بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37948

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: ببخشید سوالی که از خدمتتون داشتم اینه که خیلی از افراد و مراکز نظرسنجی پیش بینی کرده بودن که اگه آقای جلیلی به نفع آقای قالیباف کنار برن در همون دور اول آقای قالیباف پیروز می شن و در غیر این صورت در دوگانه جلیلی و پزشکیان این آقای پزشکیان است که پیروز رقابت است و همینطور هم شد. حالا سوال من اینه که جناب جلیلی که ادعا دارن همه ی کارها رو بر اساس کارشناسی ها و نظر دانشگاهیان انجام می دهند پس چرا همان دور اول کنار نرفتن؟ اصلا فرض کنین آقای قالیباف به خوبی آقای جلیلی نباشه ولی به هر حال از جبهه ی انقلاب بود و بهتر از این بود که حالا کار دوباره تا ۸ سال دیگه دست اصلاح طلب ها بیفته.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد طرفین بحث‌های زیادی کرده اند. به نظر می‌آید خوب است به نکته‌ای که آقای ثابتی در کانال‌شان از قول آقای علیرضا کمیلی آورده‌اند هم فکر شود. https://eitaa.com/sabeti/3977. موفق باشید

37941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: اخلاص سخت به دست می آید. حال تا زمانی که بدست آید و شاید هیچوقت نیاید انسان درگیر بین اخلاص و ریاست چگونه این مشکل را حل کنیم؟ دلمان چیزی را می خواهد اما فکر به اینکه ممکن است ریا باشد و حین زمان انجام عمل مدام در این فکریم که ریاکاری یا نه و شاید گاهی جبهه را ببازیم راه درمان وسواس ریا چیست تا انسان راحت در جمع بتواند کارش را انجام دهد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در توحید ربوبی، بیشتر حاضر و حاضرتر شویم، حضرت حق را بیشتر منشأ اثر می‌دانیم و این همان اخلاص است. موفق باشید

37877

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: چند وقتی هست من نسبت به زمان و روزگار احساس خاصی پیدا کردم نمیدونم نشئت گرفته از حالات روحی ام هست یا واقعیت داره. احساس می‌کنم زمان مثل قبل یا حتی ماههای پیش نیست انگار قراره اتفاق مهم و خاصی بیفته خدا هم از این نوع گذران زندگی خسته شده انگار دنیا داره به آخر میرسه؟ احساس می‌کنم روزها داره زود سپری میشه تا به یک زمان خاصی برسه. انگار سال های پیش روزگار داشت آرام آرام طی می‌شد بدون هیچ عجله ای ولی الان انگار اون آرامش در سپری شدن روزها نیست. حتی وقتی سرگذشت بعضی علما را مطالعه می‌کنم احساس می‌کنم این زمان با زمان آنها تغییر کرده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما در تاریخ خود هستیم که تقدیر آن نیست انگاری می باشد و ظرفیتی که بشر جدید برای انسانِ آخرالزمانی شدن دارد. این جا است که مکرراً عرض شده است که اگر نتوانیم با تاریخی که با انقلاب اسلامی آغاز شده است و مردانی چون حاج قاسم را متولد می‌کند، باز نیست انگاری. با این نگاه در رجوع به قرآن و روایت می یابیم که چه اندازه می‌توانیم بیش از دیروز باشیم. موفق باشید 

37847

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در انتخابات دور اول ۱۴۰۳ حدود ۶۰ درصد جامعه در این انتخابات شرکت نکردند در واقع بیش از نیمی از مردم در شرایطی که همه گروه‌ها و احزاب سیاسی به میدان آمده بودند مشارکت نداشتند. امروز دیگر نمی‌توان از حماسه حضور صحبت کرد بلکه این حماسه به «حماسه نه» تبدیل شده است. از میان آن ۴۰ درصد هم بسیاری به جریان انقلابی نه گفته‌اند در این شرایط دیگر چطور می‌شود از حضور تاریخی و نقش تاریخی مردم سخن گفت؟ تحلیل شما از این شرایط چیست؟ آیا انقلابی که پشتوانه مردمی ندارد به ثمر می‌نشیند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم حضور در تاریخی است که با انقلاب اسلامی آغاز شده تا هرکس خود را از زمانه‌ای که زمانه سیطره نیهیلیسم است، آزاد کند. همان‌طور که در جواب سؤال‌های شماره 37841 و 37845 عرض شد مسئله، بسیار مهم‌تر از آن است که موضوع را محدود به یک امر سیاسی بکنیم. کانال «کشکول» نکاتی را متذکر شده که می‌تواند قابل توجه باشد. https://eitaa.com/mahdian_mohsen/1119 . موفق باشید

37545

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب طاهر زاده: به یاد دارم یه موقع تو یکی از صحبتهاتون گفتید یک نفر ناراحت بوده از واردات ماشین، بعدا متوجه شده بودید مشکل اون طرف این بوده که می‌ترسیده مدل ماشینش بیاد پایین. حقیقت اینه که توی فامیل داریم کسانی که با هاشون هم سن و سال هستم و تو یک شرایط اقتصادی بودیم ولی الان اونها خیلی پیشرفت کردنده اند و ثروتمند شده اند. ماشین شاسی بلند خریدند، کارخونه، مسافرت های خارجه، زن و فرزندان خوب، باغ و ویلا و خلاصه زندگی مرفه پیدا کردن. حقیقت اول که فرار می‌کنم از موقعیتی که با اونها روبه رو شوم. ولی اونا هر سال می‌خواهند‌ بیان به ما سر بزنند. حس خیلی بدی تو مایه های شرم، فقر، بدبختی، بیچارگی، یه خرده حسادت و ترس از بیشتر شدن این فاصله بهم دست میده تا اونجا که بعضی وقتها دلم میخواد اصلا نبودم. نمی‌دونم واقعا کسی هست که تو این شرایط حس حقارت بهش دست نده؟ شنیده ام آدم تکامل یافته، نسبت به پیروزی و پیشرفت دیگران خوشحال میشه؟ ولی نمیدونم چطوری؟ ممنون میشم راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان خدا را دارد که غنی مطلق است؛ همه چیز دارد. چرا نسبت به نداشتن‌های دنیایی‌مان که چیزی جز توهّمات نیست، خود را ملامت کنیم؟!! تازه، با همان آرامش و غنایِ درونی با آن افرادی که می‌فرمایید به شما سر می‌زنند؛ باید روبرو شوید و نشان دهید چه اندازه در معنویات خود، خود را مستغنی از دنیا می‌دانید. چیزی که اهل دنیا بنا دارند با دنیای بیشتر به دست آورند، ولی امکان ندارد. موفق باشید 

37373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. از کجا بفهمیم که داخل سلوک هستیم یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نسبت خود از آن جهت که در هر کاری احساس بندگی نسبت به خدا باید داشته باشیم، راهی که همان سلوک الی الله است ظهور می‌کند و آن ایجاد نسبتی است که عبد با حضرت ربّ در انجام وظایف شرعی خود دارد. در غیر این صورت، سلوکی پیش نمی‌آید هرچند ممکن است انسان در حدّ جهنم‌نرفتن دینداری کرده باشد. موفق باشید

37249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم حاج آقا: گاهی در حال روزه و رمضان در حالتی قرار می گیریم که حوصله و توان هیچ کار و عبادتی را نداریم. اولاً: بفرمایید که علل این حالت چه چیزهایی می تواند باشد؟ ثانیاً: دقیقاً برای همین حالت توصیه حضرتعالی چیست؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این مائیم و دلی که گاهی حالت بهاری دارد و گاهی حالت خزان. به خداوند عرضه می‌داریم یا دل را بهاری کن و یا عبادات ما را با همین دلِ خزان‌زده بپذیر. موفق باشید

37163

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و عنایات ویژه حضرت حجت ارواحنا له الفدا تقدیم شما پدر  دلسوز: سپاس بابت پاسخگویی به سؤالات قبلیم و اینکه همیشه خودتون رو در دسترس شاگردان قرار میدید و امید میدید و در این دوران سخت غیبت ما رو با توجهاتتون دلگرم می‌کنید. استاد فرق رؤیت، ملاقات، تشرف، نظر در چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان رؤیت و ملاقات را یکی دانست و آن انس روحانی است با ابعاد روحانی موردی که ملاقات شده. ولی در تشرف، ظاهراً رابطه جسمانی در میان است، هرچند اگر فردی که تشرف پیدا می‌کند اگر ابعاد روحانی خود را نیز آماده کرده باشد، از برکات ملاقات نیز می‌تواند بهره‌مند شود. موفق باشید

37084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام و درود و نور الهی و سپاس تقدیم به شما استاد طاهرزاده مهربان: استاد شما در صوتهای معاد فرمودید که خواب عالمی رو دیدن به معنای آن شخص نیست، بلکه علمیست که از جانب آن عالم به شخص خواب بیننده می‌رسد. من خواب آیت الله خامنه ای مدظله رو دیدم و به من اشاره کردند که نزدیک بیا، رفتم و روبروشون نشستم و دستم رو به ایشون دادم، بعد از لحظه ای خواستم که بی ادبی نکرده باشم و زود بلند شم برم که ایشون دستم رو محکم تر گرفتند و با نگاه اشاره ای کردند که نرو بنشین. این خوابم به چه معناست؟ کاش خدای بزرگ و قادر متعال توفیق دیدار ایشون رو نصیب مون بفرماید. کاش خداوند توفیق معیت وجودی با اهل بیت علیهم السلام رو نصیب مون بفرماید. واقعا دیدن جسمی خیلی لذت داره ولی اگر با همسنخی وجودی همراه باشه، آدم استرس بی ادبی در حضور اولیای خدا رو نداره. یا حق، به امید دیدار. استاد از خدا می‌خوام قلب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دلتنگ شما باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله زیر سایه رهبر معظم انقلاب که نایب الامام می‌باشند بتوانیم زندگی را ادامه دهیم. ولی بنده علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید

36922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا درست است که می گویند که بطور کلی غفلت، جهل، فراموشی، دلیل بر آن است که حقیقت علم خارج از انسان است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! علمِ حقیقی عین نفس می‌شود. موفق باشید

36235

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا صفات خدا عین ذات خدا می‌باشند و با هم هیچ تفاوتی ندارند؟ یعنی مثلا علم خدا همان وجود خداست و وجود خدا همان قدرت خداست؟ با توجه به اینکه مفهوم علم، قدرت و سایر کمالات با هم متفاوت است چگونه این کمالات در ذات خدا با هم متحد می‌شوند آیا این مطلب از راه عقلی قابل اثبات است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید آری! مفهوم علم غیر از مفهوم حیات است ولی در ذات خداوند که عین وجود است، تنها ما با وجود مطلق روبرو هستیم. موفق باشید

36200

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد گرامی با توجه به اینکه در آیات ابتدایی سوره اسراء، خبر از دو طغیان قطعی بنی اسرائیل و دو وعده کوبیده شدن آنها دارد، می‌توانیم نتیجه بگیریم که طغیان بنی اسرائیل در قرن اخیر مصداق طغیان سوم آنهاست؟ نظر به آینکه بعد از طغیان دوم و انجام وعده دوم می‌فرماید ان عدتم عدنا. پس امکان طغیان و فساد فراگیر سوم هم وجود دارد. و آیا با توجه به وعده قطعی خداوند بر کوبیدن آنها، آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم که ظهور مولا صاحب الامر بسیار نزدیک است؟ چون وعده داده شده است که حضرت و اصحابشان فاتح بیت المقدس هستند؟ ممنون و متشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این احتمال را نمی‌توان نادیده گرفت. می‌توان هم این نوع طغیان را مربوط به بنی‌اسرائیل ندانست و مربوط به غربی دانست که بنا بر آن است که رسوا شود از آن جهت که از جنایتکارانی پشتیبانی می‌کند که در جنایتکاری بی‌تظیر بوده‌اند. موفق باشید

35092

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: از نظر وحدت شخصیه وجود، مثلا در آب، سیراب کردن اثر خداست یا اثر آب؟ لطفاً توضیح مختصری بفرمایید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه تأثیرات از حضرت حق است با حضور مطلقی که او در عالم هستی دارد، ولی از طریق مظاهر اسمای حسنایش. موفق باشید

39937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی: خیلی ممنون می‌شوم در رابطه با تفکر در معماری و سکنی گزیدن راهنمایی بفرمایید. آیات ۴ و ۱۸ سوره فتح، از سکینه به عنوان عطای الهی از یاد شده است. «انزل سکینه». با توجه این مساله آیا می توانیم بگوییم سکنی گزیدن امری وجودی و تاریخی است؟ متنی کامل تری را در پیامرسان خدمتتان ارسال کردم خیلی ممنون راهنمایی بفرمایید تا تصحیح و تکمیل کنم. با تشکر از لطف شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مقالۀ «عمارت، سکونت، فکرت» از هایدگر متذکر می‌شود، موضوع سکنی‌گزیدن نسبتی دارد با حقیقت انسان و چون بشر مدرن نسبت به حقیقت خود گرفتار نوعی بی‌تفاوتی شده، عملاً نسبت به مسکن و معماری اصیل غفلت نموده به همان معنایی که میدان ظهور سکینۀ الهی را در میدان زندگیِ شخصی خود محدود و یا مسدود کرده. آن نوشته را که مرقوم فرموده بودید، دیدم. دغدغۀ خوبی در آن احساس می‌شود، حال مائیم و طلوع روحی که متوجه شود معماری چه اندازه مهم است و اهل تفکر در نسبت به آن فکر کرده‌اند و باز باید فکر کند. کتاب «مجموعۀ مقالات» مربوط به «نگاهی به شهر خلاق» را خدمتتان فرستادم. خوب است نگاهی به آن بیندازید. البته مسئله، بسیار مهم‌تر از این حرف‌ها می‌باشد. موفق باشید  

39826

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد جان برای تقویت اراده برای اینکه بتونم بیشتر مطالعه کنم تا چیز فهم بشوم چکار کنم؟ یک دوره معراج السعاده رو خواندم و یکه دوره مختصر هم عقاید اسلامی خوانده ام بهترین کتب را جمع آوری کردم ولی نمیدونم چرا اراده ندارم بیشتر از نیم تا یک ساعت مطالعه کنم. اگر راهکاری ارئه بدهید ممنون میشم اجرتون با آقا امام زمان (عج). ضمنا استاد جان قبلا هم گفته بودم که به لطف خدا امسال قبل از عید توفیق توبه بهم عنایت شد و در رویایی صادقه امام رضا دستم را گرفت و داخل حرم بردند اگر دستور سلوکی و اخلاقی عرفانی یا ذکری عنایت کنید ممنون میشم. الان متاسفانه رفیقی برای کمک در سیر و استادی برای طی طریق ندارم و خیلی احساس غربت و حیرت می‌کنم. اگر امکان داره بنده رو با کسی آشنا کنید تا به لطف خدا رفیقی در سیر الی الله داشته باشم و ان شاءالله توفیقاتم بیشتر بشه و کمی این حس دلتنگی ام کم شود اجرکم عندالله. (ومن الله توفیق)

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. پیشنهاد می‌شود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست مطالعه شود و با دنبال‌کردن قسمت دوم کتاب، جواب‌هایی که به دنبال آن هستید را بیابید. ۲. با سیر مطالعاتی سایت ان شاءالله می‌توانید جدّیت خود را شکل دهید. ۳. در مورد یافتن رفیق مهم آن است که انسان با معارفی که میابد، عملاً به رفیقی که رفیقِ رفیقان است؛ دست یابد. در این رابطه پیشنهاد می‌شود به جزوۀ «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت (رحمه الله )» رجوع شود. موفق باشید https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA 

39804

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا ذوالقرنین همان کوروش است اگر کوروش نیست پس چه کسی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی، گرایش به نظر سِراحمدخانِ پاکستانی دارند که جناب ذی‌القرنین را با کوروش تطبیق داده است. ولی ممکن است شخص تاریخیِ دیگری باشد. آقای مستحسن در کتاب «ذی‌القرنین» خود، آن را با حضرت صاحب‌الأمر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» منطبق کرده‌اند. موفق باشید

39647
متن پرسش

سلام استاد: با خدا می گویم ای خدا چرا نمی خواهم بگویم، مگر لب باز کردن و به صحنه کشیدنت چقدر کار دارد، مگر گوش دادن به اذانت چقدر کار دارد، چرا آفتاب روی این پوستین های چرب چشمانم نمی تابد تا تو را ببینم، خدایا انگار کارم با تو با گلایه سرشته شده است، راهی که به من دادی بسیار ذوق آور است و غیر قابل تحمل، حوصله ام سر رفته است از دست منم، اگر می‌شد سر به بیابان می‌نهادم تا تو را یابم اما بال هایم پرکنده از بال بال زندم بی جان شده، آن وقت که خودت را ازم گرفتی بگو مگر چه کرده بودم؟ انگار بودن جرم است و شاهدانش اشک هایی هستند که در حرم ریخته ام. آری! دلم تنگ تو است، بخدا اگر آنقدر از پس این کربلا ها زیبا نبودی که من لحظه ای به این زندگی امان نمی دادم و خودم را می‌کشتم. علی (ع) تو بهانه ام شده است، دلم می‌خواهد مثل تو سخن بگویم و مثل قرآنت باشم. اما انگار باید دردت را به جان بکشم و قرآنت را روی سرم بالا بگیرم. ای قرآن عزیز، چه از جانم می‌خواهی، نای نفس کشیدن ندارم و بجایش آه می‌کشم. رمضانت که آمد دیگر از بلند پروازی هایم راهت شدم، چون نمی‌شود تو را انکار کرد. خلاصه که جگرم می‌سوزد تا که تو را می‌بینم، سید حسن معنایی در خور خودش را به من بخشید، اما حاج قاسم که هنوز هم یادش و روزگار برایش گریستن از خاطرم سو سو می‌زند و همیم مرا دیوانه کرده است. انگار دلم تنگ است برای آن روزگار که با حاج قاسم تا ته کار را می‌دیدم. خب مثل این که کمی خنک شدم و فرصتی پیدا کردم برای دوباره آتش بگیرم، خدایا شکرت که هستی و وای که اگر نبودی چه می‌شد؟ پس هستی که دلم قرص است از بابت نابودی استکبار و اسرائیل. خدا نگهدار

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راستی را! مگر زندگی جز ایمان است؟ و ایمان جز امیدی است به او که: «ندانم چه‌ای هرچه هستی تویی».
راستی را! حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» چگونه با قرآنی که بر قلب‌شان تجلی کرد و به صورت کلام در می‌آمد، به سر می‌بردند؟ در حالی‌که آن کلام، تنها حضور بود و نه مفاهیم حصولی که به راحتی بتوان به معانی آن مشغول شد. 
راستی را! ما در نسبت با خداوند و قرآن و اولیای الهی در جستجوی چه نسبتی باید باشیم که در این سکراتِ دوران بتوانیم امیدوارِ بانک جرسی باشیم که گویا در پیش است؟ موفق باشید              
 

39231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خسته نباشید. کانالی به نام «علم الاسماء» مدعی است که با علم متافیزیکی اسلامی، همه‌ی مشکلات افراد را می‌فهمد؛ چه جسمی و چه روحی، و درمان می‌کند. عناوینی هم که مدعی درمانش شده، مثلاً بررسی آسیب سحر و طلسم، آسیب اجنه، همزاد، چشم زخم و...، بررسی فرکانس نام، درجه مزاجی نام، محاسبه اسم اعظم شخصی و... یک مطلبی هم برای نام درمانی نوشته که: «آیا اینو می‌دونستید که اگر ارتعاش نامتان ضعیف باشد، حادثه‌های زیادی می‌تونه در زندگی‌تون رخ بده؟ مثل بیماری، بچه‌دار نشدن، تصادف، متضرر شدن در معاملات، کارها را نیمه رها کردن، مشکلات در ازدواج و روابط و حتی آسیب‌های متافیزیک...» می‌خواستم بدانم اصلاً این علم‌ها درسته؟ اصلاً متافیزیک، علمی هست که ثابت شده باشد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گمان بنده با نظر به معارف قرآنی و حِکمی، ما نباید معطل این حرف‌ها باشیم. موفق باشید

39160

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: استاد عزیز و بزرگوار خواستم بپرسم اگر حقیقت نوری محمدی (که حضرت رسول در موردش می‌فرمایند اول ماخلق الله نوری) همان عین ثابته محمد (ص) نیست پس چیست؟ اگر عین ثابته همان حقیقت نوری نباشد آیا یعنی حقیقت نوری همان مظهر اسم الله است یا اینکه نه آن هم نیست. پس چیست؟ ۲. مگر نگفتیم عین ثابته محمد بر تمامی عیون ثابته مقدمتر و محیطتر بوده پس عین ثابته محمد تمام عیون ثابته را بوجود میاورد پس عین ثابته امامان و بقیه عیون ثابته را نیز بوجود می آورد. درست است؟ توضیح دهید ممنونم از شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که چه برداشتی از عین ثابته داشته باشیم و لذا با توجه به آنچه جنابعالی از آن برداشت کرده‌اید به نکتۀ خوبی اشاره می‌فرمایید. و از آن مهم‌تر همان روایتی است که بدان اشاره فرمودید که آری! اول ما خلق الله نور حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است و مبنای همۀ مخلوقات نور آن حضرت است که در جای خود بحثهای مفصلی از طریق اهل نظر به میان آمده است. موفق باشید

39055

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد ارجمند: به برکت وجود بزرگان خداوند متعال در زندگی من حقیر هیچ چیزی را کم نکرد و نداد اگر از حال دلم بگم واقعا خوب اگر از ترس و خوف و افسردگی ها بگم واقعا شکر خدا در چنبره حکمت انبیا و اولیا و بزرگان اند و به واسطه ولایتشان مستفیضیم. اما یک نکته در ته ته دلم وجود دارد و آن اینکه آنچه از آینده یا در آینده جهان باید جست برایم معنی محصل نیافته است_ واقعا وظیفه تاریخی خود را بجز در خدمت بودن ولی را درک نمی‌کنم گویی هنوز خودبنیادی پنهان و خفته طالب آتش به اختیار بودن است گویی هنوز آنچه را باید شب و روز بدون خوردن الا قلیلی و خفتن الا قلیلی، جست را نمی‌جویم از بعد گذشته و اکنون واقعا خیلی خیلی شاکر و راضی ام واقعا آنچه هست از سرم گویی زیادست، ذوق می‌کنم وقتی به گذشته خيلي خطرناک و گناه آلوده می‌نگرم و به خودم میگم این منم؟ مگر ممکنه؟ و آنجا رحمت را می‌بینم. آنچه سؤال ام هست اینکه برای آینده به شیوه ایی که عرض کردم چه بکنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه بحث در توجه به حضوری است که با انقلاب اسلامی پیش آمده و ذیل توجه به حضرت امام و رهبری، راهی گشوده شده که راه مهمی است. در بحث «ما و بیانات رهبر انقلاب در رابطه با بسیج» https://eitaa.com/matalebevijeh/18135 نکاتی مطرح شد که می‌تواند توجه به آینده‌ای که عبور از ظلمات دوران است را مدّ نظر قرار داد. موفق باشید

39006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: در بحث سوره واقعه فرمودید که خدا به تمام اسما و کمالاتش به جامعیت بر مقربین به صورت حوری بر آنها تجلی می‌کند. می خواستم ببینم که در شب معراج طبق حدیث زیر (: ‌قال رسول الله ‌(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)‌: رایت ربّی ـ تبارک و تعالی ـ فی احسن صورةٍ؛ فقال فیما یختصم الملا‌ ‌الاعلی یا محمّد؟ قلت: انت اعلم، مرّتین. قال: فوضع الله کفَّه بین کتفی، فوجدت بَردها بین‌ ‌ثدیی، فعلمتُ ما فی السماوات و ما فی الارض. ثمّ تلی هذه الآیة: ‌ «‌وَ کَذَلِکَ نُرِی ابْرَاهِیمَ‌ ‌مَلَکُوتَ السَّمَوَاتِ وَ الْارْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِی) آیا این اتفاق برای حضرت خاتم (ص) رخ داده است؟ با تشکر از پاسخ گویی شما استاد بزرگوار!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» مکرر فرموده‌اند هنوز خنکی آن دست را بر روی کتفم احساس می‌کنم زیرا حضرت حق به جلوۀ ربّانی خود در آن عالم که عالم صورت‌های برزخی و متعالی است، به این صورت برای پیامبر خدا ظهور کرد به همان معنای ظهور انوار اسماء در مظاهر مختلف. موفق باشید

39004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

تقدیم به شهید فخری زاده: «روزگاری بیت نابت شعر فاخر می‌شود؛ گوهر حرف حسابت شعر فاخر می‌شود» «وعده‌های صادقت کابوس اسرائیل شد؛ یوسفا! تعبیر خوابت شعر فاخر می‌شود» ««با ولایت تا شهادت» گفتمان مردهاست؛ گفتمانِ انقلابت شعر فاخر می‌شود» «سرو اگر در ذات سروی بود تا بالنده شد؛ با شکوهش، با صلابت شعر فاخر می‌شود» «حافظ اسلام نابی در حجابی واژه‌‌گون؛ شاهد و شمع و شرابت شعر فاخر می‌شود» «ای خراباتی ترین تفسیر قرآن مبین؛ عاقبت حال خرابت شعر فاخر می‌شود» «مرد میدانی نداری ترسی از این صخره‌ها؛ در پس کوه آفتابت شعر فاخر می‌شود» «نامه‌ وقتی از سیاهی مثل شب تاریک شد؛ با دعای مستجابت شعر فاخر می‌شود» «جامع دنیا و قبر و حشر تنها عشق بود؛ عنبر و مشک و گلابت شعر فاخر می‌شود» «مجمل دیوان حق بودی به تفصیل آمدی؛ نقطه‌ی حرف کتابت شعر فاخر می‌شود» «از خودت از خویش پرسیدی سکوتی دست داد؛ هم سوالت، هم جوابت شعر فاخر می‌شود» «علم داری از یَمِ «و الله اعلم بالصواب»؛ دانش بی اکتسابت شعر فاخر می‌شود» «فخر ایرانی، به دستت پرچم الله ماست؛ عشق یعنی انتخابت شعر فاخر می‌شود» «کیمایی ماورای فهم مردم یافتیم؛ شعر ما هم در رکابت شعر فاخر می‌شود» «با شهیدانی که صدرایی‌ترین اندیشه اند؛ هر کسی دارد قرابت شعر فاخر می‌شود» «زاده‌ی فخری و هستی مایه‌ی فخر خدا؛ روزگاری بیت نابت شعر فاخر می‌شود»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در تاریخی و حضوری خود را احساس کنیم، این ما نیستیم که سخن می‌گوییم. آری! این کلام است که در ما می‌روید و خواهیم گفت: «ای خدا جان را تو بنما آن مقام ** کاندر او بی‌‌حرف می‌‌روید کلام‌‌». موفق باشید

38973

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«بنگی زدیم و سرانا الحق شد آشکار / ما را به این گیاه ضعیف این گمان نبود» سلام استاد عزیز، این بیت از ابیات تاویلی مولاناست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً شخصیت بزرگی همچون جناب مولوی و آن نوع گشودگی‌های معنوی که برایش پیش آمده تا آنجایی که زبانش، فوقِ اراده خودش، زبانِ اظهار حقایق است؛ هرگز خود را مشغول چنین اموری که عملاً انسان را در توهّمات ذلیلانه فرو می‌برد، نمی‌کند. آنانی که به بهانۀ عرفان‌بازی گرفتار این نوع ظلمات هستند را نباید به عنوان عارفان مدّ نظر آورد. ما جناب محمد بلخی‌ای را می‌شناسیم که در اکثر عمر، روزه‌دار بوده است با بدنی لاغر و با حدّاقل غذا. تا آن‌جایی که آن‌گاه که یک لقمه بیشتر استفاده می‌کند آنچنان در حضور متعالی او نسبت به افق حقیقت کدورت پیش می‌آید که فریاد برمی‌آورد: «از برای لقمه‌ای این خار خار / از کف لقمان برون آرید خار». خود او تا آنجا از این صوفی بازی ها متنفر است که می گوید: هست صوفی آن که شد صَفوَت‌طلب / نه از لباس صوف و خیاطی و دَب. صوفی‌ای گشته به‌پیش این لئام./ الخیاطه و اللَواطه و السلام. موفق باشید 

38846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد اگر کسی اهل ریسک کردن نباشد و بسیار عاقلانه و محتاط گام بردارد، و با این روش از زندگی مادی و معنوی اش حس کنیم عقب افتادن است آیا همسر او وظیفه دارد که او را هل دهد؟ با توجه به اینکه دو فرزند دختر و پسر داشته باشند و از پدر الگو می‌گیرند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هرکس با روحیه خاصی می‌تواند زندگیش را ادامه دهد. سخت‌گیری‌ها عموماً موجب ناامیدی طرف می‌شود. موفق باشید

38821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: روان شناس حوزوی و نویسنده هستم. مشغول نوشتن کتابی درباره سهم و نقش شیاطین در اختلافات زناشویی. در این زمینه فیش برداری کرده‌ام و مصاحبه‌های زیادی داشته‌ام. سؤالاتی برایم مطرح است استدعا دارم به سؤالاتی که برایم پیش آمده جواب فرمایید: بیشتر تلاشم در حوزه علوم غریبه بیان ترفندهای روان شناختی دعانویسان شیاد و.... است. همین طور بحث زمینه های روان شناختی اسناد مشکلات به جادو. درست می فرمایید کار خیلی حساس است. ۱. برداشت زیر درست است؟ در آیه ۱۰۲ بقره آمده سحر حقیقت دارد و قابل آموزش است و اکتساب. اگر توصیه های دینی حضرت سلیمان کافی می بود لازم نبود هاروت و ماروت بیایند آموزش هم بدهند برای بطلان سحر. بنابراین برای دفع سحرهای محکم، لازم است از اهل فن هم کمک گرفت. ۲. اگر یک نفر از یک میلیون گرفتار سحر شود طوری که متخصصان علوم مادی نتوانند علاج کند، فرد باید نزد چه فردی برود که اهلیت دفع داشته باشد؟ صفات (سلبی و ایجابی) چنین فردی چیست؟ علما وارسته در دسترس نیستند و کثرت مشکلات و مراجعن سبب می‌شود نتوان به خیل زیاد پرسشگران و افراد نگران پاسخگو باشند، در برابر دعانویسان شیاد و رمالان و دعانویسان گرفتار جاهل مرکب و کلاش در بیرون و فضای اینترنتی خیلی زیاد شده اند. ۳. آیا در عصر فعلی، دوره حضرت خاتم (ص) آیا شیاطین غیر وسوسه، قدرت اجرایی برای بیمار کردن جسمانی (مسنی الشیطانُ بنُصب و عذاب در داستان حضرت ایوب) و بیماری روانی (یَتخبّطه الشیطانُ من المس) دارند یا فقط وسوسه می کنند؟ (داستان دیوانه شدن افراد توسط جنیان در برخی روایات هست. و حکایت سنگ انداختن جنیان به منازل را بزرگانی مثل آیت‌الله بهجت نقل کرده اند) ۴. آیا کتاب مستقل نوشتن درباره سهم و نقش شیطان در اختلافات زناشویی سبب تشویش ذهن مردم می شود یا روشنگری است؟ در کتاب بحث می شود که در کنار علل متعدد مادی، علت ماورایی مثل سحر و چشم زخم و.. هم می تواند در اختلافات سهیم باشد. در کتاب پیوسته امور زیر تذکر داده می شود: قدرت انتخابگری انسان و فرع بودن وسوسه شیطان، تأیید الهی و فرشتگان، تأثیر سبک زندگی دنیا و دعا و توسل و ناچیز بودن قدرت شیطان در برابر خدا و ایمان قوی، آسیب های رجوع به دعانویسان شیاد و ناآگاه و... تذکر داده می شود) ۵. آیا بین نام افراد و مشکلات فردی و زناشویی و بیماری و سلامتی و فقر یا ثروت رابطه ای وجود دارد؟ این روزها افراد زیادی با عنوان علم اعداد و اسما و... نام مراجعان خود را حتی نام معصوم و صفات و القابشان را تغییر می دهند تا مشکلاتشون رفع شود. ۶. قطعا اسباب طبیعی مهم است در کنار آنها علل ماورایی در نارضامندی و رضامندی زناشویی کدام اند؟ ۷. کتاب معتبر ادعیه، ذکر، ختومات و.... برای استفاده عموم در این زمینه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» شده است. کتاب روی سایت هست. به نظر می‌آید اگر بیشتر متذکر توحید و تقوا شویم، انسان‌ها را از گردونه تأثیر جنیان شرور که همان شیاطین هستند رهایی بخشیده‌ایم به همین جهت بیشتر باید در موضوع مقابله با شیطان که «کان من الجن» می‌باشد؛ موضوع را دنبال کرد. امید است نظر به آن کتاب بتواند جوابگوی سؤالات جنابعالی باشد. به هر حال در مواجهه با جنیان شرور یعنی شیاطین، مسئله نظر به تقوایی که شریعت الهی متذکر می‌شود اگر مطرح شود، بهتر است همان روشی که ائمه «علیهم‌السلام» دنبال کردند. موفق باشید

نمایش چاپی