راجع به توسل و راه های آن یه کتابی بنویسید نمی دونم کتاب در محضر لاهوتیان رو خوندید یا نه، شیخ جعفر آقا محشره و با توسل به خیلی جاها رسید خدا رحمتش کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» عرایضی در تشکیکی‌بودن ظهور داشتم، إن‌شاءاللّه می‌توانید جواب سؤال‌تان را در آن‌جا بیابید. موفق باشید
9287
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب حضور محترم استاد گرامی: سوال بنده در رابطه با جزوه اخیر حضرتعالی با عنوان روحیه ی تمدن سازی و عرفان اسلامی است. سوال اول: معنی و تفسیر درست حیات اجتماعی چیست؟ سوال دوم: جمع بین سلوک فردی و اجتماعی چگونه ممکن است؟ سوال سوم: رابطه بین عرفان نحله نجف با تمدن اسلامی چگونه قابل تفسیر می باشد و اگر نحله نجفی وجود نداشت آیا این انقلاب اسلامی را داشتیم یا خیر؟ نکته آخر این که بروزاتی که از امام می بینیم در عرصه اجتماعی در نحله نجف دیده نمی شود، چرا؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حیات اجتماعی یعنی حضوری که دینداری در اجتماع برای ما در نظر گرفته و بی‌تفاوت‌نبودن به نظامی که اسلام مدّ نظر دارد و کارهای اجتماع را به شاه و قیصر واگذار نکردن 2- سلوک دینی وجوهی فردی دارد مثل نماز و روزه، و وجوهی اجتماعی دارد مثل امر به معروف و لوازم آن 3- نحله‌ی نجف در شرایط تاریخی خود آن کار کاری را که باید می‌کرد انجام داد و مقدمه‌ای شد برای ظهور انقلاب اسلامی. به نظر بنده خداوند با مدیریت خود عرفان نجف را مدیریت فرمود تا دست ما در انقلاب اسلامی خالی نباشد 4- بنا نیست در آن زمان بروزاتی که مربوط به این تاریخ است را در ان تاریخ داشته باشیم. بر روی این موضوع فکر کنید که هر تاریخی تقدیر خاص خود را دارد و عالمان واقعی متوجه آن تقدیرات هستند و مطابق آن عمل می‌کنند. در 6 جزوه‌ی امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و «سلوک در تقدیر تاریخی زمانه» عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
8949

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم ببینم که برای ریختن یک برنامه که انسان را از پراکندگی خیال به وحدت خیال برساند غیر از ورزش و مطالعه چه چیزهای دیگری باید در نظر گرفت؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس باید خودش طبق اهدافی که دارد نسبت به آن اهداف برنامه‌ریزی کند و اولویت‌های خود را مشخص نماید. موفق باشید
2405
متن پرسش
با سلام و احترام بنده یک مهندس برق با 16 سال سابقه کار در نیروگاه برق هستم به علت علاقه ای که به مباحث دینی و فلسفی دارم تصمیم دارم کار خود را رها کنم و ادامه تحصیل در این رشته ها بدهم برای گذران زندگی هم مبلغی پس انداز کرده ام. به نظر شما آیا کنار گیری از صنعت و وارد مباحث دینی و فلسفی شدن کار صحیحی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر جمع بین فعالیت‌های فنی با مباحث دینی، فلسفی برایتان ممکن نیست، فکر خوبی است که به سرتان زده، منتها راهی را انتخاب کنید که به علامه طباطبایی و حضرت امام خمینی«رحمة‌الله‌علیهما» ختم شود. موفق باشید
2364
متن پرسش
با سلام خدمت استاد استادچگونه الفاظ یا بهتر بگم حروف به وجود امده اند؟ما در بحث نهم ده نکته از معرفت النفس گفتیم الفاظ معنی دارند و این معنی ریشه اش در عالم عقل است و خب از لفظ هم فقط معنیش به درد می خورد(مثل اینکه از در خونه وارد شوم و بگم خداحافظ مادرم میفهمه که منظور من سلام بوده)و به کار میاد وما توسط معنی است که می توانیم ارتباط برقرار کنیم حالا سوال من اینکه توی هرزبانی حروف(الف ب پ و...)از کجا به وجود اومدن؟و بعد چه شد که اسم گل را گذاشتند گل ویا اسم درخت را با دال , ر ,خ ,ت ساختند؟ویا خداوند وقتی قران را به صورت لفظ به پیامبر نازل کردند این لفظ ها چگونه ساخته شد؟(صرف خود کلمه ها)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جواب‌گویی به این‌ سؤال در حدّ تخصص بنده نیست. موفق باشید
2201

اخلاقیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله. {آیت الله جوادی(حفظه الله) در یکی از دروس اخلاقشان فرمودند: ...حالا بعدها سراینده های ما گفتند: اگر بار خوار است خود کشته ای/ وگر پرنیان است تو خود رشته ای... حرف این سراینده این است اگر بار خار است محصول کار شماست>> تیغ محصول کار شماست} سؤالم از محضرتان این بود که تیغ به چه معناست و باطن کدام عمل است؟ التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: گناهان تماماً خار جان انسان می‌شود شاید منظور عمل خاصی نباشد. موفق باشید
1414

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام . استاد شما در کتاب جایگاه واسطه فیض گفتید در زمان ظهور دیگر خبری از علم فیزیک یا شیمی نیست پس دیگر چه لزومی دارد این درسها را در دانشگاه ان هم فقط بی هدف و به اجبار پاس کرد . واقعا دیگه هیچ دلیلی یرای ادامه تحصیل نمیبینم .لطفا راهنماییم کنید . استاد برامون دعا کنید .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ما فعلاً در زمان غیبت امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» زندگی می‌کنیم، هنر ما آن است که در زمان غیبت مطابق همین زمان زندگی کنیم، بر اساس همین هنر بود که فقیه بزرگی مثل حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» متوجه شدند در زمان غیبت باید انقلاب کرد و مطابق همین زمان زندگی اسلامی را شکل داد و نگفتند باید امام زمان تشریف بیاورند و حالا دست روی دست بگذاریم. ما در زمان غیبت باید آنچه موجب رونق نظام اسلامی می‌شود را به‌کار گیریم تا نظام اسلامی مورد توجه جهان شود و زمینه‌ی ظهور فراهم گردد. موفق باشید
812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر شما استاد عزیز بنده و دوستانی چند بنا داریم به فضل الهی تحقیقی در باب شناخت حقایق : «عقل»، «قلب»، «نفس»، «فطرت»، «روح» و رابطه ی آن ها، انجام دهیم . لطفاً پیشنهاد خودتان را در مورد شیوه ی تحقیق و منابع لازم مرقوم فرمایید .یا حق
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: مباحث آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» در تفاسیر موضوعی‌شان کمک‌کار خواهند بود. موفق باشید
19541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات. التماس دعا. استاد گرامی نظر شریف شما راجع به این عقیده که آنچه در این دنیا به ما می رسد نتیجه کارهایی است که در عالم ذر کرده ایم چیست؟ مثلا می گویند باید ببینیم چه خطا و کوتاهی ای کرده ایم که از قافله کربلا و امام حسین سلام الله جامانده ایم. استاد مگر در عالم ذر انتخاب و اختیار و عرضه دین بوده است؟ یک سخن دیگر نیز در این باب شنیده ام که برخی بزرگان اشاره کرده اند به اینکه گاهی انسان با برخی افرادی که آنها را نمی شناخته و تازه مواجه می شود ولی احساس نزدیکی و خوشایندی با آنها دارد و این حالت به عالم ذر برمی گردد یعنی مثلا من و آن شخص در آن عالم از لحاظ فکری و عقیدتی به هم نزدیک بوده ایم. احساس قرابتی که انسان ناخوداگاه با برخی افراد دارد به عالم ذر برمی گردد؟ بنده با مطالعاتی که داشتم عالم ذر را عالم فطرت می دانم لطفا راهنماییم بفرمایید. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند طبق آیه‌ای که می‌فرماید: «ربّنا الذی اعطاء کلّ شیئ خلقه ثم هدی» خلقت ما را به ما داده و آن‌چه از او طلب کرده‌ایم را به ما داده است، ولی این غیر از آن است که شما می‌فرمایید. ما در همه‌وقت دارای اختیار هستیم و این انتخاب‌های ما است که شخصیت ما را شکل می‌دهد تا به لشکر حسین«علیه‌السلام» بپیوندیم یا نپیوندیم 2- در مورد قسمت دوم سؤال، این احساس‌ها ربطی به عالم ذر ندارد بلکه چون نفس انسان مجرد است، می‌تواند آن‌چه هنوز برایش پیش نیامده است را تا حدّی بیابد. در این مورد می‌توانید به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

17810
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر: الحمدلله بر ما این توفیق حاصل شده است که از محضر شما پیرامون اربعین همچون سایر مسائل بهره مند شویم و نگاهی متفاوت به عالم اربعین پیدا کنیم. شکر که توفیق زیارت اربعین نصیبمان گشته و ان شاء الله دعاگویتان هستیم. اما سوالی که ذهن ما را درگیر کرده این است که حال که هنگامه حضور ما در میدان اربعین فرا رسیده، با توجه به فهم و نگاه تاریخی که اجمالا حاصل گشته باید به دنبال چه گمشده ای در اربعین باشیم؟ در زیارت اربعین به دنبال جست و جوی چه باشیم؟ نقش ما در اربعین چیست؟ چگونه می توان در خدمت حرکت عالم اربعین بود؟ و سوالاتی ار این دست. از استاد عزیز تقاضا داریم اگر امکان آن وجود دارد ما را در فهم این مسائل یاری نمایید. پیشاپیش از حسن توجهتان تشکر می کنیم و ان شاءالله هر چه زودتر توفیق درک حضوری از محضرتان را هم پیدا کنیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم .حضوردر پیاده‌روی‌ سال‌های اخیر به معنای «امکان حضور در تاريخي ديگر» است تا معناي «حضور تاريخي» تبيين شود و زائر متوجه باشد با چه احساسي بايد حضور تاريخي خود را در رخدادي که ظهور کرده است دريابد که البته اين مشکل‌ترين موضوع این تاریخ است از آن جهت که بايد ماوراي عقل مدرن به موضوعي نظر کند که فعلاً در حال تولد است و خود را در طي يک فرايند مي‌نماياند و از درون جان آدميان سر برمي‌آورد و در قول و فعل‌شان سريان مي‌يابد.

   بدون درک زمانه، هيچ قدمي به سوي آينده‌ي خود نمي‌توان برداشت و رخداد اربعين در اين تاريخ، زماني است که مي‌توانيم با قرارگرفتن در آن، سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنيم و تاريخ پايان‌يافتگي غرب را نشان دهيم که این همان تاريخِ سست‌شدن عهد انسان با سکولاريته و اقامه‌ي رابطه‌ي انسان با خداست.

   با این اربعين تعرّض انسان به اومانيسم و تقليل گوهر آدمي، شروع شده است و چيزي در انسانِ اين تاريخ رخ داده و بر هستي او حاکم گرديده که ديگر نمي‌تواند در تاريخي زندگي کند که قوام آن را اومانيسم شکل داده است.

   ما همان‌طور که در سنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده مي‌شود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که اربعين به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آينده‌ي تاريخ ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غرب‌زده قدم نخواهيم زد. عرایضی در این رابطه در کتاب اربعین حسینی و حضور در تاریخی دیگر شده است. موفق باشید

16320
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با توجه به تفسیری که از آیه قرآن که می فرماید عرش خدا بر آب بود در کتاب «آنگاه که فعالیت فرهنگی پوچ می شود» فرمودید، و با توجه به آیات سوره نور که در ادامه ی «الله نور السماوات والارض»، که زیت آن را معرفی کرده که می فرماید «لا شرقیه لا غربیه است»، آیا آن روی آب بودن عرش خدا و شرقی و غربی نبودن زیت آن چراغ را می توان هر دو را به یک معنی در نظر گرفت و به معنی اینکه در عین حال که کاملا عقلانی و اصولی است ولی کاملا آزاد از هر نظر و قومیت و حدود قائل شدنی است. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جا که قرآن می‌فرماید: «عرشه علی الماء» نظر به مبنای فرمانروایی حضرت حق بر عالم دارد که آن مبنا، «علم» است که در صورت مثالی در آن عالم به صورت آب ظهور دارد. و آن‌جا که می‌فرماید نور حضرت اللّه، شرقی و غربی نیست؛ یعنی هویتش متعَیّن به تعیّن خاصی نمی‌باشد و لذا ماوراء تعیّن‌های محدود، در همه‌ی عالم حضور گسترده دارد. موفق باشید

16250
متن پرسش
سلام: آیا این تفکر که «ما درآمدمان را حساب کنیم هر وقت پولدار شدیم بچه بیشتری می آوریم» مقابل اقتصاد مقاومتی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست، کار عاقلانه‌ای نیست. زندگی را باید ساده گرفت و به خدا توکل کرد و نگران فرزندآوری نبود. موفق باشید

نمایش چاپی