باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد اگر مباحث صوتی «ده نکته در معرفت نفس» همراه با کتاب مربوطه رادنبال بفرمایید، سؤال شما جواب داده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صور ذهنی یک نوع وجود علمی است، ولی یا علمی است که اشاره به واقعیات دارد و یا علمی است که تحت عنوان «وَهم» اشاره به حقیقتی در خارج ندارد بلکه قوهی واهمه بر اساس امیال خودش ساخته است و از این جهت نهتنها آن صورت علمی نور نیست بلکه ظلمات است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به یک معنا با بهصحنهآمدن انقلاب اسلامی نور حضرت صاحبالأمر«عجلاللّهتعالیفرجه» ظهور کرده است و با ارتباط قلبی نسبت به انقلاب و ارادت به رهبری انقلاب، عملاً وظیفهی خود را نسبت به آن حضرت انجام دادهایم. آیا شما سخنان مقام معظم رهبری را حاصل کمکهای حضرت صاحبالأمر«علیهالسلام» به ایشان نمیدانید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم بنیامیه و از جمله معاویه از این روایت به نفع خودشان استفاده کردهاند و مرحوم شهید مطهری هم این امر را متذکر شدهاند که معاویه به استناد این روایت، تلاش میکرد ضعفهای خلیفهی سوم را از ذهنها پاک کند. ولی اصل مطلب که امثال ابن حجر هیثمی در «الصوارم المهرقه» آورده است را میتوانیم در جای خود بپذیریم که توصیهای است تا مسلمانان را بعد از رحلتشان بیشتر در سیرههای مثبتی که داشتهاند، مدّ نظر بیاوریم. مثل اینکه در مورد آقای هاشمی بیشتر بر آن قسمت تأکید شود که ایشان مقابلهی مستقیم با رهبری نکرد. با اینکه به قول رهبری خنّاسهایی بودند که در این امر تلاش میکردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم برداشت خوبی است. ولی عنایت داشته باشید روحِ آن روایت در ابتدای امر نظر به فقر اقتصادی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آنچه هست تفسیری است که مشهور است به تفسیر محیالدین، که از جناب عبدالرزاق کاشانی است. ولی اساساً سیاق تفاسیر جناب ملاصدرا هیچگونه ترکیبی با سخنان کاشانی ندارد 2- در مورد قسمت دوم سؤال به جواب سؤال شمارهی 17708 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «معروف» یعنی آنچه در جان و فطرت انسانها شناخته شده است. آری! برای تذکر به «معروف» باید شرایطی فراهم شود که حجابهای ظلمانی از مقابل فطرت زدوده گردد. از این جهت باید در مسیر رفع حجابها که از جمله تحقق عدالت است، تلاش نمود ولی با رویکرد نظر به «معروف» و «نهی از منکر». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جنابعالی به نکتهی بسیار مهمی اشاره کردهاید و این مشکلی است که بیش از آنکه فردی باشد، ریشهی تاریخی دارد و بدین لحاظ چون معارف الهی در جایِ خود قرار نمیگیرند، تأثیر لازم را نیز نخواهند داشت. زیرا «تفکر» در جامعه حاکم نیست و عموماً افراد در فضای خصومتهای ژورنالیستی بهسر میبرند. به همین جهت از سالها قبل بنده به این نتیجه رسیدم که اگر «تفکر» به جامعه برنگردد و انسانیت انسانها مدّ نظر قرار نگیرد، ما از دیانت خود بهرهی کافی نمیبریم، به همان معنایی که قرآن در ابتدایِ سورهی بقره می فرماید: «این کتاب برای متقین، کتاب هدایت است». یعنی آنهایی که بنا دارند از کدورتها و تنگنظریها آزاد شوند. کانونهای دینی ما بهجای آنکه انسانیتِ دیگر انسانها را درک کنند؛ غیرِ خود را با نگاه غیرِ حق میبینند و این تا آنجایی ریشه دارد که ما در تاریخ گذشته، اهل سنت را غیرِ خود میدانستیم و همین روحیه، از آن به بعد به نحوه دیگری وارد جامعهی خودی یعنی شیعه شد، و هنوز با اینکه بنا است در بلوغِ آزادشدن از غیرِ خودیدیدنِ اهل تسنن رسیده باشیم، روحیهی تحقیر دیگران در ما باقی مانده است. میفرمایید: «آیا درکی که از ایمان و انسانیت دارید، غلط است یا صحیح؟» کاملاً صحیح است. متأسفانه ما عادت کردهایم رقیبسازی کنیم و لذا در تذکرات اخلاقی هم بهجای آنکه خود را متهم کنیم، رقیبِ ذهنی خود را متهم میکنیم که چرا رعایت اخلاقیات را نمیکند! و اینجا است که حتی درس اخلاق، نتیجهی ضدِ خود را میدهد. در کتاب «امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» صفحه 351 عرض شده است: «ما هنوز گمان میکنیم با تحقق انقلاب اسلامی امری ساده به وقوع پیوسته که میتوانیم در جزیرهای به نام ایران با آن به سر ببریم و به همین جهت نیازی نمیبینیم تا نسبت خود را با اطرافیانی که در یک گروه قرار داریم و با دیگر جریانها باز تعریف کنیم. در این صورت باید بپذیریم ما با خیالات خود در این واقعهی عظیم یعنی انقلاب اسلامی وارد شدهایم. و هرگز نباید برای خود امید پیروزی داشته باشیم زیرا نه خود را مجهز به سعه صدری کردهایم که در آینده سخت به آن نیازمندیم و نه تلاش میکنیم جامعه را از دو قطبی بودن بین جناحهایی که به اهداف انقلاب معتقدند، خارج کنیم؛ همچنان اسیر جناحبندیهای گذشته هستیم، زیرا معنای حضور در آیندهای را که در میان سایر ملتها برای ما رقم خورده است متوجه نمیباشیم.» تا وسعت خود را و افراد جامعه را در این تاریخ وارد نکنیم، هنوز در تنگیِ فردانیت خود با افراد برخورد میکنیم. پیشنهاد بنده آن است که سعی کنیم حیطهی انسانها تغییر کند. وقتی افراد خود را به وسعت حضور در تمدن اسلامی احساس کردند، معنای خود را آنچنان تغییر میدهند که دیگر نهتنها به کسی بدی نخواهند کرد، از بدیِ دیگران نیز خواهند گذشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که اگر فطرت انسان از ابتدا بالفعل باشد تمام کارهایش مطابق عقل و فطرت انجام میگیرد و مواظب است از حکم عقل و فطرت عدول نکند، اگر انسانهایی را خدا انتخاب کند تا برای بشر حجت باشند، از همان ابتدا آنها را منوّر به «نور عظمت الهی» میکند. پیشنهاد میشود در این مورد با حوصلهی کامل کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» خوانده شود. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عمل حکم زنا را ندارد ولی حجاب بسیار غلیظی بین خود و نور خدا برای خود ایجاد کردهاید در حدّی که آن صورت ظلمانی مدتهای مدیدی مانع تجلی انوار الهی و هدایتهای ربّانی میشود. عمق فاجعه را باید شناخت و با تمام وجود توبه کرد تا إنشاءاللّه خداوند با تجلی نور خود جذبهی نفسانی این صورت را از بین ببرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئلهی تکاثر موضوع مهمی است که با تأکید بر اقتصاد مقاومتی و تأکید بر عدالت اجتماعی باید حلّ شود. ما گرفتار تاریخی هستیم که مردم ثروت را غنا میدانند، در حالیکه باید طاعت الهی را غنا و بهرهمندی بدانند. به گفتهی آیتاللّه بهاء الدینی؛ آیت اللّه بهجت ثروتمند واقعی بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در سورهی اعراف میفرماید: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها» یعنی همهی اسماء حسنی و کمالات مورد تصور از آنِ «اللّه» است. از این جهت میتوان گفت: «اللّه» مستجمع جمیع اسماء الهی است. موفق باشید
