بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9477
متن پرسش
سلام: خسته نباشید. مدت دو سال است که ازدواج کرده ام اما هیچ احساس رضایت و خوشبختی از زندگی و همسر خود ندارم همسرم رفتار بچه گانه از خود دارد و بسیار یک دنده و لجباز است و حرف شنوی از کسی ندارد نه من نه خانواده نه مشاوره. تنها پشت و پناهم خداست چند بار موضوع طلاق را بیان کردم با مخالفت شدید خانواده روبرو شدم الان هم همسرم اظهار میکند سه ماهه باردار است در صورتیکه من به او گفته بودم فعلا فرزند نمی خواهیم. با تشکر راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد در تخصص بنده نیست، با مشاوری که از نظر دینی آگاهی لازم را دارد موضوع را در میان بگذارید إن‌شاءاللّه مشکل حل می‌شود. موفق باشید
9219
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشیدخدمت استاد: رجوع به وجود چگونه صورت می گیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی باید نظر به وجود در میان آید تنها باید نظر کرد، سؤال در این مقام، خودش موجب حجاب است. بحث را در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» دنبال بفرمایید. موفق باشید
9156

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: ببخشید در ضمن سوال 9129 برایم شبهه ای پیش آمد مبنی بر اینکه یعنی به نظر شما هم آقای مصباح در زمینه ی انتقاد به دولت زیاده روی کردند و این صراحت ایشان باعث تنش شده یا اینکه نه؟ صراحت ایشان چه مشکلی را به وجود آورده است که فرمودید اگر آقای مصباح تا این اندازه صراحت به خرج نمی دادند بهتر بود؟ ببخشید این سوال خیی بنده را آزار میدهد چون واقعا امروز سوالی شده که آقای مصباح این صراحتشان درست است، اشتباه است، امام خامنه ای با رفتار ایشان مخالف است یا نه؟ و اینکه عالمی به این بزرگی و روشنی آیا خودش نمی اندیشد که حرف هایش چه بازتابی دارد و حرف هایش ممکن است باعث مشکل شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه ملاحظه فرمودید بنده در آخر آن سؤال تنها توانستم این را عرض کنم که: «گاهی به ذهنم می‌رسد اگر آیت‌اللّه مصباح این اندازه صراحت به خرج نمی دادند بهتر بود، ولی نمی‌دانم.» موفق باشید
7688
متن پرسش
سلام. نظر جناب عالی در مورد سخنان اخیر آیت الله مصباح یزدی چیست؟ ((کسانی که فرمایشات حضرت امام(ره) را در سخنرانی‌ها و کتاب‌هایشان دیده باشند، می‌دانند که امام(ره) از لفظ حکومت اسلامی استفاده می‌کردند، اما از آنجا که واقعه انقلاب در این جهان اتفاق می‌افتد و جهان می‌خواهد بداند چه حکومتی در ایران قرار است بر سرکار بیاید، امام از ادبیات سیاسی روز استفاده کرده و منطقی را اتخاذ کردند که مورد توافق و فهم دیگران باشد.امروز در ادبیات سیاسی دو نوع حکومت سلطنتی و جمهوری وجود دارد و نوع سومی ذکر نشده است، لذا امام(ره) وقتی قرار است با کسانی سخن بگویند که حکومت را منحصر در دو نوع می‌دانند و از طرفی امام(ره) در صدد نفی حکومت سلطنتی موجود در ایران بودند، باید به گونه‌ای سخن می‌گفتند که آنها هم متوجه شوند و لذا لفظ جمهوری را به کار بردند، هرچند امام قید اسلامی را هم اضافه کردند که آن‌ها متوجه نقش دین در این نوع حکومت بشوند و این یکی از زیرکی‌ها و دوراندیشی‌های امام راحل(ره) بود. لذا وقتی برخی گروه‌ها در اویل انقلاب، جمهوری دموکراتیک را مطرح کردند، امام (ره) فرمود "جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر".لذا اینکه امام(ره) مثلا می‌فرمایند میزان رأی ملت است، نه به این معنا که اگر ملت دیگر اسلام را نخواستند، ما هم اسلام را کنار بگذاریم، بلکه از آنجا که آنچه در ادبیات سیاسی امروز ملاک عمل قرار گرفته، رأی مردم است، امام (ره) برای اقناع طرف‌های مقابل، به رأی مردم استدلال می‌کنند. لذا امروز هم اگر رهبری از حقوق بشر و نقض حقوق بشر در غرب سخن می‌گویند نه به دلیل این که حقوق بشر غربی را پذیرفته باشند، بلکه از باب جدال و استفاده از مقبولات آنها برای اقناع آنهاست. )) آیا واقعا امام برای اقناع طرف های مقابل به رای مردم استدلال میکنند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این یک موضوع فقهی فنی است که آیا رأی مردم عامل مشروعیت نظام اسلامی است یا عامل مقبولیت آن. در هر دو حال رأی مردم مطرح است ولی با دو نگاه. موفق باشید
7283
متن پرسش
با سلام در کتاب التمهید آقای معرفت میخواندیم که نو نوع به پیامبر وحی میشده:وحی مستقیم و وحی غیر مستقیم(بواسطه جبرئیل).منظور از وحی مستقیم چیست؟آیا به آیه فاوحی الی عبده ما اوحی اشاره دارد؟اگر اسم علیم هم واسطه نبوده ،وحی به چه شکل اتفاق افتاده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وحی غیر مستقیم یعنی بی‌واسطه‌ی جبرائیل، ولی نه بی‌واسطه‌ی اسماء الهی. اسماء الهی شئونات ذات الهی اند. موفق باشید
7257
متن پرسش
سلام علیکم استاد لطفا بفرمایید که معنای این فرمایش که وجود مبارک حضرت رسول اکرم(ص) با افراد به قدر عقولشان صحبت میکرد، یعنی چه؟ با شخصی که سنش بالاست ولی عقلش حضیض، چطور بایست با او برخورد نمود؟و برخورد با نوجوان و جوان چگونه است؟ باتشکر-غفرالله لنا و لکم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید که موضوع روشن باشد. بالاخره باید درجه‌ی فهم افراد را در نظر گرفت و معارف الهی را در حدّ فهم مردم با مردم در میان گذارد، اعم از سالمند یا نوجوان. به یک معنا باید با آن‌ها همراهی کرد و از مبانی خود آن‌ها در مسیر هدایت‌شان استفاده کرد. موفق باشید
7026
متن پرسش
باسلام آیا این جمله صحیح است یا خیر؟ توضیح تکمیلی در صورت امکان بفرمائید : « حیف ازین قرآن که بجای اینکه برای تعالیِ بیشترِ مومنین مطالب و راهکارهای بیشتری ارائه دهد،باتوجه به کارشکنی های کفار و مشرکین اکثر وقتش را برای اثبات توحید به آنها صرف کرده است.»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر این طور نیست. خداوند به هر بهانه ای حرف های خودش را زده و به همین جهت در آخر فرمود: «وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیم‏» و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسید؛ هیچ کس نمى‏تواند کلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست‏ . موفق باشید
6297
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد عزیز شما برای انقلاب اسلامی جایگاه ویژهء تمدنی قائل هستید ، سئوال بنده این است که طرح این موضوع چه مسئله و یا گره ای را می توان از جامعه ایران ، یا جامعه اسلامی و یا حتی جهان باز نمایدو چه لزومی برای طرح این مسئله وجود دارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تأکید بر جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی تأکید بر ظهور نحوه‌ای از نظام سیاسی است که تفاوت‌های اساسی با تمدن غربی و نظام سیاسی غربی دارد و افقی در مقابل جهانی می‌گشاید که بنا دارد نسبت به پذیرفتن فرهنگ غربی تجدید نظر کند و جامعه‌ی ایرانی از این طریق به هویت اصیل خود که ریشه‌ی تمدنی در تاریخ دارد برمی‌گردد مضافاً که بر تمدنی تأکید می‌کند که نقش وَحی و آموزه‌های دینی در آن ظهور دارد و جنبه‌های معنوی انسان در امور اجتماعی و سیاسی بی‌جواب نمی‌ گزارد. موفق باشید
6193
متن پرسش
با سلام شما فرمودید که حضرت عیسی (ع) یا حضرت مهدی (عج) هنگامی که درعالم ماده هستند نیاز به بدن دارنداما درعالم ملکوت نیاز به بدن ندارند سؤال من ازشما این است که این جسم مادی به کجا می رود مگرنه این است که ماده ثابت است وازبین نمی رود ؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها را باید در برهان صدیقین دنبال بفرمایید. موفق باشید
5443
متن پرسش
سلام جناب استاد اینکه فرمودید تذکر خداوند متعال در مورد دقت در خلقت شتر و آیات مشابه آن که بسیار هم فراوانند تذکری برای اثبات نبوت است بنده چند نقد به آن دارم اولا در قرآن چرا شتر را مثال زد به نظر من علتش اینست که شتر یک حیوان تخصصی است یعنی اعضاء بدنش برای خدمت به انسان تخصص یافته نه برای خدمت به خودش و طبیعت حتی یک نوع جدال با سختی های طبیعت است پس خلقت شتر نمیتواند کار طبیعت باشد چون کسی که چیزی خلق میکند در خدمت خودش قرار میگیرد و این جوابی محکم به این فضولی عقلیست که موجودات این جهان مخلوق طبیعت اند و عقل های گیر افتاده در این دام را نجات میدهد چون اگر مخلوق طبیعت اند چرا در خدمت انسان اند چرا موجودات دیگر و حیوانات دیگر سوار شتر نمیشوند و آیه خلق لکم ما فی الارض جمیعا ناظر همین است که آنچه در زمین است در خدمت انسان است پس دستی غیر از طبیعت در کار خلقت بوده . این بدین علت است که بزرگترین مانع بر سر راه عقل انسانهای زمینی در اثبات خاقیت و ربوبیت خدا همین طبیعت هزار رنگ و حادثه های بیشمار موجود در آ« است یا مثلا فرموده است او کسیست که آب را زیر زمین جاری ساخت تا از چشمه ها بیرون بزند این دیگر خیلی با نبوت رابطه ندارد بلکه میخواهد بفرماید اگر تصادفیست چرا این آب طوری هدایت میشود که قابل مصرف انسان باشد نه در خدمت تصادفات و حادثه ها پس آیه ونشانه است نه شاهد .یا مثلا فرموده در اختلاف شب و روز آیه ونشانه است . به نظر شما یعنی نشانه نبوت ؟؟ یا اینکه یعنی اختلاف شب وروز بدرد انسانها خورده نه کس دیگر پس این دنیا خالقی دارد که از نظر منطقی یا خود این انسان است یا کس دیگر که ربطی به حوادث طبیعت و آنچه که در طبیعت است نداردو انسان میداند که خودش خالق نیست پس تذکریست بری محکم شدن عثل و قلب از شبهات و مستقر شدن اقرار به ربوبیت خدا در قلب.به نظر شما این با آیت و نشانه بودن بهتر مطابقت ندارد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این طور است که تمام مخلوقات با خلقت و ربوبیت حضرت حق به‌وجود آمده‌اند ولی مشکل مردم حجاز خالق‌بودن خداوند نبوده چون می‌فرماید ای پیامبر اگر از آن‌ها بپرسی چه کسی آسمان‌ها و زمین را خلق کرد و شمس و قمر را مسخر نمود حتماً می گویند (اللّه). «وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ» (سوره‌ی عنکبوت، آیه‌ی 61). مشکل کفار عموماً غفلت از ربوبیت خداوند است که موجب ارسال رسولان می‌شود مثل همین امروز که عموماً دنیای غرب در این‌که خداوند خالق جهان است مشکل ندارد – ماتریالیست‌ها تعداد معدودی هستند – مشکل غرب در نپذیرفتن احکام و دستورات الهی است در موضوعات اقتصادی و تربیتی و سیاسی. موفق باشید
5109
متن پرسش
سلام در خوانش کتب حضرت امام(ره)از کدام کتاب شروع کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مقدماتی که باید بگذرانید کتاب «آداب الصلات» شروع نرمی است. موفق باشید.
4832
متن پرسش
با سلام به خدمت فقط استاد طاهرزاده یه مشکلی دارم که میدونم هیچ روانشناس و مشاوری نمیتونه حلش کنه با توجه به دقت نظر و انشا الله صفای باطن حضرت عالی امیدوارم راهی جلوی من باز بفرمایید من از کودکی و نوجوانی به دلایل خاص از توان و یا میل و یا هردو در ایجاد رابطه با دیگران و معاشرت فعال با همسن و سالهایم برخوردار نبودم لذا امروز حس میکنم خیلی از دیگران عقب هستم و هرکار میکنم این شکاف پر نمیشه ممکنه تا اینجاش یه جواب روانشناسانه داشته باشه ولی به نظر خودم مشکل از جای دیگه است, اصلا حس میکنم روزی من نیست که بتونم یک عنصر مفید و فعال باشم هرچقدر هم که تلاش میکنم و با این و اون قرار و جلسه میگذارم تا این شکاف رو پر کنم دستی از غیب میاد و همه چیز رو به هم میزنه و من دوباره به همون کنج عزلت و بی خبری خودم پس رونده میشم, انگار این خدا نمیخواد منو به بازی بگیره مثل یه بازیکن نیمکت نشین شدم که هیچوقت تو زمین راهش نمیدن از دست نادانی و گیجی خودم نمیدونم به کی پناه ببرم هیچوقت به اندازه کافی کسانی دور و برم نبودن که کمکم کنن به هر کسی رو میکنم ناخواسته ازم فراری میشه این مساله ازدواج هم دیگه استخون تو گلو شده دو ساله داریم میگردیم تو کار این خدا موندم واقعا چرا باید باورم بشه پشت همه این ملغمه ها حکمتی هست؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید وارد جمع‌های مذهبی شوید چون وقتی می‌فرمایند: «یدالله لمع الجماعة» منظور جمع‌های توحیدی است تا إن‌شاءالله مدد الهی برسد. موفق باشید
3893
متن پرسش
سلام استاد عزیز تر ازجانم:‌استاد ایا شما از حلقه ی رحیم مشایی هستین؟آیا شاگردان شما انصار حزب الله هستند که تجمعات را به هم میزنند و بعضا به افراد لباس شخصی تعبیر می شوند.برای رفع شبهه لطفا پاسخ بفرمایید.ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر جنابعالی را به جواب سؤال شماره‌ی 3882 جلب می‌کنم. عنایت داشته باشید نفوذی‌های صهیونیست در محافل مذهبی با این تهمت‌ها تلاش دارند هرکدام از یاران رهبر عزیز را با انگی از صحنه خارج کند تا رهبر را تنها بگذارد در حالی‌که خودشان هیچ ارادتی به رهبر معظم انقلاب ندارند وگرنه از ایشان تبعیت می‌کردند و پروژه‌ی ایجاد تنفر بین نیروهای متدین به انقلاب و ولایت را دامن نمی‌زدند، وظیفه‌ی شما است به آن‌هایی که این تهمت‌ها را می‌زنند بگویید دلیل‌ات چیست و تا دلیل برای حرفش نیاورده یقه‌اش را رها نکنید. موفق باشید
1575

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر از سایت و مطالب خوب شما. سوالی دارم. فردی به شخص نمازگزار حمله کرده و ضمن سیلی زدن به صورت او، سجاده اش را جمع کرده. نمازگزار انسان سالمی است و فرد حمله کننده نیز به ادعای خودش انسان سالمی می باشد. پدر فرد حمله کننده از سر توجیه می گوید که باید ببینیم که نماز آن شخص واجب بوده و یا مستحبی!؟. آیا چنین حرفی صحت دارد. اگر بحث شکستن نماز مستحبی هم باشد، آیا خود شخص نمازگزار نباید نمازش را بشکند!؟ تازه آنهم در جواب دادن به مادر. آیا این طرز توجیه کردن و تقسیم نماز به واجب و مستحب برای پوشاندن امری که بسیار مذموم است، گناه و یا بدعت در دین نیست!؟.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در هر صورت هیچ مسلمانی این‌طور که شما نوشته‌اید چنین کاری را نمی‌کند که با شخصی در حین نماز چنین برخوردی را بکند، به قول شما این‌قدر کار قبیح است که با مستحب و واجب‌کردن نماز چیزی از قباحت آن نمی‌کاهد و در این موارد نباید عواطف پدری مانع از اظهار حق شود. موفق باشید
1353

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام ورحمت ا... . کدام نسخه یا چاب اصول کافی راتوصیه و تایید میکنید می خاهم باکلام معصوم زندگی کنم چه بخانم. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بحمدالله همه‌ی آن‌ها که در بازار هست هر کدام یک حسنی دارد. اعم از ترجمه آقای مصطفوی یا ترجمه آقای کمره ای موفق باشید
1285

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد میشود این قسمت از مقدمه کتاب هدف حیات را برایم توضیح تفصیلی بدهید {......سرمایه فکری تدوین شده توسط دانشمندان بز رگ اسلامی زمینه تدبردر قران وروایات را به خوبی فراهم میکند .........واکنون تاریخ مسئولیت بزرگی را بر عهده ما کذاشته.......}با توجه به مقدمه شماره 4 این برداشت میشود که فلسفه وحکمت چیزی برای جدید شدن ندارد اگر این چنین است الان ماچه وظیفه ای داریم که در اینده آیت الله جوادی یا علامه طباطائی زمان خود شویم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام علمای بزرگ همیشه راه را نشان می‌دهند و در هر صورت ما هستیم که باید با تعقل و تفکر چگونه رفتن را بیابیم و حرکت کنیم بنده معتقدم اگر در ذیل تفکر حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» جلو برویم به نتایجی از تفکر می‌رسیم که هنوز متولد نشده. در این مورد می‌توانید به جزوه‌ی «سلوک در ذیل اندیشه‌ی امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه»» رجوع فرمایید. موفق باشید
1274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در مورد ازدواج فرزندان ادم مرحوم علامه می فرماید خواهران و برادران با هم ازدواج کردند در صورتیکه در کتاب علل الشرایع شیخ صدوق نوشته است وقتی شخصی این مطلب را برای امام صادق علیه السلام بیان فرمود ان حضرت ضمن تقبیح چنین بیانی فرمودند خداوند دو فرشته را به زمین فرستاد و انان با فرزندان حضرت ادم علیه السلام ازدواج نمودند زمانی از شما این سوال را پرسیدم شما بیان نمودید قضیه برای من هم روشن نیست ایا شما از این حدیث مطلع نبودید؟ یا اینکه ایرادی بر حدیث می بینید. البته در جایی خواندم علامه حسن زاده ضمن رد نظر علامه جوابی برای این مطلب دارند که نقل نشده بود اگر از ان جواب هم مطلعید لطف کنید بیان نمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده فکر می‌کنم علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» با توجه به آن نوع روایات و موثق‌نبودن آن‌ها، آن نظر را داده‌اند و بنده نظر علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» را نظر عالمانه‌ای می‌دانم زیرا ایشان متوجه‌اند بعضی دستورات الهی ریشه در نفس‌الأمر دارند و تشریع آن احکام مبتنی بر تکوینیات عالم است و بعضی از دستورات صرفاً بر مبنای مولویت حضرت حق اظهار شده تا عبودیت عبد به نمایش آید و موضوع تحریم ازدواج خواهر و برادر از نوع اخیر است و به همین جهت اشکال ندارد در زمان حضرت آدم حرام نبوده باشد. موفق باشید
1249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی لطفا در مورد ابیات زیر توضیح فرمایید : می رسید از دور مانند هلال نیست بود و هست بر شکل خیال / نیست وش باشد خیال اندر جهان تو جهانی بر خیالی بین روان با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: این ابیات از عالی‌ترین متون توحیدی است که متذکر ظهور و خفای انوار الهی است. قرآن می‌فرماید: «هو الاول و الآخر» یعنی خدایی که اول است در همان حالی که اول است، آخر است و انسانِ موحد با نظر به او در مظاهرش او را اول می‌بیند و در همان حال با نظر به مقام وحدانتیتش او را آخر می‌بیند. مولوی موضوع «هست و نیست»بودن را پیش می‌کشد که از طرفی او در مظاهرش به اسم خاصی هویدا است و در همان حال آن اسم خاص حجاب حقیقت جامع اوست. می‌گوید: خیال این‌چنین است که از جهتی حکایت از صورتی می‌کند که در خارج است و از جهتی غیر از آن صورت است و بعد می‌گوید تمام هستی این‌چنین هستند که از جهتی ظهور حق‌اند و از جهتی حجاب حق. موفق باشید
1107

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر از استاد محترم و آرزوی توفیق روز افزون از درگاه احدیت ، لطفا با توجه به حقیقت نوری اهل البیت بفرمایید اینکه ایام هفته هر روز متعلق به یک یا چند معصوم است چگونه قابل توضیح است .موفق باشید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اگر چه ذوات مقدس اهل البیت یک حقیقت بیشتر نیستند ولی در مظاهر مختلف ظهور می‌کنند شاید اختصاص روزهای مختلف به آن ذوات مقدس به اعتبار مظاهر آن ها باشد. موفق باشید
975

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.دیدگاه ما نسبت به قران چگونه باید باشد؟به چه دیدی باید به قران نگاه کنیم که بیشترین بهره راببریم؟(درباره این موضوع علما کم برای مردم شفاف سازی میکنند،لطفا مطالب راه گشا وکلیدی را بیان کنید)خدا نظر حضرت ولی عصرعجل الله تعالی فرجه رابرقلب شما وهمه شیعیان ومحبان امیرالمومنین علیه السلام معطوف گرداند.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی سؤال گسترده‌ای است که پیشنهاد می‌کنم علاوه بر مطالعه‌ی مقاله‌ نسبت ما با فرآن در جهان معاصر که در قسمت سؤالات ویژه‌ی سایت لب‌المیزان هست و بعد از مطالعه‌ی جزوه‌ی چگونگی کار با تفسیر المیزان، با رجوع به خودِ قرآن، قرآن ما را راهنمایی می‌کند که چطور با آن برخورد کنیم. بارها عرض شده ما بر روی قرآن به اندازه‌ی یک واحد درسی تدبّر نمی‌کنیم در حالی‌که قرآن شرط صحبت با ما را تدبّر قرار داده است. موفق باشید
751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام اینجانب دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی با گرایش کلام می باشم.این موضوعات را برای تحقیق و احتمالا پایان نامه انتخاب کرده ام.یکی "بررسی در مورد رابطه تکوینی بین اعمال انسان و جزا و پاداش آنها" و "بررسی و تبیین این مطلب که بهشت و جهنم همین الان موجودند" و "بررسی واسطه فیض بودن اهل بیت علیهم السلام" از نظر عقلی و نقلی.می خواستم نظر شما را در مورد این موضوعات و این که کدام یک اولویت دارند بدانم و اینکه اگر موضوع بهتر و در اولویتی را سراغ دارید بفرمایید.و در هر صورت منابعی را اعم از فلسفی و کلامی و روایی و قرآنی برای این موضوعات معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: موضوع سوم خوب است وجای کار زیادی دارد و از مباحث حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» که به صورت نوشتاری در آمده می‌توانید استفاده کنید. موفق باشید
725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت شما استاد گرامی من دانشجوی مهندسی برق هستم می خواستم بپرسم آیا اکثریت وقت راصرف درسهای دانشگاه کردن کار درستی است یا نه؟ضمنا با وجود اینکه فضای دانشگاه طوری است که بنظر می رسد از عمل به دستورات دینی دور است بیشتر آن مصادیقی که در کتاب علل تزلزل تمدن غرب ذکر کردید وجود دارد وبی حجابی هم بسیار زیاد است چه راهکاری را پیشنهاد می کنید برای اینکه هویت دینی خود را حفظ کنم چون چنین فضایی خیلی تحملش برام سخت است؟از شما می خواهم که برای من دعا کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام به هرحال باید در شرایطی که هستید بیشتر وقت خود را صرف دروس فنی خود بکنید و از آن طرف سعی کنید عالَم دینی خود را حفظ کنید تا وسوسه‌های شیطان باعث نشود جذب این طایفه‌ی بی‌حجاب بگردید و در چشم شما آن‌ها با اهمیت جلوه کنند و از روح شیطانی آن‌ها غافل بمانید. خداوند چشم و دل ما را باز کند تا از زشتی‌های بی‌دینان غافل نگردیم. «از خدا دُوران، خدا دورت کند». موفق باشید
23314
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد شما در پاسخ به یکی از کاربران در شبهه ای ایشان را به شرح جلسات اول و دوم شرح فصوص در کانال «ندای اندیشه» ارجاع دادید. می خواستم بپرسم استفاده از مباحث فصوص را برای همه قابل دسترسی کردید؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به نحوه‌ی ورودی که اخیراً داشته‌ایم، اگر کسی مباحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» را به‌خوبی کار کرده باشد، می‌تواند ورود کند. البته بهتر است افراد بعد از بحث «معاد» و استماع صوت‌های آن، بحث را ادامه دهند. موفق باشید

21695
متن پرسش
سلام علیکم استاد: من ۱۸ ساله هستم و به لطف خدا حافظ کل قرآن، سال قبل دیپلم رشته علوم تجربی را گرفتم. به این رشته علاقه مند بودم. ولی به خاطر شرایط نامساعد آموزش و پرورش اعم از شیوه های غلط آموزشی ، شرایط فرهنگی نامناسب و ... از مدرسه بیرون آمدم. به پیشنهاد برخی اساتید امسال رو صرف مطالعه دروس کارشناسی ارشد رشته علوم قرآنی کردم تا از طریق امتیاز حفظ قرآن بتونم لیسانس بگیرم و بعد از آن در دانشگاه ادامه تحصیل کنم. به لطف خدا در زمینه های متعددی استعداد دارم و در مدرسه هم درس خوان بودم. خیلی از دوستانم که من رو میشناسن به من توصیه کردند که با این استعداد و توانایی که داری وارد حوزه شو. از طرف دیگر عده ای دیگر بر همین اساس به من توصیه می کنند که تو می توانی پزشک موفقی شوی و اگر به حوزه بروی اشتباه می کنی و پشیمان می شوی. الان واقعا سردرگمم و نمی دانم چه کنم؟! از طرفی به علوم حوزوی و کار کردن در این زمینه علاقه مندم و احساس می کنم وظیفه ای بر عهده دارم که باید انجام دهم و از طرفی نگران وضعیت معیشت آینده و موقعیت اجتماعی خود در آینده هستم. چون می بینم که بعضی از طلاب برای امرار معاش مجبورند به کارگری و... روی بیاورند و من نمی خواهم با این توانایی و استعدادی که دارم (که حتی افرادی که با من در ارتباطند اقرار می کنند که تو می توانی از مدیران و اندیشمندان موفق در آینده شوی) البته قصد خودستایی ندارم. به امام زمان توسل کرده ام که راهی باید در آن قرار بگیرم به من نشان دهند. چند راه دارم: یا باید کنکور تجربی بدهم و وارد رشته پزشکی بشوم! یا باید برای مقطع فوق لیسانس یکی از رشته های دیگر علوم انسانی مثل روانشناسی که وضعیت درآمدخوبی داره رو انتخاب کنم و در دانشگاه ادامه تحصیل بدم. یا همین رشته علوم قرآنی رو در دانشگاه ادامه بدم. که البته با مشورت هایی که کردم متوجه شدم این رشته نه از لحاظ علمی و نه از لحاظ درآمد وضعیت خوبی دارد. یا این اینکه رشته علوم قرآنی و حوزه رو که به هم مرتبط هم هستند هم زمان ادامه بدم که هم از نظر علمی پیشرفت بکنم هم به نحوی با دانشگاه در ارتباط باشم و مدرک دانشگاهی داشته باشم تا بتوانم راحت تر در جوامع مختلف حضور پیدا بکنم و تآثیر گذار باشم و هم از این طریق کسب درآمد کنم. البته نمی دانم نظر حضرتعالی در رابطه با تحصیل هم زمان حوزه و دانشگاه چیست؟ با توجه به اینکه این رشته با دروس حوزه مرتبط است. یا اینکه صرفا در حوزه تحصیل کنم. (که یه مقدار از نظر معیشتی نگران آینده خود هستم) البته اینکه روی موضوع درآمد تاکید می کنم به خاطر این نیست که به دنبال پولدار شدن یا... باشم. بلکه به خاطر این است که می خواهم در فراغ بال و بدون دغدغه مالی به مطالعه و تبلیغ و کار فرهنگی بپردازم. واقعا نمی دانم چه کنم. لطفا راهنماییم کنید. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که خداوند میل به حضور در حوزه و استعداد درک معارف دینی را در شما گذاشته‌است اگر به این میل و استعداد جواب ندهید مسلّما بعدا پشیمان می‌شوید. بالاخره آدم‌هایی هستند با انگیزه‌های مختلف که پزشک شوند؛ می‌ماند که اگر خواستید حوزوی شوید مطلقا باید حوزوی شوید،‌کبوتر یک بام و دو هوا به درد نمی‌خورد. مسأله‌ی رزق هم مطمئنا دست خداست و اهل علم عموما مشکل رزق نخواهند داشت و تنگی و گستردگی رزق ربطی به دانشگاه و حوزه ندارد. البته فراموش نکنید که حوزه، آن‌چه یک طلبه لازم دارد را دراختیار وی قرار می‌دهد نه آن‌چه برای یک طلبه کافی باشد. بنابر این با مشورت با اساتید موفق خود، برنامه‌ای بلند مدت برای خود بریزید و آن‌چه حوزه به شکل رسمی در اختیارتان نمی‌گذارد را جبران کنید. موفق باشید

21238
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: دو سئوال از محضر مبارک دارم: 1. حضرتعالی با تغییر نظام اجرایی _ سیاسی کشور از «ریاستی» به «پارلمانی» موافق هستید؟ نظرتون را کامل و جامع بفرمایید. 2. به نظر شما «تحزب» در نظام اسلامی موجب تخدیش «وحدتی» که برای نیل به آرمان ها شدیداً به آن نیازمندیم، نمی شود؟ وحدتی که جنابعالی به آن در کتاب سلوک پرداختید. نظرتون را کامل و جامع بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر! شاید بدتر هم بشود. زیرا نمی‌توان به نمایندگان اعتماد کرد که زد و بند نکنند، به مردم بیشتر می‌توان اعتماد کرد. 2- مقام معظم رهبرى «حفظه‏ الله» در جمع دانشجويان در كرمانشاه فرمودند: ما با تحزّب‏ مطلقاً مخالفتى نداريم و معتقديم تحزّب‏ با وحدت جامعه منافاتى ندارد؛ به شرط آن‏كه با نگاه درست ايجاد شود. اگر حزبى براى كانال كشى و كادرسازى و هدايت فكرى جامعه در زمينه‏ هاى سياسى، دينى، عقيدتى و ديگر عرصه‏ ها به ‏وجود آيد و قصد خود را در دست گرفتن قدرت قرار ندهد، كارى خوب و مورد تأييد است كه البته اينگونه احزاب، اگر در رقابت‏هاى سياسى هم وارد شوند، به طور طبيعى برنده مى ‏شوند.

پيشنهاد بنده آن است، رفقايى كه گروه‏هاى مذهبى تشكيل داده ‏اند، دستورالعمل و فلسفه‏ ى وجودى خود را همين جمله‏ ى رهبرى قرار دهند، يعنى گروهى باشيد كه مبنايتان كادرسازى‏ براى نظام باشد و در هدايت فكرى و زمينه‏ هاى سياسى و عقيدتى فعاليت نماييد. مقام معظم رهبرى در ادامه مى‏ فرمايند: ولى برخى احزاب مانند احزاب كنونى غرب در واقع باشگاه ‏هايى براى كسب قدرت هستند و سعى مى ‏كنند از هر طريق، از جمله زد و بند سياسى به قدرت برسند كه ما اينگونه تحزب را تأييد نمى ‏كنيم اما اگر كسانى با همين نگاه، دنبال تشكيل حزب باشند، جلوى آنها را نمى ‏گيريم. موفق باشید

نمایش چاپی